- پرچمسوزی سفارش کیست؟
- از مراسم جادوگری در دفتر رئیسجمهور تا فروش کودکان به شبکهی اپستین / روایت تکاندهنده از فساد در قلب قدرت اوکراین +عکس
- ماجرای شهیدی که با پیکر سالم برگشت
- نگاهی به ضرورت بازنگری در معیارهای دهکبندی خانوار
- انتقاد تند واشینگتن از زوال دموکراسی در اروپا/ ترامپ خاورمیانه را از فهرست اولویتهای سند امنیت ملی آمریکا خارج کرد
- جهان پس از بسته شدن تنگه هرمز چگونه خواهد شد؟
- نبرد آخر
- همه اهرمهای تولید قدرت در اختیار ماست
- ماهی پر از بها و بهانه
- چشمان نگران اروپا و اوکراین به مذاکرات صلح
- سعدحریری به میدان سیاسی لبنان باز می گردد؟
- فرجام اغتشاشات در ایران
- ترامپ کمی تاریخ بخواند!
- سیگنال فوری همتی به بازار؛ دلار رسمی بالا آمد، دلار آزاد عقب نشست
شنبه ؛ 23 اسفند 1404 به مناسبت سالروز شهادت حاجآقا مصطفی خمینی(ره)
آقازادهای که روشنی چشم امام (ره) بود
سحرگاه یکم آبان سال ۱۳۵۶ خبری تکاندهنده همه را غافلگیر میکند؛ درگذشت آیتالله حاجآقا مصطفی خمینی، فرزند ارشد امام خمینی. مرگی مشکوک و ناگهانی در ۴۷ سالگی. شاهدان متعددی که بالای سر جنازه ایشان حاضر بودند، شهادت میدهند که لکههای سبزرنگی بر قسمتهای مختلف بدن ایشان ظاهرشده بود که حکایت از مسمومیت ایشان داشت. جنازه ایشان پس از غسل با آب فرات و طواف در عتبات مقدسه کربلا، در نجف تشییع و پس از اقامه نماز توسط حضرت آیتالله خوئی در جنب ایوان حرم امیرالمؤمنین علیهالسلام دفن شد.
سحرگاه یکم آبان سال ۱۳۵۶ خبری تکاندهنده همه را غافلگیر میکند؛ درگذشت آیتالله حاجآقا مصطفی خمینی، فرزند ارشد امام خمینی. مرگی مشکوک و ناگهانی در ۴۷ سالگی. شاهدان متعددی که بالای سر جنازه ایشان حاضر بودند، شهادت میدهند که لکههای سبزرنگی بر قسمتهای مختلف بدن ایشان ظاهرشده بود که حکایت از مسمومیت ایشان داشت. جنازه ایشان پس از غسل با آب فرات و طواف در عتبات مقدسه کربلا، در نجف تشییع و پس از اقامه نماز توسط حضرت آیتالله خوئی در جنب ایوان حرم امیرالمؤمنین علیهالسلام دفن شد.
چند روز پس از شهادت آقامصطفی، امام خمینی رحمهالله علیه در ابتدای درس خود با اشاره به اینکه خداوند تبارکوتعالی الطاف خفیهای دارد، از دست دادن ایشان را جزو این «الطاف خفیه» معرفی میکنند. شاید آن روز کسی نمیدانست راز این سخن امام (ره) چیست و مگر ممکن است کسی مرگ فرزند، آنها فرزند جوان، صالح و دانشمند خود را لطف الهی بخواند؟! اما زمانی که مجالس ترحیم و بزرگداشت ایشان در شهرهای ایران، به وسیلهای برای اوجگیری مبارزات انقلابی مردم ایران و سست شدن آخرین پایههای رژیم سفاک و دستنشانده پهلوی تبدیل شد، همه اهل معنا فهمیدند، حادثهای که با توطئه رژیم و برای شکاندن اراده امام و داغدار کردن ایشان طراحی شده بود، به خونی تازه و حیاتبخش در رگهای نهضت انقلابی مردم ایران تبدیل شده و بساط سلطه ۲۵۰۰ ساله ستمشاهی را از این سرزمین برچید.
مرحوم حاجآقا مصطفی خمینی فرزند بزرگ امام در آذرماه سال ۱۳۰۹ در قم به دنیا آمد و در سنین نوجوانی، تحصیل دروس حوزوی را در محضر پدر بزرگوارش و علمای بزرگ آن روز در قم و نجف در پیش گرفت و در مدتزمانی کوتاه، به مدد هوش سرشار و پشتکار والایش به درجه اجتهاد رسید. بهگونهای که از ایشان بیش از ۲۰ عنوان کتاب یا مقاله علمی تحلیلی در موضوعات مختلف فقهی و کلامی به یادگار مانده و گویای عمر بابرکت ایشان در عین کوتاهی مدتش است.
از مردمداری تا آزادگی
برای این عالم مبارز و مخلص، ویژگیهای بسیاری را در مردمداری و تواضع، سادهزیستی، روحیه انقلابی و آزادیخواهی و سلامت نفس برشمردهاند.
خانم معصومه حائری یزدی همسر آیتالله مصطفی خمینی نیز درباره تقید وی به سادهزیستی میگوید: «هشت سال از اقامت ما در نجف گذشته بود، در نجف هوا بسیار گرم بود. در آن موقع بچههای خیلی کوچک بودند و با آنکه زمین داغ بود، ما موقع خوابیدن، رختخوابمان را روی زمین میانداختیم بهطوریکه خود ساکنان آنجا نمیتوانستند چنین کاری بکنند... اینطور نبود که آقا مصطفی نمیتوانست برایمان تخت بخرد، بلکه معتقد بود که باید مثل مردم با سختی زندگی کرد».
مرحوم آیتالله فاضل لنکرانی (ره) نیز با اشاره به ساده زیستی آیتالله مصطفی خمینی در برهههای مختلف زندگی میگوید: «شهید مصطفی خمینی چه در دوران قبل از شروع مبارزۀ پدر بزرگوارش و چه در دوران شروع مبارزه، چه در ایران و چه در موقعی که در نجف زندگی میکردند، در تمامی این دورهها که با ایشان بودیم، زندگی داخلی ایشان در یک سطح بسیار بسیط و عادی بود، زندگی ایشان در تمامی این ایام اصلاً از صورت یک طلبۀ عادی متوسط خارج نمیشد و این به خاطر این بود که ایشان به آنگونه زندگیها هیچ دلبستگی نداشت. آنکه موردعلاقه ایشان بود، یکی مسئلۀ علمی و یکی هم مسائل مربوط به مبارزه بود. در غیر این دو مسئله، هیچ فکر نمیکرد و نمیاندیشید».
به فرموده رهبر معظم انقلاب، حضرت آیتالله خامنهای، «شگفتآور بود که حاجآقا مصطفی در منزل امام مانند یکی از واردین این منزل و کسانی بود که بهطور طبیعی در این خانه رفتوآمد میکردند، چنانکه کسی احساس نمیکرد او فرزند امام است و حتی مراجعه او به امام در حد دیگران بود ... اخلاق او در رابطه با امام و حفظ جنبه تساوی با دیگر مردم در آن روزها در حوزه معروف بود. همه میگفتند که حاجآقا مصطفی خمینی در منزل امام بهگونهای رفتار میکند که با هیچیک از مراجعین فرقی ندارد و واقعیت هم همین بود، هرگز انتساب به امام و یا نام ایشان برای او وسیلهای محسوب نمیشد». رهبر حکیم انقلاب در جای دیگر نیز با اشاره به همین خصوصیت حاجآقا مصطفی میفرمایند: «مرحوم حاجآقا مصطفی، مطلقاً آقازادگی نداشت. نه لباسش، نه عبایش، نه کفشش، نه زندگی خصوصیاش، نه خانهاش، مطلقاً، هیچ بوی تفاخر آقازادگی از آن نمیآمد».
چند روز پس از شهادت آقامصطفی، امام خمینی رحمهالله علیه در ابتدای درس خود با اشاره به اینکه خداوند تبارکوتعالی الطاف خفیهای دارد، از دست دادن ایشان را جزو این «الطاف خفیه» معرفی میکنند. شاید آن روز کسی نمیدانست راز این سخن امام (ره) چیست و مگر ممکن است کسی مرگ فرزند، آنها فرزند جوان، صالح و دانشمند خود را لطف الهی بخواند؟! اما زمانی که مجالس ترحیم و بزرگداشت ایشان در شهرهای ایران، به وسیلهای برای اوجگیری مبارزات انقلابی مردم ایران و سست شدن آخرین پایههای رژیم سفاک و دستنشانده پهلوی تبدیل شد، همه اهل معنا فهمیدند، حادثهای که با توطئه رژیم و برای شکاندن اراده امام و داغدار کردن ایشان طراحی شده بود، به خونی تازه و حیاتبخش در رگهای نهضت انقلابی مردم ایران تبدیل شده و بساط سلطه ۲۵۰۰ ساله ستمشاهی را از این سرزمین برچید.
مرحوم حاجآقا مصطفی خمینی فرزند بزرگ امام در آذرماه سال ۱۳۰۹ در قم به دنیا آمد و در سنین نوجوانی، تحصیل دروس حوزوی را در محضر پدر بزرگوارش و علمای بزرگ آن روز در قم و نجف در پیش گرفت و در مدتزمانی کوتاه، به مدد هوش سرشار و پشتکار والایش به درجه اجتهاد رسید. بهگونهای که از ایشان بیش از ۲۰ عنوان کتاب یا مقاله علمی تحلیلی در موضوعات مختلف فقهی و کلامی به یادگار مانده و گویای عمر بابرکت ایشان در عین کوتاهی مدتش است.
از مردمداری تا آزادگی
برای این عالم مبارز و مخلص، ویژگیهای بسیاری را در مردمداری و تواضع، سادهزیستی، روحیه انقلابی و آزادیخواهی و سلامت نفس برشمردهاند.
خانم معصومه حائری یزدی همسر آیتالله مصطفی خمینی نیز درباره تقید وی به سادهزیستی میگوید: «هشت سال از اقامت ما در نجف گذشته بود، در نجف هوا بسیار گرم بود. در آن موقع بچههای خیلی کوچک بودند و با آنکه زمین داغ بود، ما موقع خوابیدن، رختخوابمان را روی زمین میانداختیم بهطوریکه خود ساکنان آنجا نمیتوانستند چنین کاری بکنند... اینطور نبود که آقا مصطفی نمیتوانست برایمان تخت بخرد، بلکه معتقد بود که باید مثل مردم با سختی زندگی کرد».
مرحوم آیتالله فاضل لنکرانی (ره) نیز با اشاره به ساده زیستی آیتالله مصطفی خمینی در برهههای مختلف زندگی میگوید: «شهید مصطفی خمینی چه در دوران قبل از شروع مبارزۀ پدر بزرگوارش و چه در دوران شروع مبارزه، چه در ایران و چه در موقعی که در نجف زندگی میکردند، در تمامی این دورهها که با ایشان بودیم، زندگی داخلی ایشان در یک سطح بسیار بسیط و عادی بود، زندگی ایشان در تمامی این ایام اصلاً از صورت یک طلبۀ عادی متوسط خارج نمیشد و این به خاطر این بود که ایشان به آنگونه زندگیها هیچ دلبستگی نداشت. آنکه موردعلاقه ایشان بود، یکی مسئلۀ علمی و یکی هم مسائل مربوط به مبارزه بود. در غیر این دو مسئله، هیچ فکر نمیکرد و نمیاندیشید».
به فرموده رهبر معظم انقلاب، حضرت آیتالله خامنهای، «شگفتآور بود که حاجآقا مصطفی در منزل امام مانند یکی از واردین این منزل و کسانی بود که بهطور طبیعی در این خانه رفتوآمد میکردند، چنانکه کسی احساس نمیکرد او فرزند امام است و حتی مراجعه او به امام در حد دیگران بود ... اخلاق او در رابطه با امام و حفظ جنبه تساوی با دیگر مردم در آن روزها در حوزه معروف بود. همه میگفتند که حاجآقا مصطفی خمینی در منزل امام بهگونهای رفتار میکند که با هیچیک از مراجعین فرقی ندارد و واقعیت هم همین بود، هرگز انتساب به امام و یا نام ایشان برای او وسیلهای محسوب نمیشد». رهبر حکیم انقلاب در جای دیگر نیز با اشاره به همین خصوصیت حاجآقا مصطفی میفرمایند: «مرحوم حاجآقا مصطفی، مطلقاً آقازادگی نداشت. نه لباسش، نه عبایش، نه کفشش، نه زندگی خصوصیاش، نه خانهاش، مطلقاً، هیچ بوی تفاخر آقازادگی از آن نمیآمد».
منبع: سایت رهنما
اشتراک گذاری:
گزارش خطا
ارسال نظرات