پرسش و پاسخ

نقل و انتقالات نظامی در سایه؛ از پل هوایی چین و روسیه به ایران چه می‌دانیم

نقل و انتقالات نظامی در سایه؛ از پل هوایی چین و روسیه به ایران چه می‌دانیم
برخی منابع رسانه‌ای معتبر گمانه‌زنی‌هایی ‌درباره مهمترین ابعاد حمایت‌های نظامی و دفاعی و امنیتی چین و روسیه از ایران مطرح کرده‌اند.
کد خبر : 21354

تبیین:

در حالی که دونالد ترامپ، رئیس جمهور ایالات متحده، به طور مداوم با تهدید تهران، صحبت از اعزام ناوگان به گفته او عظیم به اطراف آب‌های ساحلی ایران می‌کند و در راستای این مواضع رسانه‌ها نیز جزئیات مختلفی از ارسال تجهیزات و سلاح‌‌های ارتش آمریکا به پایگاه‌های نظامی این کشور در منطقه منتشر کرده‌اند، در آنسوی ماجرا و در سکوت خبری به نظر می‌رسد که رویدادهای مشابهی در جریان است و جمهوری اسلامی نیز خود را برای سناریوهای مختلف، از جمله ساعت صفر حمله دشمن آماده می‌کند.

 در واقع سکوت و بی‌خبری رسانه‌ای حاکم بر فضای اقدامات در حال انجام برای رویارویی با سناریوهای مختلف جنگ، شامل جنگ محدود و کوتاه مدت یا طولانی و گسترده، تکیه درگیری بر حملات هوایی و یا کشیده شدن جنگ به دریا و نبردهای زمینی و جنگ شهری با هسته‌های تروریستی مسلح را نباید به منزله انفعال برشمرد و قطعا تهدیدات کلی و سربسته مقامات عالی‌رتبه سیاسی و نظامی ایرانی در این روزها از پشتوانه‌های عملیاتی و لجستیکی گسترده و غافلگیرکننده برخوردار است. تهدیداتی از جمله رصد کامل تحرکات هوایی دشمن شامل پرنده‌های رادارگریز، بازسازی و افزایش توان پدافندی نسبت به قبل از جنگ 12 روزه، نابودی پایگاه‌های آمریکایی در منطقه و بویژه غرق کردن ناوهای آمریکا حتی بیرون از خلیج فارس.

در چنین فضایی موضوع همکاری‌های نظامی ایران با متحدان اصلی خود یعنی چین و روسیه، برای پر کردن دست تهران از اهمیت بسزایی برخوردار است. ایران با این دو قدرت نظامی بزرگ جهان علاوه بر روابط مستحکم و تنگاتنگ سیاسی و راهبردی، توافقات همکاری‌های راهبردی نیز امضا کرده است که شامل مسئله همکاری‌های نظامی نیز می‌شود. در هفته‌های اخیر سرنخ‌هایی از تسریع روند همکاری‌های نظامی متناسب با شرایط ویژه تداوم فضای جنگ از زمان پایان جنگ 12 روزه تاکنون به بیرون درز کرده است که می‌تواند معنای دیگری نسبت به هشدارهای مقامات ایرانی به ماجراجویی آمریکا و رژیم صهیونیستی بدهد.

اولین سرنخ اهدای ماکتی از جنگنده پیشرفته جی-۲۰ چین توسط وابسته نظامی پکن مستقر در تهران، به فرمانده نیروی هوایی ایران بود. اقدامی که به دلیل همزمانی آن با ارسال ناوهای آمریکایی به خلیج فارس نمی‌تواند بدون در نظر گرفتن برداشت‌ها و تفاسیر سیاسی و رسانه‌ای از آن باشد. این در حالی است که پس از جنگ 12 روزه ایران به خرید جنگنده جی 10 سی نسل ۴.۵ چین، علاقه نشان داده است. وبسایت Thecradle در تفسیر این رویداد نوشت این اقدام چیزی بیش از یک حرکت تشریفاتی و هدف از آن ارسال پیامی نه تنها به تهران، بلکه به ایالات متحده و اسرائیل بود. پس از آن نیز برخی رسانه‌ها مانند «الحره عراق» از 16 پرواز ترابری سنگین به ایران در فاصله 56 ساعت در اوایل بهمن ماه خبر دادند که گمان زده می‌شد مربوط به انتقال تجهیزات پدافند هوایی پیشرفته بوده است.

سرنخ دیگر وقتی بود که کاظم جلالی سفیر ایران در مسکو در یک برنامه تلویزیونی در پاسخ به سوال خبرنگار درباره ماهیت افزایش پروازهای باری روسیه به ایران در ماه‌های اخیر، به همکاری‌ها و توافقات نظامی میان دو کشور در راستای توافق همکاری‌های جامع راهبردی اشاره کرد و گفت که نمی‌تواند بیش از این توضح بدهد. روس‌ها همچنین در کوران تهدیدات فزاینده آمریکا علیه ایران تصمیم گرفته‌اند که رزمایش مشترک دریایی را با تهران برگزار کنند که پیامی آشکار درباره حمایت از متحد منطقه‌ای خود در رویارویی نظامی احتمالی را به واشنگتن ارسال می‌کند.

چرا ثبات ژئوپلتیک ایران برای چین مهم است؟

برای درک حساسیت پکن نسبت به سناریوهای بی‌ثبات‌سازی یا تغییر نظام در ایران، باید به چارچوب نگاه راهبردی و بلندمدت چین در غرب آسیا توجه کرد. تعامل چین با جمهوری اسلامی، برخلاف رویکردهای مقطعی برخی بازیگران بین‌المللی، مبتنی بر یک برنامه‌ریزی ژئوپلیتیکی درازمدت است که ایران را نه صرفاً به‌عنوان یک شریک مقطعی، بلکه به‌عنوان یکی از گره‌های کلیدی نظم در حال شکل‌گیری اوراسیایی تعریف می‌کند.

نخستین مؤلفه این اهمیت، جایگاه ژئوپلیتیکی ایران است. ایران در قلب اتصال شرق آسیا به غرب آسیا و از آنجا به اروپا قرار دارد؛ موقعیتی که در منطق راهبردی طرح کلان ابتکار کمربند و جاده جایگاهی محوری دارد. هرگونه بی‌ثباتی داخلی در ایران، نه‌تنها معادلات داخلی این کشور بلکه امنیت کریدورهای زمینی و دریایی متصل‌کننده چین به بازارهای غربی را نیز تحت تأثیر قرار می‌دهد. از منظر پکن، اختلال در ایران می‌تواند به دومینوی بی‌ثباتی در امتداد کریدورهای ترانزیتی منجر شود؛ کریدورهایی که سرمایه‌گذاری‌های میلیارد دلاری چین در زیرساخت‌های حمل‌ونقل، انرژی و لجستیک در آنها نهفته است.

در بُعد دریایی، اهمیت ایران برای چین دوچندان می‌شود. تنگه هرمز و مسیرهای منتهی به باب‌المندب همچنان برای امنیت انرژی و جریان تجارت خارجی چین حیاتی‌اند. بخش قابل توجهی از واردات انرژی چین از این آبراه‌ها عبور می‌کند و هرگونه تنش نظامی یا تغییر ساختار قدرت در تهران می‌تواند توازن امنیتی این شریان‌ها را دستخوش تحول کند. از نگاه پکن، بی‌ثباتی در ایران صرفاً یک مسئله منطقه‌ای نیست؛ بلکه تهدیدی مستقیم برای زنجیره‌های تأمین و امنیت انرژی چین محسوب می‌شود.

دومین مؤلفه، وابستگی متقابل اقتصادی است. چین در حال حاضر بزرگ‌ترین شریک تجاری ایران به شمار می‌رود. صادرات ایران به چین، که عمدتاً شامل نفت و فرآورده‌های انرژی است و سالانه حدود ۲۲ میلیارد دلار برآورد می‌شود، در حالی که واردات ایران از چین رقمی در حدود ۱۵ میلیارد دلار را شامل می‌شود. افزون بر این، توافق‌نامه همکاری جامع ۲۵ ساله میان دو کشور، چشم‌انداز سرمایه‌گذاری‌های بلندمدت چین در حوزه‌های نفت، گاز، پتروشیمی، زیرساخت، حمل‌ونقل و صنعت ایران را ترسیم کرده است؛ توافقی که ارقام پیش‌بینی‌شده برای آن در برخی برآوردها بین ۳۰۰ تا ۴۰۰ میلیارد دلار ذکر می‌شود. چنین سطحی از تعهد اقتصادی، طبیعتاً ثبات ساختاری در ایران را به یک اولویت راهبردی برای پکن تبدیل می‌کند.

از منظر انرژی، اهمیت ایران برای چین حتی پررنگ‌تر است. چین بخش عمده‌ای از نفت صادراتی را خریداری می‌کند. این مسئله نه‌تنها تهران را به یکی از تأمین‌کنندگان مهم انرژی چین تبدیل کرده، بلکه به پکن امکان داده است با تنوع‌بخشی به منابع وارداتی خود، در برابر شوک‌های ژئوپلیتیکی مقاومت بیشتری ایجاد کند. پس از دخالت واشنگتن در ونزوئلا و احساس خطر پکن از افزایش نفوذ واشنگتن بر زنجیره صادرات انرژی، اهمیت ایران به عنوان یک بازیگر کلیدی خارج از کنترل غرب در سبد انرژی چین افزایش یافته و وابستگی پکن به نفت ایران بیش از گذشته برجسته شده است.

در سطح سیاسی نیز چین همواره بر اصل «حفظ حاکمیت ملی» و مخالفت با آنچه «فشار و تحریم‌های یکجانبه» می‌نامد تأکید کرده است. این موضع‌گیری صرفاً یک شعار دیپلماتیک نیست، بلکه بازتاب درک پکن از پیامدهای ژئوپلیتیکی تغییرات ناگهانی در ساختار قدرت کشورهایی است که در مدار راهبردی آن قرار دارند. از نگاه چین، تغییر نظام در ایران با نتیجه محتم برهم خوردن ثبات ژئوپلتیکی ایران به عنوان بخشی از بازی بزرگ‌تر آمریکا در مدیریت بی‌ثباتی در منطقه غرب آسیا برای تأخیر در انتقال قدرت جهانی از غرب به شرق محسوب می‌شود. بر همین اساس، جلوگیری از بی‌ثباتی یا تغییر نظام در ایران برای چین نه یک انتخاب تاکتیکی، بلکه ضرورتی راهبردی در چارچوب رقابت بلندمدت با ایالات متحده و تثبیت جایگاه خود در نظم جهانی در حال گذار است.

کمک‌های نظامی چین به ایران

با توجه به آنچه گفته شد، حساسیت شرایط موجود اقتضا می‌کند که چینی‌ها و روس‌ها برای تقویت بازوی دفاعی، نظامی و امنیتی جمهوری اسلامی در برابر دشمن مشترک وارد عمل شده باشند. در این میان اگرچه جزئیات این همکاری‌ها به رسانه‌ها درز نکرده اما برخی منابع رسانه‌ای معتبر گمانه‌زنی‌هایی ‌درباره مهمترین حوزه‌های همکاری در ماه‌های اخیر مطرح کرده‌اند.

Thecradle در گزارش اخیر خود از تبدیل شدن چین به عنوان یکی از شرکای دفاعی اصلی ایران پس از امضا توافقنامه مشارکت جامع استراتژیک سال ۲۰۲۱ خبر داده و مدعی ارسال فناوری‌های جدید پهپادی، موشکی، رادار و سیستم‌های دفاع هوایی به ایران شده است. به نوشته این رسانه اخیراً، چین سامانه موشکی زمین به هوای دوربرد (SAM) HQ-9B و رادارهای YLC-8B را به ایران عرضه کرده است.

هچنین این رسانه مدعی تحویل موشک‌های بالستیک میان‌برد دونگ‌فنگ-۱۷ (DF-۱۷با قابلیت حمل کلاهک‌های مافوق صوت به ایران شده که می‌تواند دارایی‌های ایالات متحده در منطقه را هدف قرار دهد.

طبق این گزارش‌، چین همچنین هزاران تن پرکلرات سدیم، که برای تولید سوخت جامد برای موشک‌های بالستیک میان‌برد استفاده می‌شود، به ایران عرضه کرده است.

همچنین در حالی که طی ماه‌های گذشته گزارش‌های تأیید نشده‌ای از تمایل ایران به خرید جنگنده جی 10 از چین منتشر شده، سایت «مدرن دیپلماسی» در گزارشی با عنوان «چگونه ایران به توانایی ردیابی هواپیماهای رادارگریز دست یافت؟» مهمترین حوزه همکاری چین با جمهوری اسلامی در زمینه تقویت توان هوایی ایران را نه در ارسال جنگنده، بلکه کمک به بهبود قابلیت‌های دفاع هوایی و ضد موشکی ایران دانسته است تا تهران به طور مؤثرتری به حملات هوایی و موشکی آمریکا و اسرائیل مقابله کند. مانند هواپیماهای هشدار اولیه، پایگاه‌های داده، سیستم ناوبری  BeiDou به عنوان جایگزین پلتفرم‌ غربی GPS برای هدایت موشک و ارسال موشک‌های دفاع هوایی هونگچی-۱۶.

طبق این گزارش‌ سیستم‌های پیشرفته پدافند هوایی چینی از جمله HQ-9B و سیستم راداری سیستم  YLC-8Bبرای شناسایی هواپیماهای رادارگریز بخش دیگری از تجهیزات ارسالی به ایران بوده است.

در این گزارش تقویت حاکمیت دیجیتال از دیگر حوزه‌های کمک چین به ایران نام برده شده است تا از طریق سیستم‌های چینی امن و رمزگذاری‌شده تهران بتواند در جنگ سایبری و الکترونیک یک «دیوار بزرگ» دیجیتال بسازد.

بر اساس این گزارش مدرن دیپلماسی، در منشور «پانزدهمین برنامه پنج ساله چین» (2026-2030) بر تقویت امنیت سایبری و هوش مصنوعی در ایران به عنوان ابزارهای ضروری برای محافظت از فضای مجازی ایران در برابر حملات خرابکارانه اسرائیل و آمریکا تأکید شده است.

بنابراین در مجموع، رویکرد چین را می‌توان اینگونه خلاصه کرد: تقویت انعطاف‌پذیری نهادی ایران، حمایت از جایگزینی فناوری‌های غربی، تعمیق ادغام اقتصادی و گسترش پشتیبانی دیپلماتیک در عین حفظ فاصله از رویارویی آشکار با ایالات متحده.

منبع: الوقت

ارسال نظرات