- چشمان نگران اروپا و اوکراین به مذاکرات صلح
- سعدحریری به میدان سیاسی لبنان باز می گردد؟
- فرجام اغتشاشات در ایران
- ترامپ کمی تاریخ بخواند!
- سیگنال فوری همتی به بازار؛ دلار رسمی بالا آمد، دلار آزاد عقب نشست
- پیام تسلیت رهبر انقلاب در پی درگذشت حجتالاسلام صالحیمنش
- حنظله گوشی «نفتالی بِنِت» را هک کرد
- عکس / تصاویر دیده نشده از شهید رائد سعد
- بانک اهداف در جنگ شناختی
- کشتار دانشجویان در ۱۶ آذر و یک سند تاریخی از شکنجه مخالفان با «خرس» در دوره پهلوی!
- آیا نبرد حضرموت نقشه یمن را تغییر خواهد داد؟
- یادداشت ها / آیا پایان ماه عسل صهیونیستها در سوریه نزدیک است؟!
- قیام جوانان سوری | پیام عملیات «بیت جن» برای جولانی و صهیونیستها
- بسیج تمدنساز، نفس آخر استکبار
پنجشنبه ؛ 30 بهمن 1404 یادداشت روزنامههای پنجشنبه ۱۷ آبان ۱۴۰۳

سهگونه کنش؛ سازش،جنگ و مقاومت

کشف رمز مقاومت زینبی در غزه و لبنان
هنوز خردسال بود که پدربزرگ گرام و مادر عزیزش را از دست داد و از همان اوان کودکی به ناچار نقش مادر خانواده را برای خواهران و برادران عزیزش بازی میکرد. هنوز جوان بود که شاهد شهادت مظلومانه پدر مقتدر و مظلومش بود. چند سالی از داغ پدر نگذشته بود که داغدار برادر بزرگش امام حسن مجتبی (ع) گردید که ناجوانمردانه و مظلومانه به شهادت رسید. با از دست دادن پدر و برادر بزرگش در سفری عجیب و اجباری همراه برادرش امام حسین (ع) به صحرای کربلا پای گذاشت تا شاهد صحنههای به ظاهر تلخ و دردناکی وصف ناپذیر باشد. جایی که همه عزیزانش را در یک روز از دست داد. داغ دو برادر، چهار فرزند، همه محارم و کلیه لشکریان سپاه اسلام را تحمل کرد و خودش در بدترین وضعیت به اسارت درآمد در حالی که به عنوان بزرگ خاندان آل الله هم مسئولیت بازماندگان شهدای عاشورا را بر عهده داشت و هم رسالت جهاد تبیین و رساندن پیام سیدالشهدا به گوش جهانیان و مبارزه با تحریف و انحراف را به دوش میکشید. همه این مصائب و مشکلات به ویژه تهمتها و تمسخرهای شامیان سبب شد تا زینب (س) عقیله بنی هاشم به اسوه زنان در تحمل سختی ها، استقامت و شهامت، مقاومت و ایستادگی، صبوری و بردباری تبدیل شود.
میزان مشکلات، تعدد مصائب و کثرت بلایا همه آن چیزی نبود که دختر علی بن ابیطالب (ع) را به الگویی ماندگار برای همیشه تاریخ تحت عنوان «مقاومت زینبی» تبدیل کرده باشد. بلکه این مقاومت و صبوری رمز و رازی داشت که ریشه در اعتقادات و باورهای الهی و ولایی او داشت. آنچه زینب را آنچنان در برابر سختیها و گرفتاریها مقاوم میساخت باورش به ولایت مطلق الهی بر همگان بود که ولی فقیه و امام زمانش مجری آن بود. ولایتی که به وی اجازه نمیداد تا ولایت غیرخدایی شیاطین را بپذیرد. زینب همه مشکلات را به جان میخرید، چون راسخانه اعتقاد داشت شهادت و مرگ هزار بار بهتر از زندگی در ذلت و تحت سیطره شیطان و طاغوت است. از همین رو بود که در روایت از صحنههای دلخراش و مصائب وصف ناپذیری که دیده بود، عبارت آسمانی و عرفانی «ما رأیت الا جمیلا» را به کار برد. زینب واقعاً چیزی جز زیبایی ندیده بود، چراکه در همه صحنه ها، تحقق ولایت خدا و حذف ولایت غیرخدا را میدید؛ لذا با انجام وظیفهاش در جهاد تبیین توانست گذشته را از تحریف و آینده را از انحراف نجات بخشد.
این نگاه زینبی سبب شده تا زنان امروز در جهان اسلام و کشورهای منطقه بتوانند مقاومتی زینبی را پیشه خود سازند. اگر هزاران زن مسلمان در طول بیش از یک سال گذشته انواع مصائب و سختیها را تحمل کردهاند. عزیزترین عزیزان خود را از دست دادهاند و صحنههای دلخراش شهادت دیگران را مشاهده کردهاند. هم آوارگی را به بدترین شکل ممکن تجربه کردهاند، هم گرسنگی و تشنگی را، هم تحریم دارویی را چشیدهاند و همچنان در برابر جنایات بیحد و حصر رژیم کودک کش صهیونیستی صبورانه ایستاده و مقاومت میکنند، به این علت است که زینب گونه بین ولایت الله و سیطره شیاطین یکی را برگزیدهاند. یعنی حاضرند بمیرند، اما به زندگی ذلیلانه و تحت ستم و اشغال صهیونیستها ادامه ندهند.
شیرزنان با بصیرت ایرانی هم که این روزها در قالب پویش همدلی، اندوختههای طلایی خود را در طبق اخلاص گذاشته و برای پشتیبانی از جبهه مقاومت در غزه و لبنان هدیه میکنند در واقع نشان میدهند که در لبیک به ولی فقیه که مجری ولایت مطلقه خداست، حاضرند از همه هستی خویش گذشته و در کنار زینبهای مقاومت بایستند.

نشانههای اضمحلال صهیونیستها
ناصر قندیل-بیروت
شهید سیدحسن نصرا...، همه ما رادعوت کردتا درمراسم چهلم این شهیدبزرگوار، مهمانش باشیم و یاد دبیرکل حزبا... را گرامی بداریم. شهید سیدحسن نصرا...، شاگرد برحق مکتب بزرگانی مانند شهید محمدباقر صدر، امامموسی صدر و ازهمه مهمتر، امام خمینی و امام خامنهای بود.
اوجای شهید سیدعباس موسوی را پس از شهادت دبیرکل بزرگوار سابق حزبا... پر کرد و درایت، ذکاوت، قاطعیت و پیشبینیهای دقیق وی درقبال آنچه در منطقه و جهان میگذرد، دشمنان را حیرتزده ساخت. ما شهید سیدحسن نصرا... را امام مقاومت لبنان میدانیم. شهید بزرگواری که پایبندی به اخلاق را به همه دنیا آموخت. او الگویی متفاوت از یک سیاستمدار به لبنان، منطقه و جهان ارائه کرد:کسی که حق ندارد در مواجهه سیاسی با مخالفانش، دست به نیرنگ و بیاخلاقی بزند. شهید سیدحسن نصرا...، نهتنها رهبر حزبا...، بلکه الگویی برای سیاستمداران تاریخ بود. سیدحسن نصرا...، به مبارزان جهان عرب، رمز اصلی پیروزی را آموخت: ترکیب وحدت وآزادی! این همانترکیبی بودکه درک آن از عهده بسیاری از دغدغهمندان مبارزه با ظلم خارج بود، اما شهید نصرا... این رابطه را نه دربطن تئوری و فرضیه، بلکه در عرصه عمل به آنها آموخت.
شهید سیدحسن نصرا...، پیوند سیاست و اخلاق را شرط پیروزی قرار داد، یعنی معادلهای را ترسیم کرد که درنهایت تبدیل به یک مکتب و گفتمان شد. این گفتمان (گفتمان مقاومت)، حیات خود را درمسیری نوین درعرصه سیاست بینالملل مییابد که با قرائت مستکبران و ظالمان درجهان متفاوت است. شهید نصرا...، خلاقیت دررهبری و اقناعگری درقبال مخاطبان را در مشی عملی حکمرانی و مدیریت خود پیاده ساخت و به دیگران آموخت که میتوان حریت داشت و سیاستمدار بود. استیصال امروز دشمن صهیونیستی (که صرفا معطوف به جنگ غزه و لبنان نیست)، محصول عملکرد همین رهبر فقید و همراهان ایشان مانند شهید سیدهاشم صفیالدین است. برزخ سخت و طاقتفرسایی که دشمن صهیونیستی در آن قرار گرفته، به چیزی جز شکست علیه تلآویو ختم نمیشود. این نه یک ادعا، بلکه واقعیتی است که مصادیق آن را در لایهها و موارد گوناگون مشاهده میکنیم: از وقایع میدانی در لبنان و غزه گرفته تا منازعات داخلی در اراضی اشغالی که آخرین نمونه آن، برکناری وزیر جنگ رژیم اشغالگر صهیونستی توسط نتانیاهو بوده است. دشمن شکست را در یکقدمی خود میبیند و چارهای جز تندادن به آن نخواهد داشت.
صورتمسأله گویاتر از آنچیزی است که بتوان بهرشته تحریر درآورد: دشمن صهیونیستی ازیکسو مقهور قدرت غافلگیری و اقدام حزبا... شده و ازسوی دیگر، لحظهبهلحظه بر دامنه معضلات درونی آن افزوده میشود. جبهه مقاومت با تاسی به ستارگان درخشانی ازجمله شهید سیدحسن نصرا...، بهزودی فرجام این نبرد را با شکست و تباهی دشمن صهیونیستی رقم خواهد زد.

ایـران و آمـدن تـرامپ
صلاح الدین خدیو
در حالی که چشم تمام جهان به نتایج انتخابات آمریکا دوخته شده، ایرانیان با توجه و حساسیت بیش تری آن را دنبال میکنند.
انتخاب رئیس جمهور آمریکا همیشه یک رخداد بین المللی است و کشورهای مختلف اعم از دوستان و متحدان آن گرفته تا رقبا و منتقدان آمریکا خود را در آن ذینفع می بینند.
شاه ایران به عنوان یک متحد ثابت قدم آمریکا کار با رئیسان جمهوری خواه را کم دردسرتر می دید و غالبا و مخفیانه به کمپین آنها کمک مالی می نمود.
توجه بیشتر دمکرات ها به مسائل حقوق بشر و دمکراسی، وی را از آنها بیزار می کرد. آخر سر هم تاج و تختش فدای سیاست حقوق بشری کارتر دمکرات شد.
طرفه این جاست که حکومت پس از انقلاب هم بر اثر تسخیر سفارت آمریکا و روابط رو به وخامت با آمریکا، کوشید از انتخاب دوبارهی کارتر جلوگیری کند.
این رخداد که احتمالا اولین و آخرین دخالت فعالانه و موثر یک دولت در انتخابات آمریکا بود، نتایجی معکوس به بار آورد.
چه به انتخاب رونالد ریگان انجامید که از جهاتی سلف معنوی و رهبر سیاسی دونالد ترامپ شمرده می شود. ریگان شاید به نحوی مانند ترامپ، ابتدا با ارسال فرستادهی ویژه همراه با کیک و انجیل به تهران، – تلاشی برای جلب عاطفهی مذهبی سران تهران – کوشید ایران را برای از سرگیری روابط قطع شده متقاعد کند. برای دولت وقت ایران که زیر فشار جنگ با عراق بود، ابتکار عمل رئیس جمهور تندروی آمریکا فرصتی ناب بود اما در نهایت به علت رقابت های سیاسی داخلی و شور انقلابی گری سال های ابتدای انقلاب به سرانجام نرسید.
این نافرجامی اما نتایجی فاجعه بار به همراه داشت. آمریکا به تدریج در کنار عراق قرار گرفت و در آب های خلیج فارس مستقیما با نیروی دریایی ایران وارد جنگ شد. انتخاب ریگان برای روس ها که از موضع ایران علیه کارتر ناخشنود بودند یک فاجعهی ژئوپولتیک و استراتژیک به مراتب بدتری از کار در آمد.
ریگان از روز اول شوروی را امپراتوری شر نامید و با ابتکار پر هزینهی موسوم به جنگ ستارگان، مسابقهی تسلیحاتی دو ابرقدرت را به سطحی رساند که اقتصاد مفلوک شوروی تاب آن را نداشت.
در نتیجهی فروپاشی شوروی و پایان جهان دو قطبی کار برای ایران هم سخت تر شد و فضای تنفسی را که برای پیگیری یک سیاست مستقل نیاز داشت، به میزان زیادی از دست داد.
جمهوری اسلامی که چهار سال ترامپ را آزموده بود، با درس گرفتن از این تجارب این بار کوشید از هر اقدامی که ممکن است به سودش تمام شود، اجتناب نماید. حتی پاسخ قابل پیش بینی اش به اسرائیل را هم عقب انداخت. در حالی که پیروزی ترامپ تقریبا قطعی است، این رخداد برای ایران به چه معناست، ایران، خاورمیانه و جهان در چهار سال گذشته تغییراتی بسیار کرده، آیا ترامپ هم تغییر می کند؟ ترامپ در درجهی اول رهبری هویت گراست که در سیاست خارجی قائل به رویکردهای انزواگرایانه و کاستن از مداخلات جهانی آمریکا است. این دو وجه نسبتا متضاد در کنار شخصیت غیر قابل پبش بینی و تا حدی دیوانه وار، به قسمی سیاست خارجی منجر می شود که به یکسان متحدان و مخالفان آمریکا را غافل گیر می سازد. کسانی چون نتانیاهو، بن سلمان، اردوغان، نارندرا مودی و پوتین و حاکمان امارات در آئینهی ترامپ خود را می یابند. بخش مهمی از آش سیاست فشار حداکثری که ترامپ علیه ایران به راه انداخت، در منطقه پخته شده بود. از این رو در شرایطی که ایران و اسرائیل در آستانهی جنگی تمام عیار قرار دارند و آتش جنگ در غزه و لبنان زبانه می کشد، بازگشت ترامپ نشانهی خوبی نیست. بر خلاف اوباما که می کوشید با سر و سامان دادن به مناقشات خاورمیانه، ایران را از قدرتی منطقه ای به بازیگری منطقه ای تبدیل کند، ترامپ کلا در جهت مخالف حرکت کرد. ایدهی اوباما این بود که با امضای برجام و انعقاد احتمالی برجام های دو و سه، ضمن صحه ندادن به نفوذ منطقه ای ایران، از طریق قرار دادن آن در یک چارچوب پذیرفته تر شده، تهران را در موقعیتی مشابه زمان شاه در دههی ۵۰ قرار دهد.
زمانی که ایران یک بازیگر منطقه ای مشروع از حیث ترتیبات منطقه ای نظام جهانی بود.اما نقشهی ترامپ که توسط متحدان نزدیکش در منطقه ترسیم می شد، کاملا متفاوت بود:
تبدیل ایران از بازیگری مشروع به دولتی مطرود و تلاش برای مهار و اعمال محدودیت بر آن. از این رو بازگشت ترامپ در شرایط کنونی به سود ایران نیست. احتمالا نتانیاهو که ناگهان وزیر دفاعش را برکنار کرد، زودتر از همه موقعیت جدید را بوکشیده؛ به این معنا که آمدن ترامپ را معادل آزادی عمل بیشتر و رهایی از فشارهای واشنگتن برای آتش بس در غزه و لبنان می بیند. با این تفاصیل انتظار افزایش تنش ها در منطقه طبیعی به نظر می رسد. پیش بینی رفتار ترامپ در مورد چین و روسیه اما به این سادگی نیست. جنگ اوکراین و چنگال تیز کردن چین برای تایوان موقعیت های جدیدی است که انتظارش را میکشد.

قلمروهای گسترده فرهنگ و میراث ایرانی
هنوز در تاشکند هستم و از ازبکستان برایتان مینویسم. بعد از 30 سال که از اولین دیدارم از این کشور میگذشت، باز نتوانستم مقاومت کنم و برای تجدید دیداری با همه آنچه در قلبم زنده مانده بود، به این دیار دلخواه بازنگردم. باید بگویم همه جا به هر حال بعد از فروپاشی شوروی در این سالها تغییر کرده است، اما آنچه مغناطیس این شهرهای تاریخی را جذاب نگه میدارد، میراث تاریخی و طبیعی شهرهای دوره تیموری است. اگرچه فرهنگهای دیگری هم بههرحال در طول این چندصد سال تأثیر خود را بر کالبد و زندگی شهر حک کردهاند... بهخصوص فرهنگ روسی که از بعد از جنگ جهانی دوم اینجا غالب شد و رد استخوانبندی شهر و خیابانهای وسیع آن را رقم زد.
به هر رو، علقه ما با ایرانشهر مال امروز و دیروز نیست. چندیپیش بود که دکتر محمدجواد حقشناس از من خواست درباره معماری شهر هرات افغانستان برای یک شماره ویژه مجله نیمروز مطلبی بنویسم. در پاسخشان نوشتم که آرزو دارم درباره هراتِ دوران شاهرخ، نواده برحق تیمور و پسر الغبیک بیهمتا که شکوه سمرقند و بخارا همه از اوست برایتان بنویسم. معماری دوران شاهرخ در هرات زیبا و پابرجاست... بخشی به همت آرش بوستانی و یونسکو. نمونه آن معماری فاخر را همسر شایسته شاهرخ تیموری، گوهرشاد بانو در جوار امام رضای خودمان در مشهد نیز ساخته است. دیگر بناهای دوران تیموری ما هم شاید بتوان گفت زیباترینهای تاریخ و اوج معماری ما هستند. من به هرات نرفتهام، اما در جنوب و شرق خطه خراسان، تقریبا تمام بناهای دوره تیموری را دیدهام و در برابر زیباییشان بیاختیار اشک شوق ریختهام. هرات و خراسان بزرگ، اگر به جان ما ایرانیان بسته نباشد، پس از آنِ کیست؟ پیوند ما با شهر هرات یگانه است.
معماری خوب و زیبای بهیادگارمانده را همیشه باید رفت و از نزدیک دید و شناخت، زیرا از زیبایی معماری و شهرهای گذشتگان میتوان الهام گرفت. این شهرها فضاهایی برای جمعشدن مردم و محله دارند که متأسفانه در محلات و میدانهای شهرهای مدرن کمتر به آنها فکر شده است.
بههرحال برای ایرانیان همیشه رفتن به زیارت حضرت رضا آرزوست، بهخصوص آنکه در کنارش مسجد گوهرشاد هم قرار دارد، متعلق به دوره تیموری، اما از شما میخواهم قبل از عزیمت از مشهد به سمت جنوب... خواف و تربت جام، دمی هم به مسجد گوهرشاد بانو نظری بیندازید و بعد جاده خواف و تربت جام و تربتهای دیگر... و البته «مُلک ملِک زوزن» که محبوب شهریار عدل بود و دربارهاش چنین نوشته است: «تنها بازمانده سرافراشته آن استخوانبندى مسجد جامع آن است که هنوز هم علىرغم خرابىها و ضایعاتى که به آن وارد شده، عظمت خویش را حفظ کرده است. این مسجد عظیم که خود نمایانگر اعمال و آرزوهاى بزرگ مَلِک زوزن بود همچون بسیارى از کارهاى سیاسى او نیمهکاره مانده زیرا همزمان با ظهور مغولها در سرحدات امپراتورى خوارزمشاهیان، دشمنان ملک او را از میان برداشتند». شهریار عدل خودش نیز با مرگ نابهنگام خیلی اقدامات واجب میراثی را ناتمام گذاشت.
یادم است در آن سفرها سری هم به نشتیفان زدیم که آسیابهای بادی حیرتانگیز آن انگار سالهاست آنجا ردیف ایستادهاند و چه خیالانگیز... .
درباره زیبایی سبک تیموری در نماهای اصلی بنا، باید به تلفیق آجر و کاشی اشاره کنم که به کاشیها حالت جواهر یا مینا میدهد، برنشانده بر آجر اصیل و شریف معماری ایرانی و سپس در ظرافت مقرنسها و دیگر جزئیات، تناسبات در معماری تیموری همه طلاییاند، یعنی نسبت طول و عرض اشکال هندسی حدود یک به 6/1 و البته مشابه این نقشها را در سمرقند و هرات نیز مییابیم. کل صحن امام رضا خاص و زیباست، بهخصوص گنبد طلایی و آینهکاری نشاطآور است، ولی مسجد گوهرشاد بانو بر نژادگیاش میافزاید. او همسر شاهرخ، نوه تیمور لنگ بوده و بیشتر کارهای او و شوهرش در هرات و دیگر شهرهای افغانستان امروز پابرجاست که زمانی جزء خراسان بزرگ بودهاند.
امروز معماری فاخر دوران تیموری به سمرقند و بخارا ارزشی یگانه میبخشد. دیدن این شهرها برای ما ایرانیها خالی از لطف نیست، زیرا به گستره و حوزه نفوذ فرهنگ ایرانی، زبان فارسی و معماری و هنر ایرانی بیشتر آگاه میشویم. به این ترتیب میتوانیم با خواهران و برادران ازبک و تاجیکمان بیشتر ارتباط برقرار کنیم. هم اینها و هم پاکستانیهای فهیم بسیار به ما ایرانیها احترام میگذارند... حیف است که قدر این مشترکات فرهنگی را ندانیم.
اما گذشته از محیط آشنای میراث معماری مشترک (فقط با مقیاسی بزرگتر در بخارا و سمرقند) آنچه مرا در این سفر این بار بیشتر از بار قبل حیرتزده کرد، شهرسازی روسی با فضاهای عمومی سبز و باز فراوان و درختان چنار و افرای 100 و 200 سالهای بود که در این پاییز زیبا گردی از طلای زرد و مسی بر تمام خیابانهای سمرقند، تاشکند و بخارا پاشیده بود! این درختان مال دیروز و پریروز نیستند... عمری نسل اندر نسل کاشته و نگهداری شدهاند و بعد، خیابانهای بسیار عریضی که شریانهای شهری را تشکیل میدهند و بعضی با چهار لاین عبور اتومبیل برای هر جهت و سپس پیادهروهای ۱۵ متری واقعا مکانهایی امن و منظم برای زندگی شهری را بسترسازی کردهاند. این خیابانها را ازبکها مدیون روسها هستند که با طراحی دست و دلبازانه توانستهاند فضاهای سبز و باز بینظیری برای مردم پیاده درست کنند. در عوض رانندگان هم واقعا پیادهها را مراعات میکنند و در تمام این ۱۸ روزی که اینجا بودم، یک بار نشد با ذرهای دلهره از خیابان گذر کنم.
همچنین ازبکها امکانات گردشگری شایستهای را توانستهاند در این 30 سال برای انواع توریست شرقی و غربی فراهم کنند. در حالی که قبلا ازبکستان جای توریسم نبود و تنها به عنوان منبع تولید پنبه و گندم اتحاد جماهیر شوروی عمل میکرد. بشناسیم و بیاموزیم و بر داشتههایمان در شهرهای ایران بیفزاییم و محافظت کنیم.

کارتهای برنده دربرابر ترامپ
حامد رحیم پور
اما در این شرایط قدرت بازدارندگی ایران که اول از هر چیز ریشه در انسجام داخلی و سپس نشان دادن توان تاب آوری و بعد از آن اراده و امکان پاسخ مناسب دادن به تعدی ها وتجاوزها دارد، شاید بتواند محاسبات ترامپ را در نحوه مواجهه با ایران تغییر دهد. ترامپ باید به این نتیجه برسد که برخلاف برخی ادعاها، ایجاد تنش جدی با ایران نه تنها منجر به تسلیم ایران نخواهد شد، بلکه باتلاقی برای او ایجاد خواهد کرد که چهارسال گریبانش را خواهد گرفت. بنابراین در این مقطع زمانی طراحی پاسخ دردناک و با سطح بازدارندگی کاملا محسوس به اقدامات صهیونیست ها بسیار اهمیت دارد چراکه نقش مستقیمی بر شکل دهی درک و رویکرد ترامپ نسبت به ایران خواهد داشت. ازسوی دیگر، تمرکز رئیس جمهور کشورمان بر گفتمان وفاق ملی، فرصتی مغتنم به شمار میرود و امید است که رئیس جمهور محترم با تعمیق انسجام ملی در پرتو پاسداشت اصول اصیل نظام و انقلاب و نفی هرگونه وادادگی و انفعال، بتواند این پیام را به مقامات جدید کاخ سفید مخابره کند که فشار بیرونی نه تنها منجر به گسست نخواهد شد که اتفاقا همبستگی ملی را تقویت خواهد کرد .البته عدم پاسخ گویی به مطالبات مردمی در چنین شرایطی عواقب بسیار نامطلوبی دارد. چند روز دیگر سن دولت چهاردهم صد روزه می شود و شایسته است آقای پزشکیان گزارش ۱۰۰ روز عملکرد خود و اینکه چه بخش هایی از وعده های دولت عملی شده است، ارائه دهد. به هر روی،تجربه گذشته و واقعیت روی زمین این است که فرض را باید برای تشدید تحریم ها و فشارهای آمریکا و کشورهای غربی گذاشت لذا باید افرادی که درک و برنامه و توان و انگیزه لازم برای اداره کشور در شرایط تشدید تحریم ها را دارند، به کارگیری کرد. در همین راستا، صداقت و شفافیت دولتمردان در تعامل با مردم و نیز کاربست موثر ابزار رسانه های داخلی در قالب تعامل مستمر با اصحاب مطبوعات و خبرگزاری ها، اکنون بیش از هر زمان، لازمه تقویت قدرت نرم جمهوری اسلامی دربرابر آمریکاست. همچنین تعمیق پیوند با چین به عنوان قدرت سیاسی و اقتصادی که همسو با آمریکا گام برنداشته است، برای ادامه فروش نفت و تامین نیازهای کشور و البته با لحاظ عزت ملی به ویژه در مسائلی مانند جزایر تا ابد ایرانی، بسیار پراهمیت است. افزون بر این، مدیریت تنش با غرب و اجتناب از ادبیات و مواضع غیرمفید و هزینه زا، بهره گیری از توان دیپلماسی عمومی به وسیله گسترش توریسم، تعاملات هنری، ادبی، فرهنگی و اجتماعی با سایر کشورها و راه اندازی و تسهیل گفتوگو و رفت و آمد و تعامل بین شخصیت ها و نهادهای علمی و آموزشی در دیپلماسی عمومی بسیار مهم و کارگشاست.

ارسال نظرات