- فرجام اغتشاشات در ایران
- ترامپ کمی تاریخ بخواند!
- سیگنال فوری همتی به بازار؛ دلار رسمی بالا آمد، دلار آزاد عقب نشست
- پیام تسلیت رهبر انقلاب در پی درگذشت حجتالاسلام صالحیمنش
- حنظله گوشی «نفتالی بِنِت» را هک کرد
- عکس / تصاویر دیده نشده از شهید رائد سعد
- بانک اهداف در جنگ شناختی
- کشتار دانشجویان در ۱۶ آذر و یک سند تاریخی از شکنجه مخالفان با «خرس» در دوره پهلوی!
- آیا نبرد حضرموت نقشه یمن را تغییر خواهد داد؟
- یادداشت ها / آیا پایان ماه عسل صهیونیستها در سوریه نزدیک است؟!
- قیام جوانان سوری | پیام عملیات «بیت جن» برای جولانی و صهیونیستها
- بسیج تمدنساز، نفس آخر استکبار
- دومین شب مراسم عزاداری شهادت حضرت فاطمه(س) با حضور رهبر انقلاب
- انصارالله: جنگافروزی عربستان علیه یمن عواقب سنگینی دارد
- منظور: برنامه هفتم با کار کارشناسی کمسابقه تدوین شد/ بخش بزرگ برنامه قابل اجراست
سهشنبه ؛ 07 بهمن 1404 خلع سلاح شبهنظامیان عراقی تحت حمایت ایران بدون پرداختن به جهادیهای سوریه، نتیجهای نخواهد داشت.
موسسه استیمسون آمریکا : 21 ژانویه – 1 بهمن 1404
www.stimson.org
نویسنده: لاوک غفوری
نشر محتوای مقالات در اندیشکده های خارجی صرفا به منظور درک مناسبات تحلیلی خارجی و هم افزایی تحلیلی مخاطبان بوده و موسسه تبیین محتواهای مزبور را رد یا تأیید نمی کند.
بدون راهحلهای ساختاری که هر دو جبهه را با هم پوشش دهد، منطقه به سمت چرخه دیگری از خشونت فرقهای پیش میرود.
تشدید سریع درگیریها در شمال شرقی سوریه دیگر یک رویارویی محلی بین نیروهای دولتی سوریه و واحدهای تحت رهبری کردها نیست؛ بلکه نشاندهنده یک تغییر استراتژیک با پیامدهای مستقیم و فوری برای عراق است.
برای بغداد، مشکل واضح است: بسیاری از عناصر درون نیروهای دولت سوریه، شبهنظامیان سابق داعش یا جنگجویانی با پیشینه افراطگرایی هستند و به طور پیوسته به سمت مناطق مرزی پیشروی میکنند. در پاسخ، رسانههای دولتی عراق در ۱۸ ژانویه تأیید کردند که واحدهای بیشتری از جبهه بسیج مردمی (PMF) وابسته به ایران در امتداد مرز سوریه و عراق در نینوا مستقر شدهاند، در حالی که واحدهای ارتش عراق نیز در امتداد مرز الانبار مستقر شدهاند . چشمانداز رویارویی این دو نیروی ایدئولوژیک در امتداد مرز عراق صرفاً یک نگرانی امنیتی نیست - بلکه به طور بالقوه فاجعهبار است.
اینکه جنگ در سوریه با فشار مداوم ایالات متحده بر بغداد برای خلع سلاح شبهنظامیان تحت حمایت ایران همزمان شده است، در حالی که جهادگرایان سنی سوریه را برای فعالیت و پیشروی به سمت مرز آزاد گذاشته است، نه تنها غیرواقعبینانه است، بلکه از نظر استراتژیک نیز سادهلوحانه است. برای عراق و تهران، چنین انتظاری با ناباوری تلقی خواهد شد. بغداد نمیتواند بدون تضمینهای مشخص مبنی بر مهار عناصر افراطی سوری، کاهش نفوذ نیروهای نیابتی مسلح خود را در نظر بگیرد، در غیر این صورت این کشور با خطر تبدیل مرز به میدان نبرد فعال بعدی مواجه خواهد شد.
هرگونه بحث جدی در مورد خلع سلاح گروههای مسلح تحت حمایت ایران در عراق که همزمان با سرنوشت جنگجویان افراطی سنی خارجی در سوریه روبرو نشود، از واقعیتهای پویایی درگیریهای خاورمیانه جداست.
برخورد با این موارد به عنوان مسائل جداگانه، عملکرد واقعی اکوسیستمهای نظامی را نادیده میگیرد: فشار اعمال شده در یک صحنه تقریباً بلافاصله جریانهای نظامی را به صحنه دیگر تغییر شکل میدهد. عراق از نظر جغرافیایی و سیاسی در محل تلاقی این فشارها قرار دارد و ثبات آن را نمیتوان با تلاش برای جداسازی یک مشکل از مشکل دیگر تضمین کرد.
روایت سیاسی غالب در میان پایتختهای غربی و برخی از رهبران عراقی این فرض را مطرح میکند که شبهنظامیان متحد ایران میتوانند خلع سلاح شوند در حالی که گروههای افراطی سنی در سوریه بدون سرایت [به خارج] خنثی میشوند. این تصور اساساً ناقص است. این پروندههای امنیتی عمیقاً به هم پیوسته هستند و عراق عواقب بیثباتی ناشی از سوریه را متحمل میشود.
از زمان فروپاشی رژیم بشار اسد در اواخر سال ۲۰۲۴، سوریه همچنان مملو از جهادگرایان خارجی و شبکههای افراطی است، همانطور که قتل سه آمریکایی توسط داعش در دسامبر ۲۰۲۵ گواه آن است. اخیر گزارشهای نشان میدهد که دولت اسلامی در سال ۲۰۲۵ با سوءاستفاده از بیثباتی منطقهای و شکافهای امنیتی، در حال فعالسازی مجدد جنگجویان و افزایش جذب نیرو در سراسر سوریه و عراق بوده است.
شبهنظامیان آواره با تحت فشار قرار گرفتن، محو نمیشوند. آنها با تغییر صحنه نبرد، و با سوءاستفاده از محیطهای سهلگیرانه برای تجدید قوا، خود را وفق میدهند، نه اینکه مبارزه مسلحانه را رها کنند.
برای عراق، نزدیکترین محیطِ مجاز، استانهای با اکثریت سنی آن است. مناطقی مانند موصل، صلاحالدین و انبار در طول کنترل منطقهای داعش ویران شدند و هنوز با حکومت ضعیف، نارضایتیهای سیاسی حلنشده و بیاعتمادی بین جوامع و مقامات مرکزی بغداد دست و پنجه نرم میکنند.
در همین حال، واشنگتن همچنان به فشار بر رهبری عراق برای خلع سلاح گروههای مسلح تحت حمایت ایران ادامه میدهد و این موضوع را به عنوان مسئلهای مربوط به حاکمیت ملی و اصلاحات امنیتی مطرح میکند.
اگرچه در اصل قابل درک است، اما این امر ماهیت سیاسی این شبهنظامیان را نادیده میگیرد. آنها از طریق طراحی استراتژیک عمدی ایران برای تغییر دائمی موازنه قدرت عراق پس از حمله ایالات متحده در سال ۲۰۰۳ و سرنگونی رژیم صدام حسین ظهور کردند.
بسیاری از گروههای مسلح همسو با ایران زیر چتر نیروهای بسیج مردمی (PMF) فعالیت میکنند و ضمن حفظ استقلال عملیاتی و همسویی ایدئولوژیک مستقیم با تهران، از پوشش قانونی نیز برخوردارند. نفوذ آنها حوزههای سیاسی، اقتصادی و امنیتی را در بر میگیرد و نقشهای قابل توجهی را در صحنههای عراق و سوریه ایفا کردهاند - نمونهای بارز از طراحی فراملی.
محاسبات استراتژیک تهران نه بر جوامع سنی به شکلی که در حال حاضر وجود دارند، بلکه بر آنچه بازیگران سنی قدرتمند در صورت حمایت خارجی میتوانند به آن تبدیل شوند، متمرکز است. یک رژیم تحت سلطه سنیها در دمشق - به ویژه رژیمی که مشروعیت خود را از مقاومت مسلحانه یا شبکههای جنگجویان خارجی میگیرد - یک روایت متقابل قدرتمند ارائه میدهد که میتواند در سراسر استانهای سنینشین عراق طنینانداز شود و وضعیت ژئوپلیتیکی موجود را که تهران به دنبال حفظ آن است، تهدید کند.
برای تهران و متحدانش، سوریه یک مسئله وجودی است، نه صرفاً تاکتیکی. از دیدگاه آنها، خلع سلاح شبهنظامیان طرفدار ایران در عراق در حالی که افراطگرایان و جهادیهای سنی مسلح و متحرک در سوریه باقی میمانند، خودکشی استراتژیک خواهد بود و مکانیسمهای بازدارندگی حیاتی در برابر تهدیدات آینده را از بین میبرد.
مرزها به طور جادویی ستیزهجویی را مهار نمیکنند؛ بلکه آن را هدایت میکنند. مرز عراق و سوریه از نظر تاریخی به عنوان مجرایی برای جنبشها و ایدئولوژیهای ستیزهجویانه عمل کرده است و این تصور سادهانگارانه را که درگیریها را میتوان به طور مرتب در مرزهای ملی مهار کرد، تضعیف میکند.
درخواست دوگانه واشنگتن - مبنی بر اینکه عراق شبهنظامیان شیعه را خلع سلاح کند در حالی که جهادگرایان سنی خارجی در سوریه خنثی شوند - فرض را بر این میگذارد که این فرآیندها میتوانند به صورت جداگانه اتفاق بیفتند. اما نمیتوانند. ثبات عراق مستقیماً تحت تأثیر اتفاقاتی است که در داخل و خارج از مرزهای آن رخ میدهد. نادیده گرفتن این وابستگیهای متقابل، خطر تکرار اشتباهات گذشته را به همراه دارد، زمانی که نادیده گرفتن سرریز شدن [مشکلات] سوریه به ظهور مجدد داعش و فروپاشی تقریبی امنیت دولتی عراق کمک کرد.
در نهایت، تا زمانی که جهادیهای سنی در سوریه و جهادیهای شیعه در عراق حضور دارند، موانع ساختاری برای عادیسازی روابط بغداد و دمشق همچنان پابرجا خواهد بود. دیپلماسی به تنهایی نمیتواند بر نفوذ ایدئولوژی و بازیگران مسلحی که واقعیتهای امنیتی را در صحنه تعریف میکنند، غلبه کند.
اگر به این پویاییها رسیدگی نشود، عراق به عنوان حائلی که تقابل بین نیروهای منطقهای رقیب را خنثی میکند، عمل نخواهد کرد. در عوض، این کشور در معرض خطر تبدیل شدن به میدان نبردی است که در آن رقابتهای سنی و شیعه از طریق نیروهای نیابتی انجام میشود. انتظار از بغداد (با کمک تهران) برای خلع سلاح گروههای تحت حمایت ایران بدون یک استراتژی واقعبینانه برای مقابله با شبکههای جهادی خارجی سوریه، خوشبینی نیست - این یک برداشت نادرست از قدرت، تاریخ و منطق بقا است.
بدون راهحلهای ساختاری که هر دو جبهه را با هم پوشش دهد، منطقه به سمت چرخه دیگری از خشونت فرقهای پیش میرود و عراق بار دیگر بیشترین هزینه را خواهد پرداخت.
ارسال نظرات