- چشمان نگران اروپا و اوکراین به مذاکرات صلح
- سعدحریری به میدان سیاسی لبنان باز می گردد؟
- فرجام اغتشاشات در ایران
- ترامپ کمی تاریخ بخواند!
- سیگنال فوری همتی به بازار؛ دلار رسمی بالا آمد، دلار آزاد عقب نشست
- پیام تسلیت رهبر انقلاب در پی درگذشت حجتالاسلام صالحیمنش
- حنظله گوشی «نفتالی بِنِت» را هک کرد
- عکس / تصاویر دیده نشده از شهید رائد سعد
- بانک اهداف در جنگ شناختی
- کشتار دانشجویان در ۱۶ آذر و یک سند تاریخی از شکنجه مخالفان با «خرس» در دوره پهلوی!
- آیا نبرد حضرموت نقشه یمن را تغییر خواهد داد؟
- یادداشت ها / آیا پایان ماه عسل صهیونیستها در سوریه نزدیک است؟!
- قیام جوانان سوری | پیام عملیات «بیت جن» برای جولانی و صهیونیستها
- بسیج تمدنساز، نفس آخر استکبار
پنجشنبه ؛ 30 بهمن 1404 وقتی نقاب «دیپلماسی» میافتد
آنچه در مونیخ رخ داد، اعلام نانوشته عبور برلین از «روابط دیپلماتیک متعارف» به «تقابل آشکار با موجودیت ایران» بود.
کنفرانس مونیخ مدعی گفتوگو درباره امنیت جهانی است، اما وقتی صدای یک دولت رسمی، با جایگاه حقوقی و بینالمللی، حذف میشود و در عوض، تریبون به جریانهایی داده میشود که صراحتاً از فروپاشی، تحریم، ناامنی و حتی مداخله خارجی علیه ایران حمایت میکنند، دیگر نمیتوان از بیطرفی، گفتوگو یا امنیت سخن گفت. اینجا امنیت نه بهعنوان یک مفهوم مشترک، بلکه بهمثابه ابزار فشار سیاسی تعریف میشود.
نقش سرویس اطلاعاتی آلمان در این مسیر، نقشی حاشیهای یا اتفاقی نیست. تجربه اغتشاشات سال ۱۴۰۱ نشان داد که دستگاه اطلاعاتی آلمان چگونه از چارچوبهای ادعایی «حقوق بشر» و «آزادی بیان» عبور کرد و عملاً به یکی از محورهای پشتیبان جنگ شناختی و عملیات روانی علیه ملت ایران تبدیل شد. از حمایت سازمانیافته رسانهای گرفته تا میزبانی و تقویت شبکههای ضدانقلاب، الگوی رفتاری آلمان در آن مقطع، امروز در کنفرانس مونیخ با صراحت بیشتری بازتولید شده است.
این رفتارها بیانگر یک واقعیت مهماند: بخشی از حاکمیت آلمان، بهویژه در پیوند با نهادهای اطلاعاتی و امنیتی، دیگر خود را متعهد به حفظ حداقلهای روابط دیپلماتیک با ایران نمیداند. برلین عملاً در حال ایفای نقش مکمل در جنگ ترکیبی غرب علیه ایران است؛ جنگی که همزمان ابزار رسانه، تحریم، فشار سیاسی و حمایت از آشوب را بهکار میگیرد.
در چنین شرایطی، تداوم رویکردهای پیشین در سیاست خارجی ایران نسبت به آلمان، نه واقعبینانه است و نه قابل دفاع. تجدیدنظر کامل در مناسبات سیاسی تهران–برلین یک ضرورت راهبردی است، نه یک واکنش احساسی. وقتی کشوری تریبونهای رسمی خود را به دشمنان موجودیت ملی ایران واگذار میکند، دیگر نمیتوان با منطق «روابط عادی» با آن برخورد کرد.
دستگاه دیپلماسی کشور باید با صراحت، شفافیت و اقدام متقابل، هزینه این رفتار را برای آلمان افزایش دهد؛ از بازتعریف سطح روابط سیاسی و محدودسازی همکاریها گرفته تا فعالسازی ظرفیتهای حقوقی و دیپلماتیک در سطح منطقهای و بینالمللی. سکوت یا واکنشهای حداقلی، تنها به طرف مقابل این پیام را میدهد که تقابل بدون هزینه ممکن است.
کنفرانس مونیخ امسال، بیش از آنکه محل گفتوگوی امنیتی باشد، صحنه افشای یک حقیقت بود: بخشی از اروپا، بهویژه آلمان، دیگر نقش «میانجی» یا «بازیگر متوازن» را بازی نمیکند. حال نوبت سیاست خارجی ایران است که با واقعبینی، صلابت و بازنگری جدی، پاسخ متناسب با این تغییر صحنه را طراحی و اجرا کند.
ارسال نظرات