پرسش و پاسخ

ترور فرمانده ارشد جریان صدر؛ زمینه‌سازی توطئه بزرگ علیه مقاومت عراق

ترور فرمانده ارشد جریان صدر؛ زمینه‌سازی توطئه بزرگ علیه مقاومت عراق
ترور العلاق می‌تواند یک عملیات پرچم دروغین کلاسیک با هدف ضربه زدن به قلب مقاومت عراق باشد. موفقیت یا شکست این توطئه، نه در دست طراحان خارجی، بلکه کاملاً به هوشیاری، عقلانیت و انسجام درونی جریان‌های شیعه و رهبران آنها بستگی دارد
کد خبر : 21030

تبیین:

ترور مرموزانه حسین العلاق (مشهور به الدعلج)، از فرماندهان ارشد سرایا السلام (شاخه نظامی جریان صدر)، در شهر عماره مرکز استان میسان، که در روزهای گذشته روی داد نگرانی‌های جدی را درباره دست‌های پنهان برای بی‌ثبات کردن عراق درپی داشته است.

اوایل هفته جاری حسین العلاق در محله المعلمین، در شهر عماره، مرکز استان میسان به دست عوامل ناشناس کشته شد. پس از این رویداد و در حالی که تحقیقات پلیس در جریان است و نتیجه مشخصی اعلام نشده، به گزارش رسانه‌های نزدیک به جریان صدر درگیری مسلحانه میان عناصر این جریان با طرفداران اصائب اهل حق (به رهبری قیس خزعلی) در این استان درگرفت و اعضای «گردان‌های صلح» دفتر رئیس شورای استان میسان، مصطفی المحمداوی، عضو جنبش «عصائب اهل حق را به آتش کشیدند.

اگرچه مقتدی صدر با صدور بیانیه‌ای هوادارانش را به خویشتنداری فراخواند، اما حمله هوادارانش به دفتر عضو عصائب اهل حق در عماره، نشان‌دهنده فضای به شدت ملتهب و آماده برای شعله‌ور شدن است.

با توجه به این اتفاقات عملاً این ترور فراتر از یک حادثه امنیتی صرف، نشانه‌ای هشداردهنده از تلاش برای تحریک جنگ داخلی درون‌شیعی و ایجاد شکاف در بدنه مقاومت عراق است. این ترور در بستری از اختلافات تاریخی و رقابت‌های سیاسی-نظامی بین دو جریان مهم شیعه، یعنی جنبش صدر و عصائب اهل حق، رخ داده و آن را به عملیاتی با اهداف استراتژیک بزرگ‌تر پیوند می‌زند.

در روزهای گذشته دمیدن رسانه‌ها به این ادعا که مقتدی العلاق در پرونده ترور وسام العلیاوی، از فرماندهان عصائب اهل حق در سال ۲۰۱۹، مظنون بوده، نشان می‌دهد که ریشه‌های اختلاف عمیق و خونین است و هر جرقه‌ای می‌تواند آتش خصومت‌های قدیمی را مجدداً شعله‌ور کند. در آن زمان، عصائب اهل حق از کشته شدن مدیر دفتر خود در میسان و برادرش پس از حمله مسلحانه به مقر خود خبر داده بودند. خانواده العلاق پس از ترور در گفتگو با رسانه‌ها گفته اند که وی 13 سال است که از میسان نقل مکان کرده و برای زندگی به استان بصره رفته بود و تنها 1 ماه از بازگشت او به میسان می‌گذرد.

حدود یک ماه پیش مقتدی صدر با صدور بیانیه‌ای از توقف فعالیت‌های «سرایا السلام» و تعطیلی دفاتر مرکزی آن در استان‌های بصره و واسط به مدت شش ماه خبر داده بود.

 تحلیلگران هشدار می‌دهند که کشاندن جناح‌های شیعه به تسویه‌ حساب‌های خیابانی و ورود به چرخه ترورها با توجه به تأثیرات مخربی که بر کل چشم‌انداز سیاسی عراق، به‌ویژه با توجه به پیچیدگی‌های تشکیل دولت بعدی، داشته باشد، می‌تواند سناریویی نوشته شده در خارج و از طرف سرویس‌های خارجی علیه مقاومت عراق باشد.

اهداف احتمالی و بازیگران پشت پرده

انگیزه‌ها و منافع جریانات داخلی و بازیگران خارجی مخالف مقاومت از تشدید تقابل میان جناح‌های شیعه در عراق در موارد متعدد قابل رویت است. این موارد شامل:

۱. تسریع پروژه خلع سلاح فصائل مقاومت: با توجه به محبوبیت حشدالشعبی و مقاومت در افکار عمومی عراق، طرح خلع سلاح این گروه‌ها با مانع سیاسی-اجتماعی مواجه است. آمریکا در سالهای اخیر و با فشار مضاعفی در ماه‌های مانده به برگزاری انتخابات پارلمانی، در حال فشار بر دولت برای انحلال و خلع سلاح گروه‌های مقاومت است. گروه‌های مقاومت مهمترین مانع تداوم حضور نظامی آمریکا در عراق است و در این میان برافروختن درگیری‌های داخلی بین مهم‌ترین اجزای مقاومت (مانند صدر و عصائب) می‌تواند زمینه‌ساز توجیه مداخلات گسترده‌تر امنیتی و فشار بین‌المللی برای خلع سلاح تحت عنوان «بازگرداندن نظم» شود.

۲تضعیف یکپارچگی بیت شیعه و میدان‌دهی به دشمن: دشمنان اصلی عراق، به ویژه آمریکا و رژیم صهیونیستی، منافع استراتژیک آشکاری در تضعیف وحدت نیروهای شیعه و فروپاشی ثبات نسبی کنونی دارند. بی‌ثبات‌سازی عراق، تمرکز مقاومت را از مرزهای خارجی (به ویژه مقابله با رژیم صهیونیستی) به درگیری‌های داخلی معطوف می‌کندسرویس‌های اطلاعاتی خارجی مانند موساد و سیا، می‌توانند با طراحی و اجرای ترورهای هدفمند، کانون‌های تنش را دامن زده و این جریانات را به رویارویی مستقیم بکشانند.

۳تأثیرگذاری بر روند سیاسی و تشکیل دولت: این ترور در زمان‌حساسی رخ داده که رقابت‌های سیاسی برای تعیین نقش‌آفرینان اصلی در دولت آینده عراق در جریان است. ایجاد بحران امنیتی بین جناح‌های مؤثر، می‌تواند موازنه قدرت را بر هم زده و مسیر تشکیل دولت را به نفع بازیگران وابسته یا مخالف مقاومت تغییر دهد.

سناریوی محتمل دشمن و الزامات داخلی:

احتمال قوی وجود دارد که این ترور، آغاز یک سلسله عملیات تحریک‌آمیز باشد. سناریوی مورد انتظار، ترور شخصیت‌های کلیدی از دو طرف و تلاش برای القای انگاره «تلافی‌جویی» است تا چرخه خشونت را به طور کامل راه انداخته و کنترل آن از دست رهبران سیاسی خارج شود.

 

جلوگیری از این سناریو نیازمند اقدامات فوری و هوشمندانه است:

۱تشکیل کمیته‌ای مشترک و فراجناحی: باید بلافاصله کمیته‌ای متشکل از نمایندگان بلندپایه جریان صدر، عصائب اهل حق، دیگر فصائل حشد الشعبی و نهادهای امنیتی دولتی (اطلاعات ملی، ضدترور) تشکیل شود تا با شفافیت کامل در پی کشف حقیقت باشد. هدف، شناسایی عاملان اجرایی و طراحی‌کنندگان پشت پرده است، نه افتادن در دام اتهام‌زنی‌های کلی.

۲تأکید بر دشمن مشترک: همه جناح‌ها باید به صورت عمومی و رسمی بر این موضوع تأکید کنند که دشمن اصلی، اشغالگر صهیونیستی و پروژه آمریکایی سلطه بر منطقه استهرگونه درگیری داخلی، تنها به خدمت این دشمنان درآمده و مصالح کلان شیعه و مقاومت را به خطر می‌اندازد.

۳مسئولیت‌پذیری رهبران: رهبران دو جناح باید با اقتدار کامل، از هرگونه اقدام خودسرانه و انتقام‌جویانه هوادارانشان جلوگیری کرده و پیام‌های وحدت‌بخش صادر کنند. شأن و جایگاه این رهبران باید مصروف خنثی‌سازی توطئه و نه تشدید آن شود. تاکنون نیز واکنش و مواضع هر دو رهبر جریان صدر و اصائب مبتنی بر مدیریت تنش و جلوگیری از تشدید بحران بوده است. قیس الخزعلی با وجود آتش زدن دفتر این جریان در استان میسان اعلام کرد که از هرگونه دخالتی که صلح مدنی در استان را تهدید کند، حزر می‌کند و بر حل این مسئله از طریق دستگاه قضایی تأکید و نمود تا به گفته او مورد سوءاستفاده کسانی که از آب گل‌آلود ماهی می‌گیرند، قرار نگیرد.

۴افشاسازی رسانه‌ای: پس از کشف مدارک، باید هویت و اهداف عاملان و حامیان خارجی احتمالی این ترور با اسناد محکم به افکار عمومی عراق و جهان عرضه شود. این افشاسازی، توطئه را خنثی و فضای سیاسی را شفاف می‌کند.

نتیجه‌گیری:
ترور العلاق می‌تواند یک عملیات پرچم دروغین کلاسیک با هدف ضربه زدن به قلب مقاومت عراق باشد. موفقیت یا شکست این توطئه، نه در دست طراحان خارجی، بلکه کاملاً به هوشیاری، عقلانیت و انسجام درونی جریان‌های شیعه و رهبران آنها بستگی دارد. عبور از این مرحله حساس بدون خونریزی بیشتر، نیازمند اراده‌ای جمعی برای تبدیل نقطه ضعف به نقطه قوت، از طریق همکاری امنیتی و تأکید بر اهداف مشترک است.

منبع: الوقت

ارسال نظرات