- از مراسم جادوگری در دفتر رئیسجمهور تا فروش کودکان به شبکهی اپستین / روایت تکاندهنده از فساد در قلب قدرت اوکراین +عکس
- ماجرای شهیدی که با پیکر سالم برگشت
- نگاهی به ضرورت بازنگری در معیارهای دهکبندی خانوار
- انتقاد تند واشینگتن از زوال دموکراسی در اروپا/ ترامپ خاورمیانه را از فهرست اولویتهای سند امنیت ملی آمریکا خارج کرد
- جهان پس از بسته شدن تنگه هرمز چگونه خواهد شد؟
- نبرد آخر
- همه اهرمهای تولید قدرت در اختیار ماست
- ماهی پر از بها و بهانه
- چشمان نگران اروپا و اوکراین به مذاکرات صلح
- سعدحریری به میدان سیاسی لبنان باز می گردد؟
- فرجام اغتشاشات در ایران
- ترامپ کمی تاریخ بخواند!
- سیگنال فوری همتی به بازار؛ دلار رسمی بالا آمد، دلار آزاد عقب نشست
- پیام تسلیت رهبر انقلاب در پی درگذشت حجتالاسلام صالحیمنش
پنجشنبه ؛ 07 اسفند 1404 یادداشت روزنامههای دوشنبه ۲۴ دی ۱۴۰۳

با «وفاق» کدام گره باز میشود؟

گزارش اطلاعاتی سپاه از یک رزمایش
مرتضی سیمیاری
رزمایش ترکیبی پیامبر اعظم (ص) ۱۹ نمایشی از رخدادهای زنجیرشده به یکدیگر بود که فقط نوک کوه آن نمایش داده شد. در این رزمایش یگانهای چندگانه هوافضا، پدافند، نیروی دریایی، نیروی زمینی و بخش اطلاعاتی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی تاکتیکهای مهندسیشده را بهروزرسانی میدانی کردند.مهمترین اصل از رزمایش فوق جلوگیری از تکرار و تلاش برای بهینه شدن در کوتاهترین زمان ممکن بوده است. به عبارتی آنچه در رزمایش پیامبر اعظم در حال تمرین است مشتمل بر مجموعه تاکتیکهایی است که مانع از غافلگیری رزمی در آینده خواهد شد.
نکته قابلتوجه آنکه محیط این رزمایش بر اساس یک سناریو نزدیک به واقعیت و برای محک زدن حداکثری توان انرژی آزادشده در پیرامون به شکل بومی طراحیشده و سامانهها برای برخورد با پیشرفتهترین سلاحهای تهاجمی دشمن مانند انواعی از سنگر شکنها مورد آزمایش قرارگرفته است.
در این رزمایش اطلاعات از وقوع، بازخوانی از شکل برخوردها و استفاده از عملیاتیترین ظرفیتهای موجود بر سایر امکانات اولویت داشته و ازاینرو باید رزمایش پیامبر اعظم (ص) ۱۹ را «اطلاعاتیترین رزمایش سپاه» در سالهای اخیر قلمداد کرد. شعار اصلی رزمایش اخیر آن بود که باید در برابر تحرکات دشمن همواره «یک پله بالاتر» بازی کرد.
همزمانی رزمایش با رونمایی از شهر جدید موشکی و نیز اعلام هشدار، نشان از آن دارد که هرگونه تغییر تاکتیکی از سوی دشمن را بهصورت راهبردی پاسخخواهیم داد. ازاینرو، نهتنها پیامبر اعظم (ص) ۱۹ از نظر شکلی گارد تدافعی نداشت، بلکه در سطح رزمایشهای تهاجمی طبقهبندی خواهد شد. این شکلبندی نشان میدهد که تأمین امنیت کشور و مرزهای پیرامونی مقاومت دیگر شکل کلاسیک و محافظهکارانه نداشته و کاملاً کنترل محور خواهد بود.
فرمت جدید رزمایش همچنین نشان از آن دارد که ارتقای قدرت نظامی و امنیتی با رفع برخی باگهای پیشین (بازیابی و بازسازی) به سمت بازدارندگی مستقیم حرکت کرده است. رزمایش پیامبر اعظم (ص) ۱۹ محل رونمایی بخش متنوعی از این دستاوردها بوده است که البته بخش قابلتوجهی از آن به دلایل متعدد رسانهای نخواهد شد، اما پیامهای کلیدی در لایههای عمیق برای دشمن جاگذاری شده است.
از سویی مجموعه مانورهای صورت گرفته در این رزمایش هیبریدی علاوه برنشان دادن بخشی از توانمندیهای موجود در ذهن دشمن نیز اثرگذاری داشته است، گزارشهای بیرون آمده از مراکز امنیتی رژیم صهیونیستی حکایت از آن دارد که آنها ایران را آماده برای رویاروییهای آینده تحلیل کردهاند همچنین در حین اجرای رزمایش پیامبر اعظم ترامپ با ارسال پیامی به نتانیاهو درگیری نظامی با تهران را خط قرمز خود خوانده است.
این برآوردها و اخبار پیرامونی بهخوبی نشان میدهد که چند اقدام ترکیبی در این رزمایش به خوبی توانسته است گارد امریکاییها را از طریق فشار به صهیونیستها باز کند. پیشازاین و در جریان رزمایش پیامبر اعظم (ص)۱۷ نیز این اقدام شگفتیساز اطلاعاتی از سوی سپاه تمام محاسبات دشمن را به هم زد. در آن عملیات آزمایش موشکی خاص بارنگ زرد و مشکی پیامی ویژه برای حریف فرستاد، این دست اقدامات ظریف بخشی از بازی در پله بالایی در رزمایشهای اخیر سپاه است.
علاوه بر این رزمایش پیامبر اعظم (ص) محل آزمایشهای مهمی بوده که تنها رهگیری و انهدام بخش قابللمس آن برای دشمن بوده، این رزمایش دارای ابتکار عملهایی است شعاع محور مقاومت را نیز بازتر از قبل خواهد کرد، بهزودی بخشی از اثرات آن را در سیونیک مشاهده خواهیم کرد.
اجرای عملیات وعده صادق ۳ نیاز به چند پیشنویس داشت که در رزمایش اخیر نوشتهشده است. تعمیق جداگانه در آنها منتج به نگرش دقیق از هنر بازیگری تهران نمیشود!

نظام پارلمانی توافقی در لبنان که مناصب اصلی را در اختیار سه طایفه مارونی، سنی و شیعه قرار داده، همواره برای تعیین این روسا، با کشمکش و رقابت جدی روبهرو بوده و بهدلیل نوع ارتباطات احزاب و طوایف لبنان با کشورهای منطقه و جهان، اینروزها با تاثیرپذیری از بازیگران خارجی، سامانیافته است. تحولات پرشدت ۱۵ماهه درغزه و لبنان، زمینههایی را برای یک روایتسازی و جنگ روانی و شناختی فراهم کرد تا برخی احزاب مارونی مثل قواتاللبنانی به ریاست سمیر جعجع، جمیل و چهرههایی از اهل سنت لبنان، این فضا را ترویج کنند که ضعیفشدن حزبا...، مقدمه حذف آن از روندها و ساختارهای سیاسی در لبنان است و آرزوهای خود را نیز با صدای بلند اعلام کردند. قطریها در رقابت با سعودیها با ژوزف عون مخالف بودند و سمیر جعجع که سالهاست بهدنبال کسب ریاستجمهوری است، بهشدت با ژوزف عون مخالف بود و حزبا... نیز از دو سال قبل، سلیمان فرنجیه را برای این مسئولیت مناسب میدید و جبران باسیل، داماد میشل عون و رئیس حزب ملی آزاد، خود را برای تصدی ریاستجمهوری مطرح میکرد. باید توجه داشت که مذاکرات مربوط به آتشبس در جنوب لبنان که زمینه رایزنی برای انتخاب رئیسجمهور لبنان با نبیه بری را فراهم کرد، شدت واگرایی در بین سران مارونی و رقابت جدی بین عربستان و امارات با قطر را که در دو ماه گذشته در کنار ترکیه، جایگاهی در سوریه کسب کرده و وزنکشی هریک از چهرههای کاندیداشده، مجموعا همه رقبا را به پذیرش ژوزف عون سوق داد و همگی کنارهگیری کردند. ۹ ژانویه در یک نشست صبحگاهی، تمامی طرفهای داخلی و خارجی، نفوذ و ابزارهای خود را بهکار گرفتند و به ۷۱ کرسی در مقابل ۲۰ رای باطله و ۳۷ رای سفید رسیدند. بههمین دلیل آمریکا، فرانسه و عربستان برای نشست عصرگاهی مجلس چارهای جز مذاکره با نبیه بری و نماینده حزبا... نداشتند. این مذاکرات و مجموعهای از شروط ضمن آن، که توسط ژوزف عون و طرفهای حامی وی پذیرفته و عملیاتیشدنشان تضمین شد، دارای محورهای مختلفی است که از یکسو جایگاه مؤثر و مقتدر جناح شیعه در ساختار قدرت و ترسیم رویکردهای بعدی حکمرانی را نشان میدهد و از سوی دیگر دارای پیامهای ویژهای به رژیم صهیونی و طرفهای منطقهای است. از جمله توافقات صورتگرفته که نشست عصرگاهی مجلس را به نتیجه ۹۹ رای برای ژوزف عون رساند، انتخاب نجیب میقاتی بهعنوان نخستوزیر است که از امروز رایزنی فراکسیونهای حزبی برای انتخاب نخستوزیر در مجلس لبنان آغاز میشود. البته حفظ وزیر اقتصاد که رکن اصلی تصمیمات راهبردی در حکومت لبنان است نیز در اختیار طایفه شیعه خواهد بود. بازسازی لبنان و عقبنشینی کامل رژیم صهیونی در جنوب لبنان و اجرای کامل قطعنامه ۱۷۰۱ توسط رژیم صهیونی و تعیین فرمانده جدید ارتش با مشورت و نظر فراکسیون شیعه، از جمله توافقات با ژوزف عون و نمایندگان آمریکا، فرانسه و عربستان است. در مقابل میقاتی که از حمایت بخش بزرگی از نمایندگان طوایف مختلف برخوردار است و طرفهای خارجی نیز با وی همراه هستند، جناح جعجع و جمیل و برخی چهرههای اهل سنت و... درحال تلاش برای مطرحکردن چهره دیگری از اهل سنت برای تصدی نخستوزیری هستند که انگیزه اصلی آنها، مقابله با توافقات طایفه شیعه با ژوزف عون است و مخروجی از نمایندگان اهل سنت در مجلس را مطرح کردهاند. این در حالی است که مخروجی در وزن و سطح نجیب میقاتی نیست و امکان کسب حمایت خارجی و داخلی در قیاس بامیقاتی راندارد. بهویژه اینکه عنصر مهم اثرگذاری پول که معمولا توسط عربستان سعودی، امارات وقطروکشورهای عربی توزیع میشود، نیز وجود نداردو مسیر این هزینهها اکنون در حمایت از میقاتی است. پارامترهای زیادی بر این دلالت دارند که بازیگران مؤثر خارجی در تحولات لبنان در رویکردشان به آرامسازی و پرهیز از شکاف ومنازعه گرایش دارند. این رویکرد در یک نگاه مرحلهای به وضعیت سوریه، بر نوعی آرامسازی در وهله اول، وسپس استحکامسازی و جلوگیری ازهرجومرج کنترلنشده مبتنی است تا امکان مدیریت تحولات در سوریه را فراهم کنند. این رویکردجدید درانتخاب نخستوزیر لبنان، اگرچه باتجارب گذشتهای که مدتهاهم برقرار بوده گره خورده، بااینحال نگارنده معتقد است نیازهای راهبردی بازیگران بزرگ بینالمللی و منطقهای، فعلا انتخاب سریع نخستوزیر را در اولویت قرار داده است.

فرهنگستان را «نقد» کنیم، نه «ریشخند»!
علیرضا حیدری
بیگمان در همین آغاز باید گفت که بیشتر این بازتابهای مجازی و نه حقیقی! رنگوبوی سیاسی دارد؛ به این معنا که شکوههای سیاسی گاه در یک موضوع ـ حتی بیربط ـ خودش را نشان میدهد. بنابراین، برخی این فرصت را، مغتنم میشمارند و بهنوعی دست به اعتراض سیاسی میزنند، اما از نوعی دیگر و با تمسخر نهادی حکومتی، به نام فرهنگستان!
از طرفی گاهی در جامعه برساختههایی ساختگی و جعلی منتشر میشود که بوی تمسخر نیز از آنها به مشام میرسد و آنها را به فرهنگستان نسبت میدهند، حال آن که این واژهها هیچ ربطی به مصوبههای این نهاد ندارد. این که به روند و شیوه برابرسازی واژهها میتوان انتقادهایی داشت، کاملاً پذیرفته است و مهمترین آن، این است که فرهنگستان در برابرسازی معمولاً دیرهنگام عمل میکند و خود این ضعف باعث میشود واژه بیگانه جاگیر شود و تغییر آن دشوار باشد.
یکی از تصورات نادرست درباره فرهنگستان این است که گمان میرود این نهاد تنها کاری که برعهده دارد، واژهگزینی است؛ ازاینرو، بودجه سالانه آن را به تعداد واژههای مصوب تقسیم میکنند و کار این نهاد را به ریشخند میگیرند. حال آن که واژهگزینی تنها یکی از کوششهای این نهاد است و کارگروههای دیگری در این نهاد فعالیتهای علمی دارند؛ همچون کارگروههای فرهنگنویسی، آموزش، زبان و گویشها، دانشنامه زبان و ادب فارسی در شبهقاره هند، دستور خط، زبان و رایانه و انتشارات.
اما نکته مهمتری که بنا دارم در این یادداشت به آن اشاره کنم، این است که این انتقادها و اعتراضات و تمسخرها تازگی ندارد.
در «شرح زندگانی من» عبدا... مستوفی میخوانیم که در اعتراض به مصوبات فرهنگستان گفته بود: «آقایان! هرقدر میخواهید باد به بیرق لغت «عدلیه» بکنید، مردم «عدلیه» را برای اختصارش ترک نمیکنند و «دادگستری» شما، با وجود این که وضعشده فرهنگستان هم هست، روی کاغذ خواهد ماند... .»؛ ولی نهتنها دادگستری، که خواهان (مدعی) و بازپرس (مستنطق) و دادنامه (ورقه حکمیه) و دادگاه (محکمه) و آیین دادرسی (اصول محاکمات) و خواسته (مدعی به) و... ماند و امروز مردم آنها را به کار میبرند.
از صادق هدایت یادی کنیم که وقتی واژههایی مانند «پزشک» جایگزین «طبیب» شد و «پایاننامه» بهجای «تز»، در مقاله «فرهنگ فرهنگستان» خود، فرهنگستان را مسخره کرد و به باد طنز گرفت.
به گفته دکتر عباس اقبال آشتیانی، از نویسندگان بنام کشورمان که اتفاقاً خودش عضو فرهنگستان اول بود، استناد کنیم که میگفت چه کسی بهجای «اونیورسیته» میگوید «دانشگاه» یا بهجای «طلبه» میگوید «دانشآموز» و «دانشجو».
در کنار اینها صدها واژه دیگر هم میتوان نام برد که در آغاز با مخالفت روبهرو شد، اما سرمایه زبان فارسی شد: «اطفائیه» شد: آتشنشانی، «آژان» شد: پاسبان، «میزانالحراره» شد: دماسنج، «فاکولته» شد: دانشکده، «SMS» شد: پیامک، «سوبسید» شد: یارانه، «ATM» شد: خودپرداز، «دیتا» شد: داده، «ادیت» شد: ویرایش، «لود» شد: بارگذاری و... .
فراموش نکنیم که نباید شکوه زبان فارسی، این میراث تمدنی را پیش چشم نسل روزگارمان سست کنیم؛ پس ریشخند را با انتقاد جابهجا نکنیم.

مردم؛ ذوالفقار ولی
ظاهراً یک عقیده انحرافی در برخی فرقههای غالی وجود دارد بر این مبنا که ما چه نیازی به عبادت داریم؟ مولا بهجای همه ما عبادت کرده است. ما چه نیازی به استغفار داریم؟ مولا بهجای همه ما استغفار کرده است. ما چرا گناه نکنیم؟ مولا بهجای همه ما عصمت داشته است. عقیده بهغایت فاسدی است. چراکه اینگونه عاشق علی، بیشباهتترین شخص به او میشود. اما مسئله اینجاست که در مورد مولود کعبه، مرز بین غلو و حقیقت، باریکی حیرتانگیزی دارد. هنر میخواهد که او را آنطور که باید بستایی و به ورطه غلو و خروج از صراط مستقیم ممدوح خود نیفتی. لطیف آنکه شباهت مولا به معبود خویش از فرط عبودیت اوست. عابدترین و معبودنماترین. عاشقترین و معشوقنماترین. بندهترین و خدانماترین. وجود امیرالمؤمنین علیهالسلام راهی برای باور قلبی به این حقیقت است که عبودیت به درگاه الهی یک مسیر نزولی نیست، بلکه صعود و سلوک است و نزدیکترین راه به افلاک، خاک است و خاک نماد ایمان و بندگی است و ابوتراب، پدر ایمان. القصه، آنچه آن گروه غالی را به انحراف میکشاند، حقیقت درستی بود و آن عبارت از «کافی» بودن امیرالمومنین علیهالسلام بود. آنچه از یگانگی مولای مؤمنان میشنویم و میخوانیم در عین تواتر تاریخی، کمر اساطیر حماسی جهان را هم میشکند. در توضیح کافی بودن میتوانیم بگوییم که مولا تنها در ظاهر یک نفر بود؛ در حقیقت او در تمام شؤون حیات فردی و اجتماعی خود سپاهی یکنفره بود. یکنفره دری را از جا کند که چهل نفر باید بلندش میکردند. یکنفره شبی هزار رکعت نماز خواند که یک مسجد پر از عابد هم از پسش بر نمیآمد. یکنفره کار دهها واقف را در اطراف مدینه انجام داد. گزارشی هست در مورد جنگ جمل که ثابت میکند عنوان ارتش یکنفره نهتنها در مورد مولا بههیچوجه استعاره یا هیچ آرایه ادبی دیگری نیست و عین حقیقت است، که حتی نارس است. روایت، منقول از جابر ابن عبدالله انصاری است که توضیحی از شرایط جنگ جمل ارائه میکند. جابر اشاره میکند ۷۰ هزار نفر در سپاه جمل پیش روی سپاه مولا ایستاده بودند؛ این عدد را به خاطر داشته باشیم! او میگوید: «هیچ فراریای را ندیدم مگر آنکه میگفت علی فراریام داد!
هیچ مجروحی را ندیدم مگر آنکه میگفت علی مجروحم کرد! هیچ محتضری را ندیدم مگر آنکه میگفت علی من را کشت! اگر در جناح راست بودم صدای علی میآمد. اگر در جناح چپ بودم صدای علی میآمد. سپس از نزد طلحه گذشتم، درحالیکه تیری در سینهاش بود. پرسیدم چه کسی تو را تیر زد؟ طلحه گفت علیابنابیطالب! پرسیدم علی که شمشیر در دست دارد نه کمان! طلحه جواب داد ای جابر! مگر نمیبینی چگونه به آسمان میرود و به زمین میآید؟ نمیبینی گاهی از مشرق فرود میآید و گاهی از مغرب و مشرق و مغرب برایش یکسان است؟». طلحه درواقع میخواست به جابر بگوید که رفتار علی را نمیتوان با آنچه در دست دارد تحلیل کرد. او جنگجویی عادی نیست. روحی است آزاد و پران که کالبدش محدودش نمیسازد. این دلاوری در حالی است که حضرت در جنگ جمل، قریب به ۶۰ سال سن داشت. وقتی سخن از «کافی» بودن مولای موحدان میگوییم، از چنین حماسه بینهایتی حرف میزنیم. مولا حتی در عرصه جنگ نرم با لشکر کلمات خود ماشین پروپاگاندای معاویه را تا حد زیادی از کار انداخت و رسوا کرد و رسانه تکنفره حکومت اسلامی بود. حیف که در آن زمان هنوز فناوری به مردم شام امکان نمیداد علاوه بر دروغهای معاویه، کلام روشنگر امیر را هم بشنوند.
این علی که یگانه است و در یگانگی خود از غیر خداوند سبحان بینیاز است؛ این علی که کافی است و یکنفره کار یک لشکر را میکند در برهههای گوناگونی از زندگی سیاسی خود به حسب ظاهر به اهدافش نرسید. توصیف کفایت مولا را گفتیم تا لمس این مصراع سادهتر شود برایمان: علی، آری علی، حتی علی تنهاست بیمردم! حکومت چنین مرد بینظیری بود که مدتی طولانی با معضل «غارات» مواجه بود. درِ خانه چنین قاهر غالبی بود که سوخت. همسر چنین سردار فاتحی بود که شهیده شد، درحالیکه جنینی در بطن داشت. قدرت عوام و خواص مردم تا آنجاست که با عدم همراهی خود، میتوانند شیر پیروز خدا را هم از موفقیت باز بدارند؛ چراکه قرار نیست اهداف الهی بدون رشد مردم محقق شود. اگر خواص کارآمد نباشند، اگر خواص تبیین نکنند، اگر خواص فسادستیز و پاکدست نباشند، اگر عوام خوشفهم نباشند و سر و دل به ولی نسپرده باشند، دستان علی بسته میشوند. آری؛ مولای ما یدالله است؛ اما «یدالله مع الجماعه»! علی تنها وقتی چپ و راست لشکرها را به هم میدوزد که مردم هم میدان آمده باشند؛ مأموریت اول اولیای الهی هدایت است و بیمردم، ذوالفقار در گوشه بیت نورانی مولای عشق خاک میخورد...
امروز قدم گذاشتن در راه امیر مؤمنان علیهالصلوات و السلام چیزی جز مردمداری و تلاش برای همراه کردن حداکثری مردم نیست. صداوسیما و دستگاههای تبلیغی اگر مخاطب خود را محدود فرض کنند و تلاش نکنند بیگانهترین افراد را هم با مسیر حق همراه کنند، در حق ولی ملت کوتاهی کردهاند و در تجهیز ذوالفقار کم گذاشتهاند. دولت اگر از مرزهای سفره مردم صیانت نکند، باید پاسخگوی نجواهای غریبانه شاه مردان در چاههای مدینه باشد. من و ما اگر تا نفس داریم حقایق را با مردم در میان نگذاریم، لبیک نگفتهایم «أین عمار» را و اینگونه است که «هل من ناصر» نیز بیلبیک میماند. آری! تصویر شهرهای موشکی زیرزمینی نیروهای مسلح قهرمان ما وجدآور و دلگرمکننده است؛ اما فوج جمعیت مردم زیر تابوت سردار دلها وجدآورتر. سوخت تمام سلاحهای ما به تصریح ولی ما شور مردم، شعور مردم، امید مردم و همراهی مردم است. غلاف ناامیدی که بشکند، رقص ذوالفقار آغاز میشود.

ارسال نظرات