- چشمان نگران اروپا و اوکراین به مذاکرات صلح
- سعدحریری به میدان سیاسی لبنان باز می گردد؟
- فرجام اغتشاشات در ایران
- ترامپ کمی تاریخ بخواند!
- سیگنال فوری همتی به بازار؛ دلار رسمی بالا آمد، دلار آزاد عقب نشست
- پیام تسلیت رهبر انقلاب در پی درگذشت حجتالاسلام صالحیمنش
- حنظله گوشی «نفتالی بِنِت» را هک کرد
- عکس / تصاویر دیده نشده از شهید رائد سعد
- بانک اهداف در جنگ شناختی
- کشتار دانشجویان در ۱۶ آذر و یک سند تاریخی از شکنجه مخالفان با «خرس» در دوره پهلوی!
- آیا نبرد حضرموت نقشه یمن را تغییر خواهد داد؟
- یادداشت ها / آیا پایان ماه عسل صهیونیستها در سوریه نزدیک است؟!
- قیام جوانان سوری | پیام عملیات «بیت جن» برای جولانی و صهیونیستها
- بسیج تمدنساز، نفس آخر استکبار
پنجشنبه ؛ 30 بهمن 1404 روایتسازی دشمن از اغتشاشات
تجربه اغتشاشات نشان داد که غرب و شبکه همپیمان رسانهای آن، چگونه با روایتسازی ذهنی و مهندسی ادراک، قادر است از یک واقعیت محدود، تصویری گسترده، تحریفشده و گاه کاملاً ساختگی در اذهان مخاطبان داخلی و خارجی خلق کند. این تجربه، یک درس راهبردی روشن دارد: در عصر جنگ شناختی، "روایت مسلط "موضوعیت و اصالت دارد. در این خصوص نکاتی وجود دارد که لازم است مورد توجه قرار گیرد:
نخستین نکته اساسی آن است که روایتسازی دشمن، مبتنی بر وارونه نمایی یا بازنمایی گزینشی واقعیت است، نه توصیف منصفانه آن. در جریان اغتشاشات، شاهد آن بودیم که برخی تصاویر، ویدئوها و گزارهها، بدون زمینه، بدون پیوست تحلیلی و بدون نسبتسنجی با کل جامعه، بهعنوان «تصویر ایران» به افکار عمومی جهان عرضه شد. این دقیقاً همان نقطهای است که فقدان روایتسازی فعال و واقعی از سوی نخبگان داخلی خود را نشان میدهد. روایت صحیح، نه یک واکنش احساسی، بلکه محصول تحلیل، داده، تاریخ و فهم عمیق از جامعه است. اگر این روایت از سوی دانشگاهیان، پژوهشگران، روزنامهنگاران حرفهای و نخبگان فکری تولید نشود، میدان روایت بهطور طبیعی در اختیار بازیگران بیرونی قرار میگیرد؛ بازیگرانی که هدفشان نه فهم واقعیت، بلکه جهتدهی به ادراک است.
نکته دوم، شالوده فنی روایتسازی غرب است: تکیه بر «ابهام» و «ناآگاهی». روایت دشمن زمانی مؤثر میشود که مخاطب، اطلاعات دقیق، منسجم و قابل اعتماد در اختیار نداشته باشد. در چنین شرایطی، ذهن انسان بهطور طبیعی به روایتهای ساده، احساسی و دوگانهساز پناه میبرد. غرب در روایتسازی از اغتشاشات، آگاهانه بر همین خلأ عمل کرد؛ حذف زمینههای تاریخی، نادیدهگرفتن نقش سازمانیافته خشونت، و تقلیل یک جامعه متکثر به یک تصویر یکدست معترض، همگی ابزارهای تولید ابهام بودند. مهار این دو مؤلفه—ابهام و ناآگاهی—تنها از یک مسیر ممکن است: روایتگری صحیح، مستمر و قابل فهم برای عموم. اگر روایت درست، بهموقع و مستند ارائه نشود، روایت رقیب حتی، اگر سست و تحریفشده باشد، بهتدریج غالب میشود و به «واقعیت ادراکی» بدل میگردد.
سومین نکته، که وجه تکمیلی دو محور پیشین است، ضرورت روایت همزمان دستاوردها و واقعیات کشور از یکسو، و ماهیت دشمن، الگوهای بحرانسازی و راهبردهای مداخلهگرانه او از سوی دیگر است. روایتگری یکسویه، چه صرفاً تدافعی و چه صرفاً تبلیغی، در جنگ شناختی کارآمد نیست. جامعه و افکار عمومی جهانی، نیازمند تصویری جامعاند: تصویری که نشان دهد کشور، علیرغم فشارها و چالشها، دارای ظرفیتها، پیشرفتها و انسجامهای واقعی است؛ و همزمان روشن سازد که چگونه برخی بازیگران خارجی، با الگوهای تکرارشونده بیثباتسازی، از آمریکای لاتین تا غرب آسیا، بهدنبال بازتولید بحران هستند. این تطبیق تاریخی و تطبیقی، یکی از مؤلفههای مهم روایت علمی و معتبر است.
از منظر تحلیلی، روایتسازی موفق، نه با شعار، بلکه با چارچوب مفهومی، داده معتبر و زبان اقناعی شکل میگیرد. اتاقهای فکرغرب ، گزارشهای بهظاهر آکادمیک، رسانههای جریان اصلی و شبکههای اجتماعی، همگی اجزای یک زنجیره واحدند. مواجهه با این زنجیره، نیازمند تولید روایت رقیب با همان سطح از انسجام، اما با اتکا به حقیقت و واقعیت میدانی است. اینجاست که نقش نخبگان دوچندان میشود: نخبگانی که بتوانند پلی میان واقعیت پیچیده جامعه و فهم عمومی ایجاد کنند.
در جمعبندی، اغتشاشات اخیر نشان داد که تهدید اصلی، صرفاً در خیابان شکل نمیگیرد، بلکه در ذهنها تثبیت میشود. اگر روایت صحیح، پیشدستانه و مستند ارائه نشود، دشمن با بهرهگیری از ابهام و ناآگاهی، روایت خود را بهعنوان روایت غالب جا میزند. آینده این نبرد، به میزان توان ما در روایتگری علمی، صادقانه و هوشمندانه وابسته است؛ روایتی که هم واقعیتهای کشور را بازنمایی کند و هم چهره واقعی پروژههای بحرانساز دشمن را برای افکار عمومی آشکار سازد.
ارسال نظرات