- چشمان نگران اروپا و اوکراین به مذاکرات صلح
- سعدحریری به میدان سیاسی لبنان باز می گردد؟
- فرجام اغتشاشات در ایران
- ترامپ کمی تاریخ بخواند!
- سیگنال فوری همتی به بازار؛ دلار رسمی بالا آمد، دلار آزاد عقب نشست
- پیام تسلیت رهبر انقلاب در پی درگذشت حجتالاسلام صالحیمنش
- حنظله گوشی «نفتالی بِنِت» را هک کرد
- عکس / تصاویر دیده نشده از شهید رائد سعد
- بانک اهداف در جنگ شناختی
- کشتار دانشجویان در ۱۶ آذر و یک سند تاریخی از شکنجه مخالفان با «خرس» در دوره پهلوی!
- آیا نبرد حضرموت نقشه یمن را تغییر خواهد داد؟
- یادداشت ها / آیا پایان ماه عسل صهیونیستها در سوریه نزدیک است؟!
- قیام جوانان سوری | پیام عملیات «بیت جن» برای جولانی و صهیونیستها
- بسیج تمدنساز، نفس آخر استکبار
پنجشنبه ؛ 30 بهمن 1404 یادداشت روزنامههای چهارشنبه ۲۳ آبان ۱۴۰۳

سرنوشت رژیم غاصب در جنگ لبنان

رویکرد وفاقی دولت در بوته نقد
مصطفی قربانی
ایده وفاق ملی دولت چهاردهم اگرچه ایدهای مناسب و درخور است و سوابق فعالیتها و همچنین گرایش سیاسی رئیسجمهور محترم مؤید آن میباشد، اما برخی اقداماتی که در لوای این ایده یا به نام آن انجام میشود، محل نقد میباشد.
به عنوان مثال میتوان به انتصاب برخی محکومان امنیتی در این دولت اشاره کرد. در همین زمینه، میتوان به گره زدن رفع مشکلات اقتصادی به رفع فیلترینگ برخی شبکههای اجتماعی، تلاش برای طرح مجدد پیوستن به FATF و... هم اشاره کرد که بیش از هر چیز، تلاشهای دولت دوازدهم در این زمینه را یادآور میشود.
واقعیت آن است که اگر متهم به قضاوت زودهنگام نشویم، درباره مجموع اقداماتی که در دولت در لوای ایده وفاق ملی مطرح میشود، نوعی پراکندگی و آشفتگی وجود دارد؛ گویی این ایده هم فاقد محوریت و مرکزیت مشخص بوده یا به تعبیر دقیقتر، از نداشتن دال مرکزی رنج میبرد و هم بهخوبی حدود و ثغور مفهومی و مصداقی آن تعریف نشده است یا کیفیت غیریتسازی آن با دقت مشخص نیست. به همین دلیل است که در عین تکرار این ایده در مواضع برخی دولتمردان، اما نوعی سرگشتگی نظری و عملی در این زمینه وجود دارد؛ بدین ترتیب که برخی دولتمردان آن را آنچنان موسع در نظر گرفتهاند که در مواردی با پلورالیسم همنشین میشود و این در حالی است که برخی دیگر از دولتمردان آن را به گونهای شرح میدهند که بیش از هر چیزی، به انقلابیگری قرابت دارد. یا اینکه در حالی که این دولت در حوزه سیاست و روابط خارجی، به صورت انقلابی عمل میکند، اما در عرصه سیاست داخلی و از جمله در مواردی که اشاره شد، از این مشی فاصله میگیرد و در مواردی درصدد تکرار مسیرهای هزینهزای گذشته است.
حال اگرچه اصل نگاه دولت برای همگرایی در جامعه قابل ستایش است، اما ایجاد وفاق و همگرایی در سیاست داخلی نیازمند قالب و چارچوب تعریف شده و مشخصی است. درواقع، ایده وفاق ملی را میتوان یک ایده برای بازسازی سرمایه اجتماعی نظام و انقلاب در نظر گرفت که در درون کلان گفتمان انقلاب جای میگیرد. بنابراین، برجسته شدن وفاق ملی نزد دولت چهاردهم، نباید در عمل به مسیری منتهی شود که از آن، تعارض با راهبردهای اساسی نظام و انقلاب استنباط شود. به عنوان مثال، دیدار برخی دولتمردان با برخی قومگرایان تجزیهطلب یا انتصاب برخی افراد که درباره آنها شائبههایی پیرامون دگردیسی هویتیشان در حوزه سبک زندگی مطرح است، نه زیبنده دولت و ایده متعالی آن است و نه کمکی به پیشبرد امور دولت و حل مشکلات مردم میکند.
با توجه به آنچه گفته شد، اگرچه ایده وفاق ملی، ایدهای درخور است که به اقتضای شرایط موجود میتواند گرهگشاییهایی ایجاد و فرصتهایی را خلق کند، اما در تلاش برای پیشبرد این ایده خوب، باید رویکرد مناسبتری اتخاذ و حساسیتهای بیشتری در عمل لحاظ شود. مسلم است افرادی که سابقه اقدام امنیتی علیه نظام دارند، نمیتوانند کارگزار شایستهای برای نظام و دولت باشند و چه بسا حتی در مواردی درصدد وارد کردن لطمه به دولت هم برآیند. بنابراین، اگرچه به عنوان مثال، تلاش دولت برای تخفیف در مجازات برخی محکومان یا رفع محرومیت از برخی دانشجویان، میتواند در راستای وفاق ملی تعریف شود، اما انتصاب برخی از این محکومان در دولت، اقدامی شتابزده و سادهانگارانه است که میتواند ماشین سیاسی دولت را کند و حتی در مواقعی در روند پیشبرد امور از سوی دولت اختلال ایجاد کند.

تبلور وعده خداوند در جنگ غزه
دکتر خالد شوکت
رژیم صهیونیستی به جنایات خود در نوار غزه ادامه میدهد و غیرنظامیان را همچنان به شهادت میرساند. از سوی دیگر، شکست تلآویو در رسیدن به اهداف از پیشتعیینشده در جنگ غزه، سبب شد تا در یک جنون راهبردی، این رژیم و حامیانش دامنه جنگ را به لبنان و بخشهای دیگر منطقه گسترش دهند.
به عبارت بهتر، کابینه نتانیاهو تلاش کرد با تکثیر اضلاع نبرد، مانع تمرکز افکار عمومی منطقه و دنیا بر شکستهای کانونی آنها در غزه و خانیونس شود. در هر حال، جنس پیروزی مقاومت نهتنها راهبردی و منطقهای بلکه گفتمانی بوده و شاهد شکل گیری موج جدیدی از صهیونیسمستیزی در شرایط کنونی هستیم. قواعد راهبردی، گفتمانی و میدانی در جهان، به سود مقاومت تغییر پیدا کرده و حتی رژیم اشغالگر قدس با وقیحانهترین جنایات ممکن نیز قادر به تغییر این روند نبوده است. آنچه در جریان جنگ غزه و لبنان مشاهده کردهایم، گویای آن است که مشکل غرب و رژیم اشغالگر قدس با جبهه مقاومت، ذاتی و ماهوی است. به عبارت بهتر، ما شاهد جریان باطلی هستیم که اساسا صلح و آرامش در جهان اسلام و منطقه را برنمیتابد.
بهراستی با این دشمن ذاتی و ماهوی، چگونه باید برخورد کرد؟ آیا میتوان از سازش با چنین دشمنی، آن هم براساس عقلانیت و منطق، کمترین سخنی به میان آوریم؟ قطعا خیر! اقتدار جبهه مقاومت در برابر رژیم صهیونیستی صرفا معطوف به ابعاد جنگ و میدان نیست. ما انعکاس این مقاومت و اقتدار را امروز در سرتاسر دنیا میبینیم. استراتژیستهای ارشد صهیونیستی و آمریکایی، متفقالقول هستند که نتانیاهو و تلآویو به اهداف خود درجنگ دست پیدا نکرده و فراتر از آن، هیچگاه رژیم اشغالگر قدس تا این اندازه در سرتاسر دنیا منفور نبوده است. این به معنای تحقق دو شکست موازی و همزمان علیه صهیونیستهاست: شکست در میدان و شکست در فرامتن میدان. در اینجا قصد دارم به سؤال خود بازگردم: اینکه مماشات و عادیسازی روابط با بازیگری اشغالگر، متوحش، کودککش و شکستخورده، چه منطقی دارد؟ قطعا دین مبین اسلام چنین مسألهای را براساس آموزههای صریح خود برنمیتابد. آیات قرآن کریم و تعالیم اسلامی ما، میگوید نباید در برابر ظالم و ستمکار تسلیم شد. امروز، مصداق ظالم و ستمکار در جهان مشخص است: رژیم اشغالگر صهیونیستی. اکنون بیش از ۱۴ ماه از آغاز جنگ غزه سپری شده و دیگر بهانهای برای افرادی که خود را در قبال تحولات منطقه منفعل ساخته و به خواب زدهاند، باقی نمانده است. کسی اکنون نمیتواند مدعی شود که وقایع جنگ غزه را ندیده یا نسبت به جنایات رژیم صهیونیستی اطلاع و آگاهی ندارد. ظلم و ظالم در یک سوی میدان قرار دارند و حق و حقدار در یک طرف دیگر. جریان حق، امید به تبلور وعده الهی درجنگ غزه ولبنان دارد وپیروزی نهایی بر دشمن ظالم و غاصب صهیونیستی را قطعی میداند. این همان قدرت ایمان مقاومت است که دشمن هیچگاه قادر به محاسبه آن نخواهد بود...

ضرورت بازنگری دیپلماتیک
ابوالفضل فاتح
بزودی با آمریکای جدیدی مواجه خواهیم بود که ترامپ با شخصیتی که می شناسیم رئیس جمهور و ترامپیسم شاخصه آن خواهد بود. برای ترامپ اصول و ارزش ها قابل تجارتند. بیش از هر چیز آمریکای سفید و پوپولیسم راست گرا و ناسیونالیسم افراطی ترجیح دارد و آمریکای جدید با پیروزی ترامپ، پیشران سیاسی – نظامی اتحادیه راستگرایان جهان خواهد بود. با پیوند ابر سرمایه دارانی چون ایلان ماسک، و همچنین تجاری شدن سیاست، به نظر می رسد، جهان و «جهانی شدن» شاهد تغییر ماهیت دولت و سیاست ورزی در آمریکا به یک «ابر بنگاه اقتصادی» خواهد بود. در این میان و در رابطه با ایران، اخیرا در همپیمانی با برخی دول عربی، اروپا تهاجم سیاسی بی سابقه ای علیه جزایر ایران به انجام رساند که باید مراقبت داشت، آمریکا و ترامپ با آنان پیوند نخورند و مسئله جزایر را پیچیده تر نسازند.
پیشینه رابطه ایران با دولت ترامپ، پیچیدگی های بسیاری دارد. ترامپ، واضع فشار حداکثری علیه ایران است. در شرایطی که از ترامپ تا نتانیاهو و از هم پیمانان اروپایی تا منطقه ای شان به تناسب جبهه متحدی تشکیل خواهند داد، ایران برای حفظ منافع و مصالح ملی و عبور از این گردنه خطرناک دوماهه و آن دوران پر ماجرای چهارساله، نیازمند طراحی راهبردی جدیدی است. سیاستی دگر باید. امواجی بلند شده، و رخداد اخیر تاملات و تلاطم هایی ایجاد نموده است. جهان، نیازمند باز اندیشی و تامل و عقلانیت و تدبیر است. این گونه نیست که بشریت تسلیم هر آنچه ترامپیسم و راست افراطی خواهد شد و آنها همه کاره عالم خواهند بود. شاید آمریکا از درون بیشتر دو قطبی خواهد بود اما جهان آینده، چند ضلعی است.

سفرهای استانی؛ بازنگری و توصیه
سفرهای استانی با هدف آشنایی مقامات با زندگی مردم مناطق مختلف، ایجاد حس پیوند دولت و مردم و کمک به رشد متوازن کشور با ابتکار دولت نهم شکل گرفت، اما این سفرها در این دوره با مشکلاتی مواجه شد. اهداف سفرهای استانی در دولت سیزدهم بازنگری شد. آقای رئیسی دو هدف تلاش برای راهاندازی مجدد طرحهای نیمهتمام و تعطیلشده به منظور اتمام آنها و دیدار مردمی را برای این سفرها بیان کردند. اما بر حسب گزارشها و در عمل، برخلاف سخن ایشان، صدها طرح جدید با اعتبارات بالاتر از صد همت به تصویب رسید. این در حالی است که این طرحها نیازمند کارشناسی مورد تأیید در سازمان مدیریت هستند. از سوی دیگر اعتبارات عمرانی بودجههای سنواتی امکان تحقق این حجم از پروژه را نداشته است. افزایش بودجه رئیسجمهور در سالهای اخیر میتواند زمینهساز عدم شفافیت، رانت و فساد شود و امکان نظارتناپذیری را افزایش دهد. این در حالی است که برای تخصیص بودجه خاص به رئیسجمهور به منظور سفرهای استانی منطق قابل دفاعی وجود ندارد. به ویژه اینکه کسریهای رو به گسترش بودجه کشور و همچنین افزایش واگذاری اوراق مالی موجب شده است تا در لایحه بودجه سال 1404، تنها 500 همت فروش اوراق به پرداخت اوراق سررسیدشده و بهره آنان اختصاص یابد. بر اساس دادههای این لایحه، کسری تراز عملیاتی بالغ بر 1850 همت بوده و کسری واقعی حداقل 300 همت خواهد بود. از این جهت انتظار این است که در لایحه بودجه 1404 به این انحراف و بستر رانت و فساد توجه شود.
در یادداشت «سخنی با رئیسجمهور» ( شرق، 15 آبان 1403) به برخی نتایج منفی این سفرها اشاره شد. از این گذشته، اگر هدف ارزیابی وضعیت طرحهای نیمهتمام است، بدون سفر و بدون مشاهده عینی نیز میتوان متوجه وضعیت آنها شد. زیرا رئیسجمهور با مشاهده عینی، وضعیت فیزیکی طرح را مشاهده میکند اما چرایی آن را بدون مشاهدات عینی هم میتواند از کارشناسان دریافت کند. این نوع بررسی وضعیت طرحهای عمرانی، از ساختار معیوب مدیریتی کشور اعم از شایستهسالاری و ضعف نظارت مؤثر و بستری فسادزا حکایت میکند.
بنا بر برخی گزارشها اکنون میانگین عمر طرحهای نیمهتمام کشور، 16 سال است که عدد بسیار بالایی است و نشان از اتلاف منابع دارد. این امر به ویژه در دوران تحریم و ضرورت مدیریت کارآمد منابع محدود از اهمیت بیشتری برخوردار است. اگر دغدغه دولتمردان رسیدگی به مناطق محروم و کمبرخوردار باشد، در این صورت باید به آمایش سرزمین در برنامه هفتم با اتکا بر ظرفیتهای استانی توجه شود. بر فضاسازی برای رشد متوازن، امکان رشد بدون تورم، اصلاح ساختار بودجه، بحرانهای زیستمحیطی و بر شایستهسالاری تمرکز شود. در غیر این صورت این سفرها جنبه پوپولیستی داشته، بر تعهدات دولت افزوده و موجب تشدید ناقوارگی ساختار دولت خواهد شد.

فراموشی تئاتر کودک در عصر تبلت ها
محمد بهبودی نیا
لزوم بهروزرسانی تئاتر در عصر دیجیتال
ابتدا باید به این نکته مهم اشارهکنیم که برای ایجاد جذابیت در هر هنری در عصر دیجیتال باید آن را بهروزرسانی کرد. سؤال اینجاست که تئاتر کودک ما در زمینههای نمایشنامهنویسی، تکنیکها و بهرهگیری از تجهیزات روز چقدر موفق بوده است؟ناگفته پیداست که جای خالی تصویرهای فانتزی به شکل ترکیب پویانمایی - تئاتر و... و همچنین خلاقیتهای مبتنی بر بهرهگیری از فنّاوری در تئاتر کودک ما بهوضوح احساس میشود. از طرفی لزوم بهروزرسانی نمایشنامهها با توجه به تغییرات این عصر نیز موضوعی نخنماست که بارها به آن اشارهشده است.
نوینسازی رویکرد جشنوارهها
همزمان با نوشتن این یادداشت به یاد صحبتهای یکی از اهالی تئاتر افتادم که میگفت:
برگزاری جشنوارههای تخصصی تئاتر کودک با رویکردی نوین میتواند به رشد این هنر کمک کند.
جای خالی سالن استاندارد تئاتر کودک
همه می دانیم که تعداد زیادی از سالنهای تئاتر کشورمان برای اجرای تئاتر بزرگسالان طراحیشده و برای کودکان مناسب نیستند. صندلیهای نامناسب، دید ناکافی به صحنه، مشکلات مربوط به نور، صدا و تهویه ازجمله مسائلی هستند که هرکدام میتواند تجربهای ناخوشایند از تئاتر را برای کودکان به وجود آورد. با حل این مشکلات میتوان تجربه حضور در فضای تئاتر را برای کودکان لذتبخشتر کند.
اتاق بازی در کنار سالنهای تئاتر
در راستای استانداردسازی سالنهای تئاتر برای کودکان، ایجاد فضاهای جانبی مناسب مانند اتاق بازی یا فضای استراحت برای کودکان در نزدیکی سالنهای تئاتر یکی از موضوعات ضروری است. منطقی نیست از تماشاگر کودک صبر و حوصله و رعایت سکوت یک بزرگ سال را داشته باشیم.
جای خالی پژوهش میانرشتهای
کمبود نمایشنامههای خلاقانه برای کودکان از دیگر مشکلات فضای امروز تئاتر کودک و همچنین جشنوارههای این رده سنی است. واقعیت این است که بنا به اعلام کارشناسان این حوزه، بسیاری از نمایشنامههای موجود، فاقد عمق لازم برای تأثیرگذاری بر مخاطب کودک هستند. کمتوجهی و حتی بیتوجهی به روانشناسی کودک، یکی از مهمترین دلایل این چالش اساسی است. غفلت از درک صحیح دنیای کودکان، نیازهای روحی و ذهنی آنها و منطبق نبودن محتوا با واقعیتهای زندگی کودکان امروز، از دیگر نقاط ضعف نمایشنامههای کودک و جشنوارههای تئاتر کودک به شمار میآید.
گریم؛ هنر فراموششده تئاتر کودک
چالش دیگری که در حوزه تئاتر کودک، بهویژه در جشنوارهها به چشم میخورد، مشکلات مربوط به گریم بازیگران کودک است. متأسفانه، در بسیاری از موارد، گریم بازیگران با رده سنی و ویژگیهای فیزیکی آنها تناسب ندارد. استفاده از مواد نامناسب و غیراستاندارد در گریم کودکان نیز مشکلی جدی است که میتواند سلامت پوست حساس بازیگران کودک را به خطر بیندازد. این مسئله ناشی از کمبود متخصصان گریم آشنا با نیازهای خاص کودکان است. بهرهگیری از گریمورهای حرفهای برای بهبود وضعیت گریم و مسائلی مانند روانشناسی رنگها و تأثیر آن بر کودکان کمک فراوانی میکند.
جیب خالی تئاتر کودک
کمبود بودجه و همچنین بیرغبتی حامیان مالی از تئاتر کودک نیز یکی دیگر از مهمترین چالشهاست. این موضوع آنقدر واضح است که نیازی به توضیح بیشتر از همین چند جمله ندارد. این معضل تا امروز باعث شده بسیاری از پروژههای باکیفیت به دلیل مشکلات مالی به مرحله اجرا نرسند.
در پایان، باید تأکید کرد که توجه به تئاتر کودک و رفع چالشهای موجود در این حوزه نوعی سرمایهگذاری برای ساختن آیندهای بهتر است. با تلاش جمعی و برنامهریزی دقیق، میتوان امیدوار بود که تئاتر کودک در ایران به جایگاه واقعی خود دست یابد و نقش مؤثرتری در پرورش نسل آینده ایفا کند. این مهم، نهتنها وظیفه هنرمندان و دستاندرکاران تئاتر، بلکه مسئولیت تمامی افرادی است که دغدغه رشد و تعالی جامعه را دارند.

عقیله امروزعرب!
۱- حضرت زینب سلاماللهعلیها را عقیله بنیهاشم نامیدند و مورد تکریم و تعظیم امام زمانش حضرت سجاد(ع) بود. عقیله یعنی سرشار از عقل! حضرت آیتالله جوادی آملی میفرماید: تای عقیله تای تأنیث نیست، تای مبالغه است. یعنی کسی که سرشار از عقل و حکمت است. مثل تای علامه، تای علامه تای مبالغه است تای تأنیث نیست یعنی سرشار از علم!
حضرت زینب سلاماللهعلیها که عهدهدار مدیریت پیوست رسانهای و جنگ نرم حادثه کربلا بود براساس یک عقلانیت معطوف به شجاعت ،تهور و بیباکی این وظیفه را انجام داد.
شهید سیدحسن نصرالله را میتوان عقیله امروز عرب نامید. در روزگاری که دولتهای عربی سر در لاک خود فروبردهاند و چشمان خود را به جنایات رژیم صهیونیستی و فجایعی که در غزه و لبنان رخ میدهد بستهاند، شهید سیدحسننصرالله بهعنوان مظهر عقلانیت سیاسی و جهادی به نمایندگی از جامعه عرب برای حفظ و صیانت از شرافت اعراب میجنگید. او بهتنهایی هم متکفل جنگ سخت و هم جنگ نرم با دشمن بود و در پیوست رسانهای این نبرد پیروز بود. یک منطق از صدر اسلام تاکنون در برخی از قبایل عرب وجود داشت که ابوسفیان آن را تئوریزه کرده بود و میگفت: «شرافت من پشت بار شتران من است.» امروز هم برخی میگویند شرافت ما توی لولههای نفت است ما برای صیانت از آنها زندگی میکنیم. کاری به نبرد حق و باطل نداریم با همین منطق عملا در جبهه کفر قرار میگرفتند.
۲- شهید سیدحسن نصرالله عقلانیت، خردورزی و حکمت را با شجاعت خطرپذیری و روحیه انقلابی با ورود به «قلعه ولایت» به اوج خود رساند و در ۹ نبرد خونین با صهیونیستها در قله پیروزی نشست.
امام خامنهای در چهلمین روز شهادت شهید سیدحسننصرالله یک رونمایی از ابعاد قدرت حزبالله و دبیرکل شهیدش نمودند واقعیتهایی از صبر، توکل، شجاعت و درایت او را بیان و فرمودند: «سید به جبهه مقاومت عزت و یک توانایی و قدرت مضاعف دادند.»
نسل ما و عصر ما اگر میخواهد اوصافی که علی (ع)از مالک اشتر فرموده را ببیند باید در سیمای شهید سیدحسن نصرالله ببیند.
حضرت علی (ع) فرمود :«مالک چون کوه و صخره بود. هیچ روندهای به قله او نمیرسد و هیچ پرندهای بر فراز آن پرواز نمیکند او شمشیری از شمشیرهای الهی بود!»
برای همین بود که صهیونیستها برای از میان برداشتن این کوه عظیم و صخره سترگ، ۸۵ تن بمب سنگرشکن با چاشنی گاز خردل ، هزینه کردند.
حزبالله یک پدیده شگرف در جهان عرب و جهان اسلام است. در دوران دبیرکلی شهیدسیدحسن نصرالله قدرت آن به اوج رسید. یک سازمان که در ابعاد سیاسی، نظامی، اجتماعی و حتی اقتصادی رکوردهایی از استحکام و توانایی دارد که در برابر ماشین جنگی ناتو و صهیونیستها مردانه ایستاده و میایستد.
ماشین جنگی اعراب در جنگ ۶ روزه از کار افتاد و مناطق وسیعی از مصر، اردن، لبنان و سوریه را به دشمن صهیونیستی واگذار کرد و به گل نشست!
اما حزبالله در چند دهه اخیر در ۹ نبرد رودررو صهیونیستها را به عقبنشینی مفتضحانه وادار کرد و در نبرد اخیر حتی اجازه نداد یک روستا در تصرف دشمن باقی بماند.
امام خامنهای در دیدار نمایندگان مجلس خبرگان خبر از پیروزی قطعی جبهه مقاومت و حزبالله دادند و فرمودند: « این یک وعده الهی است که بهزودی محقق میشود.»
۳- نشست اضطراری سازمان همکاریهای اسلامی و اتحادیه عرب در عربستان به پیشنهاد ایران برگزار شد.برگزاری این اجلاس درحالیکه تشت رسوایی رژیم صهیونیستی را به دلیل جنایات جنگی، نسلکشی و جنایت علیه بشریت از بام جهان افتاده است، یک گام بزرگ سیاسی برای دفاع از شرافت اعراب و عزت مسلمانان بود. بیانیه پایانی که با تلاش تیم دیپلماسی وزارت خارجه و پیشنهادات مشخص ایران صادر شد امیدوارکننده است.
- بیانیه نقض حاکمیت ایران و سوریه از سوی رژیم صهیونیستی محکوم کرد.
- بیانیه قدس شریف را خط قرمز امت عربی و اسلامی و حاکمیت دولت فلسطین بر قدس را مورد تأکید قرار داد.
- بیانیه جنایات بیحدوحصر صهیونیستها در غزه و لبنان را محکوم کرد.
عدم شرکت رئیسجمهور کشورمان در اجلاس عربستان نوعی گلهگزاری از تعلل جهان اسلام بهویژه جهان عرب در دفاع عملی از ملت مظلوم لبنان و فلسطین بود. هرچند دستاوردهای این اجلاس را در منزوی کردن رژیم صهیونیستی و نزدیکی اعراب به ایران نمیتوان نادیده گرفت. اعراب و جهان اسلام نباید به بیانیهنویسی اکتفا کنند. باید گامهای عملی و بهویژه نظامی برای محو جنایت اسرائیل بردارند.

ارسال نظرات