پرسش و پاسخ

04 بهمن 1404 - 11:44
مروری بر یادداشت روزنامه‌های شنبه چهارم بهمن ماه ۱۴۰۴

یادداشت ها / نمی از دریای مدیریت حکیمانه رهبر در فتنه عظیم دی‌ماه

یادداشت ها / نمی از دریای مدیریت حکیمانه رهبر در فتنه عظیم دی‌ماه
نقش رهبری توامان دینی و سیاسی در نظام‌های دین‌پایه، بسیار اساسی و دارای پیچیدگی‌هایی است. آنانکه با این موضوع ارتباط نزدیک برقرار نکرده‌اند، قادر به درک آن نیستند و از این‌رو در تجزیه و تحلیل رخدادهای جوامع دارای نظام دینی دچار خطا می‌شوند.
کد خبر : 21173

تبیین:

یاد

نمی از دریای مدیریت حکیمانه رهبر در فتنه عظیم دی‌ماه

سعدالله زارعی

نقش رهبری توامان دینی و سیاسی در نظام‌های دین‌پایه، بسیار اساسی و دارای پیچیدگی‌هایی است. آنانکه با این موضوع ارتباط نزدیک برقرار نکرده‌اند، قادر به درک آن نیستند و از این‌رو در تجزیه و تحلیل رخدادهای جوامع دارای نظام دینی دچار خطا می‌شوند.
رهبری توامان دینی و سیاسی دارای قدرت «هدایت همه‌جانبه»، «بسیج‌کنندگی»، «اعتمادسازی»، «مدیریت درست ظرفیت‌ها»، «سرعت دادن به راه‌حل‌ها»، «کاستن از هزینه‌ها»، «حرکت بر مدار اولویت‌ها و نیز دفع مخاطرات اصلی» و «انسجام‌بخشی» می‌باشد.
قدرت رهبران در جوامع به‌هنگام مواجهه با تحولات عظیم و خطرات بزرگ سنجیده می‌شود. آنانکه در بزنگاه‌ها سکوت می‌کنند یا مواضع غیرشفاف می‌گیرند و یا با تاخیر موضع می‌گیرند، بر عدم صلاحیت مدیریتی خود مهر تایید می‌زنند.
یکی از صحنه‌های مهمی که با آن می‌توان اندازه صلاحیت و توانایی رهبر معظم انقلاب اسلامی را مورد سنجش قرار داد، همین صحنه اخیر است؛ فتنه عظیمی که با تدارک وسیع دشمنان راه افتاد و هدف اصلی آن انهدام ایران بود که با کلید رمز انحلال جمهوری اسلامی دنبال شد. بسیاری از کشورها با چنین موقعیت‌هایی مواجه شده‌اند و سرنوشت و انتهای کار آن‌ها پیش روی ماست. در همه مواردی که کشوری در تندباد حفظ شده و نیز در همه مواردی که در تندبادهای سیاسی، امنیتی و اقتصادی، کشوری به راه ویرانی رفته، در گام اول باید به نقش رهبران توجه کرد. بله نقش توده‌ها، نقش هر کدام از ساختارهای حاکمیتی، نقش دستگا‌ه‌های نظامی، انتظامی و دستگاه‌های ارتباطی در جای خود «بسیار مهم» است،‌اما هیچ‌کدام از آن‌ها به پای نقش «رهبری» نمی‌رسند کمااینکه کارکرد درست هرکدام از این ساختارها و موقعیت‌ها هم به‌ کارکرد درست رهبری ارتباط دارد. البته همینجا باید بر این نکته هم تصریح داشت که برای اینکه رهبری بتواند نقش بی‌بدیل و اساسی خود را در وقت خود و با سرعت لازم انجام دهد بازوان قدرتمند حاکمیتی می‌خواهد.
مهم‌ترین خصوصیت فتنه چند روزه اخیر «پیچیدگی» آن است. به این دلیل تعبیر رهبر معظم انقلاب، از حوادث اخیر، «فتنه» بود. اما عناصر این پیچیدگی چه بودند: حداقل هشت دلیل در اینجا قابل ذکر است؛ شرایط اقتصادی و وجود دلایل اجتماعی اعتراض، تحرکات شدید آمران، عاملان و پیاده‌نظام حوادث که از همیشه شدیدتر و فراتر از پیش‌بینی‌ها بود، پیامدهای روانی جنگ 12روزه در جامعه و به عبارتی حالت انتظار، فضای ذهنی جامعه از کارآمدی مدیران دولتی که منجر به کاهش مشارکت در انتخابا‌ت‌های قبل شده بود، دولتی که زیر فشار شدید افزایش قیمت‌ها قرار داشت و دشمنان، با دستیابی به زنجیره‌‌ای از افراد فعال اقتصادی در ایران مدیریت ارز و ریال را از دست آن خارج کرده بودند، اختلافاتی که در نهادهای اصلی حاکمیت و جناح‌های فعال آن در مورد درستی تصمیمات سطح دولتی وجود داشت، امکان گسترش یافتن شورش‌ها و وحشتی‌‌تر شدن شورشگران و امکان سطحی از ائتلاف‌سازی خارجی دوباره دشمنان علیه جمهوری اسلامی.
واضح است که در چنین شرایطی، دشمن اولا به افزایش هرچه بیشتر بگو‌مگوی داخلی در دستگاه‌های حاکمیتی، جناح‌ها و افکار عمومی ایرانیان نیاز دارد و ثانیا نیازمند از کارافتادن بازوان رهبری در اداره جامعه وقتی دچار بحران می‌شود می‌باشد یعنی از کارافتادن دولت (به عنوان بازوی رهبری در اداره جامعه) و دستگاه‌های نظامی- انتظامی و اطلاعاتی- به عنوان بازوی رهبری در خنثی‌سازی حرکت دشمن و ‌عادی‌سازی اوضاع می‌باشد. و ثالثا به ناامیدسازی مردم و به حاشیه‌راندن نقش حساس آنان در بزنگاه‌ها که در این حدود 48 سال بسیار موثر بو‌د‌ه‌اند.
در چنین فضایی مدیریت عالیه کشور در نهایت صعوبت و سختی قرار دارد چون با خصوصیاتی که یاد‌ شد، عملکرد مجاری اداره کشور هم در بخش اول و هم در بخش دوم با اخلال مواجه است. رهبری در چنین شرایطی باید در بحبوحه یک بحران فراگیر و قابل گسترش، رفع خلل‌های دستگاه‌ها بر دوش بکشد، و بازی را از دست دشمن جرار خارج کند.
با توجه به آنچه گفته شد، کارکرد رهبر عظیم‌الشان در این فتنه قابل‌توجه بسیار می‌باشد. اولا از بعد غافلگیری‌ها، علی‌رغم پاره‌‌ای غافلگیری‌ها در بعضی دستگاه‌های حساس، رهبر معظم انقلاب اسلامی در اوج هوشیاری قرار داشت. ایشان از چندین‌ماه پیش با استشمام فتنه هربار روی «وحدت جامعه» تاکید داشته و گاهی به طور خاص بعضی طیف‌های مشخص دارای داعیه‌های انقلابی‌‌گری که به این مهم کم‌توجه بودند و بنام دلسوزی برای نظام، کارکردی تفرقه‌آمیز داشتند را مورد خطاب قرار دادند و در مواردی به بعضی سرکرده‌های اختلاف‌افکنی در بعضی نهاد‌ها و جریانات تذکر خاص و خصوصی داده‌ و‌‌ آنان را از ادامه‌دادن به مسیر تفرقه بازداشتند. ما آثار این وحدت را در خنثی‌شدن فتنه عظیم آمریکایی دی‌ماه دیدیم. نکته دیگر در فرمایشات و دستورات و نظرات رهبر معظم انقلاب اسلامی که نقش پادزهر فتنه داشت، توجه دادن به حمایت از دولت بود. تاکید  چند باره ایشان بر این موضوع در حالی بود که بعضی به‌نام انقلابی‌گری، دولت را تخریب می‌کردند و افرادی در داخل و در اطراف آن هم دولت را ضعیف و شرایط کنونی کشور را غیر‌قابل دوام معرفی نموده‌اند. تاکید پی‌در‌پی‌ رهبر معظم بر حمایت از دولت، از یک‌سو سبب کاهش فشار عمومی بر دولت در شرایطی که وضع بازار و پاره‌ای تصمیمات دولتی اقتضای فشار فزاینده‌ای‌ داشت، شد و از سوی دیگر دولت را روحیه و انگیزه‌ای تازه‌ای بخشید. این تا آنجا پیش‌رفت که بسیاری از انقلابی‌های منتقد دولت حالا می‌توانستند به مواضع «بسیار انقلابی و صریح» رئیس‌جمهور افتخار نمایند. با توجه به اینکه یکی از مهم‌ترین هدف‌گیری‌های دشمن در فتنه عظیم دی‌ماه، منفعل و سر در گریبان کردن دولت و در نتیجه سدسازی حرکت اجتماعی رهبری در حین فتنه بود، حفظ دولت و تاکید بر آن و فعال‌سازی مضاعف آن در عرصه خدمات عمومی و برداشتن هرگونه فاصله ذهنی و عملی دولت از نظام، یک رکن مهم خنثی‌سازی فتنه بود که رهبر معظم آن را با درایت تمام و موفقیت کامل انجام داد.
یکی دیگر از جلوه‌های عملکرد ممتاز امام خامنه‌ای در عرصه مدیریت ذهنی جامعه و به‌خصوص نیروهای اجتماعی خط مقدم بود که گستردگی و عظمت‌ آتش‌سوزی‌ها و کشتارها، آنان را به شدت‌ نگران کرده و تا حدی احساس ضعف می‌کردند. رهبر معظم انقلاب اسلامی با فاصله چندساعت پس از آغاز فتنه عظیم که برخی از دوستان را نگران و دشمنان را به‌شدت امیدوار کرده بود، با مردم صحبت کردند، سخنرانی روز 19 دی تقریبا 12 ساعت پس از اغتشاش‌های امنیتی صورت گرفت. در اینجا رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار با جمع بزرگی از علما و مردم قم با طمانینه خاصی حضور پیدا کردند در حالی که درونی به‌شدت ناراحت از حوادث سنگین شب قبل داشتند، خود طمانینه چهره و گام‌های رهبری، در خارج شدن تشویش از دل‌های مومنان و از دل نیروهایی که در میدان در مقابل فتنه قرار داشتند، کار خود را کرد. وقتی ایشان در فرازی از بیان خود فرمودند «جمهوری اسلامی بحمدالله امروز سربلند، قوی، قدرتمند و آبرومند در دنیاست» قدرت بالای خود در خاموش کردن آتشی که با میلیون‌ها هیمه دشمنان خبیث افروخته شده، به دوستان و نیز به دشمنان نشان دادند و ثابت کردند نظام بر اوضاع مسلط است. ایشان همه آن هیمنه‌ای که با جنایت و آتش راه افتاده بود را اقدامی «تخریب‌گرایانه» خواندند یعنی قدرت دشمنان را در حد تخریب‌گری و نه از میان برداشتن نظام اسلامی یا حذف نام بلند ایران از عرصه نقش‌آفرینی در جهان تقلیل دادند و خطاب به عناصر فعال میدانی دشمن گفتند «شما هرکسی می‌خواهی باش، وقتی مزدور بیگانه شدی، برای بیگانه کار کردی، ملت تو را مردود می‌داند، نظام اسلامی هم تو را مردود می‌داند» سپس با قدرت از سرنگونی قطعی رئیس‌جمهور شرور آمریکا که آمر، طراح و تجهیزکننده اصلی فتنه بود، خبر دادند. سخنان 19 دی رهبر در واقع به اندازه اعزام صدها لشکر مجهز به میدان در از نفس‌انداختن فتنه عظیم دشمن، تاثیر داشت. با این سخنرانی دل‌ها در ایران آرام گرفت، نگرانی دوستان ایران در خارج از کشور برطرف شد، هاله‌ای از نگرانی و یأس در عوامل فعال و آمر در فتنه پدید آورد و نیروهای انتظامی، دفاعی و امنیتی کشور که نگرانی‌هایی داشتند را در میدان مواجهه با آشوب مصمم کرد.
یکی دیگر از جلوه‌های رهبری در مواجهه با این فتنه، سرعت بسیار زیاد در متوقف‌کردن آن بود. اسناد زیادی می‌گویند دشمنان در طراحی خود، راه‌اندازی آشوب، راه‌اندازی جنگ مسلحانه شهری، به صحنه‌آوردن عملیاتی دولت‌های اروپایی، حمله مستقیم نظامی به بقایای مقاومت در ایران پس از آنکه در جنگ داخلی فرسوده شد و دست آخر تشکیل جلسه شورای امنیت سازمان ملل و اعلام پایان جمهوری اسلامی در نظر گرفته بودند و در یک فرایند دیگر آغاز جداسازی بخش‌هایی از ایران را در نظر داشتند. با بررسی این اسناد درمی‌یابیم جنگ مسلحانه شهری که شامگاه پنجشنبه 18 دی‌ماه شروع شد، باید در روندی تصاعدی تا روز تشکیل جلسه شورای امنیت سازمان ملل ادامه می‌یافت و البته زمانی کمتر از یک ماه هم برای این فاصله متصور نبود اما چون فتنه در همان شب اول به بن‌بست رسید، آمریکا در روز 24 دی‌ماه یعنی یک هفته پس از راه‌اندازی جنگ مسلحانه، جلسه شورای امنیت سازمان ملل را تشکیل داد و به دلیل برجستگی شکست طراحان فتنه به «سیرک آمریکا» تعبیر گردید. در این میان رهبر معظم انقلاب با هوشیاری تمام، طراحی جنگ چندین روزه شهری دشمن را در هشت ساعت با شکست مواجه نمود. فتنه ساعت 8 شب گُر گرفت و تا چهار صبح جمعه با شدت استمرار داشت و در این میان خسارات عظیمی به مردم وارد شد و حدود 3 هزار نفر شهید و کشته شدند، اما 4 صبح اوضاع کاملاً تحت کنترل نیروهای انتظامی و امنیتی کشور درآمد به‌گونه‌ای که تحرکات دشمن در جمعه شب به حدود20 درصد و در شنبه شب به بین 2 تا 3 درصد رسید. کاملاً قابل محاسبه است که اگر آنطور که در نقشه پیچیده آمریکا آمده بود، عمر جنگ شهری در ایران از 8 ساعت و به عبارتی از دو روز به یک ماه و یا حتی به یک هفته به اعتبار جلسه شورای امنیت سازمان ملل در روز 24 دی می‌رسید و برنامه دشمن برای تصاعدی‌شدن کشتارها و تخریب‌ها به اجرا درمی‌آمد، اولاً کشور با چه خسارات عظیمی مواجه می‌شد و ثانیاً چه بر سر نام بلند ایران در دنیا می‌آمد. کنترل سریع فتنه و نشان‌دادن اقتدار نیروهای انتظامی - امنیتی با متناسب‌سازی امکانات و اختیارات آن در کنار به رخ کشیدن اقتدار دولت در واقع کمر بزرگترین فتنه تاریخ انقلاب را در کوتاه‌ترین زمان شکست.
در اینجا باید با تأکید و بی‌مجامله اعتراف کنیم که در مجال یک یا چند یادداشت هرگز توصیف نقش عظیم رهبر معظم انقلاب اسلامی، حضرت امام خامنه‌ای- دامت برکاته- در خنثی‌سازی فتنه عظیم دشمن میسر نیست، لذا این یادداشت فقط نمی از دریایی است.

یاد

خیابان چگونه امنیت ساز شد؟

به صحنه آمدن عموم مردم در شهر‌های مختلف کشور و پر کردن میادین و خیابان‌های اصلی در تجمعی ضد تروریستی قابل‌توجه و تفسیر است.

در روز‌های اخیر با بالا گرفتن فشار حداکثری ناتوی اطلاعاتی غربی، برخی از هسته‌های تروریستی مسلح شامل برخی گروهک‌های تروریستی کلاسیک، چون منافقین، سلطنت‌طلبان، فرقه ضاله بهاییت و احزاب تجزیه‌طلب کردی و بلوچی در کنار برخی هسته‌های نوپدید تروریستی، چون ری‌استارت، جریان‌های صوفی مسلکی مانند دراویش و حتی برخی گعده‌های معنوی‌نما، چون کنگره ۶۰ و حلقه عرفانی به خیابان آمده و بالاترین سطح خشونت را اعمال کردند.

به عنوان نمونه فعال شدن مجدد گروهک تندرو و داعشی مسلک، چون «دراویش مجذوبان نور» و حضور لیدر‌های شناخته‌شده با سابقه محکومیت امنیتی، از جمله نعمت‌الله ریاحی، نشان داد الگوی آشوب‌سازی این جریان در سال ۱۳۹۶ نه‌تنها کنار گذاشته نشده، بلکه در التهابات اجتماعی اخیر دوباره احیا شده است.

میزان دز خشونت براثر اقدامات تروریستی به حدی بود که در کوتاه‌ترین بازه زمانی ممکن بافت‌های اجتماعی فعال در آشوب که دارای مطالبات اقتصادی بوده است، از آن جدا شدند و شبکه ترور و خشونت خیابانی تک افتاد. به عبارتی ساده جدا شدن جامعه و هیجانات همراه با آن از شبکه مادر اغتشاشات باعث شد هسته‌های تروریستی به‌تدریج کارایی خود را ازدست‌داده و فاقد اعتبار اجتماعی شود.

در این مقطع حذف قطعی تهدید هسته‌های تروریستی و گروهک‌های خشونت‌طلب و دنباله‌های آن نیاز به یک کاتالیزگر داشت تا بتواند میخ آخر را بر تابوت عوامل تروریست بکوبد. حضور آحاد مردم با گرایش‌های مختلف و نیز طبقات اجتماعی گوناگون این نقش را به‌درستی ایفا کرد.

درواقع حضور مردم در خیابان در ۲۲ دی‌ماه به‌عنوان یک «راهپیمایی ضد تروریستی» قابل‌طرح و تحلیل است. درحالی‌که ناتوی اطلاعاتی خیابان را به‌عنوان عامل ناامن‌سازی و مولد هیجان و آشوب در نظر گرفته بود، حضور اقشار مختلف در آن کل معادلات را تحت تأثیر قرار داده است.

تا پیش‌ازاین سابقه نداشته است که راهپیمایی‌های عمومی علیه ناامنی دارای بافت ضد تروریستی باشد، اما در ۲۲ دی‌ماه شواهد موجود نشان می‌دهد که خیابان و حضور مسئولیت‌پذیر مردم در آن به‌عنوان سپر ضد تروریستی عمل کرده و باعث شد شبکه مادر آشوب به‌سرعت خود را هاید (ناپیدا) کند. سرعت حذف هدایت‌کننده عوامل تروریستی به حدی بود که رضا ربع پهلوی به‌عنوان لیدر موساد به شبکه اینترنشنال آمده و با بهت از فروپاشی لایه اصلی تروریسم دوباره فراخوان بی‌ثمر بدهد.

آنچه از درون حضور میلیونی مردم ایران ۲۲ دی‌ماه قابل‌تحلیل است باید در ایده «جامعه امن» جست‌و‌جو کرد. امام خامنه‌ای، رهبر انقلاب اسلامی روی اصل ایجاد امنیت با استفاده از ظرفیت‌های مردمی همواره تأکید ویژه دارند. معظم له در آبان سال ۱۳۸۶ در جمع فرماندهان وقت فراجا می‌فرمایند که از همه آحاد مردم با هر زمینه فرهنگی و سلیقه باید درزمینه ایجاد امنیت به‌درستی استفاده شود.

واقعیت آن است که آنچه در ۲۲ دی‌ماه در شهر‌های مختلف کشور مشاهده‌شده، تجربه جدیدی از مردمی‌سازی امنیت است که باید با دادن یک چشم‌انداز دقیق به آن توجه کرد و در جهت «مکتب امنیتی تهران» از آن بهره برد. به هم زدن محاسبات اتاق عملیات ترامپ نیاز به هوشمندی و دقت در ظرفیت‌ها دارد، توجه به این اصل در مبارزه مستمر با تروریسم جمهوری اسلامی ایران را چند پله دیگر ارتقا خواهد داد.

 

یاد

به چهرۀ مرگ زل بزنید

فائقه‌سادات میرصمدی

شاید تا سه، چهار سال قبل خوشحال بودیم که فرزندان ما در دهه‌های 1380 و 1390 به دنیا آمده‌اند. شاید تا مدتی قبل گزاره «نسل سوخته» را برای دهه شصتی‌ها مناسب می‌دانستیم، اما حالا با اتفاق‌هایی که پشت سر هم رخ می‌دهد، دلمان به حال این بچه‌ها و نوجوان‌ها می‌سوزد. 
دهه شصتی‌ها جنگ را تجربه کردند، آن هم چه جنگی! طولانی و بلاتکلیف و بچه‌های ما جنگ چند روزه را به چشم دیدند و بعد هم با دشمنی مواجه شدند که تا پشت در خانه‌شان آمده بود و به زبان فارسی حرف می‌زد. فرق ما با فرزندانمان چیست؟ چرا با وجود ترس و اضطراب بمباران‌های گسترده در شهر‌های مختلف ایران، ما می‌توانستیم شاد باشیم و دوستان زیادی در محله داشته باشیم و برای بازی وقت کم بیاوریم؟ ما مقاوم تربیت شده بودیم. ما هر هفته در مراسم تشییع یک شهید شرکت می‌کردیم و مبهوت بودیم از اینکه پیام‌های همدلی روی در و دیوار، حاوی «تبریک» بود، نه «تسلیت»! ما تعجب می‌کردیم از اینکه مادر و خواهر و همسر شهید، جانش از غصه به لب آمده ولی صبور بودند و بر سر و سینه نمی‌زدند؟ نمی‌دانستیم این چه مرگی است که آداب و مراسمش با تمام سوگواری‌ها تفاوت دارد. 
ما بچه‌های شجاعی تربیت شده بودیم. یاد گرفته بودیم چطور با جنگ و با احتمال قریبِ مرگ، زندگی کنیم. ما یاد گرفته بودیم در چهره مرگ زل بزنیم و نترسیم! 
اما بچه‌های امروز به دلیل تفاوت‌های نسلی و سبک‌زندگی بدون چالش، صبور و اهل مشاهده نیستند؛ به جای دیدن، توجه و تأمل، سؤال می‌پرسند و پیش از ما، دشمن است که پاسخی برایش فراهم کرده و تحویلش می‌دهد. البته این نوجوان‌ها در مرکز بمباران رسانه‌ها قرار گرفته‌اند و به‌قدری حمله‌های رسانه‌ای شدید است که به دیده‌های خود اعتماد ندارند و فقط شنیده‌ها و تصاویر ویدئویی ماهواره‌ای و شبکه‌های اجتماعی را باور می‌کنند. 
ما نسل خوش‌شانسی بودیم که شجاع تربیت شدیم، با اینکه مدام دربه‌در یافتن پناهگاه بودیم، اما از صدای ترقه‌بازی پسربچه همسایه نمی‌ترسیدیم. یا وقتی سر و صدایی از ساختمان نیمه‌کاره سر کوچه می‌شنیدیم، چشم‌هایمان از ترس گرد نمی‌شد. 
ما خیلی خوش‌شانس بودیم که یک دشمن مشترک داشتیم. در مدرسه، پارک، جمع‌های خانوادگی و تمام جامعه، کسی نبود که حکومت را در مسئله جنگ، مقصر بداند یا کسی را پیدا نمی‌کردیم که از صدام دفاع کند، اما فرزندان ما در دورانی به بلوغ فکری و سیاسی و اجتماعی رسیدند که تشتت عجیبی در جامعه حاکم است.

تصور اینکه کسی طرف‌دار صدام باشد، مضحک نبود، بلکه نشانگر سفاهت و جنون شخص بود، اما امروز هستند افرادی که با سفسطه، حتی از رژیم صهیونیستی و نتانیاهو هم در حمله به کشورمان، حمایت می‌کنند. 
بعد از آن جنگ ناجوانمردانه که در تابستان به ما تحمیل شد، وارد فاز دوم یعنی جنگ داخلی شدیم. این‌بار شبکه‌های معاند باید از اقدامات خشونت‌آمیز و وحشیانه گروه‌های داعشی دفاع می‌کردند و در کمال تعجب این کار را کردند و چشمشان را بر ماجرا‌های غم‌انگیز شهادت مردم بی‌گناه و مسئولان برقراری نظم و امنیت بستند. بچه‌های امروز این شانس را ندارند که دشمن واقعی را در قامت نظامی و در میدان جنگ ببینند و از او نفرت داشته باشند. فرزندان ما در فضای غبارآلود فتنه‌های سیاسی و دنیای مجازی غوطه می‌خورند؛ هرکه بتواند شنا کند و سالم به ساحل حقیقت برسد، در مسیر درست زندگی قرار می‌گیرد. بچه‌ها در خانه مشغول کار‌های خودشان هستند، اما به‌دقت به گفت‌وگوی اهالی خانه گوش می‌کنند. اگر تلویزیون شبکه ماهواره‌ای را نشان دهد که چیزی از عِرق ایران‌دوستی و وطن‌پرستی برای بچه باقی نمی‌ماند. در اتوبوس و تاکسی و مدرسه، هرکس حرف تازه‌ای می‌زند. این بچه‌ها شرایط سخت کرونا، دوری از همسالان و فضای مدرسه، هوای آلوده، جنگ 12 روزه و اتفاق‌های تلخ زیادی را تجربه کرده‌اند، اما هیچ‌یک به اندازه فتنه اخیر دردآور نیست که متولدان یک شهر و دیار، همدیگر را تروریست بدانند و بکشند. سرعت اتفاق‌های ناگوار در ایران به‌قدری بالاست که ذهن کودکان و نوجوانان قادر به پردازش آن نیست. جهان در شرایط نابسامانی قرار دارد و براساس شواهد و قرائن روز به روز هم بدتر و هولناک‌تر می‌شود. در چنین شرایطی وظیفه مادران چیست؟ چطور وضعیت کنونی را برای کودک و نوجوان شرح دهند که برایش قابل درک باشد؟ شاید بهتر است در این‌ مورد با بچه‌ها حرفی نزنیم و از روش فرافکنی استفاده کنیم! 
هر مادری بسته به شرایط روحی کودک می‌تواند راهی را انتخاب کند، نمی‌توان برای تمام بچه‌ها نسخه یکسان پیچید، اما باید به نکته مهمی توجه کنیم؛ اینکه در حضور بچه‌ها درباره کاستی‌ها و نواقص مدیران کشور صحبت نکنیم. اصرار بر بی‌کفایتی مدیران و مسئولان کشور، باعث می‌شود بچه‌ها از همین سال‌های ابتدایی زندگی، حساب خود را از سرزمین مادری جدا کنند و در دوران بزرگسالی دچار گسست هویتی شوند. مراقب باشیم بچه‌ها را از ناملایمات و مخاطرات کشور نترسانیم. آن‌ها باید بدانند نزاع میان جبهه حق و باطل از ابتدای خلقت آدمیزاد وجود داشته و تا پایان جهان هم ادامه خواهد داشت. ازقضا ایران در مرکز جبهه حق قرار گرفته و حالا حالا‌ها، درگیری و نزاع سمت تاریک و باطل جهان با ایران ادامه خواهد داشت. بنابراین ما به نسلی شجاع و نترس نیاز داریم که بتواند در این بحران‌ها دوام بیاورد و زندگی کند. 
ازقضا اگر انسان با مسئله مرگ مواجه شود و آن را نتیجه محتوم زندگی بداند، زندگی پربرکت و بانشاطی خواهد داشت. یاد مرگ، انسان را از رقابت برای دنیا بازمی‌دارد و به داشته‌ها راضی می‌کند. فرمایش رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم است که «برترین بی‌رغبتی به دنیا، یاد مرگ است. برترین عبادت، یاد مرگ است و برترین اندیشیدن، یاد مرگ است. پس هرکه یاد مرگ وجودش را پر کند، گور خود را باغی از باغ‌های بهشت می‌یابد.»
ترس نیرویی قوی دارد که اگر به جان انسان رخنه کند، می‌تواند تمام لحظات زندگی را تلخ کند و به‌عکس، شجاعت حلاوتی دارد که می‌تواند تمام اوقات زندگی را شیرین می‌کند، حتی در روز‌های تلخ و غم‌انگیز. 

یاد

روزی روزگاری ایران هوشمند

امیرحسین سلطانی

در یکی از سردترین ماه‌های سال، در دی‌ ۱۴۰۴، خیابان‌های چندین شهر ایران بار دیگر شاهد تکانه‌هایی بود که هم از نظر مقیاس و گستردگی با رویدادهای گذشته متفاوت بود و هم بار دیگر زنگ‌ خطری جدی را برای امنیت ملی و انسجام اجتماعی به صدا درآورد. این ناآرامی‌ها در ابتدا اعتراض بحق مردمی به دلیل جو ناآرام اقتصادی‌ - ‌اجتماعی کشور بود؛ لیکن توسط عامل خارجی به نفع یک اغتشاش بی‌سابقه در تاریخ جمهوری اسلامی مصادره شد. نظیر چنین تخاصمی را در دهه ۶۰  توسط گروهک‌های منافقین سراغ داریم. ‎جدا از هر خوانشی، اغتشاشات تروریستی اخیر، یک پیام مشترک و بنیادین داشت: دشمن یک‌ سال می‌کارد و یک روز برداشت می‌کند. این ضرب‌المثل که ریشه در خرد کهن کشاورزی این سرزمین دارد، امروز کلید فهمی عمیق‌تر از مناسبات امنیتی در عصر دیجیتال است. تدبیر امنیتی موفق، منحصر به روز بحران و مدیریت هیاهو نیست، بلکه حکمرانی مداوم و خستگی‌ناپذیر بر فضای مجازی ضروری است تا اساساً به نقطه انفجار و قطع اینترنت نرسیم. ‎برای درک «روز برداشت» باید به «یک‌ سال کشت» نگاهی عمیق انداخت. فضای مجازی امروز تنها به راه‌های ارتباطی محدود نمی‌شود، بلکه به عرصه اصلی شکل‌گیری افکار عمومی، هویت‌سازی، بسیج اجتماعی و البته جنگ‌های روایی ‌ـ ‌روانی تبدیل شده است. دشمنان انقلاب اسلامی، اعم از گروهک‌های جدایی‌طلب، رسانه‌های معاند خارج‌نشین و دولت‌های حامی آنان، با درک این واقعیت، تمام توان و بودجه خود را صرف کشت بذرهای اختلاف در این مزرعه بی‌کران می‌کنند. کشت یک‌ ساله در ۳ پیکر و لایه قابل مشاهده است.
۱- تولید و تزریق پیوسته محتوای تحریک‌آمیز: ساخت و انتشار گسترده اخبار جعلی، ویدئوهای دستکاری‌شده، شایعات اقتصادی و اجتماعی و تحلیل‌های مغرضانه که هدف نهایی آن ایجاد یأس، بی‌اعتمادی به نهادهای حاکمیتی و دامن زدن به شکاف میان مردم و نظام است. این محتواها مانند کودهای سمی، بتدریج خاک ذهن جامعه را مسموم می‌کند.
۲- شبکه‌سازی و سازماندهی خزنده: ایجاد کانال‌ها و گروه‌های به ظاهر مستقل فرهنگی، اجتماعی یا اعتراضی که در طول ماه‌ها، مخاطبان خود را جذب، طبقه‌بندی و برای روز مبادا آماده می‌کنند. این شبکه‌ها در روز بحران، به ابزاری سریع برای فراخوان و هماهنگی تبدیل می‌شوند.
۳- هجمه روانی و نفوذ فرهنگی: ترویج سبک زندگی معارض با ارزش‌های اسلامی - ‌ایرانی، تحقیر و تمسخر افتخارات ملی و دینی و تلاش برای عادی‌سازی مفاهیم غیربومی.
این فرآیند آرام اما مؤثر است و در طول این مسیر بتدریج و بدون ایجاد حساسیت‌های ناگهانی «خطوط قرمز» فکری جامعه را جابه‌جا می‌کند. ‎همان‌گونه که کشاورز زحمتکش می‌داند محصول یک‌شبه به بار نمی‌نشیند، دشمن نیز با صبر و حوصله، در طول سال، این فرآیندها را پیش می‌برد و منتظر «روز برداشت» می‌ماند؛ روزی که یک جرقه کوچک اجتماعی، اقتصادی یا سیاسی می‌تواند بهانه‌ای برای برداشت محصول شوم آنان باشد. دی‌ ۱۴۰۴ نیز یکی از همین «روزهای برداشت» بود. زمانی که یک تصمیم اقتصادی یا اجتماعی می‌تواند به کاتالیزوری برای انفجار تبدیل شود. باید توجه داشت کلان‌‌روایتی از انواع تهاجمات دشمن وجود دارد که تسلسلی از علل در ساحت‌های گوناگون اقتصادی، سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و... ایجاد می‌کند تا بتواند ابتدا ناآرامی‌های کور و سپس سازمان‌یافته در داخل کشور شکل دهد.‎ در این مرحله، دشمن تمام سرمایه‌گذاری یک‌ساله خود را به حرکت درمی‌آورد. شبکه‌های از پیش تشکیل‌شده فعال می‌شوند، پیام‌های از پیش آماده‌شده منتشر می‌‌شود و ابعاد حادثه به سرعت و به شکل تصاعدی بزرگنمایی می‌شود. ‎اینجاست که نظام امنیتی و حاکمیتی معمولاً به ۲ اقدام متوسل می‌شود:
۱- مداخله فیزیکی و میدانی برای آرام‌سازی خیابان‌ها. 
۲- در صورت نیاز محدودیت شدید دسترسی به اینترنت یا به عبارت دقیق‌تر «قطع اینترنت».
‎اقدام دوم، اگرچه در کوتاه‌مدت مؤثر است اما این اقدام، شمشیری دولبه است که هم به دشمن و هم به خودی آسیب می‌زند. قطع اینترنت، همان‌گونه که تجربه شده، هزینه‌های گزاف اقتصادی (تعطیلی کسب‌وکارهای آنلاین، اختلال در بانکداری و تجارت)، اجتماعی (اختلال در ارتباطات شهروندان) و بین‌المللی (تخریب اعتبار کشور) به همراه دارد. ‎سوال این است: چگونه باید بدون قطع گسترده اینترنت، آتش فضای ملتهبی را که از خارج کشور هدایت می‌شود خاموش کرد؟ پاسخ در تغییر نگرش از «مدیریت بحران» به «مدیریت ریسک» و «حکمرانی پیش‌دستانه» نهفته است. باید کاری کنیم که اساساً به نقطه قطع اینترنت نرسیم. این امر مستلزم تقویت دائم و همه‌جانبه حکمرانی فضای مجازی در «تمام طول سال» است.
‎۱- اقتدار اطلاعاتی و نبرد روایی‎ باید در تولید محتوای جذاب، راست و امیدبخش پیشتاز بود. نهادهای فرهنگی و رسانه‌های متعهد نباید واکنشی عمل کنند. آنان باید روایت‌ساز باشند، نه روایت‌شکن. درساحت رسانه و در مواجهه با جنگ ترکیبی دشمن، نیازمند تغییر بنیادین در راهبردها هستیم. بر اساس دکترین‌ نوین و با الهام از راهبردهای کلان رهبر انقلاب، رسانه نباید در موضع انفعال و صرفاً درجایگاه پاسخگویی به شبهات باقی بماند. دشمن با تمرکز بر مفاهیمی همچون آزادی، حقوق زنان و عدالت، تلاش در شبهه‌افکنی دارد.‎ راهبرد صحیح، تغییر زمین بازی است؛ به جای تلاش صرف برای اثبات حقانیت خود، باید با اتکا به منطق استوار ایرانی - ‌اسلامی، به مبانی معرفتی و خلأهای آنتولوژیک (هستی‌شناختی) تمدن غرب هجوم برد. استفاده از ظرفیت‌های هنرمندان، نویسندگان و تأثیرگذاران داخلی برای تولید محتوای وایرال و گسترده که در مقابل سیل اخبار کذب، سد استوار حقیقت باشد. باید «درخت دوستی بنشان که کام دل به بار آرد».
‎۲- رصد هوشمند و شناسایی زودهنگام تهدیدها‎ باید با بهره‌گیری از فناوری‌های پیشرفته هوش مصنوعی و تحلیل کلان‌داده‌ها، شبکه‌های معاند و کانال‌های انتشار شایعه را در نطفه شناسایی و خنثی کرد. این کار نیازمند سرمایه‌گذاری در حوزه «امنیت سایبری پیشگیرانه» است تا بتوان الگوهای رفتاری دشمن را پیش‌بینی و مهار کرد.
‎۳- شفافیت و پاسخگویی ‎بخش قابل‌ توجهی از نارضایتی‌های اجتماعی ریشه در فقدان اطلاعات درست دارد. نهادهای حکومتی باید با شفافیت و صداقت، به سؤالات و ابهامات مردم پاسخ دهند. سکوت یا ارائه اطلاعات متناقض، بهترین بستر برای رشد شایعات دشمن است.
‎۴- تمایز قاطع میان اعتراض قانونی و اغتشاش سازمان‌یافته‎ حکمرانی خوب فضای مجازی باید بتواند به شهروندان معترض اما قانون‌مند اجازه دهد صدای خود را از طریق کانال‌های رسمی و امن بیان کنند و آن را از اغتشاشگران هدایت‌شده از خارج تفکیک کند. این امر مشروعیت نظام را افزایش داده و فضای مانور دشمن را تنگ می‌کند.
‎۵- توانمندسازی دیجیتالی جامعه‎ و آموزش سواد رسانه‌ به عموم مردم، بویژه نسل جوان، ضروری است؛ شهروندانی که بتوانند منبع‌شناسی کنند، خبر جعلی را از راست تشخیص دهند و بامکانیسم‌های روانی جنگ نرم آشنا باشند.
نهایتاً باید بیان کرد حوادث دی‌ ۱۴۰۴ یک بار دیگر ثابت کرد میدان نبرد، دیگر تنها بر روی آسفالت خیابان‌ها یا میدان‌های متعارف نظامی نیست، بلکه در صفحه‌ موبایل‌ها و ذهن‌های مردم است. پیروزی در این نبرد، نه با قطع‌ مقطعی و پرهزینه اینترنت که با «حکمرانی هوشمند، پیوسته و همه‌جانبه» در فضای مجازی حاصل می‌شود. باید پیش از آنکه دشمن کشت کند، ما چاره کنیم. باید مزرعه مجازی کشور را آنچنان با بذرهای امید، حقیقت و آگاهی بارور کنیم که علف‌های هرز شایعه و اختلاف جایی برای رشد نیابند.‎ امنیت ملی قرن بیست و یکم را با کلنگ کهنه نمی‌توان ساخت، با قلم، با داده، با خلاقیت و با حکمت باید ساخت. اگر چنین کنیم، دیگر شاهد آن نخواهیم بود که «یک روز» بحران، حاصل «یک‌سال» کاشت دشمن باشد، بلکه هر روز، روز برداشت محصولی از ایمنی، آگاهی و انسجام ملی‌ای خواهد بود که خود کاشته‌ایم.

ارسال نظرات