پرسش و پاسخ

گاهی به مواضع اخیر ترکیه در پرتو تنش‌های منطقه‌ای

دوستی خرس یا سیاست‌ورزی اردوغان؟

دوستی خرس یا سیاست‌ورزی اردوغان؟
مواضعی که به جای تأکید بر دفع خطر جنگ و حمایت از راه‌حل‌های دیپلماتیک، بر سناریوی پساجنگ و بحران آوارگان متمرکز می‌شود، نه تنها کمکی به آرامش منطقه نمی‌کند، بلکه خود بخشی از پروپاگاندا علیه ثبات ایران می‌شود
کد خبر : 21211

تبیین:

 

در ادبیات پربار فارسی، حکایتی عبرت‌آموز به نام "دوستی خرس" روایت می‌شود که در ادبیات عامیانه به «دوستی خاله خرسه» شهرت دارد. داستان پهلوانی که خرس را از مرگ می‌رهاند و در پاسداشت این محبت، خرس با هدف دور کردن مگسی از صورت پهلوان به خواب‌رفته، سنگی بزرگ بر سر او می‌کوبد و جانش را می‌ستاند. این تمثیل، نمادی است از اقدامات نابخردانه‌ای که با انگیزه‌ای ظاهراً دوستانه، در نهایت به آسیب‌هایی مهلک و جبران‌ناپذیر می‌انجامد. امروزه، به نظر می‌رسد این ضرب‌المثل در عرصه روابط بین‌الملل و به‌طور خاص در تحلیل مواضع اخیر برخی همسایگان، مصداقی تازه یافته است.

در روزهای اخیر و همزمان با تشدید تهدیدات لفظی و نظامی ایالات متحده علیه ایران، جامعه بین‌الملل شاهد اعلام مواضع متفاوتی بوده است. کشورهای متعددی از جمله روسیه، چین، پاکستان، عراق و حتی برخی از همسایگان عربی منطقه، با درک خطرات سیاست‌های یکجانبه‌گرایانه و بی‌ثبات‌ساز واشنگتن، نگرانی صریح خود را اعلام کرده‌اند. آنها به خوبی می‌دانند که تجربه‌های تلخ دهه‌های گذشته، از عراق تا لیبی و سوریه و افغانستان، و حتی نمونه‌های عجیب‌تری چون طرح تصرف گرینلند یا ربودن رئیس جمهور قانونی ونزوئلا، همگی گواهی بر این مدعاست که رویکرد فعلی کاخ سفید، جز تشدید آشوب و نقض قوانین بین‌المللی ثمری ندارد. در این فضا، ثبات ایران با موقعیت ژئوپلیتیک منحصر به فرد و حساسش، عاملی کلیدی برای امنیت کل منطقه خلیج فارس و فراتر از آن است.

اما در این میان، اظهارات مقامات ترکیه در مورد "لزوم آمادگی برای گسیل پناهجویان به مرزها" و "ساخت اردوگاه‌های آوارگان در مرزهای شرقی"، اگرچه ممکن است با دغدغه‌های امنیتی آنکارا به دنبال تجربه سنگین پذیرش میلیون‌ها آواره سوری قابل درک باشد، اما در بافت کنونی تنش‌ها، بیش از آنکه نشانه‌ای از یک همسایه دغدغه‌مند باشد، شبیه به "نوازش خرس" است. اینگونه مواضع، حتی اگر با نیت واقعی هشدار درباره پیامدهای یک درگیری بیان شوند، در عمل آب به آسیاب جنگ روانی و فضاسازی رسانه‌ای دشمن می‌ریزند. امروز ایران بیش از هر زمان، هدف یک "جنگ ترکیبی" با محوریت عملیات روانی، فشار اقتصادی و ایجاد رعب و وحشت است. هر سخنی که تصویر هراس و آوارگی را برای مردم ایران ترسیم کند، دقیقاً در خدمت همان استراتژی دشمن برای تضعیف روحیه ملی قرار می‌گیرد.

تجربه ملت ایران نشان داده که آنها با تهدید و فشار بیگانه غریبه نیستند. در طول چهار دهه گذشته، همواره گزینه‌های نظامی و تحریم‌های سخت روی میز قدرت‌های جهانی بوده است. اما پاسخ ایران در طول هشت سال دفاع مقدس، زمانی که در برابر ابرقدرت‌های شرق و غرب و متحدان منطقه‌ای‌شان ایستاد، و نیز در جنگ ۱۲ روزه اخیر، که توان بازدارندگی خود را به نمایش گذاشت، گواهی بر این ادعاست. مهم‌تر از آن، وحدت ملی و فرهنگ تعاون و ایثار ایرانیان در روزهای سخت است. در همان جنگ ۱۲ روزه، با وجود آنکه دشمن صهیونیستی تلاش می کرد با به رخ کشیدن قساوتهایش درغزه در مردم ایران رعب ایجاد کند و ترامپ نیز برای ضریب دادن به این رعب آفرینی تخلیه تهران را درخواست کرده بود  جامعه ایران بااعتماد و تکیه به داشته های ارزشمندش با شکوه تمام نشان داد که در مواجهه با دشمن خارجی، یکپارچه می‌شود و دروازه‌های خانه‌ها را به روی هموطنان می‌گشاید، نه به روی مرزهای بیگانه. ایرانیان ترجیح می‌دهند با تقسیم نان و جان خود با یکدیگر، از بحران عبور کنند، نه با پناه بردن به دیگران.

بنابراین، از ترکیه به عنوان همسایه‌ای با سابقه تاریخی طولانی و روابط پیچیده اما عمیق، انتظار می‌رود هوشمندی بیشتری در کلام و کردار خود به خرج دهد. مواضعی که به جای تأکید بر دفع خطر جنگ و حمایت از راه‌حل‌های دیپلماتیک، بر سناریوی پساجنگ و بحران آوارگان متمرکز می‌شود، نه تنها کمکی به آرامش منطقه نمی‌کند، بلکه خود بخشی از پروپاگاندا علیه ثبات ایران می‌شود. امید است آنکارا به جای پیش‌فرض گرفتن ضعف و گریز، بر استحکام و مقاومت همسایه خود حساب باز کند و درک نماید که در این جغرافیا، امنیت یک کشور به امنیت همه گره خورده است. دوستی واقعی، نه در آماده‌سازی برای عواقب شکست دیگری، که در تلاش جمعی برای جلوگیری از وقوع فاجعه‌ای است که برای هیچ‌کس سودی ندارد.

منبع: الوقت

ارسال نظرات