شنبه ؛ 08 آذر 1404

تزیین میز مذاکره فایده‌ای ندارد!

تزیین میز مذاکره فایده‌ای ندارد!
طی روز‌های اخیر، تمرکز رسانه‌های غربی به شکلی محسوس بر روی "مذاکرات پاریس" و نقش محوری عربستان سعودی به عنوان واسطه در گفت‌و‌گو‌های هسته‌ای معطوف شده است.
کد خبر : 20694

تبیین:

این حجم از پوشش خبری، تلاشی آشکار برای انحراف افکار عمومی از محور اصلی موضوع است. این تمرکز، بیش از آنکه نشان‌دهنده اهمیت واقعی این تحولات باشد، حکایت از یک عملیات روانی  هدفمند برای ایجاد فضایی مطلوب جهت پیشبرد اهداف خاص طرف‌ غربی  دارد. در این میان، باید تأکید کرد که مسئله اصلی مذاکرات، هویت بازیگران میانجی، متراژ میز مذاکره، یا محل برگزاری آن نیست! این عناصر، جنبه‌های نمایشی و تشریفاتی دیپلماسی را تشکیل می‌دهند که برای مصرف داخلی یا ژئوپلیتیکی طرف‌های خارجی طراحی شده‌اند. آنچه اهمیت دارد و باید محور اصلی هرگونه گفتگو باشد، تأمین نیازهای اساسی و حیاتی ایران است، آن هم به دور از هرگونه منطق باج‌خواهی از سوی غرب. این نیازها شامل لغو کامل و غیرقابل بازگشت تحریم‌ها، تضمین حقوق هسته‌ای ایران بر اساس معاهدات بین‌المللی، و احترام به حاکمیت ملی و تمامیت ارضی ایران در تصمیم‌گیری‌های کلان اقتصادی و امنیتی است.

تمرکز رسانه‌ای بر روی شکل و شمایل دیپلماسی (محل برگزاری یا واسطه‌ها) تلاشی برای پوشاندن عدم پیشرفت در محتوا است. وقتی رسانه‌های جریان اصلی غرب، به جای تحلیل دقیق مواضع طرفین در خصوص لغو تحریم‌ها یا تضمین‌های اقتصادی، وقت خود را صرف توصیف معماری سالن مذاکرات در پاریس یا سوابق دیپلماتیک واسطه‌های منطقه‌ای می‌کنند، هدف اصلی مشخص است: منحرف کردن توجه از خلأ محتوایی موجود.دیپلماسی نتیجه‌گرا نیازمند شفافیت در تعهدات و ضمانت‌های عملی برای اجرای آن‌ها است. این دیپلماسی با بازی‌های سیاسی و ترفندهای رسانه‌ای که هدفشان القای حسن نیت بدون ارائه امتیازات واقعی است، تفاوت بنیادین دارد. ایران دیگر حاضر به پذیرش مذاکراتی نیست که صرفاً برای کسب امتیازات زمانی و سیاسی طرف مقابل طراحی شده باشد، در حالی که منافع حیاتی ملت در گروه‌های تعلیق و تفسیرهای مبهم باقی بماند.

ایران به درستی تشخیص داده است که این تغییرات مکانی یا واسطه‌ای، ساختار قدرت چانه‌زنی را تغییر نمی‌دهد. تا زمانی که تحریم‌های اقتصادی فلج‌کننده پابرجا هستند و تضمین‌های لازم برای عدم خروج مجدد طرف غربی از توافق ارائه نشود، هرگونه میزبانی فاخر یا واسطه‌گری پر زرق و برق، تنها پوششی بر استراتژی ثابت غرب یعنی "مهار و محدودسازی" است.

بررسی سوابق تاریخی نشان می‌دهد که خوش‌بینی به طرف آمریکایی، همواره با هزینه‌های سنگینی همراه بوده است. تاریخ روابط ایران و آمریکا، به ویژه در دهه‌های اخیر، مملو از نمونه‌هایی است که در آن‌ها تعهدات شفاهی یا حتی مکتوب، در کوتاه‌ترین زمان ممکن توسط واشنگتن نقض شده است. این امر یک الگو را شکل داده است: در هر مقطعی که ایران تمایل به تعامل نشان داده، طرف مقابل از این فضا برای فشار بیشتر استفاده کرده است.

مهم‌ترین و گویا‌ترین نمونه، خروج یکجانبه آمریکا از توافق هسته‌ای (برجام) در سال ۲۰۱۸ بود. این اقدام، نه تنها نقض آشکار یک توافق چندجانبه بود، بلکه اعتماد ایران را نسبت به نیت واقعی طرف‌های غربی، به ویژه ایالات متحده، به سطحی بحرانی رساند.از سوی دیگر، درست در بحبوحه مذاکرات ابتدای امسال ، دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور وقت آمریکا، طبق اعتراف رسمی خود، مشغول طراحی حمله به ایران بود. این پارادوکس رفتاری،یعنی همزمانی  مذاکره و آماده‌سازی برای اقدام ،ماهیت غیرقابل اعتماد طرف  غربی را برملا می‌سازد. زمانی که یک طرف مذاکره، با استفاده از ابزارهای دیپلماتیک به دنبال کسب امتیاز است، همزمان از کانال‌های اطلاعاتی و امنیتی برای ضربه زدن به طرف مقابل استفاده می‌کند، این فضا از مذاکره به یک میدان جنگ اطلاعاتی و اقتصادی تغییر ماهیت می‌دهد.

جمهوری اسلامی ایران برخلاف آمریکا و اتحادیه اروپا که به نمایش دیپلماسی و صرفاً حفظ ظاهر پای میز مذاکره اهمیت می‌دهند، اصالتی برای مذاکره‌ای تحمیلی قائل نبوده، نیست و نخواهد بود. این رویکرد مبتنی بر این درک است که امتیاز دادن بدون دریافت تضمین‌های متقابل، صرفاً تضعیف موقعیت چانه‌زنی در آینده است.خطوط قرمزی نظیر غنی‌سازی صفر درصدی و مذاکره در خصوص توان موشکی مشروع ایران، نه تنها در فضای داخلی تضعیف نشده‌اند، بلکه با هر بار تکرار تهدید یا تلاش برای محدودسازی، پررنگ‌تر شده‌اند. این توانمندی‌ها، ستون‌های امنیت ملی و اقتدار بازدارندگی ایران در هر میز مذاکره‌ای هستند.

ارسال نظرات