- فرجام اغتشاشات در ایران
- ترامپ کمی تاریخ بخواند!
- سیگنال فوری همتی به بازار؛ دلار رسمی بالا آمد، دلار آزاد عقب نشست
- پیام تسلیت رهبر انقلاب در پی درگذشت حجتالاسلام صالحیمنش
- حنظله گوشی «نفتالی بِنِت» را هک کرد
- عکس / تصاویر دیده نشده از شهید رائد سعد
- بانک اهداف در جنگ شناختی
- کشتار دانشجویان در ۱۶ آذر و یک سند تاریخی از شکنجه مخالفان با «خرس» در دوره پهلوی!
- آیا نبرد حضرموت نقشه یمن را تغییر خواهد داد؟
- یادداشت ها / آیا پایان ماه عسل صهیونیستها در سوریه نزدیک است؟!
- قیام جوانان سوری | پیام عملیات «بیت جن» برای جولانی و صهیونیستها
- بسیج تمدنساز، نفس آخر استکبار
- دومین شب مراسم عزاداری شهادت حضرت فاطمه(س) با حضور رهبر انقلاب
- انصارالله: جنگافروزی عربستان علیه یمن عواقب سنگینی دارد
سهشنبه ؛ 28 بهمن 1404 پهلوي نسخه انگليسي راه آهن را اجرا کرد
ديکتاتور و راه آهني که براي پيروزي متفقين از جيب ملت ايران ساخت
راه آهن يکي از استراتژيک ترين وسائل حمل و نقل است که با وجود گسترش حمل و نقل هوايي هنوز هم از ارزش آن کاسته نشده است. اولين بار زماني که ناصرالدين شاه به فرنگ سفر کرده بود با قطار روبرو شد و خواستار اين شد ما نيز در ايران راه آهن داشته باشيم. اما برخلاف درخواست هايي مانند ايجاد بانک و تعاملات گمرکي که معمولا از سوي غربي ها به دولت قاجار ارائه مي شد و قاجارها هم جواب نه به امتيازهاي استعماري نمي دادند، زماني که ايران از اروپايي ها «راه آهن» خواست، اين درخواست از سوي بريتانيا با يک «نه» بزرگ روبرو شد.
راه آهن یکی از استراتژیکترین وسائل حمل و نقل است که با وجود گسترش حمل و نقل هوایی هنوز هم از ارزش آن کاسته نشده است. اولین بار زمانی که ناصرالدین شاه به فرنگ سفر کرده بود با قطار روبرو شد و خواستار این شد ما نیز در ایران راه آهن داشته باشیم. اما برخلاف درخواستهایی مانند ایجاد بانک و تعاملات گمرکی که معمولا از سوی غربیها به دولت قاجار ارائه میشد و قاجارها هم جواب نه به امتیازهای استعماری نمیدادند، زمانی که ایران از اروپاییها «راه آهن» خواست، این درخواست از سوی بریتانیا با یک «نه» بزرگ روبرو شد.
انگلیسیها آن روزها دوست نداشتند ایران دارای راه آهن شود. سفیر انگلیس در دربار دارالخلافه قاجار معتقد بود که راه آهن باعث شکوفایی اقتصادی ایران میشود و این شکوفایی تسلط انگلیس بر ایران را به خطر میاندازد. از سوی دیگر انگلیس نگران این بود که امنیت بزرگترین مستعمره اش در آسیا، یعنی شبه قاره هند دچار مشکل شود برای همین هرگاه قاجارها در خواست قطار میکردند یا خودشان مستقیما نه میگفتند یا اینکه کاری میکردند که روسها هم نتوانند در ایران راه آهن بکشند. برای همین تا زمانی که قاجاریه بر سر کار بود مهمترین خط آهن کشور یک قطار شهری سبک بود که از میدان خراسان تهران تا شهر ری کشیده شده بود و مردم آن را «ماشین دودی» صدا میکردند. انگلیسی ها، اما در جنوب کشور راه آهنی برای خودشان داشتند که در دسترس دولت ایران نبود. در شمال ایران نیز خط آهن از رشت تا بندر انزلی کشیده شده بود. روسها نیز برای حمل و نقل نظامی خطی را از جلفا تا تبریز کشیده بودند.
با کنار رفتن دولت فرتوت قاجاریه، رضاخان سردار سپه که چند سالی بود از حمایت خوب انگلیسیها برخوردار شده بود، قدرت را به صورت کامل در دست گرفت. انگلیس هر آنچه از قاجارها دریغ میکرد در اختیار رضاخان قرار میداد، حتی راضی شد تا شیخ خزعلی متحد قدیمی خود را به پای قدرت گرفتن دولت رضاخانی قربانی کند. پهلوی خیلی زود سراغ طرح راه آهن رفت. ایران تصمیم گرفته بود دارای راه آهن سراسری شود. طرح در سال ۱۳۰۴ در مجلس مطرح شد. مسیر خطآهن قرار بود از جنوب ایران یعنی خلیج فارس به سمت دریای مازندران در شمال کشیده شود. موضوعی که از همان ابتدا مخالفانی داشت. متخصصین ایرانی و حتیها خارجیها معتقد بودند که راه آهنی شرقی غربی که از سیستان در شرق شروع شود و به استانهای غربی در همسایگی عراق و ترکیه به پایان برسد گزینهای مطلوب برای راه آهن ایران خواهد بود. اما دولت رضاخانی طرح شمال – جنوب را پیش برد، طرحی که روسها با آن مخالف، اما انگلیسیها پشتیبان صد درصد آن بودند. انگلیسیها از همان زمانی که راه آهن به سختی در سلسله جبال زاگرس به پیش میرفت، به این راه آهن به چشم یک خط راه آهن نظامی نگاه میکردند. اتفاقی که سالها بعد در زمان جنگ جهانی دوم عملکرد خود را نشان داد.
آغاز عملیات ساخت راه آهن از سال ۱۳۰۶ با دستور رضاخان آغاز شد. رضاخان آنقدر به راه آهن علاقه داشت که با راه اندازی هر کدام از بخشهای راه آهن، شخصا به محل سفر میکرد و ضمن افتتاح بخش جدید راه آهن از مراحل ساخت قطعات بعدی بازدید میکرد. رضاخان سفارش واگن سلطنتی داد که در آن از تزئینات طلا استفاده شده بود.
پرسش اصلی که درباره ساخت راه آهن در ایران وجود داشت این بود که راه آهن چرا از شهرهای بزرگ و مهم ایران عبور نمیکند؟ راه آهن در مسیری پیش میرفت که عمدتا شهرهای کوچک قرار داشتند، در عوض شهرهایی مانند شیراز، اصفهان، کرمانشاه و تبریز در این مسیر قرار نداشتند. بندر ترکمن که خط پایانی راه آهن در شمال بود، بندری کوچک ماهیگری بود، در حالی که انزلی در آن زمان بزرگترین بندر ایرانی در شمال و البته بندر عباس نیز بندر استراتژیکی در جنوب بود که میتوانستند خط راه آهن خوبی را با عبور از شهرهای مهم کشور تشکیل دهند، اما هیچ کدام در مسیر راه آهن رضاخانی قرار نداشتند. همین مسئله باعث شد تا به تمسخر گفته شود راه آهن ایران به «هیچ کجا» میرود.
اگرچه همین مسیر باعث شد تا مناطق کمتر توسعه یافته در مسیر توسعه قرار گیرند ولی اینکه کدام گزینه برای راه آهن مهمتر بود جز سوالهایی است که پهلویها نتوانستند برای آن پاسخی ارائه دهند. سه سال بعد از آنکه خط سراسری راه آهن تکمیل شد، با شروع جنگ جهانی دوم، سوالی که مردم ایران درباره چرایی مسیر راه آهن شمال- جنوب داشتند با بهره برداری کامل انگلیسیها از راه آهن، پاسخ داده شد. متفقین توانستند از طریق خط آهن نو و استراتژیکی که به خرج مردم ایران ساخته شده بود، نیرو و تدارکات برای شوروی در حال سقوط ارسال کنند و با شکست آلمان نازی در شوروی، داستان جنگ جهانی را به نوع دیگری رقم بزنند. لقب «ایران پل پیروزی» که در جریان جنگ جهانی دوم رایج شده بود در اصل قدردانی بود از نقش راه آهن ایران برای نجات متفقین داشت.
انگلیسیها آن روزها دوست نداشتند ایران دارای راه آهن شود. سفیر انگلیس در دربار دارالخلافه قاجار معتقد بود که راه آهن باعث شکوفایی اقتصادی ایران میشود و این شکوفایی تسلط انگلیس بر ایران را به خطر میاندازد. از سوی دیگر انگلیس نگران این بود که امنیت بزرگترین مستعمره اش در آسیا، یعنی شبه قاره هند دچار مشکل شود برای همین هرگاه قاجارها در خواست قطار میکردند یا خودشان مستقیما نه میگفتند یا اینکه کاری میکردند که روسها هم نتوانند در ایران راه آهن بکشند. برای همین تا زمانی که قاجاریه بر سر کار بود مهمترین خط آهن کشور یک قطار شهری سبک بود که از میدان خراسان تهران تا شهر ری کشیده شده بود و مردم آن را «ماشین دودی» صدا میکردند. انگلیسی ها، اما در جنوب کشور راه آهنی برای خودشان داشتند که در دسترس دولت ایران نبود. در شمال ایران نیز خط آهن از رشت تا بندر انزلی کشیده شده بود. روسها نیز برای حمل و نقل نظامی خطی را از جلفا تا تبریز کشیده بودند.
با کنار رفتن دولت فرتوت قاجاریه، رضاخان سردار سپه که چند سالی بود از حمایت خوب انگلیسیها برخوردار شده بود، قدرت را به صورت کامل در دست گرفت. انگلیس هر آنچه از قاجارها دریغ میکرد در اختیار رضاخان قرار میداد، حتی راضی شد تا شیخ خزعلی متحد قدیمی خود را به پای قدرت گرفتن دولت رضاخانی قربانی کند. پهلوی خیلی زود سراغ طرح راه آهن رفت. ایران تصمیم گرفته بود دارای راه آهن سراسری شود. طرح در سال ۱۳۰۴ در مجلس مطرح شد. مسیر خطآهن قرار بود از جنوب ایران یعنی خلیج فارس به سمت دریای مازندران در شمال کشیده شود. موضوعی که از همان ابتدا مخالفانی داشت. متخصصین ایرانی و حتیها خارجیها معتقد بودند که راه آهنی شرقی غربی که از سیستان در شرق شروع شود و به استانهای غربی در همسایگی عراق و ترکیه به پایان برسد گزینهای مطلوب برای راه آهن ایران خواهد بود. اما دولت رضاخانی طرح شمال – جنوب را پیش برد، طرحی که روسها با آن مخالف، اما انگلیسیها پشتیبان صد درصد آن بودند. انگلیسیها از همان زمانی که راه آهن به سختی در سلسله جبال زاگرس به پیش میرفت، به این راه آهن به چشم یک خط راه آهن نظامی نگاه میکردند. اتفاقی که سالها بعد در زمان جنگ جهانی دوم عملکرد خود را نشان داد.
آغاز عملیات ساخت راه آهن از سال ۱۳۰۶ با دستور رضاخان آغاز شد. رضاخان آنقدر به راه آهن علاقه داشت که با راه اندازی هر کدام از بخشهای راه آهن، شخصا به محل سفر میکرد و ضمن افتتاح بخش جدید راه آهن از مراحل ساخت قطعات بعدی بازدید میکرد. رضاخان سفارش واگن سلطنتی داد که در آن از تزئینات طلا استفاده شده بود.
پرسش اصلی که درباره ساخت راه آهن در ایران وجود داشت این بود که راه آهن چرا از شهرهای بزرگ و مهم ایران عبور نمیکند؟ راه آهن در مسیری پیش میرفت که عمدتا شهرهای کوچک قرار داشتند، در عوض شهرهایی مانند شیراز، اصفهان، کرمانشاه و تبریز در این مسیر قرار نداشتند. بندر ترکمن که خط پایانی راه آهن در شمال بود، بندری کوچک ماهیگری بود، در حالی که انزلی در آن زمان بزرگترین بندر ایرانی در شمال و البته بندر عباس نیز بندر استراتژیکی در جنوب بود که میتوانستند خط راه آهن خوبی را با عبور از شهرهای مهم کشور تشکیل دهند، اما هیچ کدام در مسیر راه آهن رضاخانی قرار نداشتند. همین مسئله باعث شد تا به تمسخر گفته شود راه آهن ایران به «هیچ کجا» میرود.
اگرچه همین مسیر باعث شد تا مناطق کمتر توسعه یافته در مسیر توسعه قرار گیرند ولی اینکه کدام گزینه برای راه آهن مهمتر بود جز سوالهایی است که پهلویها نتوانستند برای آن پاسخی ارائه دهند. سه سال بعد از آنکه خط سراسری راه آهن تکمیل شد، با شروع جنگ جهانی دوم، سوالی که مردم ایران درباره چرایی مسیر راه آهن شمال- جنوب داشتند با بهره برداری کامل انگلیسیها از راه آهن، پاسخ داده شد. متفقین توانستند از طریق خط آهن نو و استراتژیکی که به خرج مردم ایران ساخته شده بود، نیرو و تدارکات برای شوروی در حال سقوط ارسال کنند و با شکست آلمان نازی در شوروی، داستان جنگ جهانی را به نوع دیگری رقم بزنند. لقب «ایران پل پیروزی» که در جریان جنگ جهانی دوم رایج شده بود در اصل قدردانی بود از نقش راه آهن ایران برای نجات متفقین داشت.
منبع: سایت رهنما
اشتراک گذاری:
گزارش خطا
ارسال نظرات