پرسش و پاسخ

ربایش مادورو؛ پیروزی تاکتیکی در خلأ استراتژی/ ترامپ در جعبه‌ ابهام و آشفتگی را گشود

ربایش مادورو؛ پیروزی تاکتیکی در خلأ استراتژی/ ترامپ در جعبه‌ ابهام و آشفتگی را گشود
پشت این پیروزی نمایشی نظامی که در سطح تاکتیکی اتفاق افتاد، در سطح استراتژیک، مجموعه‌ای از پرسش‌های خطرناک و عواقبی پرهزینه نهفته است.
کد خبر : 21056

تبیین:

 

شامگاه سوم ژانویه، جهان در حالتی از بهت، لرزش ساختمان‌ها در درّه کاراکاس و تصاویر یک دیکتاتور دستبندزده را که به نیویورک منتقل می‌شد، تماشا می‌کرد.

دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، با عملیات نظامی غافلگیرکننده‌ای که منجر به دستگیری نیکولاس مادورو، همسر و برخی مقامات ارشد دولتی ونزوئلا شد، عملاً فصل تازه و غیرقابل پیش‌بینی‌ای را در تاریخ مداخلات آمریکا گشود. او اعلام کرد: «ما قدرت آمریکا را بار دیگر تحمیل می‌کنیم... ما این کشور را اداره خواهیم کرد تا زمانی که بتوانیم یک گذار امن، درست و سنجیده را انجام دهیم.»

اما پشت این پیروزی نمایشی نظامی، مجموعه‌ای از پرسش‌های خطرناک و عواقبی پرهزینه نهفته است. دولت جدید موقت -که توسط دلسی رودریگز، معاون مادورو، رهبری می‌شود- تقریبا با همان بدنه‌ی قبلی دولت را در دست گرفته است. مخالفت شدید بین‌المللی، عمق بحران اقتصادی و امنیتی ونزوئلا و نبود هیچ طرح مشخصی برای «روز پس از»، همگی حکایت از این دارند که آمریکا نه تنها به یک پیروزی استراتژیک نرسیده، که به ورطه یک باتلاق سیاسی جدید قدم گذاشته است.

یک پایان سریع، یک آغاز مبهم: طرحی برای «روز پس از» وجود ندارد

عملیات نظامی آمریکا البته یک موفقیت «تاکتیکی» چشمگیر بود. کارشناسان نظامی به ویژه بر این نکته انگشت گذاشته‌اند که آمریکا توانست بدون درگیر شدن در یک کارزار پرهزینه و طولانی «سرکوب پدافند هوایی دشمن»، از سامانه‌های پیچیده پدافندی روسی (مانند S-۳۰۰ و پانتسیر)، عبور کند

اما این پایان ماجرا نبود. آن‌چه اکنون آشکار شده، خلأ هولناک یک برنامه سیاسی برای آینده است.

ترامپ اعلام کرد آمریکا کشور را «اداره» خواهد کرد، اما جزئیاتی ارائه نداد.

معاون مادورو، دلسی رودریگز، بلافاصله پس از دستگیری مافوقش به عنوان رئیس‌جمهور موقت سوگند خورد، اما او خود در یک سخنرانی تلویزیونی، این عملیات را یک «تجاوز وحشیانه» خواند و خواستار آزادی فوری مادورو شد

این تناقض آشکار، بنیان مشروعیتِ هرگونه حکومت انتقالی را متزلزل می‌کند.

از سوی دیگر، رهبران به اپوزیسیون به اصطلاح «دموکراسی‌خواه» ونزوئلا نیز به حاشیه رانده شده‌اند. ماریا کورینا ماچادو، برنده جایزه‌ی{البته پرمناقشه و اعتبارزدایی‌شده} نوبل صلح و چهره مطرح اپوزیسیون که سال‌ها با پشتیبانی سیا برای سرنگونی مادورو مبارزه کرده، توسط ترامپ به صورتی تحقیرآمیز نادیده گرفته شد.

شوک‌درمانی نفتی: رویایی کهن با چالشی جدید

یکی از صریح‌ترین انگیزه‌های ترامپ، بازگرداندن شرکت‌های نفتی آمریکایی به ونزوئلا و «مدرنیزه» کردن صنعت نفت این کشور بوده است

او ادعا کرده است این کار «هیچ هزینه‌ای برای آمریکا نخواهد داشت» و حتی سودآور خواهد بود، اما واقعیت های صنعت نفت ونزوئلا، این ادعاها را به رؤیاهایی دور تبدیل می‌کند.

بحران اقتصادی ونزوئلا پس از یک دهه، اقتصاد این کشور را حدود ۸۰٪ کوچک کرده است. صنعت نفت، موتور محرکه اقتصاد، به دلیل سال‌ها مشکلات مدیریتی، تحریم‌ها و فرار مغزها به شدت فرسوده شده است. بازیابی تولید به سطوح قابل توجه، نیازمند سرمایه‌گذاری ده‌ها میلیارد دلاری و زمانی در حد یک دهه است. افزون بر این، ماهیت سنگین و ترش نفت ونزوئلا، هزینه استخراج و پالایش آن را بسیار بالا برده و سودآوری آن را در قیمت‌های کنونی نفت زیر سؤال می‌برد.

پیامی به جهان: برتری نظامی در ازای بی‌ثباتی سیاسی

این عملیات بی‌تردید پیامی نظامی و ژئوپلیتیک به رقبای جهانی آمریکا، به ویژه چین و روسیه است. کارشناسان شورای آتلانتیک اشاره کرده‌اند که این اقدام، اجرای عملی «نتیجه‌گیری ترامپ» از دکترین مونروئه و تلاشی برای بیرون راندن قدرت‌های فراقاره‌ای از «حیاط خلوت» سنتی آمریکاست.

همچنین، کارایی عملیات در خنثی‌سازی پدافند هوایی پیشرفته روسی، پیام آشکاری برای متحدان ونزوئلا دارد که از سامانه‌های این چنین بهره می برند تا با مطالعه‌ی روند عملیات، نقاط ضعف را هر چه سریع‌تر ترمیم کنند.

اما این پیروزی نظامی، با هزینه سنگین بی‌اعتباری سیاسی و نقض قوانین بین‌المللی همراه بوده است. اقدام آمریکا با محکومیت گسترده نهادهای بین‌المللی و کشورهای زیادی در سراسر جهان، از جمله برخی متحدان سنتی، مواجه شده است

منتقدان تاکید می‌کنند که این عملیات نقض آشکار حق حاکمیت ملی و قانون منع استفاده از زور در منشور ملل متحد است و می‌تواند سابقه خطرناکی برای آینده روابط بین‌الملل ایجاد کند.

افق تیره: ونزوئلای پسا-مادورو

آینده ونزوئلا در هاله‌ای از ابهام فرو رفته است. سناریوهای محتمل همگی حاکی از دورنمایی دشوار هستند:

ونزوئلا با جمعیتی حدود ۳۰ میلیون نفر و وسعتی بسیار زیاد، مملو از گروه‌های شبه‌نظامی، بعضا باندهای قاچاق مواد مخدر از یک‌سو و جناح‌های نظامی وفادار به مادورو از سوی دیگر است.

حفظ امنیت در چنین محیطی، حتی برای نیروهای ویژه آمریکا، کاری طاقت‌فرسا و پرهزینه خواهد بود.

به علاوه، دولت موقت رودریگز در مجموع همان دولت مادورو است و حمایت احتمالی ترامپ از او نیز مشروط و بی‌ثبات است. در همین حال، نیروهای «اپوزیسیون» ونزوئلا که مدعی بودند توان تشکیل هسته‌ی یک حکومت مردمی را دارند، به عمد کنار گذاشته شده‌اند.

افزون بر این، انزوا و محکومیت بین‌المللی، امکان همکاری و جذب کمک‌های مؤثر برای بازسازی کشور را به شدت کاهش می‌دهد.

نتیجه‌گیری
عملیات نظامی آمریکا در ونزوئلا، اگرچه در کوتاه‌مدت به سرنگونی و ربایش رییس‌جمهور ونزوئلا منجر شد، اما با نادیده گرفتن واقعیت‌های پیچیده سیاسی، اقتصادی و اجتماعی این کشور، بحران عمیق‌تری را رقم زده است. آمریکا اکنون در دامی گرفتار شده که خود ساخته است: کشوری ویران با دولتی بی‌مشروعیت، اقتصادی نابودشده و مردمی خسته که چشم‌انداز روشنی پیش روی خود نمی‌بینند. ترامپ شاید در نبرد کاراکاس پیروز شده باشد، اما جنگ برای ثبات، مشروعیت و آینده ونزوئلا تازه آغاز شده است. این بار، میدان نبرد خاکریزهای سیاسی و اجتماعی است، جایی که سلاح‌های پیشرفته پاسخگو نیستند و هزینه شکست، بی‌ثباتی مزمن در قلب آمریکای لاتین خواهد بود.

ارسال نظرات