- فرجام اغتشاشات در ایران
- ترامپ کمی تاریخ بخواند!
- سیگنال فوری همتی به بازار؛ دلار رسمی بالا آمد، دلار آزاد عقب نشست
- پیام تسلیت رهبر انقلاب در پی درگذشت حجتالاسلام صالحیمنش
- حنظله گوشی «نفتالی بِنِت» را هک کرد
- عکس / تصاویر دیده نشده از شهید رائد سعد
- بانک اهداف در جنگ شناختی
- کشتار دانشجویان در ۱۶ آذر و یک سند تاریخی از شکنجه مخالفان با «خرس» در دوره پهلوی!
- آیا نبرد حضرموت نقشه یمن را تغییر خواهد داد؟
- یادداشت ها / آیا پایان ماه عسل صهیونیستها در سوریه نزدیک است؟!
- قیام جوانان سوری | پیام عملیات «بیت جن» برای جولانی و صهیونیستها
- بسیج تمدنساز، نفس آخر استکبار
- دومین شب مراسم عزاداری شهادت حضرت فاطمه(س) با حضور رهبر انقلاب
- انصارالله: جنگافروزی عربستان علیه یمن عواقب سنگینی دارد
- منظور: برنامه هفتم با کار کارشناسی کمسابقه تدوین شد/ بخش بزرگ برنامه قابل اجراست
يکشنبه ؛ 05 بهمن 1404 مهندسی خاموش بحران ونزوئلا در اروپا

تحولات سیاسی و اقتصادی ونزوئلا از دوران هوگو چاوز تا ریاستجمهوری نیکلاس مادورو، این کشور را به یکی از حساسترین میدانهای رقابت ژئوپلیتیکی در نیمکره غربی بدل کرده است. برخورداری از عظیمترین ذخایر اثباتشده نفت جهان، ونزوئلا را در کانون توجه قدرتهای غربی بهویژه ایالات متحده قرار داده است. آنچه در این چارچوب از آن با عنوان «ربایش مادورو» یاد میشود، الزاماً به معنای حذف فیزیکی نیست؛ بلکه پروژهای چندلایه برای بیاعتبارسازی سیاسی، تضعیف حاکمیت و سوق دادن این کشور به مدار اقتصادی و سیاسی مطلوب واشنگتن است. در این مسیر، نقش سه قدرت اصلی اروپایی، آلمان، فرانسه و انگلیس، بیش از آن است که بتوان آن را حاشیهای یا منفعلانه تلقی کرد.
همآوایی پنهان اروپا با راهبرد آمریکا
سیاست کشورهای محوری اروپا در قبال ونزوئلا بر دو پایه اصلی استوار است: تضمین منافع انرژی و صیانت از نظمی بینالمللی که قواعد آن را غرب تعریف کرده است. آلمان بهعنوان ستون اقتصادی اتحادیه اروپا و فرانسه بهمثابه بازیگری امنیتی و هستهای، نگران تثبیت الگویی سیاسی هستند که با لیبرالیسم اقتصادی غرب همخوانی ندارد و میتواند الهامبخش سایر کشورهای آمریکای لاتین باشد.
از منظر اقتصادی، تداوم دولت مادورو مانعی جدی برای ورود شرکتهای بزرگ اروپایی به بخش نفت و گاز ونزوئلاست؛ بخشی که با سیاستهای ملیسازی و کنترل شدید دولت، از دسترس سرمایهگذاران خارجی خارج شده است. تضعیف یا سقوط این دولت، فرصت بازطراحی بازار انرژی ونزوئلا به نفع بازیگران غربی را فراهم میکند.
در بعد امنیتی نیز، انگلیس و آلمان خود را ملزم به حفظ انسجام ناتو و پیوندهای آتلانتیکی میدانند. اختلافهای تاکتیکی با واشنگتن، هرگز به معنای فاصلهگیری راهبردی نیست. در پرونده ونزوئلا، این همسویی به پذیرش روایت جعلی «نامشروع بودن» دولت مادورو و حمایت از هر مسیر جایگزینی قدرت مطابق تعریف آمریکا انجامیده است.
فرانسه و بازی دوگانه در مدیریت بحران
در میان کشورهای اروپایی، فرانسه نقشی متمایز و پیچیدهتر ایفا میکند. پاریس همزمان دو روایت را پیش میبرد؛ الگویی که میتوان آن را نوعی «دوگانگی کنترلشده» دانست. از یک سو، مقامات فرانسوی بر ضرورت رعایت حقوق بشر، انتخابات آزاد و چارچوبهای حقوق بینالملل تأکید میکنند تا چهرهای اصولگرا از اروپا به نمایش بگذارند؛ رویکردی که در رقابت رسانهای با روسیه و چین اهمیت مضاعف دارد.
از سوی دیگر، فرانسه در مقاطع حساس، از ساختارهای جایگزین قدرت و چهرههایی، چون خوان گوایدو بهعنوان «دولت موقت» حمایت سیاسی آشکار به عمل آورده است. این تناقض ظاهری یعنی نقد ملایم روشهای تند آمریکا در کنار پشتیبانی جدی از هدف نهایی غرب یعنی تغییر رژیم، ابزاری برای کاهش هزینههای سیاسی است. در صورت موفقیت پروژه، اروپا میتواند خود را مدافع راهحلهای مسالمتآمیز معرفی کند و در صورت شکست، از پذیرش مسئولیت مستقیم بگریزد. این رویکرد، بخشی از یک عملیات حسابشده رسانهای و افکارساز است.
سرویسهای اطلاعاتی؛ ستون نامرئی مداخله
سازمانهای اطلاعاتی اروپا از جمله DGSE فرانسه، BND آلمان و MI۶ انگلیس سابقهای طولانی در آمریکای لاتین دارند و در سناریوهای پیچیدهای مانند تضعیف یا حذف سیاسی مادورو، نقش کلیدی ایفا میکنند. این نقش را میتوان در سه سطح بررسی کرد:
نخست، گردآوری و تبادل اطلاعات. دادههای مربوط به ساختارهای امنیتی، شکافهای درون حاکمیت و تحرکات نیروهای وفادار به مادورو، از طریق کانالهای رسمی و غیررسمی در اختیار شرکای آمریکایی قرار میگیرد.
دوم، شکلدهی به بستر عملیاتی. نفوذ در شبکههای اقتصادی، دیپلماتیک و حتی اجتماعی، امکان پشتیبانی لجستیکی از نیروهای مخالف، تأمین مالی پنهان یا تسهیل مسیرهای خروج و پناهندگی را فراهم میسازد. سوم، مدیریت روایت پس از بحران. کنترل جریان اطلاعات و جلوگیری از افشای نقش مستقیم اروپا، به تثبیت روایت رسمی مبنی بر «واکنش به یک بحران داخلی» کمک میکند و مسئولیت مداخله خارجی را کمرنگ میسازد.
ابزارهای فشار؛ از تحریم تا اهرمهای نرم
تحریمهای اتحادیه اروپا علیه مقامات ونزوئلا، اگرچه به گستردگی تحریمهای آمریکا نیست، اما کارکرد مکمل دارد. این محدودیتها شبکه مالی دولت را هدف میگیرند و بانکها و شرکتهای اروپایی را به قطع ارتباط با حلقه قدرت در کاراکاس وادار میکنند. پیامد آن، تشدید انزوای مالی و افزایش فشار بر اقتصاد ملی ونزوئلاست. در کنار این، حمایت از نهادهای حقوق بشری و سازمانهای غیردولتی منتقد دولت، نقش یک ابزار نرم، اما مؤثر را ایفا میکند. این نهادها با تغذیه اطلاعاتی هدفمند، زمینه تقویت پروندههای حقوقی و تبلیغاتی علیه دولت مستقر را در مجامع بینالمللی فراهم میآورند.
ضرورت هوشیاری در برابر «راستنمایی ساختگی»
رفتار آلمان، فرانسه و انگلیس در قبال ونزوئلا، نمونهای روشن از سیاست خارجی دوسطحی است: همگرایی واقعی در پشت پرده و نمایش اختلاف در عرصه عمومی. اروپا نمیتواند در پروندهای با این سطح از اهمیت راهبردی، از آمریکا جدا شود؛ اما برای حفظ اعتبار جهانی و مدیریت افکار عمومی داخلی، فاصلهای نمایشی ایجاد میکند. مجموعه این اقدامات—از مواضع دوپهلو تا حمایتهای اطلاعاتی و مالی پنهان، تصویری از یک پروژه هماهنگ برای حذف سیاسی مادورو ترسیم میکند. درک این «صداقت نمایشی» و آگاهی از همراهی عملی اروپا با واشنگتن در پروژه تغییر رژیم، شرط لازم برای فهم تحولات آینده آمریکای لاتین است. در سیاست قدرتهای غربی، گاه سکوتهای هماهنگ و تناقضهای ظاهری، مؤثرترین شکل همکاری به شمار میروند.
نویسنده: سعید سبحانی
ارسال نظرات