- پرچمسوزی سفارش کیست؟
- از مراسم جادوگری در دفتر رئیسجمهور تا فروش کودکان به شبکهی اپستین / روایت تکاندهنده از فساد در قلب قدرت اوکراین +عکس
- ماجرای شهیدی که با پیکر سالم برگشت
- نگاهی به ضرورت بازنگری در معیارهای دهکبندی خانوار
- انتقاد تند واشینگتن از زوال دموکراسی در اروپا/ ترامپ خاورمیانه را از فهرست اولویتهای سند امنیت ملی آمریکا خارج کرد
- جهان پس از بسته شدن تنگه هرمز چگونه خواهد شد؟
- نبرد آخر
- همه اهرمهای تولید قدرت در اختیار ماست
- ماهی پر از بها و بهانه
- چشمان نگران اروپا و اوکراین به مذاکرات صلح
- سعدحریری به میدان سیاسی لبنان باز می گردد؟
- فرجام اغتشاشات در ایران
- ترامپ کمی تاریخ بخواند!
- سیگنال فوری همتی به بازار؛ دلار رسمی بالا آمد، دلار آزاد عقب نشست
شنبه ؛ 23 اسفند 1404 کارگردان اغتشاش کیست؟
جمهوری اسلامی ایران، به دلیل ماهیت انقلابی و موقعیت استراتژیک خود، همواره هدف عملیاتهای نفوذ و جنگ ترکیبی بوده است. برهه اخیر، که با استفاده ابزاری از مطالبات معیشتی بر حق مردمی و دامن زدن به اغتشاشات همراه شده، اوجگیری این جنگ شناختی را به نمایش میگذارد؛ جنگی که در آن هدف اصلی نه تغییر مرزها، بلکه تغییر باورهای درونی جامعه است.جنگ شناختی علیه ایران در برهه کنونی، از یک رویکرد ساده تبلیغاتی به یک عملیات پیچیده تبدیل شده است .در این خصوص نکات زیر قابل تامل است:
نخست اینکه ادعاهای مقامات آمریکایی، مانند اظهارات ترامپ، نمونهای بارز از «نفاق راهبردی » است. این رویکرد سعی دارد با نمایش ظاهری حمایت از حقوق شهروندی، سوابق مداخلهجویانه و کارنامه خشن تاریخی واشنگتن را در حافظه تاریخی ملت ایران کمرنگ سازد. اشاره به «کارنامه سیاه» آمریکا در گذشته (نظیر مداخله در جنگ ۱۲ روزه) باید در چارچوب بیاعتبارسازی مستمر روایت دشمن صورت پذیرد. دشمن به وضوح در پی تبدیل نارضایتیهای اجتماعی یا اقتصادی معتبر به فروپاشی سیستمی از طریق دامن زدن به خشونت و شکافهای هویتی است.
نکته دوم اینکه این مرحله از جنگ شناختی، با استفاده از شبکههای پیچیده رسانهای غیرمتمرکز و الگوریتمهای شبکههای اجتماعی، در صدد است تا نرمافزار ذهنی جامعه را دچار اختلال سازد. هدف، جایگزینی «نارضایتی سازنده» با «بیاعتمادی ساختاری» است.همچنین یکی از عمدهترین اهداف در این مرحله ، بازتولید پارادایم دوگانه ستیزهجویانه است. دشمن میکوشد میان ملت و نظام، و مهمتر از آن، میان هویت ایرانی-تاریخی و دستاوردهای سیاسی جمهوری اسلامی، شکافی غیرقابل ترمیم ایجاد کند. این رویکرد بر تقویت روایتهای قومگرایانه و سکولار افراطی در تقابل با گفتمان رسمی متمرکز است.
نکته سوم اینکه در مواجهه با رویکرد کنونی دشمن، نخبگان باید الگوریتمهای خاص شبکههای اجتماعی مورد استفاده در ایران را کالبدشکافی کنند و مدلهای پیشبینی کننده برای شناسایی زودهنگام روایتهای مخرب توسعه دهند. مبارزه در حوزه شناختی یک میدان دفاعی نیست، بلکه یک عملیات تهاجمی-تبلیغی است. نخبگان باید تحلیلهای مستند و عمیق در خصوص نقش آفرینی مستقیم دشمنان قسم خورده ایرانیان مانند آمریکا و رژیم صهیونیستی را با زبانی گویا و مبتنی بر داده تولید کنند تا روایتهای معتبر علمی و تاریخی جایگزین شایعات القایی و دروغین دشمن شوند. «علممحوری» باید به سلاح اصلی در برابر «ادعای پوچ» دشمن تبدیل شود.تقابل با جنگ شناختی صرفاً وظیفه دستگاههای امنیتی نیست. نیاز به همافزایی روانشناسان اجتماعی، متخصصین علوم سیاسی، دانشمندان رایانه، و مورخان است تا بتوانند همزمان جنبههای روانشناختی، سیاسی و تاریخی عملیات دشمن را تحلیل و پاسخگو باشند.
در نهایت اینکه جنگ شناختی دشمن علیه ایران، یک پروژه بلندمدت با پشتوانه مالی و فنی عظیم است که از چهرههای رسانهای تا مقامات رسمی آمریکا را در بر میگیرد. برای نخبگان، پذیرش این واقعیت که نبرد امروز در معماری ذهن مخاطب تعریف میشود، اولین گام است. پیروزی در این برهه حساس، نه با انکار چالشها، بلکه با تبدیل چالشهای شناختی به فرصتهایی برای تقویت هویت ملی و تثبیت مشروعیت سیستمی از طریق اقدام هوشمندانه و تحلیل عمیق، میسر خواهد شد.
ارسال نظرات