شنبه ؛ 29 ارديبهشت 1403
18 ارديبهشت 1403 - 10:05

تبیین:

عناوین اخبار روزنامه کيهان در روز سه‌شنبه ۱۸ ارديبهشت

از دانشگاه شریف و تهران تا‌ هاروارد و MIT ! 

دکتر محمدحسین محترم
۱- آنهایی که با هدایت سرویس‌های جاسوسی آمریکا و انگلیس و موساد سال‌ها و به‌خصوص در حوادث سال ۱۴۰۱ تلاش کردند «چهره واقعی دانشگاه‌های ایران» را که روزگاری با نثار خون شریف‌ترین دانشجویانش جنبش ضداستکباری و ضدامپریالیسمی را در اعتراض به سفر نیکسون به تهران پایه‌ریزی؛ و بعد از آن شهدای بی‌شماری را در این راه و در دفاع از کشور و مردم تقدیم انقلاب و اسلام کردند‌، تحریف و وارونه جلوه دهند‌، اکنون شاهد چهره واقعی ضداستکباری شریف و تهران و امیرکبیر و الزهرا و دیگر دانشگاه‌های کشور در دانشگاه‌های آمریکا هستند و هر دانشجوی‌ هارواردی و ‌ام‌آی‌تی و بوستونی و کلمبیایی و امرسونی و تگزاسی و...اکنون یک دانشجوی ایرانی شده است! اگر دانشجویان ایرانی ۷۰ سال قبل خونشان در اعتراض به سیاست‌های ظالمانه آمریکا همزمان با سفر نیکسون به تهران ریخت و در ادامه بیداری جنبش دانشجویی موجب فتح لانه جاسوسی در سال ۵۷ شد، اکنون دانشجویان آمریکا و اروپا به نقطه‌ای رسیدند که دانشجویان فهیم و قهرمان و دشمن‌شناس ایرانی ۴۵ سال قبل به آن عمل کردند. لذا شاید اغراق نباشد که بگوییم دانشجویان آمریکایی با الگوگیری از متن حرکت دانشجویی در ایران و نه از حاشیه‌ها و آنچه که می‌خواستند تحریف شده و وارونه به افکار عمومی جهان القا کنند، به این نقطه رسیده‌اند، هرچند با تاخیر! که این تاخیر نیز در مطالبه رهبر معظم انقلاب از جوانان آمریکا و اروپا به‌خوبی مورد سؤال واقع شده است: «از شما می‌خواهم از روشنفکران خود بپرسید چرا وجدان عمومی در غرب باید همیشه با تأخیری چند ده ساله و گاهی چند صد ساله بیدار و آگاه شود؟ و چرا باید معطوف به گذشته‌های دور باشد نه مسائل روز؟ چرا از شکل‌گیری آگاهی عمومی جلوگیری می‌شود؟»
 اکنون زمان بازخوانی دو نامه مهم رهبر معظم انقلاب به جوانان غربی است.
۲- مهم این است که ایده «فلسطین از نهر تا بحرِ» رهبر معظم انقلاب و شعار «مرگ بر آمریکا» اکنون از زبان دانشجویان آمریکا و اروپا شنیده می‌شود، که حالا محدود به دانشگاه‌های این کشورها هم نشده و در خیابان‌های نیویورک و واشنگتن و بوستون و کالیفرنیا و کلمبیا و تگزاس و... و پاریس و لندن و برلین و...و کانادا و استرالیا و... با آتش زدن پرچم آمریکا از زبان جوانان این کشورها نیز شنیده می‌شود. این نشان می‌دهد دو پیام چند سال قبل رهبری به جوانان غربی چقدر تاثیرگذار بوده است. حرکت عظیم دانشجویان آمریکا و اروپا در حمایت از فلسطین در حقیقت پاسخ عملی و اصولی به سؤالات و مطالبات رهبر معظم انقلاب از آنهاست که در دو نامه تصریح داشتند «به این دلیل مستقیماً با شما سخن می‌گویم و شما جوانان را مخاطب خود قرار می‌دهم که اولا آینده ملّت و سرزمین‌تان را در دستان شما می‌بینم و ثانیا حسّ حقیقت‌جویی را در قلب‌های شما زنده‌تر و هوشیارتر می‌یابم و ثالثا سیاستمداران و دولتمردان شما آگاهانه راه سیاست را از مسیر صداقت و درستی جدا کرده‌اند و رابعا ایمان دارم که تنها شما جوانهائید که با درس گرفتن از ناملایمات امروز، قادر خواهید بود راه‌هایی نو برای ساخت آینده بیابید و سدّ بیراهه‌هایی شویدکه غرب را به نقطه‌ کنونی رسانده است». ایشان در آن نامه‌های فکورانه از«شرمساری تاریخ برده‌داری اروپا و آمریکا»، و «سرافکنده از دوره استعمار»، 
و «خجل از ستم بر رنگین‌پوستان و غیرمسیحیان»، و «ابراز سرافکندگیِ محقّقین و مورّخین‌ آمریکایی و اروپایی از خونریزی‌هایی» سخن گفتند که به نام مذهب و ملیّت و قومیّت در جنگ‌های اوّل و دوّم جهانی و قبل و بعد از آنها رخ داده است. از «رنج هر انسانی در هر نقطه از جهان، چه در اروپا و چه در فلسطین» سخن گفتند «با این تفاوت که دنیای اسلام در ابعادی به مراتب وسیع‌تر، در حجمی انبوه‌تر و به مدّت بسیار طولانی‌تر قربانی وحشت‌افکنی و خشونت بوده و متأسّفانه این خشونت‌ها همواره از طرف قدرت‌های بزرگ حمایت شده است».
۳- اکنون دانشجویان آمریکایی و اروپایی به عمق سخنان رهبری در آن نامه‌ها پی برده‌اند که هدفِ «سیاست تحقیر و ایجاد نفرت و ترس موهوم از دیگری» توسط هیئت حاکمه کشورهایشان، «سودجویی‌های ستمگرانه» بوده است. این دانشجویان اکنون از حصار «مرزهای ساختگی و ذهنی ساخته شده توسط ابزارهای ارتباطاتی» خارج شده‌اند و از «سدّ عاطفی و احساسی» عبور کرده‌اند که رهبر معظم انقلاب خواستار آن شده بودند و دیگر نمی‌خواهند اجازه دهند«با چهره‌پردازی‌های موهن و سخیف، بین آنها و واقعیّت سد ایجاد کنند» و تلاش دارند «با روشنگریِ خود و محیط پیرامونشان، پلی از اندیشه و انصاف بر روی شکاف‌ها و چالش ناگوارِ از پیش طراحی شدهِ بین اسلام و جوانان» بسازند. اقامه نماز در این اعتراضات و بعضا با دست بسته و بالا بردن نمادها و شعار اسلامی در مقابل پلیس‌های خشن و تا دندان مسلح، پاسخ به این سؤال رهبری است که «آیا تاکنون خود مستقیماً به قرآن مسلمانان مراجعه کرده‌اید و تعالیم انسانی و اخلاقی پیامبر اسلام را مطالعه کرده‌اید؟» خروش جدید جنبش دانشجویی در آمریکا و اروپا در حقیقت پاسخ عملی به این سؤال رهبر معظم انقلاب از آنها است که «از خود بپرسید مگر چه معانی و ارزش‌هایی در اسلام مزاحم برنامه قدرت‌های بزرگ است و چه منافعی در سایه‌ تصویرسازی غلط از اسلام، تأمین می‌گردد؟» ایشان نقش آمریکا در ایجاد داعش و تروریسم دولتی اسرائیل را نمونه‌هایی از منطق متناقض غرب برشمرده و تاکید کرده بودند «اگر مردم اروپا اکنون چند روزی در خانه‌های خود پناه می‌گیرند و از حضور در مجامع و مراکز پرجمعیّت پرهیز می‌کنند (به دلیل حوادث تروریستی فرانسه)، یک خانواده فلسطینی ۷۰ سال است که حتّی در خانه خود از ماشین کشتار و تخریب رژیم صهیونیست در امان نیست. آیا در دنیای امروز قساوت دیگری را در این حجم و ابعاد و با این تداوم زمانی می‌شناسید‌؟ اگر تروریسم و بربریت نیست پس چیست؟». رهبر معظم انقلاب در پایان خطاب به جوانان غربی تاکید کرده بودند «جوانان عزیز! من امید دارم که شما در حال یا آینده، این ذهنیّت آلوده به تزویر را تغییر دهید و تا زمانی که معیارهای دوگانه بر سیاست خشونت‌زای غرب مسلّط باشد، و منافع دولت‌ها بر ارزش‌های انسانی و اخلاقی ترجیح داده شود، نباید ریشه‌های خشونت را در جای دیگر جست‌وجو کرد»؛ لذا دانشجویان آمریکایی اکنون با تفکر و تدبر در این نامه‌ها به ریشه‌های خشونت و معیارهای متناقض غرب پی برده‌اند و از اشغال فلسطین به اشغال کشور خودشان توسط لابی صهیونیستی رسیده‌اند که هشتگ «ایالات متحده اسرائیل» را ترند کرده‌اند!
۴- اما رهبر معظم انقلاب قبلا دو پیش‌بینی در خصوص اعتراضات آمریکایی‌ها علیه حکومت فاسد خود کرده بودند که اکنون صدق هر دو پیش‌بینی آشکار شد. اولا در واکنش به جنبش ضدنژادپرستی در سال ۲۰۲۰ تصریح کرده بودند «آتش زیر خاکستر شعله کشیده... ممکن است سرکوب و موقّتاً خاموش کنند، لکن آتش زیر خاکستر باقی است، از بین نمی‌رود و شعله می‌کشد. اینها نظام کنونی آمریکا را از بین خواهد برد و علّتش هم این است که نظام، نظام غلطی است». اکنون آن آتش در ابعاد گسترده‌تر و وسیع‌تری دوباره زبانه کشیده که این بار در جنبش دانشجویی متبلور شده است. ثانیا رهبری در یکی از آن دو نامه به جوانان غربی حوادث خشونت بار امروز پلیس علیه دانشجویان را نیز پیش‌بینی و هشدار داده بودند «اشتباه بزرگ، هر حرکت هیجانی و شتاب‌زده و عجولانه‌‌ای است که مخصوصاً اگر وجاهت قانونی بیابد، نه‌تنها مشکل را حل نخواهد کرد بلکه فاصله‌ها را عمق، و کدورت‌ها را وسعت و گسست‌های موجود را افزایش خواهد داد و جز اینکه راه را بر بحران‌های آینده بگشاید، ثمر دیگری نخواهد داشت». لذا حمایت مطلق آمریکا از صهیونیست‌ها جلوه‌ای عریان از نژادپرستی نهادینه شده در هیئت حاکمه این کشور است، و این قساوت و خشونت علیه دانشجویان‌، سطحی عریان از حمله اسرائیل به کودکان و زنان غزه است و دولتی که با این همه امکانات از وحشی‌گری‌های اسرائیل علیه غزه حمایت می‌کند، جای تعجب ندارد که این وحشی‌گری را علیه جوانان و دانشجویان ولو در کشور خودش به کار گیرد، همانگونه که پا روی گلوی جرج فلوید گذاشت و اجازه نداد نفس بکشد! اما نکته مهم این است که وقاحت در تناقضات آمریکا اکنون به فضاحت عریان شدن کشیده شده و ابایی ندارند که آشکارا برخلاف ادعاهایشان عمل کنند، تا جایی که علاوه‌بر دانشجویان و اساتید دانشگاه‌ها، نامزد انتخابات ریاست‌ جمهوری آمریکا «از حزب سبز» را هم که در اعتراضات ضداسرائیلی دانشگاه واشنگتن شرکت کرده بود، دستگیر می‌کنند!
۵- این بیداری افکار عمومی در سایه گفت‌وگوی رهبر جمهوری اسلامی با جوانان غربی از صدها موشک برای هیئت حاکمه آمریکا و اسرائیل خطرناک‌تر و هزینه‌زاتر و برای مردم آمریکا و اروپا راهگشاست، و این یعنی صدور انقلاب اسلامی!، که ریچارد فالک استاد و پروفسور آمریکایی می‌گوید؛ «این نامه‌ها را می‌توان سنگ بنای معنوی و اخلاقیِ جوامع قرار داد و آن را به کلّ بشریت وسعت بخشید» و پروفسور دنیس رنکورت عضو هیئت‌ علمی و استاد دانشگاه اوتاوا در نامه‌ا‌ی مستقیم خطاب به رهبر انقلاب تاکید می‌کند «جوانان غربی به نامه شما نگاهی واکاوانه خواهند داشت و این تحلیل عمیق روان‌شناسانه و ژئوپلیتیکال شما بیداری قلب و ذهن غربی‌ها را سرعت می‌بخشد!». اما نکته مهم را چارلز تالیافرو فیلسوف و استاد آمریکایی و عضو انجمن مؤسسه سلطنتی فلسفه گفته بود که «موفقیت و نیروی نامه رهبر ایران در آینده آشکار خواهد شد»!
عناوین اخبار روزنامه خراسان در روز سه‌شنبه ۱۸ ارديبهشت

امیدوار به برخورد قاطع با رانت اطلاعاتی

مهدی حسن زاده 
دقیقا یک سال قبل در 18 اردیبهشت 1402 بود که شاخص کل بورس تهران طی یک روز بیش از 120 هزار واحد (معادل 5.15 درصد) فروریخت. سقوطی که با وجود شرایط رکودی بورس در سال های پس از شوک 99، عجیب بود. با این حال با گذشت یک ماه و نیم از این سقوط، در اوایل تیرماه انتشار مصوبه هیئت وزیران در 17 اردیبهشت درباره افزایش نرخ خوراک پتروشیمی ها و تعرفه سوخت پالایشگاه ها و پتروشیمی ها، شائبه دسترسی برخی فعالان بازار به آن نامه و اثر آن در ریزش بازار را ایجاد کرد. اکنون با گذشت حدود یک سال از آن ماجرا، معاون نظارت سازمان بورس از ارسال پرونده 40 شخص حقیقی و حقوقی به دستگاه قضایی به عنوان افراد مظنون به معامله بر اساس اطلاعات نهانی خبر داد. تردیدی نیست که در بسیاری از کشورها یکی از مهم ترین بسترهای وقوع جرایم اقتصادی مبتنی بر رانت اطلاعاتی بورس است. بورس ها به عنوان بستر فعالیت شرکت های بزرگ در هر اقتصادی از 3 عامل مهم تاثیر می پذیرند؛ تحولات اقتصادی و سیاسی جهانی، تحولات اقتصادی و سیاسی داخلی و تغییرات در قوانین و مقررات. جایی که شائبه رانت اطلاعاتی پیش می آید اطلاع داشتن از تغییرات در قوانین و مقررات است. موارد مختلفی در بورس های بزرگ جهان از جمله در آمریکا وجود داشته است که افرادی با اطلاع از تغییرات پیش رو در قوانین و مقررات اقدام به خرید و فروش سهام کرده اند و پس از شناسایی از سوی مراجع نظارتی و قضایی با مجازات های سختی مواجه شده اند. بورس تهران نیز همواره با گمانه زنی ها و شائبه هایی درباره وجود رانت های اطلاعاتی مواجه بوده است. به ویژه در شرایطی که تغییرات مکرر در قوانین و مقررات و به ویژه قوانین و مقرراتی که به طور موثری بر درآمد شرکت های بورسی اثر می گذارد، متاسفانه به امری رایج در اقتصاد ایران تبدیل شده و یکی از عوامل مخل فضای کسب و کار در ایران محسوب می شود. در چنین شرایطی اخبار امیدوارکننده از برخورد مراجع نظارتی و در ادامه برخورد قضایی با متخلفان و رسیدگی دقیق به این پرونده می تواند افق جدیدی را در مسیر سالم سازی بورس و رفع شائبه ها درباره رانت اطلاعاتی در آن ترسیم کند. این مسئله از آن جهت مهم است که سطح تصمیم گیری درباره مصوبه مذکور هیئت وزیران بوده و روشن است که بخشی از دولت به دلیل ارتباط کاری مستقیم با مجموعه های بزرگی از جمله شرکت های صنعتی، معدنی، دارویی، بانک ها و بیمه‌ها، صندوق های بازنشستگی و شبه دولتی ها در هر صورت همواره در مظان استفاده از رانت اطلاعاتی هستند. به گونه ای که حتی با وجود سلامت وزرای عضو دولت، زیرمجموعه های آن ها به دلیل دسترسی سریع تر به اطلاعات درباره تغییرات در مقررات دست بالاتر در بورس را دارند. دیگر موضوع مهم در این پرونده خاص، نبود شفافیت در انتشار و افشای مصوبه ای است که طیف وسیعی از بزرگ ترین شرکت های بورسی را به طور کامل تحت تاثیر قرار می داد و تا چندین هزار میلیارد تومان، تغییر در درآمدهای مجموعه شرکت‌های بزرگ بورسی رقم می زد. این پرونده باید به دستاویزی محکم برای اصلاح مقررات در زمینه دسترسی عادلانه به اطلاعات و ضرورت افشای به هنگام مصوبات دستگاه‌های اجرایی تبدیل شود تا بساط رانت اطلاعاتی از بورس برچیده شود.
عناوین اخبار روزنامه جوان در روز سه‌شنبه ۱۸ ارديبهشت
اهمیت مرحله دوم انتخابات  مجلس شورای اسلامی 
حسین عبداللهی فر 
درحالی که کمتر از سه روز دیگر به برگزاری مرحله دوم دوازدهمین دور از انتخابات مجلس شورای اسلامی باقی مانده است، هنوز فضای عمومی و رسانه‌ای کشور رنگ و بوی انتخاباتی به خود نگرفته است. اگرچه علل و عوامل زیادی در پیدایی این وضعیت مؤثر می‌باشند لکن علت اساسی آن را باید در نگاه حاشیه‌ای جامعه به مرحله دوم انتخابات‌ها و کم اهمیت جلوه دادن آن از سوی رسانه‌های جمعی و نخبگان جست‌وجو کرد. به ویژه آنکه راهبرد اصلی دشمنان انقلاب اسلامی در قبال انتخابات مجلس دوازدهم دلسرد‌سازی مردم برای حضور و تحریم صندوق‌های رأی می‌باشد. 
این در حالی است که از منظر کارشناسان مسائل سیاسی اهمیت این مرحله از انتخابات اگر بیشتر از دور اول آن نباشد کم اهمیت‌تر از آن نیست. دلایلی که در این خصوص قابل ارائه می‌باشد عبارت‌اند از: 
در بیان علل افزایش اهمیت دور دوم انتخابات در ۲۱ اردیبهشت به موارد زیر اشاره می‌شود:
افزایش اهمیت مشارکت: این مرحله از انتخابات نسبت به مرحله اول به دلیل شرایط جدید حاکم بر منطقه و جهان اهمیت حضور مردم افزایش یافته است. مهم‌ترین تحولاتی که به تغییر اوضاع منطقه منجر شده است عبارت‌اند از: تغییر شرایط مقاومت پس از عملیات وعده صادق سپاه اسلام، اوج‌گیری اعتراضات ضدصهیونیستی در دانشگاه‌های مهم جهان، نقض قوانین کشور‌های مدعی آزادی بیان و دموکراسی، افزایش انسجام اجتماعی و کاهش محسوس کشف حجاب، اولویت بخشی نظام به امر مشارکت مردم در جهش تولید در قالب شعار سال و.... 
افزایش حساسیت مجلس دوازدهم: با بالا رفتن میزان حساسیت شرایط جدید داخل و خارج کشور بدون تردید به میزان تأثیرگذاری مجلس دوازدهم در اتخاذ تصمیمات کلان کشور، روابط ایران و غرب، معادله قدرت مقاومت در بحران‌های اجتماعی و سیاسی امریکا، مسئله فلسطین و امواج ناشی از طوفان الاقصی، نحوه خاتمه جنگ غزه، پرونده هسته‌ای ایران، اجرای برنامه هفتم توسعه، لزوم تعامل مجلس و دولت افزوده شده است. 
لزوم تعیین تکلیف ۴۵ کرسی مجلس: هنوز تکلیف ۴۵ کرسی مجلس دوازدهم معادل یک ششم از کرسی‌های مجلس شورای اسلامی مشخص نشده و ۲۲ حوزه انتخابیه نمایندگان خود در خانه ملت را نمی‌شناسند. این میزان علاوه بر اینکه به لحاظ کمی وزن بالایی دارد در کیفیت مجلس دوازدهم بسیار اثرگذار می‌باشد. 
بالا رفتن ارزش هر رأی: ارزش رأی در دور دوم به دلیل تنگاتنگ بودن رقابت‌ها افزایش می‌یابد. چراکه تنها دو نفر در هر حوزه انتخابیه به این مرحله راه یافته‌اند و برخی نمایندگان با اختلاف حتی یک رأی اجازه ورود به مجلس را پیدا می‌کنند. البته به همین میزان عدم رأی و حضور نیافتن پای صندوق‌های رأی نیز افزایش می‌یابد و احتمال عدم راهیابی افراد با شایستگی بیشتر به دلیل پایین بودن آرا بسیار بالاست. 
تأثیر کرسی‌های باقیمانده بر ترکیب فراکسیون ها: اهمیت دیگر ناشی از تأثیرات سیاسی و گرایشات حاکم بر مجلس دوازدهم می‌باشد که حداقل از سه فراکسیون اکثریت انقلابی، اقلیت اصلاح‌طلب و مستقلین برخوردار بوده و گرایش ۴۵ کرسی باقی مانده می‌تواند بر تقویت هر یک از این فراکسیون‌ها تأثیر داشته باشد. تحلیل دقیق میزان قدرت فراکسیون‌ها در نتیجه مرحله نخست می‌تواند گویای افزایش اهمیت گرایشات سیاسی نماینده مرحله دوم باشد. 
نقش نمایندگان مرحله دوم بر انتخاب هیئت رئیسه: اهمیت بعدی نتایج مرحله دوم انتخابات مجلس را باید در تأثیری مشاهده کرد که بر انتخاب هیئت رئیسه مجلس خواهد داشت. این تأثیر زمانی مشخص‌تر می‌شود که از کم و کیف رقابت چند ضلعی میان فراکسیون‌ها و گرایشات مختلف سیاسی به ویژه رقابت میان برخی از اضلاع اصولگرایان شامل شورای ائتلاف، شورای وحدت و طیف‌های مختلف شریان، مصاف و برخی از پایداری‌ها بر سر ریاست مجلس اطلاعات دقیق تری در دست باشد. 
نقش نمایندگان تهران در حرکت کلی مجلس: اهمیت دیگر مرحله دوم را باید در نقش نمایندگان کلان شهر‌ها به ویژه تهران در مدیریت مجلس و مواضع کلان آن جست‌وجو کرد. نمایندگان تهران به دلیل نقش فرامحلی، موقعیت سیاسی ناشی از لیست‌های انتخاباتی نقش زیادی در روند مسائل مدیریتی و اداره آن دارند.
عناوین اخبار روزنامه جام جم در روز سه‌شنبه ۱۸ ارديبهشت

به استقبال تسلیم

علیرضا نصراصفهانی

بسیاری از آینده‌ها از خود تصمیم گرفتن، متولد می‌شوند و صحنه را به هم می‌زنند. تصمیم‌های تاریخی که صحنه‌های جدیدی را خلق می‌کنند. به این ترتیب تصمیم‌های ما در میدان خطر، افق‌ها و امکان‌هایی نو را برای جهان می‌گشایند. سنت آینده، سنت ساختن آینده با خطر کردن در میدان‌هاست.

عملیات وعده صادق، یک تصمیم استراتژیک و یک رویارویی فعالانه در محیط آشوبناک و پیچیده جهان بود که برای هیچ‌یک از ناظران جهانی قابل پیش‌بینی نبود، اما تبارشناسی عملیات وعده صادق می‌تواند وجوه درخشانی دیگر از آن را نشان دهد. عملیات تنبیهی ایران علیه رژیم صهیونیستی در درجه اول نشان‌دهنده اراده و قدرت ملت ایران و نیرو‌های مسلح در عرصه بین‌المللی بود که برآمده از یک هماهنگی قوی در سطوح حکمرانی بین بخش‌های دیپلماسی، نظامی، امنیتی و تا حد مناسبی رسانه‌ای کشور بود که توانست تحسین ملت ایران را برانگیزد و از طرفی دشمنان ایران را به انفعال بکشاند. عملیات وعده صادق نشان‌دهنده توالی درستی از اقدامات در سطوح مختلف حکمرانی، داشتن یک نقشه راه و وجود یک معماری برای تصمیم‌گیری‌های راهبردی کلان و تقسیم کار نهادی بود که ظرفیت جدیدی از حکمرانی را در ایران نشان داد. به بیانی دیگر عملیات وعده صادق، سیمای جدیدی از تصویر حکمرانی تاب‌آور در ایران را نشان داد که چگونه حکومت ایران می‌تواند آینده‌پذیر، آماده و بازیگر در برابر تهدیدات پیچیده و آشوبناک باشد و در برابر هر اتفاقی یک راه باز پیدا کند و یک روح بیدار داشته باشد که در تهدیدات، فرصت‌های جدیدی خلق کند. دراین عملیات، ایده حکمرانی ایران به سطح جدیدی ارتقا پیدا کرد؛ از ایده پیشرفت تدریجی درون‌زا برای بقا به سمت شبکه اقدامات معنادار و مبتکرانه درون‌زا و موازنه‌گر خارجی برای کمال. در این ایده، نگرش‌زیست‌بومی به حکمرانی، تکیه بر مزیت‌های نرم‌افزاری، نگاه توأمان به جنبه‌های درون‌مرزی و برون‌مرزی و دورن‌نگری حکمفرماست. اما عملیات وعده صادق پایان ماجرا نیست، بلکه شروع دوره جدیدی از شکل گیری روایت ایران منطقه‌ای و ایران بین‌المللی است و نشان می‌دهد عمق راهبردی و فرا سرزمینی ایران، فقط موشک‌ها و پهپاد‌هایی نیستند که از مسافت ۱۵۰۰ کیلومتری شلیک شدند و ناظران را در حیرت و شگفتی فرو بردند. استقبال پرشور مردم پاکستان از رئیس جمهور، به اهتزاز در آمدن پرچم ایران در اعتراض‌های دانشجویی در کشور‌های مختلف، تصویر امام خمینی (ره)، رهبر معظم انقلاب وشهیدسلیمانی درکشمیر وهند و پاکستان تا کشور‌های مسلمان منطقه، آفریقا و آمریکای لاتین، تجمعات در کشور‌های مختلف در حمایت از ایران، همه نشان‌دهنده آن است که این تصویر در حال محاصره و به عقب کشیدن رژیم غاصب صهیونیستی است. نظم جدید و دوران پساغزه در حال شکل‌گیری است و زمان فشرده شده و برای ساخت این تصویر باید به استقبال تصمیم، جهاد و ساخت آینده رفت تا سناریوی شبکه جهانی مقاومت شکل گیرد و شاهد مقاومت‌های پراکنده و سرگردانی‌های اجتماعی جهانی نباشیم. لازم است در این برهه حساس زنجیره فناوری مقاومت، توسعه پیدا کند، اتحادیه و ائتلاف‌ها و بلوک اقتصادی مقاومت شکل گیرد، شبکه رسانه‌ای مقاومت پیگیری و روایتی شوق برانگیز از زندگی مبتنی بر مقاومت ارائه شود. در ایام برگزاری نمایشگاه اینوتکس ایران هستیم، جهان استکبار امروز از شرکت‌های فناوری به‌عنوان ابزاری برای بسط سلطه هژمونی خود در جهان استفاده می‌کند، آیا می‌توان با شکل‌دهی شبکه‌های مفید، زمینه‌ساز حضور سکو‌های موفق و بازارگاه‌های الکترونیکی ایران در سطح کشور‌های محور مقاومت و دوستان ایران شد؟

عناوین اخبار روزنامه آرمان امروز در روز سه‌شنبه ۱۸ ارديبهشت

هزار دشنه بر جسم نحیف پریشانی یار دبستانی

امید مافی

 قهر کرده بود با گیتی. با کلاس دوم سیب. با دست های معلمی که دست همه را می گرفت. با زنگ تفریح و انشا و املا.موج پریشانی در حریم سست جهان، هزار دشنه اندوه بر جسم زار و نزارش فرو کرده بود!

نورهای رقصان پندارش را خاموش کرد و با گچی که از مدرسه با خود آورده بود خانه ای کشید.

خانه ای به مساحت یک آه با دو پنجره رو به حیاط دلباز و دری رو به کوچه باغی در کران، در کناره، در کوه…

روزگار تلخ تر از تعب، چهار نعل می تاخت و طفل خردسالی که بلد نبود سرنوشت را به سبزه ها گره بزند آنقدر کار کرده بود که از کار افتاده بود. آنقدر با دستان کوچکش فال فروخته بود که فاصله شوربختی تا خوشبختی در ذهنش هاشور خورده بود.

خورشید طلوع کرده بود که فرزند طلاق از چهار جهت غروب کرد، بغض کرد، مویه کرد و نام مستعار بازی ها و بادبان ها و بامیه ها را از یاد برد.

این گونه شد که یار دبستانی خزیده به شولای زجر، زانوانش را بغل کرد، مژگانش را به هم سنجاق کرد و بی ضجه مویه و زنجموره روی زمین سرد سفیه به خوابی نه چندان آرام فرو رفت.خوابی در دمای چهل درجه زیر شب.ته مانده خاطراتش را هم لای پتوی گلبافتی که رویش نبود پیچید تا دلهره های قدیمی گر نگیرند در کالبد کوچکش!

ویرانی غم انگیز است. وزیدن غم انگیز است و مادربزرگ با همه مهربانی و بزرگی جای خالی مادر و پدری که هر کدام به سمتی رفتند و طفلک پسرک را تنها گذاشتند، نمی توانست بگیرد و نوه نازنین خود را در خانه ای شبیه سلول انفرادی شاد کند.

پسرک در خواب دید پدرش به خانه برگشته و بی محاکمه و دادگاه ساعت از کار افتاده اتاق را پاک کرده است. مادر برگشته و بی تذبذب و تکبر، لیوان شیر داغ را روی میز آشپزخانه گذاشته تا جگر گوشه اش با تبسمی گرم، دور شده از محیط مات ملامت و ملالت، سراغ «دختری به نام نل» را در جعبه رنگی بگیرد و با پژواک بال گنجشک ها در قوس قمر از سویدای دل بخندد تا شکوفه ها را بو کند و شب تیره اش روزی روشن شود روی آسفالت سرد کوچه بن بست… این گونه شد که رویایی به غایت دلفریب سراغ خواب کوتاهش را گرفت و عروسک های کوکی، عطر نرگس های مست را برایش به ارمغان آوردند.زندگی چشم نواز شد وقتی زمین به جغجغه نوزادی اش بدل شد. جغجغه ای جیغ آلود در نوانخانه نفس افتاده سیاره ای دل سپرده به دلدادگی.دل شیفته یک دردانه به مادری لطیف تر از باران عصرگاهی و پدری خونگرم تر از ختمی های باغچه

روزنامه شرق

واقعا می‌خواهیم پیش‌بینی‌پذیر شویم؟!

حسین حقگو
هر آنچه سخت و استوار است، دود می‌شود و به هوا می‌رود. (والتر بنیامین)

پیش‌بینی‌ناپذیری و بی‌ثباتی مهم‌ترین مشکل اقتصاد ایران است؛ مشکلی که برآمده از نبود انعطاف سیاست‌گذار و صلب و سخت و ثابت‌ماندن در مقابل ضرورت تغییر است. در واقع سیاست‌گذار به جای آنکه ثبات را در آینه انعطاف ببیند، به دنبال تثبیت از طریق مقاومت در برابر تغییر است.

طبق یک نظر‌سنجی که به‌تازگی منتشر شده، «نبود ثبات سیاسی و اقتصادی» مهم‌ترین نگرانی مدیران بنگاه‌های اقتصادی است (سهم 67‌درصدی). مشکلات مهم دیگری مانند «کمبود نقدینگی» (46 درصد)، کمبود نیروی انسانی متخصص (34 درصد) و «نبود ثبات در قوانین و مقررات دولتی» (32 درصد) در ردیف بعدی نگرانی‌های فعالان اقتصادی قرار دارند. (دنیای اقتصاد- 1403/02/05).

 در همین حال وزیر اقتصاد وعده داده است تا با اجرائی‌شدن آیین‌نامه‌های مواد 24 و 30 قانون بهبود محیط کسب‌وکار «دستگاه‌ها و دولت منضبط و فضای اقتصادی برای تولیدکنندگان و صادرکنندگان پیش‌بینی‌پذیر شود» (24/01/1403). بر اساس این مواد «دولت و دستگاه‌های اجرائی مکلف‌اند به منظور شفاف‌سازی سیاست‌ها و برنامه‌های اقتصادی و ایجاد ثبات و امنیت اقتصادی و سرمایه‌گذاری، هر‌گونه تغییر سیاست‌ها، مقررات و رویه‌های اقتصادی را در زمان مقتضی قبل از اجرا، از طریق رسانه‌های گروهی به اطلاع عموم برسانند» (ماده 24) و «همه مقررات مرتبط با محیط کسب‌وکار را در پایگاه اطلاعات قوانین و مقررات معاونت حقوقی رئیس‌جمهور منتشر کنند» (ماده 30). در واقع آنچه نگرانی اصلی فعالان اقتصادی و بی‌شک دیگر مردم است، نامشخص‌بودن مبنای سیاست‌گذاری‌های کلان کشور در ابعاد سیاسی، اقتصادی و اجتماعی است و نه بی‌اطلاعی از چند مقرره و رویه و دستورالعمل. نگرانی از چیزی است که از آن به «سیاست‌زدگی» در معنای پوپولیستی یاد می‌شود و غلبه نگاه ایدئولوژیک بر قواعد و مصلحت‌های حوزه‌های مختلف زندگی انسان ایرانی. در این نگاه غالب، مشخص نیست آیا دغدغه اصلی سیاست‌مداران بهبود زندگی اقتصادی و اجتماعی جامعه است یا تحقق اهداف خاص؟! اگر هدف مورد اول است و بهبود زندگی مردم (و نه البته گروه‌های خاص و ذی‌نفعان بزرگ)، پس کاهش تنش و تعامل با جهان و نیز تضمین حقوق فردی و اجتماعی و تن‌دادن به قواعد علم اقتصاد از ضرورت‌های بنیادین تحقق چنین هدفی است و مبنای هر سیاست‌گذاری. در واقع نمی‌توان خود را در تضاد با جهان معنا کرد و در فضای تحریمی -‌که به‌تازگی نیز بر ابعاد آن افزوده شده است- درگیر یک جنگ اقتصادی بود و از پیش‌‌بینی‌پذیری که از الزامات آن امنیت برای سرمایه‌گذاری ونوآوری وکارآفرینی است، سخن گفت. چنان‌که نمی‌توان با مردم در موضوعات مختلف در جدال بود و توقع عدم سفته‌بازی و فرار مالیاتی و... را داشت و مثلا قانون «مالیات بر عایدی سرمایه» را بر دارایی‌های تورمی مردم وضع کرد. همچنان که نمی‌توان مبنای اصلی پیش‌بینی‌پذیری اقتصاد یعنی حقوق مالکیت را به رسمیت نشناخت و اقدام به قیمت‌گذاری بر کالاها و خدمات و درآمدهای ارزی بنگاه‌ها و... کرد (نامه اخیر 10 تشکل در انتقاد از سرکوب نرخ ارز صادراتی-16/2) و توقع رونق و جهش تولید را داشت. تغییرات اقتصادی ایران به‌شدت تحت تأثیر سیاست‌گذاری دولت‌ها، تحولات روابط بین‌المللی و نوسانات قیمت نفت است و اینکه دولت سیزدهم به جای توجه ریشه‌ای به مسائل و مشکلات حاد اقتصادی امروز کشور و پیوند تنگاتنگ آن با عرصه سیاست، فرهنگ و اجتماع، از طریق تدوین و تصویب آیین‌نامه‌هایی در حوزه خرد و بنگاهی در پی ایجاد ثبات و پیش‌بینی‌پذیر کردن اقتصاد است، دیدن تنها بخش بسیار کوچکی از کوه یخ نااطمینانی در اقتصاد ایران است. اصل این کوه یخ در فضای کلان و فراکلان است: «اگر می‌خواهید مسائل کلان را حل کنید، نیاز به راه‌حل کلان دارید. اقتصاد یک دیسپلین مجزا از سیاست نیست. سیاست و اقتصاد بسیار در هم تنیده‌اند، آن هم با پیشتازی سیاست... . اگر از سیاست فقط هزینه به اقتصاد تحمیل شود، وضعیت اقتصادی ما همین که هست باقی خواهد ماند. اقتصاد نیاز به آن دارد که درون خودش درست کار کند؛ با سیاست پولی و سیاست مالی درست. سیاست‌گذاری خارجی باید مقوم سیاست‌گذاری اقتصادی باشد. اگر قرار باشد سیاست خارجی برای شما فقط هزینه بیاورد و شما بخواهید فقط برای آن منابع صرف کنید، مانند چرخ‌دنده‌هایی است که خلاف جهت یکدیگر می‌چرخند، شبیه همین وضعیتی که در آن قرار داریم» (دکتر مسعود نیلی- اندیشه پویا- نوروز 1403). بلاتکلیف‌بودن برنامه هفتم توسعه در کنار تصویب‌نشدن اعداد و ارقام بودجه و وابستگی اقتصاد کشورمان به درآمدهای نفتی که با تحریم‌ها گره خورده و... و نیز شدت‌گیری جدال بر سر کرسی ریاست مجلس پس انجام مرحله دوم انتخابات و پس از آن ورود به فضای انتخابات ریاست‌جمهوری آتی و... و همچنین تداوم بحران غزه و احتمال شدت‌گیری آن در صورت شکست مذاکرات آتش‌بس و ادامه جنگ تجاوزکارانه روسیه به اوکراین و نیز احتمال هرچند اندک انتخاب مجدد ترامپ و... بخشی از نااطمینانی‌هایی است که به غیر از بی‌ثباتی‌های موجود (تورم دو‌رقمی و ناترازی بودجه و منابع بانکی و تجارت خارجی و منابع آبی و محیط‌زیستی و...) پیش‌بینی‌ناپذیری را در اقتصاد کشورمان تشدید می‌کند. اگر به‌راستی اراده‌ای برای پیش‌بینی‌پذیر‌شدن اوضاع –که اساس هر پیشرفت و توسعه‌ای است- وجود دارد، به جای مقاومت در برابر واقعیت و نهایتا پذیرش آن از موضع انفعال و ناچاری، نظام حکمرانی خود باید با برنامه مشخص آغازگر اصلاحات شود؛ اصلاحاتی که اساس آن «یک کلمه» در یک‌و‌نیم قرن قبل است؛ برقراری حاکمیت قانون برآمده از اراده آزاد شهروندان؛ چرا‌که «اختیار و قبول ملت، اساس همه تدابیر حکومت است» (یک کلمه- میرزا یوسف مستشارالدوله) و غیر از آن هر چیزی دود می‌شود و به هوا می‌رود.

روزنامه رسالت

کنگره صهیون‌ستیزی

جواد شاملو

حج هم‌نشینی ولایت و برائت با پیرنگ وحدت است. همه باید دور یک خانه بگردند و همه باید به یک دشمن سنگ بزنند. همه، در زمانی واحد، با ظاهری واحد و با مناسکی واحد. همه باید دور خدا بگردند و با شیطان به شکلی نمادین، بجنگند. 
حج نمادی از زندگی فردی و اجتماعی مسلمانان است. به این معنا مسلمین باید در حیات اجتماعی و فردی خود نیز با هماهنگی و انسجام، حق‌گرا و باطل‌ستیز باشند. از این نظر، جهان اسلام فقط اسم اسلام را یدک می‌کشد. چراکه اولا متفرق است و ثانیا بخش‌هایی از آن نه حق‌گراست و نه باطل‌ستیز و برخی از اعضایش که رسما برعکس این قاعده عمل می‌کنند. همین است که فلسطین در یک منطقه تماما اسلامی اشغال می‌شود و در عذابی دائمی فرو می‌رود. رژیم غاصب در حالی قبله اول مسلمین را به نام خود می‌زند و مسلمین را کرور کرور ارباً ارباً می‌کند که از هر سو توسط کشورهای اسلامی محاصره شده است. وحدت حول ولایت‌الله و برائت از دشمنان خدا رعایت نمی‌شود که فلسطین اینگونه یتیم و بی‌یاور شده است. 
واقعیت آن است که مسجد الاقصی هنوز قبله مسلمانان است؛ باید سوی آن نماز خواند؛ نمازی با وضوی خونین. باید دور آن طواف کرد، طوافی که لباس احرامش رزم‌جامه است. باید به آن لبیک گفت؛ اما با زبان رجز. 
مسلمانان امسال چگونه دور کعبه خواهند گشت بدون آنکه داغدار ده‌ها هزار مسلمانی باشند که در سرزمین قبله نخستین به شهادت رسیده‌اند؟ آیا کعبه امسال با جامه سیاه خود به عزای آنان ننشسته است؟ چگونه بین صفا و مروه هروله کنیم بی‌آنکه یاد هزاران هاجر و اسماعیل گرسنه و تشنه باشیم که از زیر پایشان زمزمی نمی‌جوشد؛ چون خون مسلمین هنوز آنقدر که باید به جوش نیامده است؟ شاید لا به لای لبیک‌هایمان صدای گریه‌های ابراهیم خلیل‌الله را بشنویم. آخر همه جوانان امت پیامبر خاتم برای او مثل اسماعیل عزیزند. آن نبی حنیف شاید این روزها سمت بمب‌افکن‌های صهیونیست‌ها سنگ پرتاب کند؛ نشان ابلیس را امروز جز در میان صهاینه نمی‌توان جست. 
هرچند ابلیس این روزها تنها عضو کوچکی از کابینه بنیامین نتانیاهوست! او شاید این روزها بالاخره بر انسان سجده کند؛ بر انسان‌نماهایی دوپا و یک‌سر و دوچشم، که در سینه‌شان به جای قلب، کینه می‌تپد. انسان‌نماهایی که اینچنین شیطان‌اند چرا مسجود ابلیس نباشند؟ امت رسول‌الله چگونه می‌تواند بر دیوارهایی سنگی، سنگ بکوبد و در قبال آموزگاران ابلیس سراسر خشم و انزجار نباشد؟ آن دیواری که امسال باید رمی شود، دیوار حائل است. آنچه باید فرو بریزد، گنبد آهنین است. 
حج امسال اگر حج برائت نباشد، شبیه حج سال ۶۱ هجری می‌شود. حجی بی‌سکه و بی‌موضوعیت. آن سال کعبه در احاطه مسلمین بود، با لباس احرام‌های سفیدشان؛ اما کعبه حقیقی در احاطه منافقین زره‌پوش بود، با شمشیرهای برهنه‌شان. آن سال مسلمین در منا نماد شیطان را سنگ می‌زدند؛ اما نماد و آیت خدای رحمان بین فرقه‌هایی از شیاطین تنها بود؛ فرقةٌ بالسيوفِ و فرقةٌ بالرماحِ و فرقةٌ بالحجارةِ...
حجاج چگونه ذی‌الحجه به حج بروند بی‌آنکه یاد مسلمانانی باشند که هنوز در رمضان مانده‌اند؟ در عطش، در جوع، در خوف. چگونه در ذی‌الحجه یاد مسلمانانی نباشند که پیشاپیش به استقبال محرم رفته‌اند؟ حج امسال لبیکش مرگ بر اسرائیل است و قبله‌اش الاقصی. حج امسال؛ کنگره صهیون‌ستیزی است.
روزنامه وطن امروز
 
برائت از شجره خبیثه اسرائیل
دکتر‌علیرضا پیروزمند
برای بحث و تبیین منطق برائت از مشرکان که در دیدار کارگزاران حج با رهبر معظم انقلاب بیان شد، لازم است نگاهی شبکه‌ای به آیات قرآن کریم بیندازیم. خدای متعال در آیه ۳ سوره توبه می‌فرماید: وَأَذَانٌ مِنَ‌الله وَ رَسُولِهِ إِلَى النَّاسِ یَوْمَ الْحَجِّ الْأَکْبَرِ أَنَّ‌الله بَرِیءٌ مِنَ الْمُشْرِکِینَ وَ رَسُولُهُ. این آیه شریفه بعد از به زیر کشیدن بت‌ها در کعبه اعلان عمومی شد. نکته مهم‌تر آن است که این اعلان نیز در روز حج اکبر یا همان حج تمتع قرار داده شد و اعلام مهم خدای متعال این بود که خدا و همچنین رسول او از مشرکان بری هستند و این اعلام برائت را خداوند در این آیه شریفه به عنوان یک وظیفه عمومی و مستمر برای مسلمین در ظرف و ظرفیت حج اعلام کرده و ما وظیفه داریم سطوح برائت خود را از مظاهر مختلف شرک به اشکال گوناگون در همیشه ایام اعلام کنیم. به همین خاطر حج به عنوان یک نمایش عبادت جمعی معنوی و سیاسی، ظرفیت مهمی است برای توجه و تألیف و تمرکز قلوب بر عبادت خداوند متعال و یکی از جلوه‌های عبادت دور کردن خود و جامعه اسلامی از مظاهر شرک است. طبیعتا یکی از مظاهر این برائت، برائت زبانی است. یعنی اعلان انزجار و عدم همراهی امت اسلام با شرک و کفر. این حداقل کاری است که انتظار می‌رود در ایام حج، امت اسلام در اجتماع باشکوهی که هر سال وجود دارد، انجام دهند. اما در رتبه بعد ما احتیاج به برائت عملی داریم و این برائت عملی به معنای محدود کردن زمینه و امکان حضور و نفوذ مشرکان نسبت به تعیین سرنوشت آینده بشریت و حداقل آینده دنیای اسلام است. 
برای دقت بیشتر به عنوان زمینه رجوع به قرآن ابتدا این سوال را طرح می‌کنم: این وظیفه زبانی و عملی در اعلام برائت به جمیع مظاهر آن در منطق  قرآن به چه دلیل باید اتفاق بیفتد؟ برای پاسخ، جلوه‌هایی از آن را با استفاده از بعضی آیات شریف قرآن توضیح بیشتری می‌دهم.
در آیه ۷۶ سوره نسا خدای متعال به گمان من یکی از وجوه و علل این اعلام برائت قولی و عملی را بیان کرده‌ است. در این آیه خدای متعال می‌فرماید: «الَّذِینَ آمَنُوا یُقَاتِلُونَ فِی سَبِیلِ‌الله  وَالَّذِینَ کَفَرُوا یُقَاتِلُونَ فِی سَبِیلِ الطَّاغُوتِ فَقَاتِلُوا أَوْلِیَاءَ الشَّیْطَانِ  إِنَّ کَیْدَ الشَّیْطَانِ کَانَ ضَعِیفًا» یعنی کسانی که ایمان دارند در راه خدا مقاتله می‌کنند و کسانی که کافر شده‌اند با شما جنگ می‌کنند اما در راه طاغوت. بعد خدای متعال می‌فرماید شما وظیفه دارید با اولیا و سران شیطان جنگ کنید اما بدانید مکر شیطان ضعیف بوده و شما پیروز هستید. از این آیه شریفه می‌شود استفاده کرد که باید برائت از مشرکان را در دستور کار قرار داد، چرا که آنان در سبیل طاغوت حرکت می‌کنند و اگر ما مقابله با راه طاغوت نکنیم، دین خدا به خطر افتاده و اولیای الهی در خطر قرار می‌گیرند. یکی از راه‌های این مواجهه اعلام برائت است. البته اعلام برائت دارای دامنه و طیفی است که یک سر آن انزجار زبانی و سر دیگر آن مقابله نظامی با کفار است. آیه دیگری که ابعاد منطق برائت را برای ما مشخص می‌کند، آیه  ۲۶ سوره ابراهیم است که می‌فرماید: «وَمَثَلُ کَلِمَهٍ خَبِیثَهٍ کَشَجَرَهٍ خَبِیثَهٍ اجْتُثَّتْ مِنْ فَوْقِ الْأَرْضِ مَا لَهَا مِنْ قَرَارٍ». مثال کلمه خبیث مانند درخت پلیدی است که ریشه ندارد تا در روی زمین قرار گیرد لذا ثبات و دوام ندارد. مسلمانان باید از مشرکان اعلان برائت داشته باشند، چرا که مشرکان مظهر کلمه خبیثه هستند. کلمه خبیثه دارای هیچ قراری نیست. کلمه خبیثه امروز اسرائیل و اذناب آن هستند، در ورای اسرائیل نیز تمدن غرب قرار داشته و رفتار اسرائیل نماد بی‌پرده‌ای از فرهنگ منحط غرب محسوب می‌شود. اگر با این کلمه خبیثه برخورد نشود خباثت خود را صادر کرده و فرهنگ منحط خویش را که فرهنگ حیوانیت و درندگی است در اقصی نقاط عالم گسترش می‌دهد. نکته سومی که در منطق قرآنی برائت می‌خواهم عرض کنم این است که خدای متعال می‌فرماید: نباید شما کافران را ولی خود قرار دهید و برای این موضوع دلیلی را ذکر می‌کند. آیه ۱۴۴ سوره نسا می‌فرماید: «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا الْکَافِرِینَ أَوْلِیَاءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِینَ  أَتُرِیدُونَ أَنْ تَجْعَلُوا لِلَّهِ عَلَیْکُمْ سُلْطَانًا مُبِینًا» یعنی اگر شما کافران را ولی خود قرار دهید دلیل آشکاری را ضد خود در اختیار خداوند قرار داده‌اید و این کنایه از آن است که خدای متعال بر عقاب و عذاب ما حجت خواهد داشت. برای آنکه این تهدید الهی متوجه جامعه ایمانی نشود نباید با کفار رفاقت کرد و به دلیل آنکه سکوت در چنین میدانی بی‌طرفی نیست، بلکه نوعی همراهی به حساب می‌آید، ما وظیفه داریم از اسرائیل اعلام برائت کنیم تا در جنایات او شریک نشویم. همچنین به استناد آیه ۶۰ سوره انفال (وَأَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّهٍ وَمِنْ رِبَاطِ الْخَیْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ‌الله وَعَدُوَّکُمْ) خدای متعال مومنان را مامور کرده تا به چنان قدرتی دست یابند که دشمنان خدا از شما بترسند. یکی از منابع تولید قدرت همین اعلان برائت است. 
بویژه آنکه اگر این اعلان برائت به نحو جمعی رخ دهد قدرت‌آفرین بوده و پایه‌های مشروعیت سیاسی دشمن را لرزان کرده و ترس را در دل آنان تقویت می‌کند. در نقطه مقابل ایمان را در دل مومنان بویژه مردم مظلوم فلسطین تقویت می‌کند لذا ما وظیفه داریم  از ظرفیت اعلان برائت استفاده کنیم برای ایجاد ترس در دل دشمنان اسلام. آنچه نگاشته شد بهره‌گیری از برخی آیات شریفه بود که منطق اعلان برائت را برای ما ترسیم می‌کند که چرا ما باید اعلان برائت را در همه اشکال و در همه سطوح مورد توجه قرار دهیم اما شرایطی که به طور ویژه در سال اخیر با آن روبه‌رو شدیم و حوادث پس از توفان الاقصی و نسل‌کشی در غزه به این خاطر است که مردم فلسطین در خط مقدم مقابله با شجره خبیثه محسوب می‌شوند. در امتداد انقلاب اسلامی مردم فلسطین جرأت، جسارت، صبوری و توانایی مقاومت در برابر همه مظاهر شرک و کفر را پیدا کرده‌اند، به همین دلیل تاریخ‌سازی انقلاب اسلامی در قامت مقاومت مردم فلسطین خودنمایی کرده است. باید توجه کنیم اهمیت این مواجهه از این رو است که نزاع مردم فلسطین با اسرائیل غاصب تنها یک مواجهه امنیتی و نظامی میان بخشی از اعراب محسوب نمی‌شود که تنها آن را متعلق به فلسطین بدانیم. مواجهه فلسطین با اسرائیل بیش از هر چیز یک مواجهه تمدنی و فرهنگی است. علت چنین است که مردم فلسطین و مقاومت به پشتوانه ایران اسلامی، شتاب‌دهنده سقوط مرجعیت و الهام‌بخشی تمدن غرب هستند و از این جهت تاریخ‌ساز بوده و خواهند بود. مقاومت مردم فلسطین و به دنبال آن سفاکی رژیم صهیونیستی باعث شد تا آنچه غرب تلاش داشت در قالب برابری حقوق انسان و آزادی بشر نمایش دهد، رسوا شده و پایه‌های اندیشه تمدنی آن مورد تردید قرار بگیرد. البته پس از انقلاب اسلامی آهسته آهسته این عقبه آب شده بود و آخرین پرده‌ای که این چهره کریه را در مقابل عالمیان قرار می‌دهد اتفاقی است که در غزه بر سر زن و کودک بی‌گناه می‌رود. حجم این جنایت به گونه‌ای است که وجدان بشریت که با اسلام نیز آشنا نیست به حرکت درآمده و باعث شده جبهه مقاومت علیه استکبار وارد یک مرحله جدید شود و موج جدیدی از مواجهه رخ دهد. 
در آخر این نوشتار باید مطلبی را اضافه کرد و آن اینکه انتظار می‌رود حج در این مساله نقش‌آفرین باشد. افزون بر آیات پیشین که خداوند مرکز برائت را حج الاکبر معرفی کرده، باز هم خدای متعال در آیه ۹۷ سوره مائده می‌فرماید: «جَعَلَ‌الله الْکَعْبَهَ الْبَیْتَ الْحَرَامَ قِیَامًا لِلنَّاسِ» یعنی خدا حج را نه صرفا به خاطر آنکه عده‌ای وظیفه‌ای شرعی را ادا کنند تا حاجی شوند که البته این هم مهم است اما حج مرکزی برای قیام معرفی شده است، آن هم قیام برای مردم. قیام برای رهایی بشریت و این رهایی هنگامی رخ می‌دهد که مردم متوجه توحید شده و بیزار از شیطان، همه مظاهر او و تجلیاتی شوند که در عصر و زمان ما پیدا کرده است. به همین خاطر حج مهم می‌شود و امیدواریم محدودیت‌هایی که دولت آل‌سعود برای اعلان برائت ایجاد کرده کاهش یابد و متوجه شوند این اعلان برائت باعث عزت جهان اسلام است و مساله ایرانیت یا عرب اصلا در این زمینه تأثیرگذار نیست. نفع برائت برای همه مسلمین بوده و اگر عربستان سکوت کرده یا مانع‌تراشی کند، آن بی‌آبرویی که تاکنون به بار آمده گریبان آنها را به نحو جدی‌تری خواهد گرفت
منبع: بصیرت

ارسال نظرات