- فرجام اغتشاشات در ایران
- ترامپ کمی تاریخ بخواند!
- سیگنال فوری همتی به بازار؛ دلار رسمی بالا آمد، دلار آزاد عقب نشست
- پیام تسلیت رهبر انقلاب در پی درگذشت حجتالاسلام صالحیمنش
- حنظله گوشی «نفتالی بِنِت» را هک کرد
- عکس / تصاویر دیده نشده از شهید رائد سعد
- بانک اهداف در جنگ شناختی
- کشتار دانشجویان در ۱۶ آذر و یک سند تاریخی از شکنجه مخالفان با «خرس» در دوره پهلوی!
- آیا نبرد حضرموت نقشه یمن را تغییر خواهد داد؟
- یادداشت ها / آیا پایان ماه عسل صهیونیستها در سوریه نزدیک است؟!
- قیام جوانان سوری | پیام عملیات «بیت جن» برای جولانی و صهیونیستها
- بسیج تمدنساز، نفس آخر استکبار
- دومین شب مراسم عزاداری شهادت حضرت فاطمه(س) با حضور رهبر انقلاب
- انصارالله: جنگافروزی عربستان علیه یمن عواقب سنگینی دارد
- منظور: برنامه هفتم با کار کارشناسی کمسابقه تدوین شد/ بخش بزرگ برنامه قابل اجراست
يکشنبه ؛ 05 بهمن 1404 کانادا به سوی شرق... آغاز دومینوی فروپاشی اتحاد آتلانتیکی؟
تلاشهای دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا برای تصرف گرینلند و اعمال تعرفه بر کشورهای غربی موجی از نگرانی را در میان متحدان واشینگتن ایجاد کرده است، به گونهای که کانادا بیش از سایرین نسبت به پیامدهای امنیتی و سیاسی این روند احساس خطر میکند. در همین زمینه، مقامات کانادایی طی روزهای اخیر واکنشهای گستردهای را نسبت به سیاستهای دولت ترامپ نشان دادهاند.
مارک کارنی، نخست وزیر کانادا با انتقاد شدید از اظهارات ترامپ اخیر گفت:«کانادا به خاطر آمریکا زنده نیست و کانادا بابت ارزشهای خودش رونق دارد». مارک کارنی گفت که کانادا میتواند به جهان نشان دهد آینده لزوما استبدادی نخواهد بود.
کارنی بدون ذکر نام ترامپ اعمال زور توسط قدرتهای بزرگ بر کشورهای کوچکتر را محکوم کرد. نخست وزیر کانادا با بیان اینکه اوتاوا و واشینگتن همکاری قابل توجهی در زمینههای اقتصاد، امنیت و تبادل فرهنگی غنی ایجاد کردهاند، ادامه داد:«ما در خانه خود ارباب هستیم، این کشور خودمان است، آینده ماست و انتخاب با ماست».
اظهارات کارنی پس از آن صورت گرفت که ترامپ گفته بود:«کانادا به خاطر ایالات متحده زنده است. مارک، دفعه بعد که اظهاراتت را بیان میکنی، این را به خاطر داشته باش». در پی اظهارات کارنی، ترامپ دعوت از کانادا برای عضویت در شورای صلح غزه را هم پس گرفت و نشان داد که تنشها بین دو کشور همسایه به مرحله بیسابقهای رسیده است.
واگرایی در نظم غربی
تحولات اخیر در روابط آمریکا با متحدانش نشان دهنده تغییر مهمی در معماری امنیتی و سیاسی جهان غرب است. سیاست خارجی دولت ترامپ با اتخاذ رویکردی یکجانبه، واگرایی قابلتوجهی را در درون ائتلاف آتلانتیک شمالی ایجاد کرده و پرسشهایی بنیادین درباره ماهیت آینده نظم لیبرال غربی مطرح ساخته است.
دولتهای اروپایی و کانادا از این بیم دارند که آمریکا از نقش «قدرت حامی» فاصله گرفته و به سمت «قدرت تجدیدنظرطلب» در بلوک غرب حرکت کند. نخستین نشانههای این تحول در قالب سیاستهای اقتصادی دولت ترامپ آشکار شد، از جمله اعمال تعرفههای سنگین بر متحدان اروپایی و کانادا و تهدید به لغو توافقات تجاری. اما چرخش اصلی زمانی شکل گرفت که کاخ سفید موضوع تصرف گرینلند را مطرح کرد، اقدامی که نه تنها برای دانمارک بلکه برای کل اتحادیه اروپا جنبه راهبردی دارد.
گرینلند به دلیل موقعیت ژئواستراتژیک در قطب شمال، دسترسی به منابع کمیاب و اهمیت آن در رقابت قدرتهای بزرگ همواره برای غرب اهمیت داشته است اما اینکه واشینگتن این موضوع را نه از منظر همکاری جمعی بلکه با منطق تملک سرزمینی پیگیری کند، برای غربیها غافلگیرکننده و نگرانکننده بود. در این نقطه بود که برخی رهبران اروپایی از جمله نخست وزیر بلژیک اعلام کردند که «اروپا برده آمریکا نیست» و حفظ قلمرو و منافع اروپایی چیزی نیست که بتوان به سادگی آن را تحت تملک دیگران درآورد.
ترامپ بارها تأکید کرده که موجودیت و قدرت ناتو نتیجه «سخاوت آمریکا» است و اگر واشینگتن حمایتهای خود را کاهش دهد، این پیمان نظامی برای بقا دچار مشکل خواهد شد. همین ادعاها، برخی رهبران اروپایی را بر آن داشته تا نشان دهند اروپا حتی بدون آمریکا نیز میتواند در عرصه بینالمللی نقشآفرین باشد و بر بحرانهای منطقهای غلبه کند.
اروپا و کانادا سیاستهای جاهطلبانه ترامپ را امپریالیستی میدانند، اقدامی که گویی هدفش تسلط بر جوامع غربی و بلعیدن متحدان سنتی واشینگتن است.
نگرانی کانادا از توسعهطلبی ارضی ترامپ
در چنین شرایطی، اقدامات ماجراجویانه ترامپ موجب شده که کانادا به عنوان شریک راهبردی آمریکا در آمریکای شمالی بیش از هر زمان دیگری نسبت به امنیت و منافع خود احساس خطر کند. علاقه شدید ترامپ به کانادا و تصاحب گرینلند بخشی از استراتژی گستردهتر او برای تثبیت نفوذ و قدرت در نیمکره غربی است.
بنابراین، اتاوا بر این باور است که اگر واشینگتن امروز گرینلند را تحت کنترل خود درآورد، ممکن است فردا کانادا نیز به چنین سرنوشتی دچار شود. اخیراً برخی نزدیکان ترامپ در افشا کردهاند که گام بعدی ترامپ در مسیر کنترل جهانی ممکن است شامل کانادا باشد، نکتهای که نگرانیهای استراتژیک مقامات کانادایی را شدت بخشیده و آنها را به اتخاذ مواضع قاطعتر و آمادگی برای مقابله با اقدامات یکجانبه واشینگتن واداشته است.
این اقدامات به خاطر مواضع تند ترامپ است که در ماههای اخیر بارها مدعی شده کانادا باید «ایالت پنجاهویکم» آمریکا باشد. این نوع گفتمان حتی اگر ماهیتی نمادین داشته باشد نشانهای از تغییر در ذهنیت راهبردی واشینگتن است، پارادایمی که کانادا نمیتواند آنرا نادیده بگیرد، به ویژه با توجه به داشتن هزاران کیلومتر مرز مشترک و وابستگی اقتصادی گسترده میان دو کشور.
از اینرو، مقامات کانادا در برابر سیاستهای یکجانبه واشینگتن تلاش میکنند موضعی تندتر اتخاذ کنند، چرا که میدانند هر گونه کوتاهی میتواند پیامدهایی جبرانناپذیر برای امنیت و منافع ملی کشور به دنبال داشته باشد. اعلام آمادگی اخیر اتاوا برای اعزام نیرو به گرینلند نیز در همین راستا قابل تفسیر است، اقدامی که با همکاری متحدان اروپایی انجام میشود تا نفوذ و اقدامات ترامپ در تصرف سرزمینهای غربی محدود شود.
این رویکرد، علاوهبر بعد نظامی، پیامی راهبردی نیز به واشینگتن ارسال میکند که اروپا و آمریکای شمالی دیگر نمیتوانند اقدامات یکجانبه آمریکا را بدون پاسخ تحمل کنند و هر گونه تکرار چنین سیاستهایی با مقاومت جمعی مواجه خواهد شد.
گرایش کانادا به شرق
اگرچه کشورهای غربی پس از پایان جنگ جهانی دوم همواره تلاش کردند قدرتهای شرقی را مهار کرده و نظم لیبرال غربی را متحد و مستحکم نگه دارند اما اکنون رویکردهای امپریالیستی آمریکا باعث شده که متحدانی مانند کانادا به سوی قدرتهای نوظهور شرقی گرایش پیدا کنند که به عنوان رقبای جدی واشینگتن در عرصه جهانی شناخته میشوند.
در این چارچوب، نخست وزیر کانادا در بحبوحه تنشها با آمریکا از افزایش روابط اقتصادی کشورش با چین خبر داد. مارک کارنی که هفته گذشته به پکن سفر کرده بود، در دیدار با «شی جینپینگ»، رئیس جمهور چین اظهار امیدواری کرد که این سفر آغاز دوران جدیدی از رشد و توسعه روابط میان کانادا و چین و به ویژه پیوندهای اقتصادی میان این دو کشور باشد. کارنی همچنین با اشاره به اینکه اتاوا تمایل دارد اقتصاد بزرگ چین به یکی از بازارهای هدف برای محصولات صادراتی کانادا تبدیل شود، گفت:«هدف من از این سفر گسترش تبادلات تجاری دوجانبه است».
کارنی از کاهش تعرفههای تجاری بین دو کشور خبر داد و اظهار امیدواری کرد که این اقدام بتواند روابط اقتصادی دو کشور را بهبود بخشد. کارنی گفت:«در جریان توافقات صورت گرفته بین دو کشور قرار است بیش از 49هزار دستگاه خودروی الکتریکی از چین وارد کانادا شود. کاناداییها میگویند واردات دیگر کالاها نیز از چین افزایش پیدا خواهد کرد». دولت چین نیز ضمن استقبال از روابط اقتصادی دو کشور اعلام کرد که از این پس روادید جهانگردان کانادایی به صورت رایگان صادر خواهد شد.
افزایش تنشهای سیاسی و تجاری میان کانادا و دولت ترامپ، فضای ژئوپلیتیکی تازه ایجاد کرده و اتاوا را به فکر تنوع بخشی به شرکای اقتصادی و امنیتی خود واداشته است و چین به عنوان دومین اقتصاد جهان میتواند نقش کلیدی و تأثیرگذاری در این مسیر ایفا کند.
از منظر راهبردی، کانادا نمیخواهد سیاست خارجی خود را صرفاً بر محور آمریکا تعریف کند، زیرا وابستگی بیش از حد به واشینگتن آسیبپذیری ساختاری ایجاد میکند. این آسیبپذیری در دوره ترامپ با اعمال تعرفههای تجاری، تهدید به لغو توافقات دوجانبه و اظهارات تند نسبت به متحدان غربی آشکار شد و نشان داد که نظم سنتی دیگر قابل اتکا نیست.
در چنین شرایطی، چین برای کانادا به یک گزینه جایگزین مهم تبدیل میشود، نه فقط به دلیل وزن اقتصادی پکن بلکه به دلیل نقش آن در بازتعریف روابط قدرت جهانی. اتاوا بر این باور است که همکاری با چین میتواند وزن چانهزنی آنرا در برابر واشینگتن افزایش دهد و مانع از تبدیل شدن کانادا به بازیگری منفعل در آمریکای شمالی گردد.
بنابراین، گرایش کانادا به سمت چین صرفاً یک تاکتیک اقتصادی نیست بلکه بخشی از تلاش بزرگتر برای افزایش جایگاه راهبردی خود در نظم در حال تغییر جهانی است. به همین دلیل بود که ترامپ وحشت زده از همکاریهای اقتصادی دو کشور، گفت که «چین در آینده کانادا را خواهد بلعید» تا شاید بتواند از تعمیق روابط غربیها با رقیب نوظهور جلوگیری کند اما غافل از اینکه جاهطلبیهای خود او، شرکای واشینگتن را به دامن پکن انداخته است.
از سوی دیگر، با توجه به سیاستهای امپریالیستی ترامپ علیه متحدان اروپایی انتظار میرود سایر کشورهای غربی نیز به سمت گسترش همکاریهای راهبردی با چین حرکت کنند، این اقدام میتواند انسجام ائتلاف غربی را متزلزل کرده و کفه قدرت را به سمت قدرتهای شرقی سنگین سازد و در نتیجه با فاصله گرفتن متحدان از واشینگتن، نفوذ و تأثیرگذاری آمریکا در عرصه جهانی هم بهطور چشمگیری کاهش خواهد یافت.
ارسال نظرات