پرسش و پاسخ

پیامدهای انقضای «استارت جدید»؛ به عصر وحشت هسته‌ای خوش آمدید!

پیامدهای انقضای «استارت جدید»؛ به عصر وحشت هسته‌ای خوش آمدید!
هنوز پیامدهای لغو پیمان استارت جدید بر شتاب رقابت تسلیحاتی برای کارشناسان کاملاً مشخص نیست اما اکثراً معتقدند یک چیز حتمی است و آن اینکه نظم هسته‌ای جهانی قدیمی به سرعت در حال فروپاشی است و نظم جدیدی در حال ظهور است؛ دورانی که می‌توان آن را بی‌تردید «دوران خطرناک» نامید.
کد خبر : 21291

تبیین:

با پایان یافتن زمان انقضای پیمان «استارت جدید» میان ایالات متحده و روسیه، جهان در آستانه ورود به دوره‌ای قرار گرفته است که می‌توان آن را خطرناک‌ترین مقطع در نظم هسته‌ای بین‌المللی از زمان پایان جنگ سرد دانست. این پیمان که در آوریل ۲۰۱۰ میان واشنگتن و مسکو امضا شد، آخرین توافق الزام‌آور میان دو قدرت بزرگ هسته‌ای برای مهار رقابت تسلیحاتی است و با پایان آن در ۵ فوریه، برای نخستین‌بار از سال ۱۹۷۲ تاکنون، هیچ محدودیت رسمی و حقوقی بر نیروهای هسته‌ای استراتژیک دو کشور وجود نخواهد داشت.

استارت جدید چه بود و چرا اهمیت داشت؟

پیمان استارت جدید سقف کلاهک‌های هسته‌ای استراتژیک آماده پرتاب هر یک از دو کشور را به ۱۵۵۰ کلاهک محدود می‌کرد. این توافق ادامه روندی چند دهه‌ای بود که طی آن زرادخانه هسته‌ای ایالات متحده از اوج بیش از ۳۰ هزار کلاهک در دهه ۱۹۸۰ به سطوح بسیار پایین‌تر کاهش یافت. این پیمان هشتمین توافق کنترل تسلیحات استراتژیک میان آمریکا و شوروی/روسیه از زمان جنگ سرد و آخرین نمونه‌ای است که همچنان اعتبار داشت.

بر اساس ماده ۱۴ این پیمان، امکان تمدید آن برای یک دوره پنج‌ساله وجود داشت و این تمدید نیز پیش‌تر انجام شده بود؛ اما اکنون با پایان این دوره، نه تنها توافق جدیدی جایگزین آن نشده، بلکه حتی مذاکرات جدی برای طراحی یک چارچوب تازه نیز عملاً متوقف شده است.

بازگشت شبح مسابقه تسلیحاتی

برای درک اهمیت انقضای استارت جدید، باید به ماهیت مسابقه تسلیحاتی در سال‌های اولیه جنگ سرد بازگشت. در آن دوران، ایالات متحده و اتحاد جماهیر شوروی بی‌وقفه برای پیشی گرفتن از یکدیگر، میلیاردها دلار صرف توسعه زرادخانه‌هایی کردند که نهایتاً به انباشت ده‌ها هزار سلاح هسته‌ای انجامید. هر اقدام یک طرف برای افزایش بازدارندگی، واکنشی متقابل از سوی طرف مقابل را به دنبال داشت؛ چرخه‌ای که نه‌تنها برتری پایدار ایجاد نمی‌کرد، بلکه تهدیدات جدید و هزینه‌های نظامی سنگین‌تری به همراه می‌آورد.

امضای نخستین معاهده محدودکننده سلاح‌های هسته‌ای در سال ۱۹۷۲ نقطه عطفی در مهار این چرخه بود. از آن زمان، کنترل تسلیحات استراتژیک به تدریج به کاهش واقعی زرادخانه‌های هسته‌ای دو کشور انجامید. اکنون، با انقضای استارت جدید، این دستاورد تاریخی در معرض فروپاشی قرار گرفته است.

توقف کامل مذاکرات و شکاف عمیق سیاسی

مذاکره بر سر یک معاهده کنترل تسلیحات، فرآیندی زمان‌بر و پیچیده است که به ماه‌ها یا حتی سال‌ها کار تخصصی و اعتماد متقابل نیاز دارد. با این حال، روابط سیاسی آمریکا و روسیه به‌ویژه پس از جنگ اوکراین به سطحی از تنش رسیده که عملاً هرگونه گفت‌وگوی سازنده در این حوزه را فلج کرده است. دو طرف نه‌تنها بر سر مفاد یک معاهده جدید توافق ندارند، بلکه حتی درباره این‌که اصولاً چه موضوعاتی باید در یک توافق آینده گنجانده شود، اختلاف نظر جدی دارند.

در چنین شرایطی، پایان استارت جدید به معنای ورود به یک «خلأ راهبردی» است؛ دوره‌ای طولانی بدون هیچ چارچوب الزام‌آور برای مهار نیروهای هسته‌ای استراتژیک دو کشور، وضعیتی که طی بیش از پنج دهه گذشته سابقه نداشته است.

پیشنهاد غافلگیرکننده پوتین و چرخش تاکتیکی مسکو

در سپتامبر ۲۰۲۵، ولادیمیر پوتین، رئیس‌جمهور روسیه، با صدور اعلامیه‌ای غیرمنتظره پیشنهاد داد که محدودیت‌های اصلی پیمان استارت جدید به مدت یک سال پس از انقضای رسمی آن تمدید شود، مشروط بر اینکه ایالات متحده نیز «با روحیه‌ای مشابه» عمل کرده و از اقداماتی که توازن بازدارندگی موجود را تضعیف می‌کند، خودداری کند.

این پیشنهاد در ظاهر تلاشی برای جلوگیری از فروپاشی کامل رژیم کنترل تسلیحات بود، اما در عین حال نشان‌دهنده فاصله گرفتن جدی مسکو از موضع قبلی‌اش محسوب می‌شد. روسیه در سال ۲۰۲۳ مشارکت خود در استارت جدید را به حالت تعلیق درآورده و استدلال کرده بود که کنترل تسلیحات را نمی‌توان از «درگیری در اوکراین و اقدامات خصمانه غرب» جدا کرد.

با این حال، نکته مهم آن بود که مسکو هرگز بند خروج رسمی از پیمان را فعال نکرد و اعلام کرد همچنان به محدودیت‌های اصلی پایبند می‌ماند. این رفتار نشان می‌داد که تعلیق مشارکت، بیش از آنکه به معنای رد اصل کنترل تسلیحات باشد، ابزاری سیاسی برای اعمال فشار در سایر پرونده‌هاست.

واکنش مبهم واشنگتن و رویکرد ترامپ

اندکی پس از پیشنهاد پوتین، دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور ایالات متحده، در واکنشی کوتاه گفت: «به نظر من ایده خوبی است.» با این حال، واشنگتن تاکنون پاسخ رسمی و عملی به این پیشنهاد نداده است. ترامپ در ماه‌های اخیر تلاش کرده اهمیت انقضای قریب‌الوقوع پیمان را کم‌اهمیت جلوه دهد و بارها تأکید کرده که می‌تواند به «توافقی بهتر» دست یابد.

او در پستی در شبکه‌های اجتماعی، استارت جدید را «توافقی بد مذاکره‌شده» توصیف کرد. در همین راستا، کارولین لیویت، سخنگوی کاخ سفید، اعلام کرد که رئیس‌جمهور خواهان کار کارشناسان هسته‌ای آمریکا بر روی «پیمانی جدید، بهبود‌یافته و مدرن» است که بتواند در بلندمدت دوام بیاورد.

وسوسه گسترش زرادخانه و بازگشت منطق قدرت

در داخل ایالات متحده، برخی از نزدیکان دولت استدلال می‌کنند که انقضای استارت جدید فرصتی طلایی برای گسترش نیروهای هسته‌ای آمریکا فراهم می‌کند. بر اساس این دیدگاه، واشنگتن می‌تواند ظرف چند هفته صدها کلاهک اضافی را در موقعیت پرتاب قرار دهد و طی چند سال، تعداد سلاح‌های هسته‌ای استراتژیک خود را به بیش از ۳۵۰۰ کلاهک برساند؛ یعنی بیش از دو برابر سطح فعلی.

این رویکرد با نگرانی‌های آمریکا درباره رشد سریع توان هسته‌ای چین نیز پیوند خورده است. ترامپ در دوره نخست ریاست‌جمهوری خود بارها تأکید کرده بود که هرگونه توافق کنترل تسلیحات در قرن بیست‌ویکم باید چین را نیز در بر بگیرد. مارکو روبیو نیز اخیراً تصریح کرده است که با توجه به ذخایر «عظیم و به سرعت در حال رشد» چین، کنترل تسلیحات بدون مشارکت پکن عملاً غیرممکن است.

چین؛ بازیگر کلیدی نظم هسته‌ای آینده

بر اساس گزارش پنتاگون به کنگره در ماه دسامبر، چین در حال انجام یک «گسترش عظیم هسته‌ای» است و انتظار می‌رود تعداد کلاهک‌های این کشور از حدود ۶۰۰ به بیش از ۱۰۰۰ کلاهک تا سال ۲۰۳۰ برسد. اگر ایالات متحده و روسیه پس از انقضای استارت جدید به سمت افزایش زرادخانه‌های خود حرکت کنند، فشار راهبردی بر چین و سایر قدرت‌های هسته‌ای نیز افزایش خواهد یافت تا برای حفظ «قابلیت بقا» و توان واکنش پس از حمله، مسیر مشابهی را در پیش بگیرند.

در همین چارچوب، دیمیتری پسکوف، سخنگوی کرملین، تأیید کرده است که موضوع انقضای استارت جدید در تماس تلفنی اخیر میان پوتین و شی جین‌پینگ مطرح شده و تحولات آینده به مسیر رویدادها بستگی دارد.

هزینه‌های نجومی و افزایش خطر فاجعه

ایالات متحده از سال ۲۰۱۰ برنامه‌ای گسترده برای نوسازی زرادخانه هسته‌ای خود آغاز کرده است؛ برنامه‌ای که هزینه اولیه آن حدود یک تریلیون دلار برآورد می‌شد، اما اکنون به نزدیک دو تریلیون دلار رسیده است. ترامپ همچنین خواستار از سرگیری آزمایش‌های هسته‌ای آمریکا شده؛ آزمایش‌هایی که از سال ۱۹۹۲ متوقف شده بودند.

در چنین فضایی، هشدار کارشناسان نیز جدی‌تر از همیشه است. توماس کانتریمن، دیپلمات ارشد سابق آمریکا، معتقد است خطر استفاده از سلاح هسته‌ای اکنون به بالاترین سطح خود از زمان بحران موشکی کوبا در سال ۱۹۶۲ رسیده است.

فروپاشی نظم قدیم، تولد نظمی نامطمئن

امروزه ایالات متحده و روسیه روی‌هم‌رفته بیش از ۸۷ درصد از سلاح‌های هسته‌ای جهان را در اختیار دارند؛ آمریکا با حدود ۳۷۰۰ کلاهک فعال و روسیه با بیش از ۴۳۰۰ کلاهک. در چنین شرایطی، هرگونه افزایش دوباره زرادخانه‌ها می‌تواند دومینوی خطرناکی از رقابت تسلیحاتی را در سطح جهانی به راه بیندازد.

در این شرایط ابهام آمیز هنوز پیامدهای لغو پیمان استارت جدید بر شتاب رقابت تسلیحاتی - و تأثیرات آن برای ثبات استراتژیک – برای کارشناسان کاملاً مشخص نیست اما اکثراً معتقدند یک چیز حتمی است و آن اینکه نظم هسته‌ای جهانی قدیمی به سرعت در حال فروپاشی است و نظم جدیدی در حال ظهور است؛ دورانی که می‌توان آن را بی‌تردید «دوران خطرناک» نامید.

منبع: الوقت

ارسال نظرات