- پرچمسوزی سفارش کیست؟
- از مراسم جادوگری در دفتر رئیسجمهور تا فروش کودکان به شبکهی اپستین / روایت تکاندهنده از فساد در قلب قدرت اوکراین +عکس
- ماجرای شهیدی که با پیکر سالم برگشت
- نگاهی به ضرورت بازنگری در معیارهای دهکبندی خانوار
- انتقاد تند واشینگتن از زوال دموکراسی در اروپا/ ترامپ خاورمیانه را از فهرست اولویتهای سند امنیت ملی آمریکا خارج کرد
- جهان پس از بسته شدن تنگه هرمز چگونه خواهد شد؟
- نبرد آخر
- همه اهرمهای تولید قدرت در اختیار ماست
- ماهی پر از بها و بهانه
- چشمان نگران اروپا و اوکراین به مذاکرات صلح
- سعدحریری به میدان سیاسی لبنان باز می گردد؟
- فرجام اغتشاشات در ایران
- ترامپ کمی تاریخ بخواند!
- سیگنال فوری همتی به بازار؛ دلار رسمی بالا آمد، دلار آزاد عقب نشست
شنبه ؛ 23 اسفند 1404 تلآویو و خلق گرههای راهبردی در جهان
تبیین:
این سیاستها، که در تضاد آشکار با موازین حقوق بینالملل و در پاسخ به انزوای فزاینده ناشی از جنایات مکرر در غزه قرار دارند، بیش از آنکه تلاشی برای خروج از انزوا باشد، نشان از یک الگوی رفتاری نوین در ایجاد و بهرهبرداری از تنشهای ژئوپلیتیکی دارد.
تحلیلگران معتقدند که این اقدامات دو کارکرد محوری را دنبال میکند: نخست، تلاش برای کاهش فشار بینالمللی از طریق حواسپرتی و دوم، خلق مداوم «گرههای کور راهبردی» در نقاط مختلف جهان. این استراتژی دوم، جایی است که نقش تلآویو و واشنگتن به شکلی محوری و در همافزایی کامل قابل مشاهده است.
رژیم صهیونیستی، که ماهیت آن همواره با اشغالگری و نقض حقوق بینالملل گره خورده است، اکنون در پی آن است که خود را از یک بازیگر منطقهای سرکش به یک «عامل بحرانساز جهانی» تبدیل کند. همانطور که در متن اشاره شد، این رویکرد در راستای سیاستهای تهاجمی ایالات متحده آمریکا تعریف میشود که برای حفظ هژمونی خود، نیاز مبرم به محیطی مملو از تنش و درگیری دارد. تلآویو در این معادله، به عنوان یک ابزار کارآمد عمل میکند که میتواند در مناطق استراتژیک، با ایجاد منازعات سرزمینی و سیاسی، زمینهساز دخالتها و مداخلاتی باشد که در نهایت به نفع توازن قوا به نفع محور غرب (به رهبری واشنگتن) تمام شود.هدف شومی که غرب و رژیم صهیونیستی هرگز به آن در نهایت دست پیدا نخواهند کرد.
خلق گرههای کور راهبردی به این معناست که تلآویو با ورود به پروندههای حساس بینالمللی، نه تنها مسیرهای دیپلماتیک برای حل منازعات را مسدود میکند، بلکه بهطور هدفمند نقاط اشتعال جدیدی را فعال میسازد. این گرهها نه تنها توجه افکار عمومی و دولتها را از فاجعه جاری در فلسطین منحرف میسازد، بلکه چارچوبهای بینالمللی را نیز تضعیف میکند. هرگاه تنش در یک منطقه افزایش یابد، تلآویو میتواند از این بحران برای کسب مشروعیت کاذب، یا به دست آوردن امتیازات امنیتی/اقتصادی جدیدی در عرصه جهانی بهرهبرداری کند؛ بهرهبرداریای که در نهایت با حمایت یا چشمپوشی واشنگتن تضمین میشود.
به عبارت دیگر، الگوی جدید رژیم صهیونیستی، الگوی «تنشزایی سازمانیافته» است. این رژیم با استفاده از تجارب تاریخی آمریکا در ایجاد وضعیتهای بغرنج امنیتی، اکنون در پی آن است که با حمایت ضمنی یا آشکار شریک استراتژیک خود، آمریکا، به یک بازیگر اصلی در مهندسی بحرانهای جهانی تبدیل شود. این امر نه تنها ثبات منطقهای، بلکه نظم مبتنی بر قوانین بینالملل را به چالش میکشد و مسیر را برای مداخلات بزرگتر هموار میسازد. این تلاش، هرچند هوشمندانه در طراحی برای حفظ بقا و نفوذ، محکوم به شکست است، زیرا خشم جهانیان از ماهیت صهیونیسم و اقداماتش، عمق انزوای این رژیم را بیش از پیش آشکار میسازد.
ارسال نظرات