پرسش و پاسخ

شکست آمریکا در روایت‌سازی از مذاکرات مسقط

شکست آمریکا در روایت‌سازی از مذاکرات مسقط
مذاکرات غیرمستقیم اخیر ایران و آمریکا در مسقط، صرفاً یک گفت‌وگوی دیپلماتیک محدود نبود، بلکه صحنه‌ای مهم برای سنجش توان طرفین در «مدیریت روایت» نیز به شمار می‌رفت.
کد خبر : 21304

تبیین:

تجربه نشان داده است که آمریکایی‌ها تقریباً پس از هر مذاکره‌ای ــ فارغ از موضوع، سطح یا نتیجه آن ــ بلافاصله وارد فاز روایت‌سازی می‌شوند؛ روایتی که هدف اصلی آن اقناع افکار عمومی جهانی نسبت به تسلط واشنگتن بر متن و فرامتن مذاکرات است. در این الگو، حتی شکست‌ها نیز با بسته‌بندی رسانه‌ای خاص، به‌عنوان موفقیت یا دست‌کم «کنترل بحران» معرفی می‌شوند.

با این حال، مذاکرات مسقط نقطه‌ای متفاوت در این روند تکرارشونده بود. آمریکا این‌بار نتوانست روایت‌سازی معمول و همیشگی خود را بر فضای رسانه‌ای و تحلیلی تحمیل کند؛ رخدادی که ریشه‌های آن را باید هم در عملکرد تیم مذاکره‌کننده هسته‌ای ایران و هم در ناکامی راهبردی واشنگتن در گام نخست این مذاکرات جست‌وجو کرد.

نخستین عامل، روایت‌گری صحیح، دقیق و به‌موقع تیم مذاکره‌کننده ایران بود. برخلاف برخی مقاطع پیشین که خلأ اطلاع‌رسانی می‌توانست میدان را برای روایت‌سازی طرف مقابل باز بگذارد، در مذاکرات مسقط، چارچوب‌ها، خطوط قرمز و واقعیت‌های حاکم بر گفت‌وگوها با زبانی حساب‌شده و واقع‌گرایانه تبیین شد. این روایت نه اغراق‌آمیز بود و نه تدافعی، بلکه بر اصول ثابت سیاست هسته‌ای ایران، ماهیت غیرمستقیم مذاکرات و عدم پذیرش هرگونه فشار یا پیش‌شرط تأکید داشت. همین شفافیت نسبی، امکان تحریف و مصادره معنایی مذاکرات را از آمریکا سلب کرد.

دومین و مهم‌تر، ناکامی آمریکا در تحمیل استراتژی «مهار حداکثری» ایران در گام نخست مذاکرات بود. واشنگتن وارد گفت‌وگوهای مسقط شد در حالی که تصور می‌کرد می‌تواند از ترکیب فشار، تهدید و فضاسازی رسانه‌ای، برای شکل‌دهی به دستورکار مذاکرات بهره ببرد. اما واقعیت میدانی و دیپلماتیک خلاف این برآورد را نشان داد. آمریکا نه‌تنها نتوانست امتیاز معناداری در متن مذاکرات به دست آورد، بلکه حتی در تثبیت چارچوب مطلوب خود نیز ناکام ماند. این ناکامی، ستون فقرات روایت‌سازی آمریکایی را از همان ابتدا تضعیف کرد.

در چنین شرایطی، شکست آمریکا صرفاً به مدیریت متن مذاکرات محدود نماند، بلکه به‌وضوح به مدیریت فرامتن آن نیز تسری یافت. فرامتن مذاکرات شامل فضای رسانه‌ای، واکنش متحدان، تحلیل نخبگان و برداشت افکار عمومی جهانی است؛ حوزه‌ای که آمریکا همواره در آن دست بالا را داشته است. اما در پرونده مسقط، تناقض‌گویی مقامات آمریکایی، فقدان یک روایت منسجم و ناتوانی در القای «دست برتر»، نشان داد که واشنگتن این بار کنترل این عرصه را نیز از دست داده است.در جمع‌بندی می‌توان گفت، مذاکرات مسقط نه‌تنها آزمونی دیپلماتیک، بلکه آزمونی در حوزه نبرد روایت‌ها بود؛ آزمونی که آمریکا در آن مردود شد. شکست در روایت‌سازی از این مذاکرات، نشانه‌ای روشن از افول توان واشنگتن در مدیریت هم‌زمان فشار، مذاکره و افکار عمومی است؛ واقعیتی که می‌تواند در مراحل بعدی گفت‌وگوها، معادلات را بیش از پیش به زیان آمریکا تغییر دهد.

برچسب ها: ایران

ارسال نظرات