- فرجام اغتشاشات در ایران
- ترامپ کمی تاریخ بخواند!
- سیگنال فوری همتی به بازار؛ دلار رسمی بالا آمد، دلار آزاد عقب نشست
- پیام تسلیت رهبر انقلاب در پی درگذشت حجتالاسلام صالحیمنش
- حنظله گوشی «نفتالی بِنِت» را هک کرد
- عکس / تصاویر دیده نشده از شهید رائد سعد
- بانک اهداف در جنگ شناختی
- کشتار دانشجویان در ۱۶ آذر و یک سند تاریخی از شکنجه مخالفان با «خرس» در دوره پهلوی!
- آیا نبرد حضرموت نقشه یمن را تغییر خواهد داد؟
- یادداشت ها / آیا پایان ماه عسل صهیونیستها در سوریه نزدیک است؟!
- قیام جوانان سوری | پیام عملیات «بیت جن» برای جولانی و صهیونیستها
- بسیج تمدنساز، نفس آخر استکبار
- دومین شب مراسم عزاداری شهادت حضرت فاطمه(س) با حضور رهبر انقلاب
- انصارالله: جنگافروزی عربستان علیه یمن عواقب سنگینی دارد
سهشنبه ؛ 28 بهمن 1404 مقام «معلم» و رسالت فراموش شده ما
هر سال سالروز شهادت ایشان در روز ۱۲ اردیبهشت با عنوان روز معلم و هفته پس از آن، با عنوان هفته بزرگداشت مقام معلم نامگذاری شده است تا بهانهای باشد برای تجلیل و تکریم جایگاه معلمانی که در میان مشاغل و مسئولیتهای گوناگون، وظیفه خطیر ترویج دانایی و پرورش منش انسانی انسانها را برعهده دارند.
همه دهه شصتیها، یک خاطره شیرین و نوستالژی مشترک از دوران مدرسه دارند که مربوط میشود به هفته دوم اردیبهشت ماه هر سال. هر سال روز ۱۲ اردیبهشت که میرسید، دغدغه بچه مدرسهایها این میشد که برای خانم معلم یا آقامعلم چه چیزی بخریم تا به عنوان هدیه روز معلم تقدیمش کنیم؟! روز معلم هم که میشد همگی از هم سبقت میگرفتند که هر کسی هدیهاش را زودتر به معلمش بدهد تا حداقل زودتر از بقیه روزش را تبریک بگوید تا بیشتر از بقیه، مهرش به دل معلم بنشیند! این خاطره نوستالژیک تا حالا هم کم و بیش و با شدت و ضعف تکرار شده و بچههای دهههای بعدی هم – هرچند با تغییراتی – همین حس و حال را از قبلیها به یادگار گرفتهاند.
این دغدغه معصومانه برای تقدیر از معلم هم فقط به هیجانات دوران کودکی و نوجوانی مربوط نمیشود؛ واقعیت این است که قداست و اثرگذاری معلم، یک واقعیت محض پیش روی بچهها و خانوادههایشان بود و شاید به همین دلیل بود که روز معلم را غنیمت میشمردیم برای اینکه تا حدی، حق این قداست و اثرگذاری را ادا کنیم؛ قداستی که برگرفته از حقیقت مقام معلم و رسالت کمنظیر او برای تعلیم و تربیت است.
پس از ترور ناجوانمردانه و شهادت متفکر و معلم بزرگ انقلاب اسلامی، آیتالله مرتضی مطهری (ره)، هر سال سالروز شهادت ایشان در روز ۱۲ اردیبهشت با عنوان روز معلم و هفته پس از آن، با عنوان هفته بزرگداشت مقام معلم نامگذاری شده است تا بهانهای باشد برای تجلیل و تکریم جایگاه معلمانی که در میان مشاغل و مسئولیتهای گوناگون، وظیفه خطیر ترویج دانایی و پرورش منش انسانی انسانها را برعهده دارند. منزلت معلم و سنگینی رسالت او، فراتر از کلیشههای رایج و مناسبتی است که گاهی البته لقلقه زبان این و آن میشود، بدون آنکه باور عمیق قلبی به آن داشته باشند.
وقتی در روایتی از معصوم (ع) میخوانیم که در مقابل پدرت و معلمت به احترام از جا برخیز، حتی اگر فرمانروا باشی و یا وقتی در روایتی دیگر میخوانیم و میشنویم که امام معصوم (ع) در ازای یاد دادن سوره حمد، پاداشی عظیم به او میدهند و آن را در ازای کار آن معلم، ناچیز میشمرند و یا وقتی حدیث معروف امیرالمومنین علی (ع) را میخوانیم که «هرکسی به من یک حرف بیاموزد، من را بنده کرده است» (در مسیر بندگی خداوند یاری کرده است)، همه اینها به قدر کافی گویای این حقیقت میشود که کارمعلم با شاخصهای مادی و معیشتی و پاداشهای ظاهری، قابل جبران و تقدیر نیست و اساسا اگر کسی به عظمت و حساسیت کار معلم باور داشته باشد، این چیزها را نه تنها کافی نمیبیند، بلکه به دنبال تکریم دائمی و حفظ منزلت اجتماعی معلمان هم خواهد بود.
بدون شعار و شعار زدگی، باید بپذیریم که هرکسی در هر مقام و مسئولیتی قرار دارد و هر عنوان شغلی دهان پرکنی دارد، روزگاری زیر دست معلم بوده و از زیر دست او وارد اجتماع شده و اگر نبود، سرپنجه هنر و مسئولیتپذیری معلم، نه استعدادهایش کشف میشد و نه حتی فرصت و انگیزه تلاش برای بروز دادن این استعدادها را پیدا میکرد.
این، حقیقت وجودی «معلم» است که از قضا و البته متاسفانه، در خیلی از کشورهای دنیا بهتر از کشور ما باور شده و منزلت اجتماعی بالای معلم نسبت به خیلی از مشاغل، گویای همین فرهنگسازی عمومی و باور عمیق به اهمیت نقش و مقام معلم در آن جوامع است. در جامعه ما نیز باید این حقیقت را باور کنیم و منزلت معلم را بهتر از قبل در ذهن و دل همگانی احیا کنیم که اگر میخواهیم به رشد و توسعه همهجانبه دست پیدا کنیم، شرط اولش باور داشتن و اهمیت دادن علمی و دائمی به حوزه آموزش و پرورش و مقام معلم است؛ بدون تعارف، آموزش و پرورش و معلم را کوچک و کماهمیت نبینیم، تا بزرگ شویم.
وظیفه عموم جامعه و خانوادهها، هماهنگی، همراهی و همدلی با معلم برای تعلیم و تربیت نسل آینده است و وظیفه دولتها و مسئولان در هر دورهای، حمایت توأم با عزت و کرامت از این قشر و تامین عادلانه نیازها و البته اهتمام دادن به مسئله مهم و اثرگذار «تربیت معلم» است.
شاید در این یک سال اخیر که بیماری مرموز کرونا، همه را خانهنشین کرده و آموزشها را هم مجازی کرده است، خانوادهها بیشتر از قبل قدر و اهمیت کار معلم را دریافته باشند؛ مخصوصا وقتی که قرار است پا به پای فرزندانشان، در تکالیف درس و مدرسهشان مشارکت کنند. حالا که بیشتر از قبل اهمیت این شغل پیامبرگونه را درک کردهایم، تمرین کنیم که همیشه این باور در وجود خودمان و فرزندانمان زنده بماند تا خودمان بالاتر برویم.
این دغدغه معصومانه برای تقدیر از معلم هم فقط به هیجانات دوران کودکی و نوجوانی مربوط نمیشود؛ واقعیت این است که قداست و اثرگذاری معلم، یک واقعیت محض پیش روی بچهها و خانوادههایشان بود و شاید به همین دلیل بود که روز معلم را غنیمت میشمردیم برای اینکه تا حدی، حق این قداست و اثرگذاری را ادا کنیم؛ قداستی که برگرفته از حقیقت مقام معلم و رسالت کمنظیر او برای تعلیم و تربیت است.
پس از ترور ناجوانمردانه و شهادت متفکر و معلم بزرگ انقلاب اسلامی، آیتالله مرتضی مطهری (ره)، هر سال سالروز شهادت ایشان در روز ۱۲ اردیبهشت با عنوان روز معلم و هفته پس از آن، با عنوان هفته بزرگداشت مقام معلم نامگذاری شده است تا بهانهای باشد برای تجلیل و تکریم جایگاه معلمانی که در میان مشاغل و مسئولیتهای گوناگون، وظیفه خطیر ترویج دانایی و پرورش منش انسانی انسانها را برعهده دارند. منزلت معلم و سنگینی رسالت او، فراتر از کلیشههای رایج و مناسبتی است که گاهی البته لقلقه زبان این و آن میشود، بدون آنکه باور عمیق قلبی به آن داشته باشند.
وقتی در روایتی از معصوم (ع) میخوانیم که در مقابل پدرت و معلمت به احترام از جا برخیز، حتی اگر فرمانروا باشی و یا وقتی در روایتی دیگر میخوانیم و میشنویم که امام معصوم (ع) در ازای یاد دادن سوره حمد، پاداشی عظیم به او میدهند و آن را در ازای کار آن معلم، ناچیز میشمرند و یا وقتی حدیث معروف امیرالمومنین علی (ع) را میخوانیم که «هرکسی به من یک حرف بیاموزد، من را بنده کرده است» (در مسیر بندگی خداوند یاری کرده است)، همه اینها به قدر کافی گویای این حقیقت میشود که کارمعلم با شاخصهای مادی و معیشتی و پاداشهای ظاهری، قابل جبران و تقدیر نیست و اساسا اگر کسی به عظمت و حساسیت کار معلم باور داشته باشد، این چیزها را نه تنها کافی نمیبیند، بلکه به دنبال تکریم دائمی و حفظ منزلت اجتماعی معلمان هم خواهد بود.
بدون شعار و شعار زدگی، باید بپذیریم که هرکسی در هر مقام و مسئولیتی قرار دارد و هر عنوان شغلی دهان پرکنی دارد، روزگاری زیر دست معلم بوده و از زیر دست او وارد اجتماع شده و اگر نبود، سرپنجه هنر و مسئولیتپذیری معلم، نه استعدادهایش کشف میشد و نه حتی فرصت و انگیزه تلاش برای بروز دادن این استعدادها را پیدا میکرد.
این، حقیقت وجودی «معلم» است که از قضا و البته متاسفانه، در خیلی از کشورهای دنیا بهتر از کشور ما باور شده و منزلت اجتماعی بالای معلم نسبت به خیلی از مشاغل، گویای همین فرهنگسازی عمومی و باور عمیق به اهمیت نقش و مقام معلم در آن جوامع است. در جامعه ما نیز باید این حقیقت را باور کنیم و منزلت معلم را بهتر از قبل در ذهن و دل همگانی احیا کنیم که اگر میخواهیم به رشد و توسعه همهجانبه دست پیدا کنیم، شرط اولش باور داشتن و اهمیت دادن علمی و دائمی به حوزه آموزش و پرورش و مقام معلم است؛ بدون تعارف، آموزش و پرورش و معلم را کوچک و کماهمیت نبینیم، تا بزرگ شویم.
وظیفه عموم جامعه و خانوادهها، هماهنگی، همراهی و همدلی با معلم برای تعلیم و تربیت نسل آینده است و وظیفه دولتها و مسئولان در هر دورهای، حمایت توأم با عزت و کرامت از این قشر و تامین عادلانه نیازها و البته اهتمام دادن به مسئله مهم و اثرگذار «تربیت معلم» است.
شاید در این یک سال اخیر که بیماری مرموز کرونا، همه را خانهنشین کرده و آموزشها را هم مجازی کرده است، خانوادهها بیشتر از قبل قدر و اهمیت کار معلم را دریافته باشند؛ مخصوصا وقتی که قرار است پا به پای فرزندانشان، در تکالیف درس و مدرسهشان مشارکت کنند. حالا که بیشتر از قبل اهمیت این شغل پیامبرگونه را درک کردهایم، تمرین کنیم که همیشه این باور در وجود خودمان و فرزندانمان زنده بماند تا خودمان بالاتر برویم.
منبع: سایت رهنما
اشتراک گذاری:
گزارش خطا
ارسال نظرات