- بسیج تمدنساز، نفس آخر استکبار
- دومین شب مراسم عزاداری شهادت حضرت فاطمه(س) با حضور رهبر انقلاب
- انصارالله: جنگافروزی عربستان علیه یمن عواقب سنگینی دارد
- منظور: برنامه هفتم با کار کارشناسی کمسابقه تدوین شد/ بخش بزرگ برنامه قابل اجراست
- ۶۵۶ میلیون دلار صادرات با «مجوزهای رد شده» /بازهم پای کارتهای اجارهای در میان است؟
- نصراللهی، استاد ارتباطات: مستند عبری تسنیم آغاز عصر جدیدی از حرکت رسانهای ایران است
- ایران لولای ژئوپلیتیک جهان
- یادداشت / کد حیفا
- حل مسائل ایران را از کنیسههای آمریکا طلب نکنید
- چرا رسیدگی به پرونده شهید آرمان علیوردی طولانی شده است؟ / نقش هر یک از متهمان در وقوع قتل باید مشخص شود
- جنگ بیشتر؛ سفره کوچکتر | تاثیرات اقتصادی تنش افغانستان و پاکستان
- فراز و فرود بانک آینده؛ از ایرانمال تا بدهی ۵۰۰ هزار میلیاردی
- راز محبوبیت آیتالله اشرفی اصفهانی/ چرا مردم کرمانشاه هیچگاه شهید محراب را فراموش نکردند؟
- بدهیهای ارزی عراق؛ میراث سنگین و چالشهای پیشروی دولت السودانی
- ایران: به همین خیال باش!
شنبه ؛ 08 آذر 1404 شکاف عمیق در حزب جمهوریخواه: MAGA در برابر MIGA
در ماههای اخیر، صحنه سیاسی حزب جمهوریخواه آمریکا شاهد رخدادهایی غیرمنتظره و تعیینکننده بوده است. صداهای اعتراض جمهوریخواهان نسبت به سیاستهای رژیم صهیونیستی به طور قابل توجهی افزایش یافته و برخی چهرههای برجسته جمهوریخواه، از جمله مارجوری تیلور گرین، مجبور به کنارهگیری از کنگره شدند.
دلیل اصلی این فشار، نفوذ گسترده لابیهای حامی تلآویو، به ویژه آیپک، و تهدیدهای اقتصادی و سیاسی مرتبط با آن بود. این رویدادها نه تنها بازتابدهنده یک شکاف داخلی شدید در حزب هستند، بلکه مسیر آینده جناح راست آمریکا را نیز تعیین میکنند.
در هسته این شکاف، دو دیدگاه ناسازگار قرار دارند: MAGA (Make America Great Again) یا همان (آمریکا را دوباره بزرگ کن) در برابر MIGA (اسرائیل را دوباره بزرگ کن).
این دو مسیر نشاندهنده برخورد بنیادی بر سر این موضوع است که چه کسی منافع جناح راست آمریکا را شکل میدهد: منافع ملی یا منافع یک متحد خارجی؟ تنها یکی از این دیدگاهها میتواند آینده جنبش جمهوریخواه را تعیین کند.
اگر آمریکا در اولویت باشد، سیاستها، منابع و نیروی نظامی آن باید صرف اولویتهای داخلی شود، نه جاهطلبیهای یک متحد خارجی. اما اگر اسرائیل در اولویت باشد، حاکمیت آمریکا بهطور طبیعی در درجه دوم قرار میگیرد. این شکاف پس از ۷ اکتبر ۲۰۲۳، زمان آغاز عملیات «سیل الاقصی» رژیم صهیونیستی در غزه، شدت گرفت و اکنون در حال بازتعریف جناح راست آمریکا در زمان واقعی است.
شورش MAGA علیه نخبگان
دههها، نخبگان جمهوریخواه سیاستهای داخلی و خارجی خود را با دکترین نئوکانسرواتیسم همسو کرده بودند: جنگهای بیپایان، پلیسگری جهانی، بازارهای آزاد و وفاداری بیچون و چرا به اسرائیل. اما این اجماع در سال ۲۰۱۶ فرو ریخت. رایدهندگان ناراضی به سمت دونالد ترامپ گرایش یافتند، کسی که افرادی مانند Jeb Bush، آخرین نماینده یک سلسله جنگطلب، را تمسخر میکرد.
تحت پرچم MAGA، پایگاه حزب به یک ائتلاف جدید بازتعریف شد: محافظهکاران سنتی، مسیحیان انجیلی، یهودیان مذهبی، فعالان ضدنظام، مستقلین دلسرد و حتی برخی صداهای ضدجهانیشدن از جناح چپ. شعارهای پوپولیستی ترامپ. در واقع «آمریکا اول» بازتاب تقاضای فزایندهای برای منافع ملی به جای دخالتهای هزینهزای بینالمللی کاخ سفید بود.
اما این شعار با وفاداری دیرین به رژیم صهیونیستی به شدت در تضاد قرار گرفت. آیا کشوری میتواند واقعاً منافع خود را در اولویت قرار دهد در حالی که بدون قید و شرط به یک دولت خارجی متعهد است؟
طوفان الاقصی و واکنش MAGA
با آغاز جنگ رژیم اشغالگر علیه غزه در ۷ اکتبر ۲۰۲۳، تناقض داخلی MAGA آشکار شد.
واکنش اولیه مسیرهای آشنا را دنبال کرد؛ تحلیلگران و سیاستمداران محافظهکار پشت تلآویوصفبندی کردند. اما با افزایش صحنههای ویرانی در غزه، بسیاری از محافظهکاران پایهریز جنبش شروع به پرسش کردند که این اتحاد دقیقاً به چه کاری میآید. واشنگتن بودجه بیشتری برای تلاشهای جنگی رژیم صهیونیستینسبت به اوکراین هزینه میکرد — بدون بحث، بدون بازگشت، و بدون توجه به جان یا منافع آمریکاییها. اگر «آمریکا اول» معنایی داشت، چرا اینجا غایب بود؟
دههها، جمهوریخواهان تلآویورا «بزرگترین متحد آمریکا» میدانستند. اما این رژیم شغل، فناوری یا تضمین امنیتی برای آمریکا فراهم نمیکند؛ بلکه حفاظت نظامی آمریکا را طلب میکند و واشنگتن را وارد درگیریهای منطقهای میکند که در غیر این صورت از آنها اجتناب میکرد.
واکنش اولیه مخالفان آرام و محدود به انجمنهای آنلاین، پادکستها و روزنامهنگاران مستقل بود، اما به سرعت وارد جریان اصلی شد.
بن شاپیرو، که زمانی به عنوان یک چهره مورد احترام در میان محافظهکاران و راستهای ضدوُک (ضدجنبشهای اجتماعی و فرهنگی جدید) شناخته میشد و کتابی با عنوان «واقعیتها به احساسات شما اهمیتی نمیدهند» نوشته بود که در آن، دیدگاهها و سیاستهای احساسی چپ لیبرال را نقد و به سخره میکرد اکنون خودش در موقعیتی قرار گرفته بود که از سرکوب اعتراضات طرفداران فلسطین در دانشگاهها حمایت میکرد.
جنبشی تحت محاصره
شورش MAGA تنها محدود به سیاست خارجی نبود. بلکه هدف آن مقابله با کل ساختار قدرت نخبگان آمریکا — رسانهها، دانشگاهها، نظام مالی و لابیهای خارجی — بود. و یکی از لابیها به ویژه دستنیافتنی شد.
- تاکر کارلسون پس از برجسته کردن منتقدان رژیم صهیونیستی از فاکس نیوز اخراج شد.
- کندیس اوونز پس از درگیری با شاپیرو از Daily Wire کنار گذاشته شد.
- استیو بانون، یکی از استراتژیستهای اولیه ترامپ، هشدارهایی درباره نفوذ تلآویو در محافل محافظهکار صادر کرد.
- نیک فوئنتس، که از طریق مناظرات دانشگاهی به شهرت رسید و یکی از صداهای تندروی نسل MAGA شد، به نقطه تنش در نبرد نسلی بر سر رژیم صهیونیستی تبدیل شد.
شاپیرو او و کارلسون را متهم به عادیسازی ضدیهودیت کرد و هشدار داد جمهوریخواهان «که در برابر نئونازیها سر خم کنند سزاوار باخت هستند».
با این حال، مخالفت طولانیمدت فوئنتس با کمک نظامی آمریکا به رژیم اشغالگر با محافظهکاران جوان همخوانی داشت که دیگر از توجیهات سنتی برای حمایت بیقید و شرط آمریکا قانع نمیشدند.
چارلی کرک، بنیانگذار Turning Point USA، وارد میدان شد. او خود را صهیونیست خواند و انکار کرد که اسرائیل در غزه نسلکشی میکند. اما به دلیل دادن پلتفرم به منتقدان این رژیم، حمایت مالی از او قطع شد. او در ژوئیه گفته بود: «سعی کردهام به حامیان تلآویو بگویم زلزلهای در این کشور در حال وقوع است، اما به من باور ندارند.»
پیش از ترورش، گزارش شده بود که از اینکه رژیم صهیونیستی ممکن است او را بکشد میترسد. ترور کرک ضربهای به جنبش بود و موجب بازنگری عمیقتر آن شد. نتانیاهو بیانیهای صادر کرد و تأکید کرد این رژیم هیچ نقشی نداشته است. اما آنچه ذن دست داشتن این رژیم را تقویت میکرد ان بود که چند هفته پیش او گفته بود: «اسرائیل با ایران میجنگد، و نمیتوانی MAGA باشی اگر حامی ایران هستی، نمیتوانی MAGA باشی اگر ضداسرائیلی هستی.»
شورش اپستین
در کنار واکنش علیه غزه، یک رسوایی دیگر نیز سر برآورد: جفری اپستین. حامیان MAGA معتقد بودند این فرصت آنهاست تا انحراف شبکههای نخبگان را افشا کنند، اما ترامپ مردد بود.
نمایندگان مارجوری تیلور گرین و توماس ماسی خواستار شفافیت شدند. ترامپ علیه آنها حمله کرد و حمایت خود را از آنها پس گرفت. اپستین ارتباطات عمیقی با سازمان اطلاعات رژیم صهیونیستی داشت، که پرسشهای زیادی ایجاد کرد. این بار نیز مواجهه MAGA با فساد نخبگان، به دلیل وفاداری به رژیم صهیونیستی منحرف شد.
نمایندگان جمهوریخواه تحت فشار
در پی شکاف میان جریانهای MAGA و MIGA، برخی از قانونگذاران جمهوریخواه که از خط حمایت از این رژیم فاصله گرفتند، با پیامدهای سیاسی جدی مواجه شدند. برجستهترین مورد «مارجوری تیلور گرین» بود که به دلیل مواضع مستقل خود درباره رژیم صهیونیستی و غزه تحت فشار شدید قرار گرفت و اعلام کرد در تاریخ ۵ ژانویه ۲۰۲۶ از کنگره استعفا خواهد داد.
این اتفاق نمادی از تقابل فزاینده بین پایگاه MAGA که منافع آمریکا را اولویت میدهد و جناح MIGA که اولویت را به رژیم اشغالگر میدهد، است. کنار گذاشتن گرین نشان میدهد حزب جمهوریخواه آماده است هرگونه مخالفت در سیاستهای مرتبط با رژیم صهیونیستی، حتی از سوی اعضای برجسته و قدیمی حزب، را تنبیه کند.
نگاه منفی نسل جوان به رژیم صهیونیستی
در کنار شکافهای حزبی، نظرسنجیها نشان میدهد که نگاه منفی به اسرائیل در میان جامعه آمریکایی به طور فزایندهای در حال گسترش است.
نسل جدید، که نسل آینده نخبگان سیاسی و تصمیمگیرندگان کشور را شکل میدهد، بیش از گذشته نسبت به سیاستهای تلآویو در فلسطین اشغالی حساس شده و اقدامهای نظامی این رژیم را با معیارهای حقوق بشر و عدالت اجتماعی ارزیابی میکند. انجمنهای دانشجویی، گروههای فعال حقوق بشر و سازمانهای غیرانتفاعی، نقش مهمی در افزایش آگاهی و انتشار اطلاعات انتقادی درباره اقدامات رژیم اشغالگر دارند.
این تغییر نگرش، فشار مضاعفی بر قانونگذاران و جریانهای محافظهکار وارد میکند، زیرا نمایندگان حزب جمهوریخواه باید بین وفاداری سنتی به این رژیم و پاسخ به نگرانیهای پایگاه نسل جوان خود تعادل برقرار کنند.
همین عامل به خوبی نشان میدهد که شکاف MAGA و MIGA نه تنها یک بحران حزبی در لحظه کنونی است، بلکه میتواند آینده سیاسی آمریکا و هویت جناح راست این کشور را برای دهههای آینده شکل دهد.
چه کسی آینده آمریکا را تعیین میکند؟
اکنون دو مسیر پیش روی جناح راست آمریکا قرار دارد:
احیای حاکمیت ملی و اولویت دادن به منافع آمریکا یا ادامه دادن به اولویت دادن به اسرائیل؛ به عبارت دیگر: MAGA در برابر MIGA.
امروز، MIGA دارای قدرت نهادی است؛ آیپک در انتخابات مقدماتی کنگره تسلط دارد و مخالفت با آن مجازات میشود. حلقه درونی ترامپ مملو از صهیونیستهای سرسخت مانند لورا لومر است. خانواده میلیاردر آدلسون از مبارزات انتخاباتی او حمایت مالی کردند.
با این حال، پایه نیروهای MAGA همچنان فرماندهی را در دست دارد. حمایت از تلآویو در میان رایدهندگان جمهوریخواه کاهش یافته است — از ۶۵٪ حمایت به ۵۰٪ مخالفت رسیده است. ترامپ نیز میان این دو مسیر در تردید است: حمایت نظامی از رژیم صهیونیستی انتقاد از MTG، دفاع از کارلسون، مقابله با ایران بدون تعهد به تغییر رژیم.
این توازن پایدار نخواهد ماند. حزب جمهوریخواه مجبور خواهد شد انتخاب کند: بازگشت به نئوکانسرواتیسم یا ایستادن پای MAGA. یک چیز روشن است: برای زنده ماندن یکی از این دو دیدگاه، دیگری باید شکست بخورد.
ارسال نظرات