- چشمان نگران اروپا و اوکراین به مذاکرات صلح
- سعدحریری به میدان سیاسی لبنان باز می گردد؟
- فرجام اغتشاشات در ایران
- ترامپ کمی تاریخ بخواند!
- سیگنال فوری همتی به بازار؛ دلار رسمی بالا آمد، دلار آزاد عقب نشست
- پیام تسلیت رهبر انقلاب در پی درگذشت حجتالاسلام صالحیمنش
- حنظله گوشی «نفتالی بِنِت» را هک کرد
- عکس / تصاویر دیده نشده از شهید رائد سعد
- بانک اهداف در جنگ شناختی
- کشتار دانشجویان در ۱۶ آذر و یک سند تاریخی از شکنجه مخالفان با «خرس» در دوره پهلوی!
- آیا نبرد حضرموت نقشه یمن را تغییر خواهد داد؟
- یادداشت ها / آیا پایان ماه عسل صهیونیستها در سوریه نزدیک است؟!
- قیام جوانان سوری | پیام عملیات «بیت جن» برای جولانی و صهیونیستها
- بسیج تمدنساز، نفس آخر استکبار
پنجشنبه ؛ 30 بهمن 1404 ابعاد تلاش سعد حریری برای بازگشت به قدرت
با توجه به شواهد موجود واضح است که تصمیم حریری برای کنار رفتن از جایگاه نخست وزیری تصمیمی کاملا سیاسی و غیرواقعی بوده است و هدف از این تصمیم را میتوان فرار روبه جلو برای خودداری از پاسخگو بودن نسبت به مشکلات و فساد موجود از سویی و تلاش برای کنار زدن رقبا به ویژه جریان ۸ مارس و حزب الله از سوی دیگر دانست.
بیش از دو ماه از اعلام ناگهانی استعفای سعد حریری و عنوان این نکته که تصمیم دارد از صحنه سیاسی لبنان کناره گیری کند، میگذرد. دلایل و نظرات متعددی نیز پیرامون استعفای وی بیان شده، اما آنچه اهمیت دارد نیت و اهداف پشت پرده حریری و حامیان وی از این اقدام است. در این خصوص، به روابط دوستانه حریری با طرفهای غربی و اذناب منطقهای آنها به ویژه سعودی و برنامه ریزی آنها برای تحولات منطقه به عنوان اولین نکته باید توجه کرد و از طرف دیگر تلاش حزب الله برای ممانعت از تحقق منویات غرب در لبنان. با توجه به این نکات میتوان نتیجه گرفت که مهمترین دلیلی که به استعفای حریری منجر شد تلاش واشنگتن و ریاض برای کنار زدن جریانهای مخالف به ویژه حزب الله است. این هدف بر اساس سناریویی پیچیده و چند مرحلهای طرح ریزی شده بود، به این ترتیب که با استعفای حریری مشکلات کشور به ساختار هیئت حاکمه و حضور برخی جریانهای سیاسی به ویژه حزب الله نسبت داده شود.
در این پیوند شاهد بودیم که چند روز از استعفای حریری نگذشته بود که وی از تصمیم خود برای بازگشت به جایگاه نخست وزیری خبر داد و از پیش شرطی سخن گفت که موجب تحولات ویژهای در لبنان میشد، یعنی تشکیل «دولت تکنوکرات». شکی نیست که تشکیل این نوع دولت از بار سیاسی احزاب لبنان برای اثر گذاری بر تصمیمات دستگاه حاکمه خواهد کاست و این موضوعی است که تأمین کننده هدف اصلی واشنگتن و ریاض یعنی تضعیف حزب الله بود. سعد حریری با هماهنگی واشنگتن و ریاض تصمیم داشت، با طرح این پیشنهاد دیگر احزاب لبنان را فدای هدف خود یعنی کنار زدن حزبالله از دولت نماید؛ چرا که وادار کردن حزب الله به خروج از ساختار سیاسی لبنان به صورت آشکار با توجه به سرمایه اجتماعیای که این گروه در لبنان دارد بعید به نظر میرسید، اما با تشکیل دولت تکنوکرات نه تنها وزن سیاسی حزب الله در دولت کاهش خواهد یافت بلکه اتهامی نیز در این خصوص متوجه جریانهای وابسته به غرب و ریاض نمیشد.
با توجه به عدم اقبال عمده احزاب سیاسی لبنان و هیئت حاکمه این کشور به موضوع تشکیل دولت تکنوکرات، حریری راه دیگری را برای سوار شدن بر سیر تحولات لبنان در پیش گرفت یعنی پیشنهاد افراد مرتبط با خود برای کسب جایگاه نخست وزیری از جمله «محمد الصفدی» که از وزاری سابق لبنان است که سابقه چندان مطلوبی نیز نداشت، اما با توجه به احتمال مخالفت حزب الله با این گزینه این امکان برای حریری به وجود میآمد که پیکان اعتراضات را به سمت حزب الله منحرف کند، اما با هوشیاری حزب الله و موافقت با گزینه پیشنهادی حریری این سناریو با شکست روبرو شد و شاهد بودیم که چند روز بعد، الصفدی به نفع حریری از تلاش برای کسب این جایگاه کناره گیری کرد. گزینه بعدی حریری برای حضور در جایگان نخست وزیری «سمیرخطیب» بود که از نزدیکان سعد حریری نیز میباشد، اما این بار نیز حزب الله وارد بازی حریری نشد و بار دیگر تلاش برای معرفی حزب الله به عنوان سد راه حل بحران لبنان با شکست روبرو شد، خطیب نیز چند روز پیش از طرح نخستوزیریاش در پارلمان انصراف داد و تشنج در فضای سیاسی لبنان ادامه یافت.
با توجه به شواهد موجود واضح است که تصمیم حریری برای کنار رفتن از جایگاه نخست وزیری تصمیمی کاملا سیاسی و غیرواقعی بوده است و هدف از این تصمیم را میتوان فرار روبه جلو برای خودداری از پاسخگو بودن نسبت به مشکلات و فساد موجود از سویی و تلاش برای کنار زدن رقبا به ویژه جریان ۸ مارس و حزب الله از سوی دیگر دانست.
در این پیوند شاهد بودیم که چند روز از استعفای حریری نگذشته بود که وی از تصمیم خود برای بازگشت به جایگاه نخست وزیری خبر داد و از پیش شرطی سخن گفت که موجب تحولات ویژهای در لبنان میشد، یعنی تشکیل «دولت تکنوکرات». شکی نیست که تشکیل این نوع دولت از بار سیاسی احزاب لبنان برای اثر گذاری بر تصمیمات دستگاه حاکمه خواهد کاست و این موضوعی است که تأمین کننده هدف اصلی واشنگتن و ریاض یعنی تضعیف حزب الله بود. سعد حریری با هماهنگی واشنگتن و ریاض تصمیم داشت، با طرح این پیشنهاد دیگر احزاب لبنان را فدای هدف خود یعنی کنار زدن حزبالله از دولت نماید؛ چرا که وادار کردن حزب الله به خروج از ساختار سیاسی لبنان به صورت آشکار با توجه به سرمایه اجتماعیای که این گروه در لبنان دارد بعید به نظر میرسید، اما با تشکیل دولت تکنوکرات نه تنها وزن سیاسی حزب الله در دولت کاهش خواهد یافت بلکه اتهامی نیز در این خصوص متوجه جریانهای وابسته به غرب و ریاض نمیشد.
با توجه به عدم اقبال عمده احزاب سیاسی لبنان و هیئت حاکمه این کشور به موضوع تشکیل دولت تکنوکرات، حریری راه دیگری را برای سوار شدن بر سیر تحولات لبنان در پیش گرفت یعنی پیشنهاد افراد مرتبط با خود برای کسب جایگاه نخست وزیری از جمله «محمد الصفدی» که از وزاری سابق لبنان است که سابقه چندان مطلوبی نیز نداشت، اما با توجه به احتمال مخالفت حزب الله با این گزینه این امکان برای حریری به وجود میآمد که پیکان اعتراضات را به سمت حزب الله منحرف کند، اما با هوشیاری حزب الله و موافقت با گزینه پیشنهادی حریری این سناریو با شکست روبرو شد و شاهد بودیم که چند روز بعد، الصفدی به نفع حریری از تلاش برای کسب این جایگاه کناره گیری کرد. گزینه بعدی حریری برای حضور در جایگان نخست وزیری «سمیرخطیب» بود که از نزدیکان سعد حریری نیز میباشد، اما این بار نیز حزب الله وارد بازی حریری نشد و بار دیگر تلاش برای معرفی حزب الله به عنوان سد راه حل بحران لبنان با شکست روبرو شد، خطیب نیز چند روز پیش از طرح نخستوزیریاش در پارلمان انصراف داد و تشنج در فضای سیاسی لبنان ادامه یافت.
با توجه به شواهد موجود واضح است که تصمیم حریری برای کنار رفتن از جایگاه نخست وزیری تصمیمی کاملا سیاسی و غیرواقعی بوده است و هدف از این تصمیم را میتوان فرار روبه جلو برای خودداری از پاسخگو بودن نسبت به مشکلات و فساد موجود از سویی و تلاش برای کنار زدن رقبا به ویژه جریان ۸ مارس و حزب الله از سوی دیگر دانست.
منبع : طنین
اشتراک گذاری:
گزارش خطا
ارسال نظرات