- انتقاد تند واشینگتن از زوال دموکراسی در اروپا/ ترامپ خاورمیانه را از فهرست اولویتهای سند امنیت ملی آمریکا خارج کرد
- جهان پس از بسته شدن تنگه هرمز چگونه خواهد شد؟
- نبرد آخر
- همه اهرمهای تولید قدرت در اختیار ماست
- ماهی پر از بها و بهانه
- چشمان نگران اروپا و اوکراین به مذاکرات صلح
- سعدحریری به میدان سیاسی لبنان باز می گردد؟
- فرجام اغتشاشات در ایران
- ترامپ کمی تاریخ بخواند!
- سیگنال فوری همتی به بازار؛ دلار رسمی بالا آمد، دلار آزاد عقب نشست
- پیام تسلیت رهبر انقلاب در پی درگذشت حجتالاسلام صالحیمنش
- حنظله گوشی «نفتالی بِنِت» را هک کرد
- عکس / تصاویر دیده نشده از شهید رائد سعد
- بانک اهداف در جنگ شناختی
سهشنبه ؛ 05 اسفند 1404 حقوق متقابل مردم و حکومت
امامالعارفین امیرالمومنین امام علی بن ابیطالب (ع) در فرازی از خطبه 216 نهجالبلاغه به بیان و شرح حقوق متقابل انسانها بر عهده همدیگر، از جمله حقوق متقابل مردم و حکومت پرداخته است. مسئلهای ظریف و مهم که اگر به خوبی درک شده و عمل شود، زمینه اصلاح جامعه و افزایش سرمایه اجتماعی و همدلی و انسجام اجتماعی را فراهم میکند.
ایشان در این خطبه که در جریان جنگ صفین ایراد شده، چنین میفرمایند: «اما بعد، خداوند براى من كه ولىّ امر و زمامدار شما هستم، بر شما حقى مقرر داشته و همان گونه كه مرا بر شما حقى است، شما را نيز بر من حقى است. هنگامى كه در باره حق گفتگو مى شود، حق گسترده ترين چيزهاست و به هنگام انصاف خواهى از يكديگر حق دقيق ترين و تنگ ميدان ترين امور است. آن سان، كه كسى را بر ديگرى حقى است آن ديگر را نيز بر او حقى خواهد بود.
كسى كه بر همگان حق دارد و هيچكس را بر او حقى نيست، خداى تعالى است، نه هيچيك از بندگانش. زيرا اوست كه بر آفريدگان خود توانايى دارد و عدلش در هر چه قضايش بر آن جارى گردد، نمايان است. و او حق خود را بر بندگان در آن قرار داد كه اطاعتش كنند و جزاى طاعتشان را دو چندان بر عهده گرفت. اين فضل و بخشايشى است از سوى او و بخشندگى بسيار است كه او را در خور است و بس».
سپس در ادامه، دایره بحث را وسیعتر فرموده و به حقوق متقابل مردم و حکومت و نتایج عمل به آن یا ترک آن، میپردازد.
«پس، خداوند سبحان، بعضى از حقوق خود را براى بعضى از مردم واجب فرمود. و هر حقى را برابر پاداش حقى ديگر قرار داد. بعضى از آن حقوق زمانى واجب مى آيند كه آن ديگر نيز حقى را كه بر گردن دارد ادا نمايد.
بزرگترين حقى كه خداوند تعالى از آن حقوق واجب گردانيده، حق والى است بر رعيت و حق رعيت است بر والى. اين فريضه اى است كه خدا اداى آن را بر هر يك از دو طرف مقرر داشته و آن را سبب الفت ميان ايشان و عزت و ارجمندى دين ايشان قرار داده است. پس رعيت صلاح نپذيرد مگر آنكه واليان صلاح پذيرند و واليان به صلاح نيايند، مگر به راستى و درستى رعيت.
زمانى كه رعيت حق خود را نسبت به والى بگزارد و والى نيز حق خود را نسبت به رعيت ادا نمايد، حق در ميان آنها عزت يابد و پايه هاى دينشان استوارى گيرد و نشانه هاى عدالت برپا گردد و سنت هاى پيامبر (ص) در مسير خود افتد و اجرا گردد و در پى آن روزگار به صلاح آيد و اميد به بقاى دولت قوت گيرد و دشمنان مأيوس گردند.
و اگر رعيت بر والى خود چيره گردد يا والى بر رعيت ستم روا دارد، در اين هنگام، ميان آنها اختلاف كلمه پديد آيد و نشانه هاى جور پديدار آيد و تباهكارى در دين بسيار شود و عمل به سنتها متروك ماند و به هوا و هوس كار كنند و احكام اجرا نگردد و دردها و بيماريهاى مردم افزون شود.
و كسی از پايمال شدن حق بزرگ و رواج امور باطل بيمى به دل راه ندهد. در اين هنگام نيكان به خوارى افتند و بدان عزت يابند و بازخواستهاى خداوند از بندگان بسيار شود». نویسنده: نسیم اسدپور
ارسال نظرات