- فرجام اغتشاشات در ایران
- ترامپ کمی تاریخ بخواند!
- سیگنال فوری همتی به بازار؛ دلار رسمی بالا آمد، دلار آزاد عقب نشست
- پیام تسلیت رهبر انقلاب در پی درگذشت حجتالاسلام صالحیمنش
- حنظله گوشی «نفتالی بِنِت» را هک کرد
- عکس / تصاویر دیده نشده از شهید رائد سعد
- بانک اهداف در جنگ شناختی
- کشتار دانشجویان در ۱۶ آذر و یک سند تاریخی از شکنجه مخالفان با «خرس» در دوره پهلوی!
- آیا نبرد حضرموت نقشه یمن را تغییر خواهد داد؟
- یادداشت ها / آیا پایان ماه عسل صهیونیستها در سوریه نزدیک است؟!
- قیام جوانان سوری | پیام عملیات «بیت جن» برای جولانی و صهیونیستها
- بسیج تمدنساز، نفس آخر استکبار
- دومین شب مراسم عزاداری شهادت حضرت فاطمه(س) با حضور رهبر انقلاب
- انصارالله: جنگافروزی عربستان علیه یمن عواقب سنگینی دارد
سهشنبه ؛ 21 بهمن 1404 بازی ضد ایرانی پاریس در فرامتن مذاکرات
مواضع تازه وزیر خارجه و رئیسجمهور فرانسه درباره ضرورت گنجاندن مسئله موشکی در مذاکرات، بهوضوح بیانگر این واقعیت است که پاریس بار دیگر ترجیح داده بهجای ایفای نقشی مستقل، به نمایندگی از تلآویو در صحنه دیپلماسی ظاهر شود.
اصرار فرانسه بر طرح موضوعات غیرمرتبط و فرابرجامی، آنهم در شرایطی که ماهیت مذاکرات مشخص و محدود است، بیش از آنکه ریشه در نگرانیهای واقعی اروپا داشته باشد، بازتابدهنده دغدغههای رژیم صهیونیستی است؛ رژیمی که اساساً با هرگونه توافق و ثبات در منطقه مخالف است. این رفتار، مسبوق به سابقه است. در مذاکرات منتهی به برجام در سالهای ۲۰۱۴ و ۲۰۱۵ نیز فرانسه بارها با اتخاذ مواضع سختگیرانه، عملاً بازی در زمین تلآویو را به رویکرد مستقل دیپلماتیک ترجیح داد و تلاش کرد روند توافق را با مانعتراشی و زیادهخواهی فرسایشی کند. از همین رو، تجربه تاریخی نشان میدهد که نقش فرانسویها در مذاکرات، بیش از آنکه تسهیلگر باشد، هشدارآمیز است.
نکته دوم به افول جایگاه فرانسه در نظام بینالملل بازمیگردد. پاریس سالهاست نقش خود را بهعنوان یک بازیگر مستقل از دست داده و عملاً به دلالی در مناسبات سیاسی و امنیتی جهان تبدیل شده است؛ دلالی که میان منافع آمریکا، رژیم صهیونیستی و برخی بازیگران منطقهای در رفتوآمد است. نتیجه این رویکرد، کاهش شدید اعتبار بینالمللی فرانسه و بیاعتمادی فزاینده نسبت به نقشآفرینی آن بوده است. تحولات آفریقا، از سقوط دولتهای همسو با پاریس تا اخراج نیروهای نظامی فرانسه و گسترش احساسات ضدفرانسوی، نماد روشنی از پیامدهای همین سیاستهای مداخلهگر و جنگطلبانه است. امروز فرانسه در بخش قابل توجهی از جهان نه بهعنوان شریک، بلکه بهعنوان نماد بیثباتی و استعمار نوین شناخته میشود.
نکته سوم، به نقش سیاستمداران فرانسوی در کشاندن این کشور به مسیر بحران مربوط است. از نیکولا سارکوزی و ماجراجویی نظامی در لیبی، تا فرانسوا اولاند و سیاست خارجی بیاثر، و امانوئل مکرون که فرانسه را به کشوری پرتنش و ناکارآمد در داخل و خارج تبدیل کرده است، همگی در تضعیف جایگاه این کشور نقش داشتهاند. حاصل عملکرد این نسل از سیاستمداران، فرانسهای است گرفتار بحرانهای اقتصادی، اجتماعی و هویتی که میکوشد ناکامیهای داخلی خود را با هیاهوی دیپلماتیک و مداخلهگری خارجی جبران کند.
در چنین شرایطی، نقش مخرب فرانسه در مذاکرات مسقط نه یک استثنا، بلکه ادامه طبیعی سیاست خارجی بحرانساز این کشور است. تا زمانی که این الگو و این نسل از سیاستمداران بر سر کار باشند، فرانسه همچنان در دور باطل بیاعتباری و تنشآفرینی حرکت خواهد کرد و هوشیاری در برابر بازیهای مخرب پاریس، ضرورتی اجتنابناپذیر در هر مسیر دیپلماتیک است.
ارسال نظرات