- بازتاب مراسم تشییع رهبر شهید در رسانه های خارجی
- از لحظه وداع تا بریده شدن سر مطهر بهترین بنده خدا/ مقتل جانسوز امام حسین(ع) در ظهر عاشورا +فیلم و صوت
- در تاسوعای سال ۶۱ هجری چه گذشت؟/ اشعاری که حضرت عباس(ع) به عنوان رجز خواند/ چگونگی شهادت علمدار کربلا + شعر و صوت
- مقتل شب هشتم؛ شب حضرت علی اکبر (اولین شهید بنی هاشمی کربلا)+اسناد
- جزئیات آیین «بدرقه آقای شهید ایران»/ مراسم تشییع رهبر شهید انقلاب ۱۷ تیر در نجف و کربلا برگزار میشود
- مهمترين فلسفه قيام عاشورا چيست؟
- جزئیات مراسم وداع، تشییع و تدفین رهبر شهید انقلاب
- استمرار غدیر
- ابلاغ پیام رهبر انقلاب به خانواده شهدای مدرسه شجره طیبه میناب
- قالیباف: دستاوردهای شهید خطیب یاریگر سربازان میدان است
- ازدواج با یک پدافندچی یعنی آمادگی برای زندگی خاص/ انسان بودن و انسان زندگی کردن
- خوانشی بر آیات قرآن و سیره پیامبر(ص) در مواجهه با نفاق و اختلاف نظرها/ ادبیات حذفی، مانع اتحاد مقدس
- و ایران اینگونه امامرضایی(ع) شد
- امام رضا (ع) بقیهالله و حجت خدا بر مردم است
- ثبت ۸۶ شهید جنگ رمضان در همدان، از کودک ۳ ساله تا مادر باردار
۱۸ شهريور ۱۴۰۵ روایت شده است: «هنگامى که ابوبکر و عمر تصمیم گرفتند فدک را از حضرت فاطمه علیه االسلام بگیرند و این خبر به ایشان رسید، لباس بر تن کرده و چادر بر سر نهاد، و با گروهى از زنان فامیل و خدمتکاران خود بسوى مسجد روانه شد، در حالی که چادرش به زمین کشیده مىشد، و راه رفتن او همانند راه رفتن پیامبر خدا بود... صداى گریه مردم برخاست، وقتى سکوت برقرار شد، کلام خویش را دنبال کرد و فرمود: حمد و سپاس خداى را برآنچه ارزانى داشت، و شکر او را در آنچه الهام فرمود، و ثنا و شکر بر او بر آنچه پیش فرستاد، از نعمتهاى فراوانى که خلق فرمود و عطایاى گستردهاى که اعطا کرد، و منّتهاى بىشمارى که ارزانى داشت، که شمارش از شمردن آنها عاجز، و نهایت آن از پاداش فراتر، و دامنه آن تا ابد از ادراک دورتر است، و مردمان را فراخواند، تا با شکرگذارى آنها نعمتها را زیاده گرداند، و با گستردگى آنها مردم را به سپاسگزارى خود متوجّه ساخت، و با دعوت نمودن به این نعمتها آنها را دو چندان کرد...».سپس به انحراف امت در روزهای پس از رحلت نبی خاتم (ص) اشاره کرد و ادامه داد: «و آنگاه که خداوند براى پیامبرش خانه انبیاء و آرامگاه اصفیاء را برگزید، علائم نفاق در شما ظاهر گشت، و جامه دین کهنه، و سکوت گمراهان شکسته، و پست رتبه گان با قدر و منزلت گردیده، و شتر نازپرورده اهل باطل به صدا درآمد، و در خانه هایتان بیامد، و شیطان سر خویش را از مخفىگاه خود بیرون آورد، و شما را فراخواند، مشاهده کرد پاسخگوى دعوت او هستید، و براى فریب خوردن آماده اید، آنگاه از شما خواست که قیام کنید، و مشاهده کرد که به آسانى این کار را انجام مىدهید، شما را به غضب واداشت، و دید غضبناک هستید، پس بر شتران دیگران نشان زدید، و بر آبى که سهم شما نبود وارد شدید... این در حالى بود که زمانى نگذشته بود، و موضع شکاف زخم هنوز وسیع بود، و جراحت التیام نیافته، و پیامبر به قبر سپرده نشده بود، بهانه آوردید که از فتنه مى هراسید، آگاه باشید که در فتنه قرار گرفته اید، و براستى جهنم کافران را احاطه نموده است»؛ و جمعیت را چنین سرزنش کرد: «این کار از شما بعید بود و چطور این کار را کردید، به کجا روى مىآوردید، در حالى که کتاب خدا رویاروى شماست، امورش روشن و احکامش درخشان، و علائم هدایتش ظاهر، و محرّماتش هویدا، و اوامرش واضح است، ولى آن را پشت سر انداختید، آیا بىرغبتى به آن را خواهانید؟ یا بغیر قرآن حکم مىکنید؟ که این براى ظالمان بدل بدى است، و هرکس غیر از اسلام دینى را جویا باشد از او پذیرفته نشده و در آخرت از زیانکاران خواهد بود... آنگاه آنقدر درنگ نکردید که این دل رمیده آرام گیرد، و کشیدن آن سهل گردد، پس آتشگیره ها را افروخته تر کرده، و به آتش دامن زدید تا آن را شعله ور سازید، و براى اجابت نداى شیطان، و براى خاموش کردن انوار دین روشن خدا، و از بین بردن سنن پیامبر برگزیده آماده بودید، به بهانه خوردن، کف شیر را زیر لب پنهان مىخورید، و براى خانواده و فرزندان او در پشت تپه ها و درختان کمین گرفته و راه مىرفتید، و ما باید بر این امور که همچون خنجر برّان و فرورفتن نیزه در میان شکم است، صبر کنیم...»؛ و سرنوشت و عاقبت کار منحرفان امت را اینطور یادآوری کرد: «بدانید که پشت این شتر خلافت زخم است و پاى آن سوراخ و تاولدار، عار و ننگش باقى و نشان از غضب خدا و ننگ ابدى دارد و به آتش شعله ور خدا که بر قلبها احاطه مىیابد متصل است. آنچه مىکنید در برابر چشم بیناى خداوند قرار داشته، و آنانکه ستم کردند به زودى مىدانند که به کدام بازگشتگاهى بازخواهند گشت، و من دختر کسى هستم که شما را از عذاب دردناک الهى که در پیش دارید خبر داد، پس هرچه خواهید بکنید و ما هم کار خود را مىکنیم، و شما منتظر بمانید و ما هم در انتظار بسر مىبریم».
ارسال نظرات