- چشمان نگران اروپا و اوکراین به مذاکرات صلح
- سعدحریری به میدان سیاسی لبنان باز می گردد؟
- فرجام اغتشاشات در ایران
- ترامپ کمی تاریخ بخواند!
- سیگنال فوری همتی به بازار؛ دلار رسمی بالا آمد، دلار آزاد عقب نشست
- پیام تسلیت رهبر انقلاب در پی درگذشت حجتالاسلام صالحیمنش
- حنظله گوشی «نفتالی بِنِت» را هک کرد
- عکس / تصاویر دیده نشده از شهید رائد سعد
- بانک اهداف در جنگ شناختی
- کشتار دانشجویان در ۱۶ آذر و یک سند تاریخی از شکنجه مخالفان با «خرس» در دوره پهلوی!
- آیا نبرد حضرموت نقشه یمن را تغییر خواهد داد؟
- یادداشت ها / آیا پایان ماه عسل صهیونیستها در سوریه نزدیک است؟!
- قیام جوانان سوری | پیام عملیات «بیت جن» برای جولانی و صهیونیستها
- بسیج تمدنساز، نفس آخر استکبار
چهارشنبه ؛ 29 بهمن 1404 یادداشت روزنامههای سهشنبه ۲۹ آبان ۱۴۰۳

2 واحد درس «آمریکاشناسی» برای مدعیان اصلاحات

راز تشکیل بسیج دشمن شناسی امام بود
حسین عبداللهیفر
بسیج اعجاز امام راحلی (ره) بود که دشمنان اسلام و مسلمین را عالمانه و حکیمانه میشناخت. نامگذاری هفتهای به نام بسیج و اختصاص هر روز آن به عناوینی، چون معنویت، انتظار، انقلابی، بن بست شکنی، مقاومت، جهاد، شهادت، خدمت رسانی، کارآمدی، استحکام درونی، آمادگی همه جانبه، استکبار ستیزی فرصتی ایجاد نموده تا کارکردها و برکات روزافزون این شجره طیبه مورد بازخوانی و تبیین دقیق قرار گیرد.
اما آنچه این روزها بیش از گذشته نیاز به مطالعه و واکاوی دارد راز تشکیل بسیج و شناخت دشمنان اسلام، انقلاب اسلامی، امام (ره) و خلف صالحش است. همانگونه که معمار کبیر نظام اسلامی آنان را میشناخت و امریکا را شیطان بزرگ معرفی میکرد.
به ویژه آنکه امسال هفته بسیج در حالی با شکوه هر چه بیشتر از گذشته برگزار میگردد که جهان شاهد توحش، ددمنشی، رذالت، جنایت، خباثت و عمق کینه توزی استکبار جهانی و صهیونیزم بینالملل است. جنایاتی که با همه توان و تمامی حمایتهای تسلیحاتی و مالی، سیاسی و تبلیغاتی با کمترین توفیقی روبهرو بوده است. زیراکه تجربه بسیج در ایران اسلامی و ایستادگی زنان و مردان مقاوم ایران زمین در طول هشت سال دفاع مقدس امروز فراروی مردم قهرمان غزه و لبنان است. مردمی که با استفاده از تجارب ملت ایران در هشت سال دفاع مقدس و ترجیح راه سرخ شهادت بر سازش و انفعال، بیش از یک سال است که با ایمان و توکل در برابر هر گونه ظلم و جنایت ایستادهاند و به امید پیروزی بر رژیم کودک کش صهیونی همچنان مقاومت میکنند.
بزرگترین درس تقابل حق و باطل در غزه قهرمان و پیام روشن ایثار و مقاومت، رشادت و شهادت، مظلومیت و اقتدار در مقابل جنایت و رذالت، ترور و خشونت، حمایت کینه توزانه لیبرال دمکراسی غرب و سکوت رذیلانه مدعیان حقوق بشر در طول ۴۰۰ روز گذشته این است که دشمنان اسلام و مسلمین سرسختتر و پست تر، جنایتکارتر و کینه توزتر از چیزی هستند که نشان میدهند. اما امام راحل سالها پیش از این به عمق دنائت و لجاجت دشمنان اسلام پی برده و با همین شناخت درست و دقیق از دشمن بود که نهضت اسلامی را به پا کرد و برای بقای آن فرمان تشکیل بسیج را صادر فرمود. از این رو، میتوان گفت رمز و راز اصلی صدور فرمان تشکیل بسیج دشمن شناسی دقیق و درست امام راحل (ره) بود. آن امام بصیر و روشن ضمیر، عمق کینه، سرسختی، قدرت و برنامههای استکبار و صهیونیزم را درک کرده و تنها راه استمرار انقلاب اسلامی را تاسیس نهادی میدانست که بتواند در مقابل هر نوع تهدید دشمن آرایش لازم را گرفته و از ارزشهای اسلام، کیان ایران و منافع مسلمانان دفاع کند؛ لذا در هفته بسیج باید فرصتی فراهم ساخت تا اندیشههای امامین انقلاب اسلامی درباره دشمنان امت اسلام را بازخوانی و مقاصد، راهبردها و تاکتیکهای امریکا و غرب را مورد مطالعه و بررسی قرار داد. در این رابطه فرمان حضرت امام (ره) برای تشکیل بسیج در سال ۵۸ کاملاً گویاست. چنانچه فرمان خویش را با این جمله بدون هیچ مقدمهای آغاز میفرماید:
«شما غافلید که الان با امریکا که مجهز به همه جهازهای درجه اول دنیاست یعنی یک قوهای است که در دنیا مقابل ندارد روبهرو هستید.» در ادامه پس از توجه دادن ملت ایران به قدرت اسلام مجدداً ابعاد قدرت امریکا به ویژه قدرت شیطانی آن را مورد اشاره قرار داده و تأکید میفرماید: «نباید فراموش کنیم ما مواجهیم با یک چنین قدرت بزرگ که علاوه بر قدرت تسلیحاتی، قدرتهای بزرگ شیطانی هم دارد که الان در همه دنیا فعالیت و تبلیغات میکند و وادار میکند ممالک دیگر را که آنقدر که بتوانند تجهیز کنند.»
آن پیر سفرکرده در ادامه بار دیگر خطر دشمن را گوشزد کرده و فلسفه تشکیل بسیج و ارتش ۲۰ میلیونی را چنین بیان میفرماید: «باز من تکرار میکنم که بدانید شما با یک قدرتی مواجه هستید که اگر غفلت بشود، مملکت تان از بین میرود، غفلت نباید بکنید غفلت نکردن به این است که همه قوا را و هرچه فریاد دارید سر امریکا بکشید، هرچه تظاهرات دارید بر ضد امریکا بکنید قوای خودتان را مجهز بکنید و تعلیمات نظامی پیدا کنید و به دوستان تان تعلیم دهید، به همه اشخاصی که همین راه میروند تعلیمات نظامی بدهید مملکت اسلامی باید همهاش نظامی باشد.»

تلاش غرب برای شرطیکردن جامعه ایرانی
مسعود رضایی
درهفتههای اخیر، همزمان با فشارهای کشورهای غربی علیه جمهوری اسلامی ایران، رسانههای جریان اصلی نیز مشغول خبرسازی و تسهیل پروژههای غربی هستند؛ از جمله این موارد میتوان به خبرسازی درباره ملاقات ادعایی ایلان ماسک با آقای ایروانی، نماینده دائم جمهوری اسلامی ایران در سازمان ملل اشاره کرد.
این خبر ابتدا از سوی برخی از رسانههای آمریکایی منتشر شد و بعد بلافاصله در سطح خبرگزاریهای دنیا و همچنین در سطح رسانههای داخلی بازتاب پیدا کرد که متعاقب آن، شاهد موضعگیریهای متفاوت و مثبت و منفی در داخل کشور درخصوص انتشار این خبر بودیم. حال آنکه درنهایت بنا به گفته سخنگوی وزارت خارجه و همچنین وزیر خارجه کشورمان، این خبر از اساس کذب بود و چنین ملاقاتی صورت نگرفته است. هنگامی که میبینیم چگونه فضاسازیهای مختلفی حول و حوش چنین خبر کذبی صورت میگیرد، بیش از پیش به نقش رسانهها در شکلدهی به افکار عمومی و همچنین شکلدهی به روند حوادث و وقایع پی میبریم و باید به این نکته توجه داشته باشیم که رسانهها از قدرت بالایی در جهت دادن به افکارعمومی برخوردار هستند. یک نمونه بارز آن را در وقایع غزه و لبنان شاهدیم که رژیمصهیونیستی با دست زدن به جنایات بسیار زیاد و بعضا بیسابقه در تاریخ، درحال قتلعام و نسلکشی مردم غزه و لبنان است. حال آنکه برخی رسانههای غربی حامی رژیم اشغالگر قدس مسائل و حوادث را کاملا به صورت معکوس نشان میدهند و نهتنها برخی از این جنایات و اعمال ضدحقوقبشری را کاملا پنهان کرده بلکه تلاش میکنند ماجرا را واژگون و معکوس کرده، رژیم صهیونیستی را نهتنها تطهیر کنند بلکه با عوض کردن جای ظالم و مظلوم، حماس را مقصر جلوه دهند و افکار عمومی را علیه یک گروه مقاومت آزادیخواه برانگیزند. علاوهبر اینگونه تحریفات، یکی از کارکردهای رسانههای غربی در مورد افکار عمومی مردم ایران تلاش در جهت شرطی کردن جامعه ایرانی است. آنها با انتشار اخبار تنظیمشده و جهتدار، سعی میکنند مردم ایران را به جای اتکا به توانمندیهای داخلی و تلاش برای به فعلیت رساندن ظرفیتها و استعدادهای واقعی خود، منتظر غربیها کرده و کاری انجام دهند که مردم ایران چشمشان به اخبار و حوادث بیرونی و این مساله باشد که آیا رئیسجمهور آمریکا به آنها اخم میکند یا لبخند میزند تا بهواسطه هر واکنشی، جامعه ایرانی دچار نگرانی یا امیدواری شود. درحالی که اینها همه یک عملیات روانی است که از سوی رسانههای غربی دنبال میشود. ما در طول بیش از چهار دهه گذشته، این را تجربه کردیم که اخمها و لبخندهای روسای جمهوری آمریکا و مسئولان غربی، هیچکدام واقعی نبود و آنها باتوجه به اینکه انقلاب اسلامی منافع نامشروعشان را در کشور ایران و منطقه به خطرانداخته ازماناراحت ودرصدد انتقامگیری هستند و هدفشان این است که باشکست ملت ایران، مجددابه منافع ازدسترفتهشان دست پیدا کنند ویک سلطه همهجانبه را بر این منطقه از دنیا برقرار کنند. در طول سالیان گذشته، ملت ایران نشان دادهاند در مسیری که در پیش گرفتهاند، ثابت قدم هستند و به اخم و لبخند مقامات غربی هم کاری ندارند؛ ضمن اینکه ما بسیاری از این مسائل را تجربه کردهایم. معمولا روسای جمهور آمریکا اینگونه تعریف میشوند که جمهوریخواهان با اخم و دموکراتها با لبخند ظاهر میشوند، اما تجربه ثابت کرده که رفتار همه آنها با انقلاب اسلامی و مردم ایران خصمانه است و درصورتیکه در برابر آنها مقاومت صورت گیرد و براستقلال، قدرت و عظمت کشورمان پافشاری کنیم، میتوانیم توطئههایشان را خنثی کنیم. هرچند که ممکن است با هزینههایی هم مواجه باشیم. یادمان نرفته که در دوره اول ریاست جمهوری ترامپ، سعی میشد با انتشار اخباری مبنی بر اینکه ممکن است حمله نظامی به ایران در دستور کار وی قرار گیرد، مردم ما را دچار ترس و وحشت کنند، اما با این وصف، اگرچه ترامپ با تشدید تحریمها و لغو برجام مسیر فشار حداکثری به کشورمان را پیش گرفت، اما باوجود همه این کارها و تبلیغات صورتگرفته، نهتنها صادرات کشورمان کم نشد بلکه با افزایش تولید به رده سومین صادرکننده نفت اوپک ارتقا پیدا کرد. حتی در این دوره، بعد از شهادت سردار سلیمانی، ایران برای اولین بار بعد از جنگ جهانی دوم یک پایگاه آمریکایی را مورد حمله قرار داد و علاوهبر آن، باعث سرنگونی پهپاد گلوبال هاوک شد، اما ترامپ جرات تعرض به کشورمان را نداشت. طبیعی است ما همانطور که در برابر تهدیدات نظامی و فشارهای اقتصادی آمریکا راهحلهای متناسب را در پیش گرفته و تلاش کردهایم در برابر قدرت نظامی این کشور، قدرت دفاعی خود را افزایش دهیم و در برابر تحریمهای اقتصادی آمریکا تواناییهای اقتصادی را در عرصه داخلی و تجارت خارجی گسترش دهیم، باید در برابر رسانههای آمریکایی هم توانمندیهای خودمان را با افزایش سواد رسانهای بالا ببریم و فریب مانورها و توطئههای رسانهای آمریکا را نخوریم و با هوشمندی و درایت، بتوانیم از این مرحله حساس و پیچیده تاریخی به سلامت عبور کنیم.

پیامدهای ترور سخنگوی حزبالله
صلاح الدین خدیو
یک روز پس از قدم زدن علی لاریجانی در معیت خبرنگار المیادین در خیابان های بیروت زیر سایهی تهدید پهپاد اسرائیلی، محمد عفیف مسئول امور رسانهای حزب الله ترور شد.
پیام این حمله آشکار است:در قبال مانور دیپلماتیک ایران جهت حمایت از حزب الله و سوریه، خط قرمزها بار دیگر جابجا شدند، تا نشان دهند که هیچ محدودیتی سر راه اسرائیل وجود ندارد.
در جریان حملهی آمریکا به عراق در سال ۲۰۰۳، محمد سعید الصحاف به عنوان سخنگو و چهرهی رسانهای دولت بعث عراق مسئول اصلی پروپاگاندا علیه هجوم آمریکا و انگلیس بود.
اما پس از سقوط صدام بلافاصله آزاد و از تعقیب و مجازات مصون ماند.
عفیف نیز یک شخصیت غیرنظامی و تنها چهرهی حزب الله بود که هنوز کنفرانس های خبری خود در ضاحیه را زنده برگزار می کرد.
از این رو ترور او در اثنای مذاکرات آتش بس در لبنان و نمایش دیپلماتیک تهران برای تقویت حزب الله بیانگر هدف اسرائیل برای تحمیل ترتیباتی جدید در منطقه است.
به عبارت دیگر اسرائیل نه تنها حزب الله مجهز به زرادخانهی موشکی و پهپادی مستقر در مرزهای جنوبی لبنان را نمی پذیرد، بلکه از طریق هدف قرار دادن چهرههای سیاسی و منافع اقتصادی و پایگاه جمعیتی آن در اندیشهی تبدیل آن به نیرویی کوچک و فاقد تاثیر است.
از قضا سفر علی لاریجانی و وزیر دفاع ایران هم درست برای مقابله با این هدف طراحی و انجام شده است؛
جمهوری اسلامی دست از حمایت حزب الله بر نخواهد داشت. روی برقرار ماندن خط تدارکاتی تهران – دمشق – بیروت برای تداوم حمایت از آن پافشاری می کند.
همچنین آمادهی تقویت موضع آن در جریان مذاکرات جاری آتش بس است تا با خسارت کمتری از جنگ فعلی بیرون بیاید.
پیش از ترور عفیف، اسرائیل با بمباران مکانی نزدیک به محل اقامت لاریجانی در دمشق به سفر او واکنش نشان داد.
قبل از آن هم به صراحت بشار اسد را در صورت کمک به حزب الله تهدید به ترور نمود.
پیام هایی با همین صراحت و مضمون هم دربارهی بمباران فرودگاه بیروت و بستن آسمان لبنان در صورت استفاده از سوی ایران برای کمک به حزب الله برای دولت لبنان فرستاده است.
اسرائیل برای نیل به هدف غایی خود دال بر تضعیف شدید حزب الله به چیزی بیش از قطعنامهی ۱۷۰۱ چشم دوخته که اجرای آن موضع اصلی دولت لبنان است.
مطابق این قطعنامه نیروهای حزب الله باید منطقهی مرزی را تخلیه و به ساحل نهر لیطانی عقب بنشینند.
تل آویو علاوه بر آن می خواهد از نوعی آزادی عمل دائم برای نقض حریم هوایی لبنان جهت رصد و مهار تحرکات حزب الله و جلوگیری از تسلیح مجدد آن برخوردار باشد.
این موضع سرسختانه می تواند ایران را در برابر انتخاب هایی دشوار قرار دهد که آخرین آن ورود مستقیم و احیانا انجام عملیات وعدهی صادق ۳ می تواند باشد.
چشم امید اصلی آن در حال حاضر پایداری حزب الله در جنگ و تحولاتی است که ممکن است در میدان رقم بخورد و تاب آوری اسرائیل را کاهش دهد.
حزب الله در هفته های اخیر موج شوک و سردرگمی اولیه را پشت سر گذاشته و به رویکردی منسجم دست یافته است.
درست به همین دلیل است که استراتژیست های اسرائیلی بنا را بر قطع ارتباط آن با ایران و سوریه و اجرای سیاست زمین سوخته در لبنان گذاشته اند.

تحلیلی ترمینولوژیک از کلینیک ترک بیحجابی
مخاطرات یک ابداع
1- زبان، اختراع ارزشمند بشر و ابزاری بنیادین برای انتقال مفاهیم و اندیشههای انسانی است. تکامل زبان طی زمانی دراز شکل گرفته و ظرایف زبان در طول قرنها صیقل خورده است. مردمان یک جامعه و بهخصوص نهادهای رسمی آن جامعه در پاسداشت زبان و مصونداشتن آن از اشتباهات سهوی یا عمدی، نقشی حائز اهمیت دارند؛ چراکه اگر معانی واژگان جابهجا و خارج از قراردادهای پذیرفتهشده ادبی و عرفی به کار روند، اساسا دیری نمیپاید که زبان فاقد معنا میشود.
2- بهکارگیری عبارت کلینیک یا محافل ترک بیحجابی دو پرسش را در ذهن خلق میکند؛ اولا آیا بهکاربردن این واژگان در کنار هم به لحاظ زبانشناسی صحیح است؟ ثانیا آیا بیحجابی یک بیماری است؟ از نظر زبانشناسی واژه «ترک» را برای مصادیقی به کار میبریم که رفتار، نشانه یا نمودی بیرونی از یک واقعیت وجود دارد و میخواهیم آن را حذف کنیم و از میان برداریم. برای مثال وقتی میگوییم «ترک اعتیاد»، اعتیاد بهمثابه یک رفتار وجود دارد و هدف ترک آن است، اما وقتی میگوییم «ترک بیحجابی» بهواقع چگونه میتوان چیزی را که وجود ندارد، ترک کرد؟ اما آیا بهکارگیری واژه کلینیک صحیح است؟ اگر بیحجابی را یک اختلال یا بیماری بینگاریم، از واژه کلینیک میبایست بهره بگیریم. هم «کلینیک» تعریف علمی دارد و هم «بیماری»؛ سؤال این است که در کدامیک از مراجع علمی بیحجابی به معنای یک اختلال یا بیماری ذکر شده است؟ اما برخی برای حل این تناقضهای فاحش واژگانی و مفهومی گفتهاند که به جای کلینیک از واژه «محفل» استفاده میکنند. محفل به معنای جایی است در قالب پاتوق، انجمن یا کانون که افراد در آن به صورت داوطلبانه حضور مییابند. بر این اساس، آیا در محافل ترک بیحجابی افراد به صورت داوطبانه حضور مییابند؟
3- به نظر میرسد که بهکارگیری نادرست واژگان در عدم دستیابی به اهداف یا حتی ایجاد مقاومت در دستیابی به هدف مؤثر باشد؛ چراکه کلینیک یا محافل ترک بیحجابی در ذات یا سرشت واژهگزینی دچار تناقض معنایی است. کلینیک یا محافل ترک بیحجابی در ذات خود بیمارانگاری و برچسبزدن را به دنبال دارد؛ چیزی که حتی در نهادهای علمی در موضوعات زیستی و روانشناختی بر پرهیز و احتراز از آن دقت بسیار دارند و در تمامی منابع روانشناختی، مددکاری اجتماعی و جامعهشناسی از بهکارگیری واژگان یا قراردادن افراد زیر لیبل یک رفتار خاص -ناهنجار- دوری میگزینند.
4- به نظر میرسد استفاده -یا سوءاستفاده- از مفاهیم تخصصی علمی برای دستیابی به اهداف و اغراض خاص سیاسی یا ایدئولوژیک، کنشی بهشدت غیراخلاقی و خطرناک است؛ چراکه در سوی مخالف نیز کسانی برای تقابل ممکن است دست به همین سلاح ببرند و هنجارهای مسلط را ناهنجار بنامند و باورمندان به آن را بیمار بخوانند و در برابر انگزنیها، از روشهای مقابلهبهمثل استفاده کنند و این در ذات خود امری مخاطرهآمیز است؛ چراکه مبانی و مفاهیم علمی را تبدیل به سلاحی دولبه میکند. برای همین به آقایان و خانمهایی که مبتکر این روشهای شگفتآور و هولانگیز هستند، توصیه میکنیم برای اعمال قدرت وارد این حوزه نشوند و ساحت علم را دستنخورده و سالم نگه دارند.

دست های نامرئی آقای اسمیت در بازار
مسعود حمیدی

حزب الله قوی تر شده است
یک. کادر فرماندهی سیاسی و نظامی حزبالله، از دبیرکل گرفته تا فرماندهان موشکی و پهپادی همه شهید شدهاند. همین تازگی هم محمد عفیف، مسئول دفتر رسانهای حزبالله شهید شد. علمدارانی چون سید حسن نصرالله و سید هاشم صفیالدین هم شهید شدهاند، کسانی که نه در تراز لبنان، بلکه حتی در قیاس جهان اسلام و محور مقاومت یگانه و بینظیرند.
دو. سؤال این است که از حزبالله چه باقیمانده؟ حزبالله تا کجا ادامه میدهد و آینده چگونه برای این تشکیلات رقم خواهد خورد.
حزبالله تشکیلات منسجمی دارد و برای هر جایگاه، چندین گزینه پیشبینیشده دارد. هرکدام هم که شهید میشود، گزینه بعدی فورا جایگزین میشود. حزبالله تا امروز چند بار رژیم صهیونیستی را شکست داده و سازمانی با دهها هزار نیروی آماده عملیات است. همه اینها درست اما این اصل ماجرا نیست.
سه. نیروهای مسلح ما هم در ایام دفاع مقدس فرماندهان و نخبگان بزرگی از دست دادند اما با رفتن این شهدا چه اتفاقی افتاد؟ آیا سرنوشت جنگ تحمیلی به سود دشمن رقم خورد یا مطابق خواسته همان شهدا شکل گرفت؟ با شهادت حاج قاسم که سیدالشهدای محور مقاومت بود چه شد؟ آیا نیروی قدس تضعیف شد؟ آیا جریان مقاومت منطقه تضعیف شد؟! پاسخ معلوم است.
چهار. همه از روزی که مجاهد کبیر سید حسن نصرالله در میان ما نباشد نگران بودند اما امروز با شهادت او چه اتفاقی افتاده است؟ آیا غیرازاین است که انگیزه رزمندگان و مجاهدان حزبالله تقویتشده است؟ یک تفاوت اساسی اما به وجود آمده که هم دوست و هم دشمن فهمیدهاند که حزبالله تنها به الله اتکای مطلق دارد و حتی با رفتن نصرالله خم به ابرو نمیآورد. اگر بخواهیم کاملا عملگرایانه و کارکردگرا به موضوع نگاه کنیم، حزبالله امروز، همه توانمندیهای پیشین را دارد، بهعلاوه یک ویژگی جدید و آنهم اینکه فهمیده بی نصرالله هم همان تشکیلات مقاوم قبل است، بلکه مقاومتر؛ چه اینکه از شهادت او غیرت و همیتی شکلگرفته که در نیروهای مسلح ما بعد از شهادت حاج قاسم شکل گرفت.
پنج. حزبالله از تمام آزمونهای سیاسی، تحریم، اختلافات و فتنه داخلی لبنان، آزمون نبرد با رژیم اشغالگر و حمایت از سایر اضلاع محور مقاومت پیروز بیرون آمده و امروز در آزمون جانشینی و از دست دادن رهبران عالی هم پیروز شده است. حزبالله همهچیز دارد و اینک در پی پیروزی در پروژه پایانی است: شکست نهایی رژیم صهیونیستی.

ارسال نظرات