پرسش و پاسخ

امنیت یا اقتصاد؟ مسأله این نیست!

امنیت یا اقتصاد؟ مسأله این نیست!
در سپهر پرچالش سیاست و فناوری معاصر، یکی از پرسش‌های به ظاهر پیچیده که گفتمان عمومی و حتی نخبگانی را به خود مشغول کرده، تقابل میان «امنیت» و «اقتصاد» در مواجهه با بحران‌های نوین است.
کد خبر : 21209
 

تبیین:

در سپهر پرچالش سیاست و فناوری معاصر، یکی از پرسش‌های به ظاهر پیچیده که گفتمان عمومی و حتی نخبگانی را به خود مشغول کرده، تقابل میان «امنیت» و «اقتصاد» در مواجهه با بحران‌های نوین است. تصور رایج این است که در شرایط تهدید، ناگزیر باید یکی را برگزید: یا امنیت را با محدودسازی فضای مجازی و قطع اینترنت تضمین کرد یا اقتصاد و زندگی روزمره را با حفظ دسترسی‌های باز، به خطر انداخت. اما آیا واقعاً مساله به این سادگی است؟ آیا این دو، لزوماً در تقابل ذاتی با یکدیگر قرار دارند؟ پاسخ این نوشتار قاطعانه منفی است. مساله اصلی، نه انتخاب میان امنیت و اقتصاد که ناتوانی در تدوین و اجرای یک «حکمرانی هوشمند، پیشدستانه و همه‌جانبه بر فضای سایبر» است. این تحلیل در پی واکاوی این فرضیه و ارائه راهکار برون‌رفت از این چالش ظاهری است.
در نگاه نخست، بویژه در بحران‌هایی مانند ناآرامی‌های دی ۱۴۰۴، این تقابل، بسیار ملموس و واقعی به نظر می‌رسد. از یک سو، تهدیدهای امنیتیِ برآمده از جنگ ترکیبی کاملاً جدی است. اینترنت در این جنگ به «شاهرگ حیاتی» بدل شده و قطع آن یک تاکتیک دفاعی و پدافندی پذیرفته‌شده است که ۴ هدف اصلی را دنبال می‌کند.
۱- قطع زنجیره فرماندهی و هماهنگی عوامل اغتشاش
۲- جلوگیری از انتشار فوری محتوای مهندسی‌شده و التهاب‌آفرین 
۳- ایجاد فرصت برای نهادهای حاکمیتی تا روایت واقعی و مستند را ارائه دهند 
۴- محدود کردن دسترسی دشمن به اطلاعات نیروهای امنیتی و امکان نفوذ به زیرساخت‌های حیاتی
بدیهی است در مواجهه با چنین تهدید ملموسی، حفظ امنیت ملی و آرامش کشور در اولویت قرار گیرد اما روی دیگر سکه، هزینه‌های گزاف اقتصادی و اجتماعی این تصمیم است؛ هزینه‌هایی چون تعطیلی کسب‌وکارهای آنلاین، اختلال در بانکداری و تجارت، مختل شدن ارتباطات شهروندان و تخریب اعتبار بین‌المللی کشور. اینجاست که گویی جامعه در یک دوراهی غیرقابل حل گرفتار می‌آید اما این دوراهی، یک «دوگانه کاذب» است. این تصور که تنها ۲ گزینه مطلقِ «قطع کامل» یا «دسترسی کاملاً باز» وجود دارد، ناشی از یک نقص راهبردی پیش از وقوع بحران است.
دشمن در طول سالیان متعدد برای ناآرامی‌های چندروزه برنامه‌ریزی می‌کند. برای درک عمق مساله، باید به برجسته‌ترین عملیات‌های رسانه‌ای که در ۳ لایه اصلی توسط عوامل بیگانه انجام می‌پذیرد اشاره کرد:
الف- تولید و تزریق پیوسته محتوای تحریک‌آمیز: مسموم کردن تدریجی ذهن جامعه با اخبار جعلی، شایعات و تحلیل‌های مغرضانه با هدف ایجاد یأس و بی‌اعتمادی
ب- شبکه‌سازی و سازماندهی خزنده: ایجاد کانال‌ها و گروه‌های به ظاهر مستقل برای جذب، طبقه‌بندی و آماده‌سازی مخاطبان برای روز مبادا
پ- هجمه روانی و نفوذ فرهنگی: جابه‌جا کردن تدریجی و بی‌سروصدای خطوط قرمز فکری جامعه و ترویج سبک زندگی معارض
حکمرانی سایبری ضعیف، ناتوان در رصد هوشمند، فاقد سرویس‌های بومی قدرتمند و فاقد سواد رسانه‌ گسترده، اجازه می‌دهد هجوم بیگانگان به راحتی و بدون مزاحمت انجام شود. بنابراین زمانی که «جرقه»ای اجتماعی – اقتصادی ‌زده می‌شود، دشمن یک شبکه کاملاً آماده و یک مخزن انباشته از خشم القا‌شده دارد که به آتش کشیده می‌شود. در چنین شرایطی، حاکمیت تنها با ۲ گزینه مواجه است: مداخله فیزیکی پرهزینه و قطع اینترنت. 
اغلب کسانی که در بحران فریاد آزادی اینترنت سر می‌دهند، همان کسانی هستند که در روزهای آرامش، مانع «قانون‌مند شدن پلتفرم‌های خارجی» و «تکمیل شبکه ملی اطلاعات» می‌شوند. اینجاست که باید گفت «دشمن از آب گل‌آلود ماهی می‌گیرد» و این، نتیجه غفلت ما در حکمرانی روزهای آرام است.
پس مساله، امنیت یا اقتصاد نیست؛ مساله، «حکمرانی» است. راه‌حل، گذار از «مدیریت بحران» به «مدیریت ریسک و حکمرانی پیش‌دستانه» است. هدف نهایی باید این باشد که اساساً به نقطه‌ای نرسیم که قطع اینترنت، چه از نظر امنیتی و چه از نظر اقتصادی، «تنها گزینه منطقی» باشد. این امر مستلزم اجرای یک راهبرد چندلایه و بلندمدت است که می‌توان آن را اینگونه ترسیم کرد.
لایه اول: تغییر راهبردها در مواجهه با بحران
یک- اقتدار اطلاعاتی و حکمرانی قانون‌مند: وضع قوانین شفاف و قاطع برای فعالیت پلتفرم‌های خارجی، الزام آنان به ایجاد دفتر محلی، پاسخگویی قضایی و حذف محتوای مغایر امنیت ملی؛ همان‌گونه که در اتحادیه اروپایی و برزیل شاهدیم. این امر مستلزم پیگیری جدی قضایی در سطح بین‌المللی است. نقصانی که دهه ۹۰ با آن مواجه شدیم و فرصت‌های عظیمی از قانون‌مند کردن بستر‌های مختلف در فضای مجازی را از دست دادیم!
دو- تغییر زمین بازی رسانه‌ای: به جای موضع انفعالی و صرفاً پاسخگویی، باید با تولید محتوای جذاب، راست و امیدبخش، «روایت‌ساز» بود. این همان «کاشتن درخت دوستی» است که «کام دل به بار آرد»؛ هجوم به مبانی معرفتی تمدن غرب به جای تنها دفاع از خود.
لایه دوم: تقویت زیرساخت امن و بومی
یک- تکمیل و تقویت «شبکه ملی اطلاعات» به عنوان پشتیبان مطمئن برای زمان بحران.
دو- توسعه سرویس‌های جایگزین داخلی قدرتمند و هوشمند (موتور جست‌وجو، پیام‌رسان امن و هوش مصنوعی بومی) تا وابستگی به پلتفرم‌های بی‌قاعده خارجی کاهش یابد. باید توجه داشت در زمان سخت‌ترین بحران‌ها، فضای بومی نباید از دسترس خارج شود و ارتباطات مردمی کاملاً در فضای مجازی قطع شود. تکرار چنین عملی باعث ایجاد فضای فکری بی‌اعتمادی و ناکارآمدی می‌شود!
لایه سوم: توانمندسازی دیجیتالی جامعه
یک- آموزش سواد رسانه‌ به صورت گسترده به شهروندان تا بتوانند منبع‌شناسی کنند و خبر جعلی را از راست تشخیص دهند.
دو- شفافیت و پاسخگویی نهادهای حکومتی برای از بین بردن بستر رشد شایعات.
لایه چهارم: رصد و شناسایی هوشمند
یک- بهره‌گیری از فناوری‌های پیشرفته برای رصد هوشمند فضای مجازی، شناسایی شبکه‌های معاند و خنثی‌سازی تهدیدها در نطفه.
دو- جلوگیری از جریان‌های ناسازگار با سازوکار روایت‌سازی یا در صورت گسترش روایت معاند، روایت‌شکنی!
نهایتاً امنیت ملی و رونق اقتصادی، ۲ روی یک سکه به نام «ثبات و توسعه پایدار» هستند. آنچه این دو را در تقابل قرار می‌دهد، نه ذات آنها، بلکه ضعف تدبیر و حکمرانی است. تاکتیک قطع اینترنت، اگرچه ممکن است در کوتاه‌مدت ضروری به نظر برسد، نشانه شکست راهبرد کلان در مدیریت فضای سایبر است. نتیجه‌گیری آشکار است: «یا امروز زیرساخت حکمرانی را می‌سازیم یا در بحران‌های آینده ناچار به قطع کامل شاهرگ حیاتی خواهیم بود».
پاسخ به پرسش نخست این تحلیل، اکنون واضح است؛ مساله، انتخاب میان امنیت یا اقتصاد نیست؛ مساله اصلی، «ساختن امنیت برای اقتصاد دیجیتال و ساختن اقتصاد برای امنیت پایدار» از طریق حکمرانی هوشمند است. امنیت قرن ۲۱ با قطع اینترنت کاملاً فراهم نمی‌شود. این کار شاید یک «تاکتیک» درست باشد اما قطعاً یک «راهبرد» ناقص است. این امنیت را باید با قلم قانون‌گذاری دقیق، با داده‌ تحلیل‌شده، با خلاقیت در تولید محتوا و با حکمت در تدبیر امور ساخت. اگر چنین کنیم، آنگاه نه‌تنها مجبور به انتخاب میان ۲ امر حیاتی نخواهیم شد، بلکه هر روز، روز برداشت محصولی از ایمنی، آگاهی و انسجام ملی‌ای خواهد بود که خود، از پیش کاشته‌ایم.

نویسنده : امیرحسین سلطانی

 

ارسال نظرات