- چشمان نگران اروپا و اوکراین به مذاکرات صلح
- سعدحریری به میدان سیاسی لبنان باز می گردد؟
- فرجام اغتشاشات در ایران
- ترامپ کمی تاریخ بخواند!
- سیگنال فوری همتی به بازار؛ دلار رسمی بالا آمد، دلار آزاد عقب نشست
- پیام تسلیت رهبر انقلاب در پی درگذشت حجتالاسلام صالحیمنش
- حنظله گوشی «نفتالی بِنِت» را هک کرد
- عکس / تصاویر دیده نشده از شهید رائد سعد
- بانک اهداف در جنگ شناختی
- کشتار دانشجویان در ۱۶ آذر و یک سند تاریخی از شکنجه مخالفان با «خرس» در دوره پهلوی!
- آیا نبرد حضرموت نقشه یمن را تغییر خواهد داد؟
- یادداشت ها / آیا پایان ماه عسل صهیونیستها در سوریه نزدیک است؟!
- قیام جوانان سوری | پیام عملیات «بیت جن» برای جولانی و صهیونیستها
- بسیج تمدنساز، نفس آخر استکبار
جمعه ؛ 01 اسفند 1404 یادداشت روزنامههای دوشنبه ۱۱ تیرماه ۱۴۰۳

فواره دروغ علیه فرزند انقلاب!

پیام های 8تیر
دکترحامد رحیمپور
بسیاری از مردم حسرت کسانی را میخورند که در جبهههای دفاع مقدس یا دفاع از حرم یا دفاع از امنیت یا هر جبهه دیگری حضور داشته یا دارند، حتی کسانی که این توفیقات را داشتهاند آرزوی حضور مجدد در آن هنگامه را دارند، در حالی که لحظهلحظه زندگی بنابر حدیث منسوب به امام حسین علیهالسلام که «ان الحیاه عقیده و جهاد» جبهه دفاع از آرمانهاست. با این نگاه، یک موسیقیدان میتواند با ساخت قطعاتی، چون سمفونی خرمشهر، سمفونی مقاومت یا موسیقی فیلم سینمایی بازمانده مانند یک مجاهد در صحنه دفاع، جهاد کرده باشد. توجه کنید به بخشی از سمفونی ایثار استاد مجید انتظامی که موسیقی متن همه روزهای انتخابات مردم ایران در این سالها شده است و اگر کسی نقشآفرینی بالای این قطعه را در تشویق و ترغیب مردم برای حضور در پای صندوقهای رأی انکار کند، یک واقعیت آشکار را نادیده گرفته است.
همچنین به یاد بیاورید پزشکان و پرستارانی که در دوران فراگیری کرونا، از راحتی و استراحت و خانواده خود گذشتند و گاه هفتهها و ماهها در محل کار بودند تا بیماران مبتلا به این ویروس منحوس را درمان یا مراقبت کنند. بسیاری از آنها در این ماجرا خود بیمار شدند و بسیاری نیز در این راه به شهادت رسیدند تا مصداق تازهای برای آن حدیث فوقالذکر باشند.
در روز جمعه اخیر که شاهد برگزاری چهاردهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری بودیم، و ما با آرامش و امنیت و امید و خنده و نشاط به پای صندوقهای رأی رفته بودیم، عده زیادی از هموطنانمان در خارج از کشور، رنج و هزینه زیاد سفر از شهرهای مختلف کشورهای گوناگون به مقصد پایتخت آنجا و حضور در سفارتخانهها و کنسولگریهای کشورمان را به جان خریدند تا به یکی از چهار نامزد محترم انتخاباتی که جمهوری اسلامی متولی برگزاری آن بوده و است رأی دهند و باز به همین ترتیب به شهرهای محل سکونت خود برگردند. این اقدام و این تلاش و مجاهدت تا همینجا هم قابل تقدیر و ارزشمند است، اما وقتی به فیلمهایی که در خصوص این موضوع دست به دست میشود نگاه میکنیم، و میبینیم که چگونه عدهای از وحوش ضدانقلاب و وابستگان به منافقین و سلطنتطلبان با فحاشیهای بسیار رکیک و آزار و اذیتهای کلامی و غیرکلامی دیگر قبل و بعد از رأی دادن این عزیزان به آنها حمله کردهاند، اشک در چشمهای همه ما حلقه میزند و با قاطعیت میتوان گفت که ارزش کار این عزیزان که بسیاری از آنان با معیارهای ظاهری یا سیاسی ما همراه نبوده و نیستند، از مجاهدان در جبهههای جنگ و مقاومت کمتر نیست، بهخصوص که سران دیکتاتور این وحوش صریحاً تأکید میکردند که فیلم تکتک این رأیدهندگان را گرفتهایم تا در موقع مناسب به حساب آنها برسیم! آری اینجا هم عرصه بارز دیگری از همان جهاد در راه آرمانهای حتی ملی است.
نتیجه اینکه راه این مجاهدت هنوز هم بسته نیست و در لحظهلحظه بقیه حیات ما با مصادیق گوناگون و جدید میتواند ادامه داشته باشد و همانطور که میلیونها نفر در جمعه گذشته با حضور در پای صندوقهای رأی در داخل و خارج کشور نشان دادند که «ان الحیاه عقیده و جهاد»، جمعه آینده هم با پایمردی این مجاهدت را تکمیل کنند تا مصداق اتمّ حدیث باشند. نمونهای از مصادیق این مجاهدت در این چند روز باقیمانده تا دور دوم و نهایی انتخابات میتواند اینها باشد: تلاش برای تشویق کسانی که به دلایل مختلف در رأیگیری مرحله اول شرکت نکردند و اقناع آنان برای حضور، تلاش برای معرفی و شناساندن «نامزد اصلح» به کسانی که در خانواده و فامیل و دوستان و همکاران و اهالی محل و مرتبطان، بین این دو شخصیت محترم شک یا انقلت دارند و تبیین شرایط و موضوعات و سوابق برای رسیدن بهتر آنان به فرد مناسبتر. در این راه البته ضمن نقد و بررسی دقیق موضوع حتماً باید برخلاف بسیاری از تبلیغاتچیهای این روزها، از بیادبی و بیاخلاقی و تهمت و افترا و برچسب و فحاشی و عربدهزدن خودداری کرد و مستند و منطقی و آرام به وظیفه ملی، اخلاقی، انسانی و سیاسی خود عمل کرد که البته از انسانهای مؤمن و انقلابی غیر از این هم انتظاری نمیرود.

با اختلاف یک رأی
مسعود رضایی
با کشیده شدن انتخابات به دور دوم و قاعده پیروزی با اکثریت نسبی، از آنجا که اختلاف چندانی بین آرای دو کاندیدا در دور اول انتخابات وجود نداشت، اینک سرنوشت پیروز این انتخابات در هالهای از ابهام قرار دارد چراکه هر دو کاندیدا از شانس پیروزی کمابیش یکسانی برخوردارند.
بدیهی است در چنین شرایطی هریک از این دو کاندیدا میتوانند امیدوار به پیروزی خود باشند و در این مسیر تمام توش و توان خود را به کار گیرند، اما هر دو کاندیدا و ستادهای آنها باید اکیدا از القای این تصور به ذهن هواداران خود پرهیز کنند که آنها قطعا پیروز این انتخابات خواهند بود. پیروز این انتخابات، با رأی مردم در روز جمعه ۱۵ تیرماه مشخص خواهد شد، ولو با اختلاف یک رأی. البته این تنها در انتخابات ریاست جمهوری نیست که با اختلاف یک رأی و یک امتیاز، یکی برنده میشود و شادمان و دیگری نمیشود و غمگین. در مسابقات جامجهانی فوتبال، با اختلاف یک گل، یک تیم و به عبارت دیگر یک کشور، برنده جامجهانی میشود و غرق در شور و شعف و شادی، و کشور دیگر از دستیابی به این جام بازمیماند و غرق در غم و غصه و حسرت. با اختلاف یک امتیاز، یک کشتیگیر صاحب مدال طلای المپیک میشود و دیگری نمیشود و بسیار نمونهها و موارد دیگر. بنابراین، هر رقابتی، دو سر دارد؛ یک سر برد و یک سر باخت، و این یک واقعیت گریزناپذیر است. البته سابقه برگزاری دهها دور انتخابات در ایران حاکی از آن است که همواره رأی مردم بهعنوان حقالناس در نظر گرفته شده و با تمام توان از آن صیانت بهعملآمده و در تمام این دورهها فارغ از برد و باخت این فرد یا آن فرد، و این جناح یا آن جناح، سلامت انتخابات یک اصل غیرقابل خدشه و به اصطلاح خط قرمز نظام محسوب شده است. اینک نیز با توجه به این حقیقت، و بهویژه به دلیل رقابت شانه به شانه دو کاندیدای حاضر در دومین مرحله انتخابات، وظیفهای بسیار سنگین بر دوش ستاد برگزاری انتخابات و نیز رسانه ملی قرار دارد. با توجه به این که هر یک رأی، در نتیجه این دور از انتخابات تأثیرگذار است، مسئولان برگزاری انتخابات باید بیشترین دقت و حساسیت را در نحوه برگزاری انتخابات و نیز شمارش و تجمیع آرا داشته باشند تا کوچکترین شبهه و شائبهای در این زمینه برای کاندیداها و ستادهای انتخاباتی آنها به وجود نیاید و آنها قادر باشند با اطمینان خاطر نتیجه را بپذیرند. برای این منظور، لازم است حداکثر دسترسیها به ناظران معرفی شده از سوی کاندیداها در مراحل مختلف رأیگیری داده شود و ازهرگونه اقدامی که ممکن است در روز بعد از انتخابات دستمایه بهانه و یا اتهامی به مسئولان برگزاری انتخابات قرارگیرد، بهشدت اجتناب گردد. همچنین دوربینهای صدا و سیما بهویژه در روز انتخابات باید به ثبت و ضبط تمامی لحظات حضور و نظارت ناظران بهویژه در مراکز تجمیع آرا و همچنین در ستاد مرکزی انتخابات بپردازند تا برای هرگونه ادعای احتمالی بعدی، علاوه بر اسناد اداری، اسناد صوتی و تصویری لازم نیز موجود باشد. نکته قابل ذکر دیگر این که در این دور از انتخابات به دلیل همان رقابت شانه به شانه، هر دو کاندیدا و ستادهای آنها، اگرچه شایسته است که امیدوار به پیروزی باشند، اما درعینحال بایسته است که در درون خود ظرفیت تحمل باخت را به وجود آورند بهخصوص این که ممکن است چنین سرنوشتی برای آنها، تنها با اختلاف یک رأی رقم بخورد و پرواضح است که اگر چنین ظرفیتی در آنها وجود نداشته باشد، خدای ناکرده شاهد گفتار و رفتار خلاف قانون و خلاف اخلاق و خلاف منافع ملی ازآنها باشیم؛ و نکته پایانی این که هریک از این دو کاندیدا که با رأی مردم، حتی با اختلاف یک رأی، به ریاست جمهوری برگزیده شد، رئیسجمهور و خادم همه مردم ایران است و باید رفتاری درخور شأن چنین جایگاهی داشته باشد. همچنین هواداران کاندیدای پیروز نیز باید از هرگونه رفتاری که موجب تحریک احساسات طرف مقابل شود جدا بپرهیزند تا همگی درکنار هم درمسیر سازندگی وپیشرفت ایران عزیز گام برداریم. انشاءا....

پزشکیان و چالش گفتگو با اکثریت خاموش
علی میرزا محمدی
انتخابات ۸ تیر ۱۴۰۳ با «عدم مشارکت حدود ۶۰ درصد از جمعیت واجدین شرایط رای دهی» به پایان رسید و در شرایطی حساس، همه ایرانیان به مرحله دوم انتخابات گام گذاشتند. این مساله لزوم گفتگو با این اکثریت را به حاکمیت و همه سیاستمداران کشور یادآور می شود.
در میان دو نامزد راه یافته به مرحله دوم، جلیلی نیازی به گفتگو با اکثریت خاموش جامعه نمیبیند. او به خوبی میداند این گفتگو نتیجهای برای او به همراه نخواهد داشت، چراکه خواستهها و مطالبات این جمعیت خاموش درست در تقابل با گفتمان و رویکرد او قرار دارد. اما دکتر پزشکیان به این گفتگو نیازمند است. او نه تنها برای پیروزی در انتخابات پیش رو، به رای آنها نیازمند است بلکه در پیشبرد اهداف دولت احتمالی خود، بدون این جمعیت، موفقیتی برای خود متصور نیست. به عبارت دقیقتر، «ایران و مردم ایران» در گفتمان انتخاباتی دکتر پزشکیان، دال مرکزی محسوب میشوند. از طرف دیگر، این اکثریت خاموش نیز به گفتگو با دکتر پزشکیان نیاز دارند. این نیاز دو طرفه، ریشه در هراس روی کار آمدن طیفی سیاسی دارد که با تشکیل «دولت سایه» در چندین دهه، عامل پنهان و پیدای بسیاری از مشکلات و بحران های دیروزی و امروزی کشور و سنگ اندازی در برابر توسعه آن هستند.
دکتر پزشکیان و اکثریت خاموش در گفتگو با همدیگر، چالشهای مهمی دارند که در زیر به آنها اشاره میشود:
چالش نمایندگی: مهمترین چالش گفتگو با اکثریت خاموش چالش نمایندگی است؛ به این معنا که این جمعیت، فاقد لیدر و انسجام نهادی و تشکیلاتی است. در این جمعیت، به نوعی همه افراد، لیدر و بازگو کننده مطالبات و خواستههای اجتماعی و سیاسیاند. عدم به رسمیت شناخته شدن این مطالبات و خواستهها در چند دهه گذشته، مانع از تشکیل حلقه اتصالی بین این جمعیت و دولت برای شنیدن و شنیده شدن شده است. این مساله با شناختهای ناقص و نادرست از این جمعیت و تعمیم آماری نادرست و شیوههای برخورد تحقیرآمیز و تحلیلهای یکطرفه تشدید شده است.
با اینهمه به اجبار در این فرصت اندک باقی مانده می توان طیفی از فعالان سیاسی زندانی، نهادهای صنفی و مدنی، فعالان رسانه ای و گروههای جوانان را برای نمایندگی نصفه و نیمه آنها در گفتگو در نظر گرفت.
چالش شیوه های توافق دو طرفه: چالش نمایندگی، به دنبال خود، چالش گفتگو و چالش توافق دو طرفه را به همراه خواهد داشت. اینکه مطالبات این جمعیت چیست و چگونه می توان به یک راه حل دو طرفه دست یافت. آیا دکتر پزشکیان و تیم او میخواهند فقط از این جمعیت دلجویی محاوره ای بکنند و یا واقعا” دنبال مذاکره مبتنی بر حقوق و تکالیف با ضمانت اجرایی هستند.آیا دنبال گفتار درمانی صرف هستند یا دنبال گفتگویی برابر و رودرو با هدف حل مساله هستند؟
لازمه مهم دیگر گفتگو این است که باید در نظر داشت شکلگیری جمعیت اکثریت خاموش، با ویژگی سیالیت، گمنامی سیاسی و بدون لیدر، نشاندهنده ناامیدی اقشار مختلف از تصمیمسازان سیاسی و اجتماعی و نقش آنها در اصلاح امور اجتماعی است. جمعیت خاموش، در تحلیل مسائل اجتماعی، سیاسی و فرهنگی، خود را از تصمیمسازان دولتی برتر و محققتر میداند و با نقد تصمیمهای اتخاذی حاکمیت، آنها را نمیپذیرد و شیوههایی را برای مقاومت و تمرد از آنها جستوجو میکند.
چالش ضمانت اجرایی توافق: چالش دیگر آنکه آیا دولت احتمالی دکتر پزشکیان توان محقق ساختن توافقات گفتگو با جمعیت خاموش را دارد یا خیر. او در دور اول انتخابات برای محقق ساختن وعده های خود ضمانت های اخلاقی داده بود. ضمانتهایی که با زندگی صادقانه او در خانواده و دنیای سیاست همخوانی دارد. او نشان داده است که رویکردگفتگوی او با اکثریت خاموش مبتنی بر اقناع جمعی و تعهد جدی برای انجام اصلاحات است. این رویکرد نمیتواند به استفاده ابزاری از این جمعیت منتهی شود؛ به این معنا که آنها به شرکت در انتخابات ترغیب شوند اما دکتر پزشکیان به تعهدات و وعدههای داده شده که این جمعیت به خاطر آنها به پای صندوق رای آمدهاند عمل نکند. اما از طرف دیگر به رغم انتظارات این جمعیت، آنها نیز باید در اجرایی شدن مطالبات با دکتر پزشکیان همراهی و همیاری کنند.
چالش زمان: جمعیت خاموش و دکتر پزشکیان در گفتگو با همدیگر با چالش زمانی نیز مواجهاند. آنها فرصتی چند روز برای تصمیمگیری دارند که به همدیگر اعتماد کنند و گفتگوی دقیقتر را به بعد تشکیل دولت او محول کنند؛ در غیر این صورت با پیروزی رقیب، پرونده گفتگو با اکثریت خاموش برای سالها بایگانی خواهد شد.

افراطیون قومگرا و انتخابات ریاستجمهوری
از جمله انتظامی با اشاره به موضوع تندیس حکیم طوس که در شهر سلماس توسط یکی از افراطیها از میدان شهر برچیده شد بود، پرسشی را از پزشکیان طرح کرد که شاید به دلیل کمبود وقت با پاسخ روشنی مواجه نشد که خود میتوانست روشنگر باشد.
با اعلام نتایج انتخابات، بهویژه در استانهایی نظیر آذربایجان شرقی، آذربایجان غربی، اردبیل، کردستان، خوزستان، سیستانوبلوچستان و گلستان مشخص شد که میزان مشارکت در استانهای مدنظر همچون دیگر نقاط کشور است و از آن مهمتر میان رویکردهای سیاسی و مطالبات این بخش از ایران عزیز با دیگر نقاط کشور تفاوت معناداری وجود ندارد. دراینباره این نکته نیز حائز اهمیت است. در انتخابات اسفندماه مجلس شورا نیز افراطگرایان قومی در استان آذربایجان غربی بر آن بودند تا با دمیدن بر تنور نفرتپراکنی قومی هم به افزایش مشارکت در انتخابات با رویکرد قومی دامن بزنند تا نامزدهایی با گرایشهای قومگرایانه را روانه مجلس کنند. اما برخلاف اقدامات ضد ملی این گروه، در نهایت نهتنها اهداف افراطی آنان تحقق نیافت، بلکه برخلاف انتظار آنان نتایج معکوسی در استان رقم خورد. در انتخابات اخیر ریاستجمهوری هرچند گلایه از حضور افراطیهای قومگرا در ستادهای انتخاباتی بر جای خود باقی است، اما میزان مشارکت در استانهای مدنظر نشان داد این افراطیها از وزن درخور اجتماعی برخوردار نیستند و سروصدای آنها که با کمک برخی محافل رسانهای بیرونی و حمایت برخی در داخل صورت میگیرد، با وزن اجتماعی آنان فاصله بسیار دارد. نتایج انتخابات اخیر بیش از پیش نشان داد ملت ایران ملتی همبسته است و اقدامات مخرب و ضدانسجامی قومگرایان افراطی در میان افکار عمومی ایرانیان مطرود است.

سایه روشن برجام
محمدکاظم انبارلویی
ترامپ گفت : بایدن یک ناتوان گیج است و بایدن هم در پاسخ ترامپ را «فوّاره دروغ» دانست.
اما هر دو در دو موضوع توافق داشتند:
الف: ادامه نسلکشی در غزه و کشتار فلسطینیها و حمایت بیقیدوشرط از اسرائیل
ب: تداوم خصومت با ملت ایران و اصرار به ادامه فشار تحریمها
۲- جناب آقای روحانی، رئیسجمهور پیشین اخیرا در کوران تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری گفته است:«به کسی رأی دهید که سایه تحریمها را بردارد و برجام را احیا کند.»
او فرصت داشت ۸ سال با اختیارات کامل تحریمها را لغو کند ، اما نتوانست! چرا؟ برای اینکه ارادهای در وی و همراهان و همکاران او برای برداشتن «آفتاب تحریمها» وجود نداشت. رفتند سراغ «سایه تحریمها»!
سایه تحریمها چیست؟ سایه تحریمها یعنی «تعلیق» نه ، «لغو» !
«تعلیق» هم یعنی چهار کلمه روی کاغذ که هرگز عملی نشد!
آمریکاییها نهتنها تحریمها را تعلیق نکردند بلکه دهها تحریم به آن افزودند.
و حتی از دادن بنزین هواپیمای حامل وزیر خارجه ایران در آلمان، پس از برجام هم خودداری کردند.
«تعلیق» یعنی انجام تعهدات و بدون گرفتن حتی یک امتیاز در طول انجام همه تعهدات!
«تعلیق» یعنی لبخند به دشمن در «قبل» از مذاکرات ، «حین» مذاکرات و «بعد» از مذاکرات و «اخم» به منتقدین و ناسزاگویی به کسانی که خیر دولت او را میخواستند.
تعلیق یعنی مخالفت با مصوبه مجلس مبنی بر اقدام راهبردی برای اجرای برجام!
مصوبه مجلس دو کلمه بیشتر نبود مخالفتی نه با تداوم مذاکره داشت و نه با برجام آن دو کلمه این بود که «اقدام» میکنیم در برابر «اقدام» چیزی میدهیم و چیزی میگیریم .
اما ظریف و روحانی هر دو علیرغم اینکه تأیید شورای امنیت ملی و مصوبه مجلس بود با آن مخالفت کردند. چون از نظر آنها برجام یعنی دادن امتیازات نقد به دشمن و نگرفتن حتی یک امتیاز خیالی.
سؤال این است اگر آمریکاییها نمیخواستند به تعهدات خود عمل کنند چرا در برجام آوردند. پاسخ روشن است آن تعهدات روی کاغذ مصرف داخلی در انتخابات ۹۲ و ۹۶ داشت. متأسفانه روحانی در تبلیغات ۹۶ و ۹۲ به مردم گفت : فقط ما بلدیم با غرب مذاکره کنیم. فقط ما بلدیم توافق کنیم و فقط ما زبان دنیا را میفهمیم. بعد معلوم شد هر سه این ادعا مطابق با واقع نیست.
آنچه در برجام بهعنوان «لغو» یا «تعلیق» آمده است فقط یک «سایه» است. آفتاب برجام یعنی سوزاندن اقتصاد ایران ، سفره مردم و فشار برای دست برداشتن از مقاومت در منطقه و نابودی صنعت هستهای و پیشرفتهای علمی ایران و محدود کردن قدرت نظامی ایران و ...
۳- با برجام چه باید کرد ؟ روشن است تکلیف برجام را مصوبه انقلابی مجلس مشخص کرده است! پس با تحریمها چه باید کرد ؟ پاسخ آن است مذاکره میکنیم اما اقدام در برابر اقدام !
با برجام چه باید کرد ؟ پاسخ آن است دنیا را در سیاست خارجی کشور معنی کنیم .
دنیا فقط آمریکا و سه کشور اروپایی نیست. دنیا روسیه، چین ، هند و پیمانهای نیرومند جهانی و منطقهای «بریکس» ، «اوراسیا» ، «شانگهای» و بسط توسعه روابط با همسایگان هم هست! رویکردی که در دولت شهید رئیسی دنبال شد و جواب داد.با برجام چه باید کرد ؟ ظرفیتهای عظیم رشد و توسعه بهاندازه کافی در ایران هست . به نیروهای کارآمد، کاربلد، پرتلاش و معتقد به مبانی نظام تکیه کنیم. از زیرساختهای مهیا در دولت شهید رئیسی برای یک جهش بلند برای تداوم دور زدن تحریمها استفاده کنیم.هر کس که سکان دستگاه مجریه را به عهده گیرد راهی جز این ندارد بازگشت به دهه ۹۰ دهه درجا زدن و دهه اعتماد به دشمن یک خسارت محض است.مردم خسارات سایه برجام را دیدهاند از یک سوراخ ۱۰ بار نباید گزیده شوند. برجام یک تجربه بزرگ تاریخی است و به ما میگوید ؛ هرگز به دشمن در هیچ شرایطی اعتماد نکن. اگر چیزی دادی حتما چیزی باید بگیری. دادن امتیازات یک سویه مال دوران پهلوی و قاجار است.

ارسال نظرات