- چشمان نگران اروپا و اوکراین به مذاکرات صلح
- سعدحریری به میدان سیاسی لبنان باز می گردد؟
- فرجام اغتشاشات در ایران
- ترامپ کمی تاریخ بخواند!
- سیگنال فوری همتی به بازار؛ دلار رسمی بالا آمد، دلار آزاد عقب نشست
- پیام تسلیت رهبر انقلاب در پی درگذشت حجتالاسلام صالحیمنش
- حنظله گوشی «نفتالی بِنِت» را هک کرد
- عکس / تصاویر دیده نشده از شهید رائد سعد
- بانک اهداف در جنگ شناختی
- کشتار دانشجویان در ۱۶ آذر و یک سند تاریخی از شکنجه مخالفان با «خرس» در دوره پهلوی!
- آیا نبرد حضرموت نقشه یمن را تغییر خواهد داد؟
- یادداشت ها / آیا پایان ماه عسل صهیونیستها در سوریه نزدیک است؟!
- قیام جوانان سوری | پیام عملیات «بیت جن» برای جولانی و صهیونیستها
- بسیج تمدنساز، نفس آخر استکبار
جمعه ؛ 01 اسفند 1404 یادداشت روزنامههای پنجشنبه اول آذر ۱۴۰۳

استقامت، دشمنان خارجی و شبههآفرینان داخلی

بسیج طلایهدار تمدن نوین جهانی
سیدعبدالله متولیان
۱ـ واژه «بسیج»، «مستضعفین» و «مقاومت» از همان روزهای آغازین انقلاب وارد فرهنگ سیاسی جمهوری اسلامی ایران شد. امام راحل به عنوان بنیانگذار انقلاب اسلامی در نخستین روزهای انقلاب (اول اسفند ۱۳۵۸) فرمودند: «من امیدوارم که این بسیج عمومی اسلامی، الگو برای تمام مستضعفین جهان و ملتهای مسلمان عالم باشد و قرن پانزدهم، قرن شکستن بتهای بزرگ و جایگزینی اسلام و توحید به جای شرک، و عدل و داد به جای ستمگری، و قرن انسانهای متعهد به جای آدمخواران بیفرهنگ باشد». ایشان در آخرین پیام به مناسبت هفته بسیج (۲ آذرماه ۱۳۶۷) نیز به تشکیل هستههای مقاومت در سراسر اشاره کرده و فرمودند: «باید هستههای مقاومت را در تمامی جهان به وجود آورد و در مقابل شرق و غرب ایستاد».
حضرت امام خامنهای نیز در جمع بسیجیان در هفته بسیج سال قبل (۸ آذر ۱۴۰۲)، موضوع تشکیل هستههای مقاومت در جهان را مورد تأکید قرار داده و فرمودند: «نکته بعدی که خیلی هم مهم است، جنبه فراملی و فرامرزی بسیج است؛ این هم در بیان امام هست. ملاحظه کردهاید که امام تعبیر میکند به «هستههای مقاومت جهانی»؛ این همان بسیج است؛ بسیج ما نیست، بسیج خودشان است، اما همان فرهنگ است. این تشکیل هستههای مقاومت جهانی تحقّق پیدا کرد؛ یعنی الان شما نمونههایش را در منطقه خودمان دارید مشاهده میکنید. حالا ‹باش تا صبح دولتش بدمد/ کاین هنوز از نتایج سحر است›. در منطقه شما ملاحظه میکنید همان هستههای مقاومتی که امام خبرش را داده بود، بشارتش را داده بود، امروز در حال تعیین سرنوشت این منطقهاند؛ سرنوشت این منطقه ما را هستههای مقاومت دارد تعیین میکند؛ یک نمونهاش «طوفانالاقصی» است».
۲ـ نظام سلطه به رهبری امریکا پس از فروپاشی شوروی، با تدوین «استراتژی امنیت ملی امریکا در قرن ۲۱» با هدف جهانیسازی به جای جهانی شدن و ایجاد دهکده جهانی (قرن امریکایی و نظم امریکایی)، برنامه تشکیل خاورمیانه جدید، با تجزیه ایران و سایر کشورهای منطقه غرب آسیا را در دستور کار خود قرار داد. آن چیزی که امریکا و همپیمانان او (ائتلاف غربی عبری عربی) را در تحقق اهداف خود ناکام گذاشت، گسترش تفکر و فرهنگ بسیجی در کشورهای مورد هدف ائتلاف بود. در عراق، ترکیب سه واژه بسیج، مقاومت و مستضعفین در قالب حشدالشعبی (بسیج مردمی) ناکامی دشمن را رقم زد. در سوریه نیز اگر «قوات الدفاع الوطنی» یا همان بسیج سوریه شکل نمیگرفت بیتردید، این کشور مانند لیبی توسط گرگهای درنده و وحشی غربی تکه پاره میشد. در لبنان هم بسیج مردمی تحت عنوان «حزبالله» در مدت زمانی کوتاه توانست بزرگترین شکست تاریخ را به صهیونیستها تحمیل کرده و تروریستهای صهیونیست با خواری و ذلت در سال ۲۰۰۰ مجبور به فرار مفتضحانه از لبنان شدند. و، اما در یمن، ناتوی عربی رفته بود تا در مدت حداکثر یک ماهه پرونده یمن را بسته و تنگه بابالمندب را در اختیار نظام سلطه قرار دهد که ظهور مقتدرانه بسیج یمن تحت عنوان «انصارالله» همه برنامهریزی ائتلاف را نقش بر آب کرد، تا جایی که سرانجام پس از هشت سال جنگ نابرابر، متجاوزان در برابر اراده بسیجیان یمن سر تعظیم فرود آورده و مجبور به عقبنشینی و قبول شکست شدند.
۳ـ در سرزمینهای اشغالی نیز آن چیزی که آرزوی نیل تا فرات و تشکیل اسرائیل بزرگ را برای صهیونیستها و سلطه گران غربی به کابوس تبدیل کرد، وارد شدن فرهنگ بسیجی در الگوی جهاد اسلامی فلسطین و طنین انداز شدن ندای دلنشین فرهنگ بسیجی در بین مبارزان فلسطینی بود. بیشک اگر مبارزان فلسطینی در انتفاضه از فرهنگ بسیجی پیروی نمیکردند، انقلاب مردم فلسطین در پای میز مذاکره «پیمان اسلو ۱ و ۲» به کلی از بین رفته و امروز اثری از فلسطین و فلسطینی وجود نداشت. شجره طیبه مقاومت فلسطین به حکم آیه شریفه ۲۹ سوره فتح: «یُعْجِبُ الزُّرَّاعَ لِیَغِیظَ بِهِمُ الْکُفَّارَ»، خیلی زود به بار نشست و در سال ۲۰۰۸ سبب عقب نشینی ذلتبار صهیونیستها از غزه و قبول شرایط جهاد اسلامی فلسطین (حماس) شد. به فرمایش رهبر معظم انقلاب، عملیات محیرالعقول طوفان الاقصی (که نقطه عطف تاریخ مبارزات مردم فلسطین است) نیز از ثمرات و برکات شکلگیری هستههای مقاومت در سرزمینهای اشغالی است.
۴ـ یکی از مهمترین کارکردهای فراملی و فرامرزی بسیج، گفتمانسازی و ایجاد فهم و فرهنگ مشترک در بین ملتهای مستضعف در سراسر جهان است. امروز گفتمان مقاومت در جای جای جهان در تقابل با نظام سلطه گسترش یافته است. انقلاب ایران، انقلاب مستضعفین است و مستضعفان عالم، مخاطبان اصلی ندای «الا یا اهل العالم» حضرت ولیعصر (عج) در عصر ظهور هستند و مهمترین مأموریت بسیج، جهانی ساختن فرهنگ مقاومت و تشکیل هستههای مقاومت در اقصی نقاط جهان است. در این باره نیز با افتخار میتوان ادعا کرد که در کنار امت اسلامی، امروز امت جهانی مستضعفین عملاً شکل گرفته و میلیاردها انسان تحت ستم نظام سلطه، در مسیر ظلم ستیزی و عدالتخواهی، پرچم مقاومت و رهایی از چنگال خون آشامان سلطه گر را به اهتزاز درآوردهاند.
۵ـ در عصر حاضر و در چهل و پنجمین سال تأسیس این نهاد مقدس، تفکر بسیجی به الگوی مبارزه و بسیج به نماد استکبارستیزی در سطح جهان تبدیل شده و حلقهها و هستههای مقاومت را به هم پیوند داده است. امروز بسیج فراتر از جهان اسلام، به خار چشم مستکبران و ظالمان عالم تبدیل شده است. اگر بسیج در دوران دفاع مقدس یک سازمان دفاعی و پشتیبانی بود، هماکنون به یک تفکر و تشکل جهانی در جبهه مقاومت برای مقابله با دسیسههای دشمنان و مستکبرین عالم تبدیل شده تا زمینهساز ظهور منجی عالم بشریت (عج) باشد. به برکت حرکت جهانی بسیج این اطمینان ایجاد شده که اگر امروز (انشاءالله) امام زمان (عج) در کنار خانه خدا ندای «الا یا اهل العالم» سر دهند بیشک با لبیک و پاسخ مثبت میلیاردها مستضعف جهان مواجه خواهد شد. به این ترتیب به جرئت میتوان ادعا کرد که بسیج طلایه دار تمدن نوین جهانی است.

آژانس نباید تابع چند کشور باشد
محمداسماعیل کوثری
در روزهای گذشته و همزمان با برگزاری نشست شورای حکام آژانس بینالمللی انرژی اتمی شاهد دیپلماسی جمهوری اسلامی ایران از یک سو و فشار کشورهای اروپایی و سیاسیکاری آژانس از سوی دیگر بودهایم.
در اینجا باید به این نکته توجه داشت که کشورهای اروپایی، نوچه و فرزندان آمریکا هستند و از آنجا که آمریکا به عنوان شیطان بزرگ، رویکرد افزایش تنش را در قبال ایران در پیش گرفته، کشورهای اروپایی هم همین مسیر را دنبال میکنند. رافائل گروسی، مدیر کل آژانس بینالمللی انرژی اتمی چند روز پیش از مراکز هستهای کشورمان بازدید کرد. ماهمه چیز را در این خصوص اعلام کردیم، اما خود آنها به توافقات و قولهایی که دادند عمل نکردهاند و باخروج آمریکا ازبرجام، رویکرد دیگری در پیش گرفتند. بازرسان و مسئولان آژانس از مراکز ما بازدید کردهاند، اما اروپاییها به جای همکاری، هواپیمایی و کشتیرانی جمهوری اسلامی ایران را تحریم کردند که نشان داد آنها براساس منطق رفتار نمیکنند. اروپاییها میخواهند با استفاده از زور کارهایشان را پیش ببرند؛ بنابراین در چنین شرایطی، ایران نیز نمیتواند ساکت باشد. ما نیز در قبال این رویکرد میگوییم زمان جنگ جهانی دوم گذشته که آنها به همه زور میگفتند تا بر دنیا حاکم شوند. در واقع ملتها آگاه شدهاند و سیاستها را با آگاهی دنبال میکنند. آژانس بینالمللی انرژی اتمی هم به عنوان یک نهاد فنی، باید مستقل عمل کند و تابع سیاستهای چند کشور نباشد. پس از بازدید رافائل گروسی از کشورمان قرار بود براساس واقعیتها گزارش بدهد، اما همچنان شاهد ادامه سیاسیکاری آژانس هستیم و اروپاییها هم مسیر صدور قطعنامه را در پیش گرفتند. بیش از ۴۰ سال است که غرب علیه ایران چنین سیاستی را در پیش گرفته است و ابتدا از محاصره اقتصادی سخن به میان میآوردند، اما حالا از واژه تحریم استفاده میکنند. این درحالی است که به لطف خداوند ما با تکیه بر توان داخلی بسیاری ازنیازهای خود رابرطرف و درحوزههایی مانندهستهای، موشکی، ماهواره و پهپاد موفق عمل کردهایم. اروپاییها و آمریکا باید بدانند که قطعا اعمال تحریم و فشار علیه ایران راه به جایی نخواهد برد و جمهوری اسلامی ایران نیازهای خود را توسط جوانان نخبهاش برطرف میکند. تجربه نیز نشان داده که اقدامات خصمانه آنها نتیجه عکس داشته است، زیراما ملتی نیستیم که بنشینیم تا آنها برای ما تصمیم بگیرند. رهبر معظم انقلاب نیز فرمودهاند که ما نزدیک قله هستیم و در این مسیر متوقف نخواهیم شد.

دخالت در نهادهای مدنی؛ تهدیدی برای استقلال و اعتماد عمومی
شائبه درباره اقدام اخیر و دخالت وزارت صمت برای کنارزدن رئیس منتخب اتاق اصناف و جایگزینی نماینده وزارت صمت، زنگ خطری جدی برای استقلال نهادهای مدنی و تشکلهای بخش خصوصی در کشور است. چنین دخالتی نهتنها با اصول حکمرانی مبتنی بر احترام به نهادهای مدنی و منتخبان آنها در تعارض است، بلکه پیامدهایی جدی و بلندمدت برای اقتصاد، جامعه و اعتماد عمومی به همراه خواهد داشت.
1. ضربه به اعتماد عمومی و سرمایه اجتماعی
وقتی دولت، نهادی مانند اتاق اصناف را که بر پایه اعتماد اصناف و فعالان اقتصادی به یک فرایند انتخاباتی شکل گرفته است، با دخالت خود تخریب میکند، اولین پیامد آن کاهش اعتماد عمومی است. سرمایه اجتماعی که یکی از ارکان توسعه و پیشرفت اقتصادی است، بهشدت آسیب میبیند. افراد دیگر انگیزهای برای مشارکت در ساختارهای مدنی نخواهند داشت و حس بیاعتمادی به حاکمیت تشدید خواهد شد.
2. تضعیف بخش خصوصی و اقتصاد ملی
بخش خصوصی و تشکلهای صنفی که اغلب نقشی کلیدی در پویایی اقتصادی دارند، با چنین دخالتهایی از کارکرد واقعی خود بازمیمانند. این نهادها، به جای تمرکز بر مشکلات و چالشهای اعضای خود، مجبور به مقابله با مداخلات دولتی خواهند شد. نتیجه، تضعیف عملکرد اقتصادی کشور و افزایش وابستگی به تصمیمات متمرکز و دولتی خواهد بود.
3. تناقض با وعدههای دولت و اصول حکمرانی مطلوب
دولت پزشکیان با شعار صیانت از رأی مردم و حمایت از نهادهای مدنی به قدرت رسید. اما این اقدام آشکارا با این وعدهها در تضاد است. تعارض میان گفتار و رفتار دولت، اعتماد رأیدهندگان به ساختارهای انتخاباتی و سیاسی را کاهش میدهد و اعتبار دولت را خدشهدار میکند. این تناقض، تنها به زیان دولت نیست، بلکه به تضعیف کلی مشروعیت نظام حکمرانی منجر خواهد شد.
4. گسترش بیثباتی در ساختارهای مدنی
هنگامی که نهادهای مدنی احساس کنند استقلالشان محترم نیست، فضای تشنج و بیثباتی در میان این تشکلها افزایش مییابد. این بیثباتی، بهویژه در شرایط اقتصادی کنونی، بههیچوجه توجیهپذیر نیست و تنها به تشدید مشکلات و تعمیق بحرانها منجر خواهد شد.
5. ایجاد الگویی خطرناک برای آینده
این دخالت میتواند الگویی خطرناک برای دیگر نهادهای دولتی باشد. اگر امروز اتاق اصناف با چنین رویکردی مواجه شود، فردا ممکن است نوبت به دیگر نهادهای مدنی و تشکلهای صنفی برسد. این روند، به مرور زمان استقلال ساختارهای مدنی را کاملا از بین خواهد برد و بخش خصوصی را به ابزاری در دست دولت تبدیل میکند.
راهحل چیست؟
برای جلوگیری از تکرار چنین رفتارهایی، ضروری است:
تشکلهای مدنی و فعالان اقتصادی با اتحاد و واکنش قاطع، بر اهمیت استقلال خود تأکید کنند.
دولت به وعدههای خود پایبند باشد و به جای مداخله، حمایتگر واقعی نهادهای مدنی باشد. افکار عمومی درباره چنین رفتارهایی آگاه شود و فشار لازم را برای اصلاح مسیر به دولت وارد کند.
مجلس و دستگاه قضائی با بررسی دقیق چنین مداخلاتی، از وقوع مجدد آن جلوگیری کنند.
و آخر اینکه حفظ استقلال نهادهای مدنی نهتنها وظیفهای اخلاقی، بلکه ضرورتی برای توسعه پایدار اقتصادی و اجتماعی است. دولتی که این اصل را نقض کند، علاوه بر آسیب به ساختارهای مدنی، زیان جبرانناپذیری به اعتماد عمومی وارد خواهد کرد. امروز وقت آن است که با هوشیاری و اقدام بهموقع، از تبدیل این دخالت به یک رویه خطرناک جلوگیری شود.

تحول؛ یک مطالبه ۴۰ساله
سید صادق غفوریان
الحق و الانصاف مرور اندیشهها و بیانات ایشان در باب «ضرورت تحول و روزآمدی در حوزه علمیه» خود یک نعمت و فرصت بزرگ برای این نهاد دینی و متولی فقه شیعی معاصر است که به نظر می رسد در تمامی این سال ها آن طور که باید مورد توجه و اجابت قرار نگرفته یا دستکم سرعت لازم را نداشته است. اجازه بدهید، در این فرصت به پاره ای از این تاکیدات اجمالا اشاره کنیم:
مسئله این است که آیا روال جارى و موجود حوزههاى علمیّه براى پاسخ دادن به این نیازها کافى است؟ جواب این است که نه، کافى نیست.(۰۱/۱۱/۱۳۶۸)
این مجموعهای که امروز به یک معنا چشم امید جهانی به اوست، باید خودش را با شرایط و امکانات و پیشرفتهای زمان هماهنگ کند؛ همین درس را بخواند، همین علم را بیاموزد، همین سلوک اخلاقی و معنوی را داشته باشد؛ اما از ابزارهای جهان هم استفاده کند.(۰۱/۱۲/۱۳۷۰)
اگر حوزه بخواهد از تحول بگریزد، منزوی خواهد شد؛ اگر نمیرد، اگر زنده بماند. البته مایه دین مانع مردن میشود، اما منزوی خواهد شد؛ روزبهروز منزویتر خواهد شد. مدیران حوزه، فضلای حوزه، صاحبنظران حوزه باید همتشان این باشد. از تحول نباید گریخت. (۰۸/۰۹/۱۳۸۶)
این همه سؤال در دنیا و در مسائل گوناگون مطرح است؛ پاسخ حوزه چیست؟ نه باید غائب باشد، نه باید منفعل باشد؛ هر دو ضرر دارد. فکر نو لازم است، پاسخ به نیازهای نوبهنو لازم است ... یکی از چیزهایی که در تحول مثبت حتماً لازم است، این است که ما خودمان را و تلاش و فعالیت علمی خودمان را با نیازها منطبق کنیم.( ۲۹/۰۷/۱۳۸۹)
این ها فقط بخشی از اتمام حجت های رهبر معظم انقلاب در ضرورت تحول و روزآمدی برای حوزه علمیه است. تحلیل محتوای یکایک بیانات ایرادشده توسط ایشان در دیدارهای حوزوی که معمولا در اغلب سال ها صورت پذیرفته ، نشان می دهد رهبری نظام که خود از ظرفیت و جایگاه دینی مشروعیت یافته و منبعث گشته است، بیش از دیگران بر روزآمدی در روش های علمی و آموزشی و حرکت بر مدار زمانه توسط حوزه علمیه به عنوان نهاد و متولی دینی تاکید دارد.
از فرایند این تاکیدات، بیش از هر امر دیگری، پاسخ به نیازهای اندیشه ای زمانه و نسل امروز مورد توجه است و به نظر می رسد، بیان متفاوت روز گذشته ایشان مبنی بر این که «مخالفت با تحول حوزه علمیه، مخالفت با پیشرفت دین در کشور است» شاید ریشه در مقاومت های احتمالی از سوی برخی موثرین در این نهاد است که سدی بر بالندگی و پویایی حوزه ایجاد کرده است.
بی شک، حوزه علمیه در بیش از سه دهه اخیر به مدد ارائه طریق و راهبری های آینده نگرانه مقام معظم رهبری مبتنی بر اقتضائات دنیای جدید، حرکت های نوآورانه متعددی را در دستور کار خود قرار داده است اما با وجود تمامی این کوشش ها آیا می توان این ادعا را امروز مطرح نمود که حوزه برای انبوه مسائل جدید، از زاویه و منظر دین ایده و حرفی وافی و کافی برای ارائه در چنته دارد؟
نسل امروز و این تغییرات سریع
به هر دلیلی نسل امروز، روش زیستی متفاوتی نسبت به گذشته (مقصود گذشته خیلی دور نیست) را تجربه می کند. این تجربه ها و روش ها از آن جا که درآمیخته با زیست دنیای مجازی است، به تغییرات و تحولات سریع مبتلاست. حال این پرسش و دغدغه مطرح است که آیا حوزه که رهبر انقلاب آن را «چشم امید» خوانده اند دربرابر سرعت این تحولات، توان روزآمدی دارد؟ آیا حوزه و طلاب علوم دینی توانسته اند با نسل امروز، اشتراک گفتمانی داشته باشند؟به نظر می رسد، حوزه علمیه امروز جز گام نهادن جدی تر در عرصه تحول راه دیگری ندارد و چنانچه خود را اکنون در همین عرصه می داند، لازم است بر سرعت و پویایی آن بیفزاید که بی شک زمانه امروز متفاوت از همه زمان هاست

آشفتگی اتحادیه اروپا از بازگشت ترامپ بر مسند قدرت، کاملا محرز است. اظهارات اخیر جوزف بورل، ماکرون، اولاف شولتس و دیگر سیاستمداران اروپایی بیانگر نگرانی آنها نسبت به آینده ای نامعلوم و بلکه تاریک در حوزه اقتصاد و سیاست خارجی قاره سبز بوده و جایی برای مانور موثر اروپای واحد در مناسبات پیرامونی خود باقی نخواهد گذاشت.اما نگرانی اروپائیان نسبت به بازگشت ترامپ را نباید محدود به جنگ تجاری ( وضع تعرفه های گمرکی بر کالاهای صادراتی اروپا به آمریکا) یا بروز منازعات امنیتی در دو سوی آتلانتیک بر سر موضوعاتی مانند جنگ اوکراین محدود کرد.
آنچه اروپای امروز را آزار می دهد، استعداد
فوق العاده ایست که این مجموعه برای فروپاشی و بهترین حالت ممکن، دفرمه شدن دارد. شرایط جاری در اروپا گواه تحولات غیرقابل پیش بینی و غیرقابل مدیریتی است که در برابر این منظومه ظاهرا واحد اما در حقیقت منفصل وجود دارد. ویکتور اوربان، نخست وزیر
مجارستان و یکی از اندک متحدان ترامپ در اروپا، نمی تواند خوشحالی زاید الوصف خود را نسبت به بازگشت رئیس جمهور سابق آمریکا به عرصه قدرت کتمان کند. دیگر جریان های ملی گرای
افراطی از جمله جورجا ملونی، نخست وزیر ایتالیا و مارین لوپن، رهبر جبهه ملی فرانسه نیز رویکردی مشابه اوربان دارند. اما احزاب سنتی ، خصوصا سوسیال دموکراتها و محافظه کاران میانه رو بدترین وضعیت ممکن را در قاره سبز تجربه می کنند.
فروپاشی دولت اولاف شولتس در برلین، فضا را برای مانور سیاسی بیشتر جریانات ضد اتحادیه اروپا در این مجموعه باز خواهد کرد. فراموش نکنیم که آلمان به عنوان اقتصاد اول اروپا، بیشترین ضربه را از جنگ تجاری با آمریکا خواهد خورد و احزاب سنتی، چه بخواهند یا نخواهند قربانی این منازعه تلقی می شوند. در چنین وضعیتی، اقبال شهروندان آلمانی و فرانسوی نسبت به احزاب ملی گرای افراطی بیش از پیش تقویت خواهد شد. قطعا ترامپ رئیس جمهور جدید آمریکا و ولادیمیر پوتین رئیس جمهور روسیه نیز از روند اضمحلال و فروپاشی اتحادیه اروپا یا تبدیل شدن آن به مجموعه ای کاملا
بی خاصیت حمایت می کنند.
ترامپ اروپای واحد را رقیب اقتصادی واشنگتن و روسیه، این مجموعه را رقیب امنیتی خود قلمداد کرده و هر یک از زاویه ای خاص نسبت به تحولات گذشته، جاری و آتی در اتحادیه اروپا و حوزه اقتصادی یورو می نگرند.
ترامپ ابایی از اعلان جنگ علیه اروپای کنونی ندارد. این منازعه از یک سو ناظر بر ساختارهای کلان قدرت در قاره سبز و از سوی دیگر، ناظر بر ابزارهای اعمال قدرت اقتصادی-امنیتی اروپائیان در نظام بین الملل خواهد بود.سیاستمداران کنونی اروپا، به مانند نسل گذشته خود و افرادی مانند ژاک شیراک، گرهارد شرودر ، جک استراو و ......قدرت جمعی و حداقلی برای تسلط بر این دوران بحرانی نخواهند داشت. اصلی ترین مشکل اروپای امروز، صرفا عدم توانایی در مدیریت بحران های جمعی نیست، بلکه تاب آوری حداقلی در برابر بحران نیز از عهده بسیاری از کشورها و سیاستمداران این مجموعه خارج است. به نظر می رسد روزهای تعیین کننده و البته سختی پیش روی اروپائیان ، خصوصا زوج برلین-پاریس( به عنوان دو ستون اصلی اتحادیه اروپا ومنطقه یورو) خواهد بود.

ارسال نظرات