پرسش و پاسخ

قانون جنگل و نگرانی از تهدیدات خودساخته!

کد خبر : 21207

تبیین:

 

۱- امسال در اجلاس پر زرق و برق داووس برخلاف گذشته آنچه که در هیاهوهای سیاسی-رسانه‌ای گم نشد و از حاشیه و پشت پرده به متن تبدیل شد، عیان شدنِ اولاًً «واقعیت و ماهیت دنیای کنونی» و ثانیاًً «تغییر ماهیت اقتصادی اجلاس داووس به ماهیت سیاسی-امنیتی» و ثالثاً «حقارت اروپایی‌ها» و رابعاًً ناله از «چاقویی که دست خودش را بریده است»! از یک طرف با لغو دعوت از وزیر خارجه ایران برای جلوگیری از انعکاس صدای حقیقتِ ایران و منطقه، و از طرف دیگر با دعوت از ترامپ و رژیم صهیونیستی که در حال زیرپا گذاشتن تمام قواعد و قوانین بین‌المللی با لشکرکشی و آدم‌کشی و نسل‌کشی و دخالت در امور کشورهای دنیا هستند، داووس به نماد «قانون جنگل» تبدیل شد، و از طرف دیگر نگرانی‌های ژئوپلیتیکی و امنیتی ناشی از این قانون با سیاست‌های قلدرمآبانه داخلی و خارجی آمریکا، به موضوع اصلی اجلاس تبدیل و اجلاس امسال شد محل تلاقی منافع و کشمکش‌های شرکای جنایت در سایر نقاط جهان! نکته دیگر حائز اهمیت‌، تحقیر اجلاس داووس و کشورهای اروپایی در کنار توهین به سایر کشورهای شرکت‌کننده در آن و تهدید دنیا و به تمسخر گرفتن جهان و زیر سؤال بردن هویت و اعتبار و ‌شأن ملت‌ها از سوی رئیس‌جمهور متوهّم و البته متهم به بدترین جنایات علیه بشریت بود. آنچه که از سوی ترامپ در اجلاس داووس بیان شد همان عطش سیری‌ناپذیر آمریکا برای بلعیدن تمام دنیا است که خطاب به سران و مقامات حاضر ادعا کرد «کشورهای شما بدون آمریکا کشور نیستند»! و به اروپایی‌ها تاخت که «اگر آمریکا نبود همۀ شما باید به آلمانی یا ژاپنی صحبت می‌کردید و حیات اروپایی‌ها مدیون آمریکاست». وی انگلیس، سگ دست‌آموز آمریکا (به تعبیر خود انگلیسی‌ها) را احمق خواند و فرانسه را مسخره و دانمارک را نمک‌نشناس خطاب کرد و گفت «گرینلند مال ماست و آن را تصاحب خواهم کرد»! رئیس‌جمهور آمریکا هیتلرگونه‌، دیگر کشورهایی را هم که به کمک همین شرکای اروپایی‌اش بلعیده و یا تلاش دارد ببلعد، مورد تهدید قرار داد، از کشورهای غرب آسیا تا کشورهای آمریکای لاتین و آفریقایی، تا جایی که سومالی با ۶۰۰ هزار کیلومتر مربع مساحت و ۲۰ میلیون نفر جمعیت و منابع غنی از نفت و گاز و اورانیوم و طلا و سایر فلزات گرانبها را کشور ندانست و سومالیایی‌ها را «دزدان دریایی» و مهاجران را «جانی و قاتل» توصیف و به سیاست‌های جنگ‌طلبانه خود و حمله به ایران و ونزوئلا و کشتار صدها نفر از مردم کوچه و خیابان «افتخار» کرد!
۲- در آن سوی اجلاس داووس شرکای آمریکا در بلعیدن جهان، اکنون که منافع خودشان به خطر افتاده، از توقف تصویب توافق تجاری با آمریکا خبر و در بروکسل نشست فوق‌العاده تشکیل دادند و ادعا داشتند که «در برابر فشارهای ترامپ کوتاه نخواهیم آمد و نمی‌خواهیم بیش از این هدف اخاذی سیاسی و اقتصادی آمریکا قرار گیریم»، تا جایی که گاردین تیتر زد: اروپا «استعمار نوین» آمریکا را محکوم کرد! و اسپانیا رسماً خواستار تشکیل ارتش مشترک اروپایی در برابر فشارهای آمریکا شد! هرچند گذشت زمان این رجزخوانی‌ها را صحت‌سنجی خواهد کرد، نخست‌وزیر دانمارک در اعتراض به «حاکم شدن قانون جنگل» اجلاس داووس را تحریم کرد و آمریکا را «جاه طلب» و نخست‌وزیر بلژیک با بیان اینکه «شرافت ما فروشی نیست»، اروپا را «برده آمریکا» خواند و گفت: «ما برده نیستیم»! و نخست‌وزیر کانادا که قبلاً گفته بود خیانت آمریکا را فراموش نمی‌کنیم، ادعای سود متقابل از طریق همگرایی‌های اقتصادی در اجلاس داووس را یک دروغ و سوءاستفاده خواند و تأکید کرد «نظم جهانی به رهبری ایالات متحده آمریکا باید به پایان برسد». وزیر دارایی آلمان هم اقدامات آمریکا را «عبور از خط قرمز» توصیف و رئیس‌جمهور فنلاند ادعاکرد اروپا بدون آمریکا هم می‌تواند از خود دفاع کند! نکته مهم‌تر اینکه رئیس‌جمهور فرانسه که همواره پای ثابت جنایات آمریکا و زیرپا گذاشتن قوانین بین‌المللی بوده، در اجلاس داووس مزوّرانه از «حاکمیت قانون» به عنوان نقطه قوت اروپا سخن گفت! و اذعان کرد که «جهان به سوی هرج و مرج و بی‌قانونی پیش می‌رود و حقوق بین‌الملل زیر پا لگدمال می‌شود و تنها قانون مهم، قانون قوی‌ترین‌ها است»! گوترش دبیرکل سازمان ملل هم میخ آخر را به تابوت سازمان ملل زد که «با عبور آمریکا از هنجار‌های حقوق بین‌الملل‌، شورای امنیت بی‌خاصیت شده است»!
۳- بعد از اینکه آمریکا با سیرک «شورای صلح غزه» سازمان ملل را و با تهدید «تصاحب‌گرینلند» ناتو را و با خروج از پیمان‌ها و مجامع جهانی، تمام قواعد بین‌المللی را بی‌اعتبار کرده، اینکه اروپایی‌ها اراده‌ای داشته باشند و یا بتوانند در مقابل آمریکا بایستند، یک سخن و ادعا است، اما اذعان به وضعیت کنونی جهان در سایه قانون جنگل سخن مهم امروز است. این همه آه و ناله از سوی کشورهای غربی در داخل و خارج اجلاس داووس از حاکم شدن قانون جنگل‌، نه از سر صداقت و دلسوزی برای مردم جهان است، چرا که اولاًً این قانون جنگل محصول شراکت خود آنها با آمریکاست. ثانیاًً به این دلیل فریادشان بلند شده که این قانون با ادعای تصاحب برخی از کشورهای اروپایی و اعمال تعرفه ۲۰۰ درصدی بر کالاهای این کشورها از سوی آمریکا اکنون دامن خودشان را نیز گرفته و ترس در وجودشان افتاده است که از شریکشان رو دست خورده‌اند و ممکن است زمانی سراغ همه آنها هم بیاید! ثالثاًً این بار تهدید از درون و از سوی یک عضو اصلی ناتو علیه حاکمیت و تمامیت ارضی دیگر اعضا صورت گرفته است که طبق ماده ۵ پیمان ناتو باید متعهد به دفاع از همه اعضا باشد!
۴- اما‌، این درحالی است که همین کشورهای اروپایی همگام با آمریکا با حمایت از اسرائیل و ارسال کمک‌های نظامی بی‌حد و مرز به این سگ ‌هار برای قتل‌عام ۷۰ هزار انسان بی‌دفاع و نسل‌کشی در غزه و حمله به سوریه و لبنان قانون جنگ را تأیید می‌کردند و برای نخست‌وزیر جنایتکار رژیم صهیونیستی هورا می‌کشیدند و دست می‌زدند! و برای گسترش تروریست‌های داعشی در نقاط دنیا به‌خصوص در غرب آسیا به آمریکا کمک می‌کردند و در مقابل قتل‌عام مردم عراق و سوریه توسط داعشی‌ها خم به ابرو نیاوردند و نهایتاً لباس جلتنمن‌های دیپلمات را بر تن سرکرده تروریست‌های تکفیری کردند و او را به رسمیت شناختند و زمانی که در آشوب‌های اخیر با حمایت‌های مالی و سیاسی و رسانه‌ای از تروریست‌های تخریب‌گر،گستاخانه ادعا کردند «کار رژیم ایران تمام است و نظاره‌گر روزها و هفته‌های پایانی آن هستیم» و در جریان جنگ ۱۲روزه به جای محکوم کردن تجاوز نظامی به خاک ایران اعتراف کردند که «تل‌آویو انجام کار کثیف اروپایی‌ها را برعهده گرفته است»! و ماکرون در پیامش به ترامپ بر آمادگی برای انجام اقدامات بزرگی علیه ایران تأکید کرده بود، هیچ‌گاه از «قانون جنگل» که براساس آن در پیچیده‌ترین و خطرناک‌ترین جنگ ترکیبی تاریخ علیه ایران شراکت کردند، و هیچ‌گاه از «حاکمیت قانون» سخنی نگفتند! و دخالت در کشورهای آمریکای لاتین و ربودن رئیس‌جمهور ونزوئلا را قانون جنگل نمی‌دانستند! و آنگاه که کشورهایشان پایگاه تروریست‌ها شد و در کشورهای مختلف جهان از جمله عراق و افغانستان و لیبی و سوریه و سومالی و دیگر کشورهای آفریقایی و آسیایی و لاتین و در اوکراین و گرجستان و... به زور نظامی و یا با انقلاب‌های مخملی به غارت اموال ملت‌ها مشغول بودند، هرگز به فکر قانون جنگل نیفتاده بودند! لذا با عملکرد و تاریخ سیاه کشورهای استعمارگر غربی و رهبران آنها در استثمار ملت‌ها، وقاحت آنها در اجلاس داووس به اوج خود رسید و نفاق آنها در نگرانی از قانون جنگل را بیشتر از هر زمان دیگری آشکار کرد.
۵- حدود ۵۰ سال از آغاز به کار اجلاس داووس می‌گذرد و اکنون پس از ۵۰ سال به کارگیری قانون جنگل به سخن حق جمهوری اسلامی رسیدند. جمهوری اسلامی اساساً برای ایستادگی در مقابل همین قانون جنگل ظهور و بروز کرد و تاکنون هزینه‌های فراوانی در این راه داده است. حضرت امام خمینی(ره) ۵۰ سال قبل فریاد می‌زدند که «حکومت اسلامی و آزادی و استقلالی که ما می‌خواهیم در مقابل قانون جنگل است» و به دنیا هشدار می‌دادند «قانون جنگل هم معلوم نیست این جور باشد... حق وتو چند کشور قلدر و رد کردن نظر سایر کشورها از قانون جنگل بدتر است...»، و سال ۶۰ تأکید کردند«این همه خونریزی‌هایی که در بلاد‌ می‌شود به دست آمریکا و آنهائی که با او هستند، حکومت جنگل‌‎ ‎‌و حکومت قلدری است» و «همین است که شما ملاحظه می‌کنید که این طور جنایات‌‌ ‌‌می‌کنند. آن وقت آن کسی که جانی مطلق است پشتیبانی از او می‌کنند... منطق آنها سرنیزه است» و «شورای امنیت سازمان ناامنی و سازمان عفو بین‌الملل سازمان جعل‌‌ ‌‌بین‌المللی است». رهبرمعظم انقلاب نیز تأکید داشته و دارند که «دنیایی که آمریکا و غرب می‌خواهند، دنیای ظلم و تجاوز با قانون جنگل است و این نظمی است که استکبار جهانی برای بشریت در نظر دارد. نظام جمهوری اسلامی این نظم باطل و این دور غلط را شکسته است».
۶- اما نفاق و فریبکاری و خباثت اروپایی آن قدر بی‌حد و مرز است که به جای اینکه در کنار جمهوری اسلامی که در مقابل قانون جنگل ایستاده، بایستند، در مقابل جمهوری اسلامی ایستاده‌اند که این نیز نشان می‌دهد که ذات کشورهای غربی قانون جنگل است. نکته جالب و حائز اهمیت اینجاست که حالا همین غربی‌های زخم خورده از قانون جنگلی که خود در ایجاد آن شریک بودند، برای فرار از آن به سوی شرق روی آورده‌اند. ماکرون در اجلاس داووس از نیاز اروپا به چین و نخست‌وزیر کانادا در سفر به چین از «همکاری‌های راهبردی» و ورود به «عصر جدید» در روابط  با پکن و انعقاد پیمان‌های تجارت آزاد سخن گفتند!
۷- تاریخ به حدّی از وضوح و شفافیت رسیده است که برای درس گرفتن از آن نیاز نیست تاریخ ۱۰۰ سال اخیر را مطالعه کنیم. همین عبرت‌های یکی دو روز و شش ماه و یک سال اخیر را اگر درست فهم کنیم و بدانیم کافی است. 

نویسنده دکتر محمدحسین محترم

منبع: کیهان

ارسال نظرات