- فرجام اغتشاشات در ایران
- ترامپ کمی تاریخ بخواند!
- سیگنال فوری همتی به بازار؛ دلار رسمی بالا آمد، دلار آزاد عقب نشست
- پیام تسلیت رهبر انقلاب در پی درگذشت حجتالاسلام صالحیمنش
- حنظله گوشی «نفتالی بِنِت» را هک کرد
- عکس / تصاویر دیده نشده از شهید رائد سعد
- بانک اهداف در جنگ شناختی
- کشتار دانشجویان در ۱۶ آذر و یک سند تاریخی از شکنجه مخالفان با «خرس» در دوره پهلوی!
- آیا نبرد حضرموت نقشه یمن را تغییر خواهد داد؟
- یادداشت ها / آیا پایان ماه عسل صهیونیستها در سوریه نزدیک است؟!
- قیام جوانان سوری | پیام عملیات «بیت جن» برای جولانی و صهیونیستها
- بسیج تمدنساز، نفس آخر استکبار
- دومین شب مراسم عزاداری شهادت حضرت فاطمه(س) با حضور رهبر انقلاب
- انصارالله: جنگافروزی عربستان علیه یمن عواقب سنگینی دارد
سهشنبه ؛ 21 بهمن 1404 مذاکرات مسقط در یک نگاه
دور نخست مذاکرات غیرمستقیم ایران و آمریکا در مسقط، هرچند بدون توافق مشخص به پایان رسید، اما از حیث بازگشایی یک مسیر دیپلماتیکِ کنترلشده، واجد اهمیت راهبردی است. توافق طرفین بر حفظ مسیر گفتوگو، آنهم پس از ماهها تنش، تهدید و حتی حمله نظامی مستقیم، نشان میدهد که دیپلماسی ظاهرا گزینهای حذفناشدنی برای مدیریت بحران میان تهران و واشنگتن است.
سید عباس عراقچی، وزیر امور خارجه کشورمان، با توصیف فضای این گفتوگوی هشتساعته بهعنوان «شروعی خوب»، عملاً بر یک واقعیت کلیدی انگشت گذاشت: دیپلماسی زمانی معنا دارد که از منطق تهدید فاصله بگیرد. تأکید او بر اینکه ادامه مذاکرات منوط به تصمیمگیری در پایتختها و پرهیز از تهدید است، حامل پیامی روشن به طرف آمریکایی بود؛ پیامی که میگوید ایران، مذاکره تحت فشار و ارعاب را نه میپذیرد و نه آن را پایدار میداند.
این گفتوگوها از آن جهت اهمیت مضاعف دارد که نخستین تماس دیپلماتیک ایران و آمریکا پس از حمله مستقیم و وحشیانه آمریکا و رژیم صهیونیستی به خاک کشورمان در خرداد و تیر سال جاری محسوب میشود. در چنین فضایی، نفسِ نشستن پشت میز مذاکره،ولو غیرمستقیم،نشاندهنده آن است که طرف مقابل، علیرغم ادبیات تهدیدآمیز، به محدودیتهای گزینه نظامی و هزینههای غیرقابل کنترل آن واقف شده است.هر چند که در اینجا باید مراقب عملیات فریب طرف مقابل نیز بود. از این رو تیم مذاکره کننده هسته ای کشورمان با گاردی بسته در صحنه مذاکرات حاضر شده است. از منظر ایران، این مذاکرات نه نشانه عقبنشینی، بلکه تداوم همان راهبرد «قدرت همراه با دیپلماسی» است؛ راهبردی که در آن، میدان و مذاکره نه در تعارض، بلکه در تکمیل یکدیگر تعریف میشوند.
خطوط قرمز تهران
موضع جمهوری اسلامی در مسقط، شفاف، مرحلهبندیشده و مبتنی بر تجربههای پیشین بود. ایران بهصراحت اعلام کرده است که حق غنیسازی اورانیوم قابل مذاکره نیست. این گزاره، نه یک شعار سیاسی، بلکه حاصل سالها هزینه، مقاومت و تثبیت حقوق هستهای کشور در چارچوب NPT است.
با این حال، تهران نشان داده که در چارچوب یک توافق متوازن، انعطافهای فنیِ هوشمندانه قابل بررسی است؛ از جمله:
بررسی محدودیت یا تعلیق موقت برخی سطوح غنیسازی،امکان مشارکت در یک کنسرسیوم منطقهای،و پذیرش یک رژیم بازرسی جدید، مشروط به رفع واقعی و قابل راستیآزمایی تحریمها.این رویکرد، تفاوت بنیادین «انعطاف تاکتیکی» با «عقبنشینی راهبردی» را بهخوبی نمایان میکند.
بازی تکراری واشنگتن
در سوی مقابل، تیم آمریکایی،با محوریت چهرههایی مانند ویتکاف،الگوی آشنای خود را تکرار کرده است. تجربه نشان میدهد که آنها همواره میکوشند در همان دقایق ابتدایی مذاکرات، امتیازات اصلی و فوری را دریافت کنند؛ بیآنکه تعهد متناظری ارائه دهند.در مسقط نیز خواستههای فوری آمریکا شامل:
غنیسازی صفر،خروج کامل اورانیومها،و بازرسیهای سنگین و فوری روی میز قرار گرفت؛ مطالباتی که نهتنها حداکثری، بلکه عملاً خارج از منطق مذاکره متوازن است. در مقابل، ایران تلاش کرد چارچوب گفتوگو را بهدرستی تعریف کند: تعلیق تحریمها، رفع تهدید نظامی و تصمیمگیری مرحلهای در پایتختها.این تقابل، نشان میدهد که چالش اصلی مذاکرات، نه فنی بلکه سیاسی و راهبردی است؛ جایی که آمریکا هنوز میخواهد با منطق «فشار برای امتیاز» پیش برود، در حالی که ایران بر «امتیاز در برابر امتیاز» تأکید دارد.
پرونده حساس اورانیوم ۶۰ درصد
یکی از مهمترین محورهای فنی مذاکرات، موضوع اورانیوم ۶۰ درصدی است. ایران بهدرستی اعلام کرده که انتقال این ذخایر خط قرمز است؛ بهویژه آنکه اساساً سابقهای برای خروج و انتقال اورانیوم با این سطح غنیسازی وجود ندارد.این منطق مرحلهای، دقیقاً برخلاف رویکرد آمریکا است که میخواهد «همهچیز را یکجا بگیرد و وعدهها را به آینده نامعلوم بسپارد.
آنچه در مسقط رقم خورد، نه توافق نهایی بود و نه شکست؛ بلکه آزمونی برای سنجش نیت واقعی واشنگتن. اگر آمریکا همچنان بر ادبیات تهدید، فشار و زیادهخواهی پافشاری کند، این مسیر بهسرعت به بنبست خواهد رسید. اما اگر واقعیتهای میدانی، قدرت ایران و هزینههای تقابل را بپذیرد، امکان شکلگیری یک توافق محدود اما پایدار وجود دارد.در نهایت، مسقط بیش از آنکه محل معامله باشد، آیینهای از توازن قدرت بود؛ آیینهای که نشان داد جمهوری اسلامی ایران، نه از موضع ضعف، بلکه از جایگاه اقتدار و عقلانیت وارد گفتوگو شده است. ادامه این مسیر، اکنون نه در مسقط، بلکه در واشنگتن و تصمیمگیریهای آن رقم خواهد خورد.
ارسال نظرات