- فرجام اغتشاشات در ایران
- ترامپ کمی تاریخ بخواند!
- سیگنال فوری همتی به بازار؛ دلار رسمی بالا آمد، دلار آزاد عقب نشست
- پیام تسلیت رهبر انقلاب در پی درگذشت حجتالاسلام صالحیمنش
- حنظله گوشی «نفتالی بِنِت» را هک کرد
- عکس / تصاویر دیده نشده از شهید رائد سعد
- بانک اهداف در جنگ شناختی
- کشتار دانشجویان در ۱۶ آذر و یک سند تاریخی از شکنجه مخالفان با «خرس» در دوره پهلوی!
- آیا نبرد حضرموت نقشه یمن را تغییر خواهد داد؟
- یادداشت ها / آیا پایان ماه عسل صهیونیستها در سوریه نزدیک است؟!
- قیام جوانان سوری | پیام عملیات «بیت جن» برای جولانی و صهیونیستها
- بسیج تمدنساز، نفس آخر استکبار
- دومین شب مراسم عزاداری شهادت حضرت فاطمه(س) با حضور رهبر انقلاب
- انصارالله: جنگافروزی عربستان علیه یمن عواقب سنگینی دارد
سهشنبه ؛ 28 بهمن 1404 در رثای آیت الله حسن زاده آملی
عروج علامه ذوفنون
علامه حسن حسنزاده آملی در سال ۱۳۰۷ در روستای ییلاقی ایرا در منطقه لاریجان آمل به دنیا آمد و پس از آغاز تحصیل در مکتب و فراگرفتن خواندن و نوشتن در سالهای کودکی در سالهای آغاز نوجوانی به حوزه علمیه امام حسن عسکری (ع) وارد شد و نزد عالمان آمل مثل شیخ عزیزالله طبرسی و شیخ محمد غروی و شیخ ابوالقاسم فرسیو دروس حوزوی را فراگرفت
علامه حسن حسنزاده آملی در سال ۱۳۰۷ در روستای ییلاقی ایرا در منطقه لاریجان آمل به دنیا آمد و پس از آغاز تحصیل در مکتب و فراگرفتن خواندن و نوشتن در سالهای کودکی در سالهای آغاز نوجوانی به حوزه علمیه امام حسن عسکری (ع) وارد شد و نزد عالمان آمل مثل شیخ عزیزالله طبرسی و شیخ محمد غروی و شیخ ابوالقاسم فرسیو دروس حوزوی را فراگرفت. در سال ۱۳۲۳ به تهران رفت و درسهای حوزوی را در مدرسه حاج ابوالفتح و مدرسه مروی ادامه داد و محضر استادان بسیاری را در تهران درک کرد. در سال ۱۳۴۲ به قم رفت و در سالهای بعد به تحصیل و تدریس در قم مشغول بود. در سال ۱۳۷۱ درسهای عمومی خود را تعطیل کرد و بیشتر به تصحیح و تحقیق و تتبع در میراث کهن مشغول شد. او سالهای پایانی عمر را در آمل گذراند. در سوم مهر ۱۴۰۰ در آمل درگذشت و در زادگاه خود ایرا در نزدیکی قله دماوند به خاک سپرده شد.
ایشان، نسلی از عالمان سنتی بودند که در خواندن درسها به یک یا چند کتاب بسنده نمیکردند و معمولاً کتابهای گوناگون یک رشته را میخواندند که نکتهای و دقیقهای از چشمشان دور نماند و هر آنچه میخواندند درست و دقیق میخواندند و حاشیه مینوشتند و شرح میکردند؛ نسلی از عالمان سنتی بودند که از ادبیات فارسی و ادبیات عربی شروع میکردند و کتاب به کتاب و رساله به رساله پیش میآمدند و به فقه و اصول و منطق و فلسفه و کلام و طب سنتی و ریاضیات قدیم و... میرسیدند و در نهایت جامع معقول و منقول میشدند. نسلی از عالمان سنتی که خطی خوش داشتند و دستی هم در شعر داشتند و گاه به تفنن منظومهای میسرودند و.... علامه حسن حسنزاده آملی که سوم مهر ۱۴۰۰ در ۹۳ سالگی درگذشت، شاید آخرین بازمانده این نسل از عالمان سنتی بود یا جامعترین آنها در عصر حاضر یا بزرگترینشان که بسیار خوانده بود و دانشهای گوناگون را در خود جمع کرده بود و عمر دراز خود را به تدریس و تصحیح و تحقیق گذراند و یکی از آخرین کسانی بود که لقب علامه برازنده او بود.
رهبر معظم انقلاب اسلامی در پیام تسلیت خود به نکات ظریف و مهمی درباره ابعاد شخصیتی این عالم بزرگ و فقید اشاره کردند و اینچنین مرقوم کردند؛ «با تأسف خبر درگذشت عالم ربّانی و سالک توحیدی، آیت الله آقای حسنزاده آملی (رحمت الله علیه) را دریافت کردم. این روحانی دانشمند و ذوفنون از جمله چهرههای نادر و فاخری بود که نمونههای معدودی از آنان در هر دوره، چشم و دل آشنایان را مینوازد و توأماً دانش و معرفت و عقل و دل آنان را بهرهمند میسازد. نوشتهها و منشأت این بزرگوار منبع پرفیضی برای دوستداران معارف و لطائف بوده و خواهد بود انشاءالله. اینجانب به همه دوستان و شاگردان و ارادتمندان ایشان بویژه به مردم مؤمن و انقلابی آمل و جوانان مشتاقی که مجذوب مواضع انقلابی و خلقیات والای انسانی آن مرحوم بودند، تسلیت عرض میکنم و رحمت و مغفرت و علو درجات ایشان را از خداوند متعال مسئلت مینمایم.»
نخستین کسی که بیش از همه در شکل دادن به شخصیت علمی عملی آیتالله حسنزاده آملی تأثیرگذار بوده میرزا ابوالحسن شعرانی است. عالم سالک خلوتگزیدهای که در تهران درس میگفت و ذوفنون بود و دانشهای گوناگون را از فلسفه و کلام تا هیئت و نجوم در خود گرد آورده بود و چند زبان میدانست. حسنزاده آملی پس از طی مقدمات دروس حوزوی در آمل به تهران میآید و به سراغ شیخ محمدتقی آملی، یکی از آخرین حکمای مکتب تهران میرود و آیتالله آملی او را نزد میرزای شعرانی میفرستد و تلمذ طولانی حسنزاده آملی در محضر استاد آغاز میشود و دانشهای گوناگون را نزد او میآموزد. میرزای شعرانی درسهای گوناگون میگفت و کتابها و رسالههای بسیار تدریس میکرد، شماری از درسهای او شاگردان بیشتری داشت که حسنزاده نیز یکی از آنها بود، اما در خیلی از درسها نیز فقط میرزای شعرانی بود و حسنزاده آملی.
با این همه او استادان بسیار دیده بود و از خرمن بسیاری خوشهچینی کرد، از سیداحمد لواسانی و مهدی الهی قمشهای و فاضل تونی و میرزا احمد آشتیانی و شیخ محمدتقی آملی و رفیعی قزوینی و میرزا هاشم آملی تا علامه سیدمحمدحسین طباطبایی که مهمترین استاد او در سالهای تحصیل در قم بود.
علامه سیدمحمدحسین طباطبایی دومین عالمی است که در شخصیت علمی و سلوک معنوی علامه حسنزاده آملی تأثیرگذار است؛ استادبزرگ فلسفه و عرفان اسلامی در قرن چهاردهم که اگرچه بیشتر به فلسفه و دیگر اثر ارجمندش تفسیر المیزان شناخته میشود، اما او نیز جامع دانشها و حکمتها و معارف گوناگون بوده است. حسنزاده آملی پس از هجرت به قم در سال ۱۳۴۲ در شمار شاگردان علامه طباطبایی درمیآید و درسهای گوناگون حکمت و فلسفه و عرفان را در محضر او میآموزد و چنانکه خود علامه ذکر کرده است در میان انگشتشمار شاگردان برجسته او قرار میگیرد.
آیتالله حسنزادهآملی استادان بسیار دید و درسها و دانشهای بسیار را به حد اجتهاد میدانست، اما آنچه او را متمایز میکند نه اجتهاد در درسهای رایج است که شمار مجتهدانشان بسیار است، بلکه اجتهاد و جستوجو در درسها و کتابهایی است که شمار مجتهدان آنها به تعداد انگشتان یک دست هم نمیرسد. نمیتوان درباره علامه حسنزادهآملی نوشت و از نقش او در زنده نگه داشتن علومی که بهطور سنتی در حوزههای علمیه تدریس میشدند، نگفت. احتمالاً اگر او دروس هیئت و دیگر رشتههای ریاضی را تألیف و در میان شاگردان خود تدریس نمیکرد، هیئت قدیم در حوزه علمیه از بین میرفت. او آخرین عالمی است که درسهایی مثل هیئت قدیم و تعیین قبله و استهلال و... را زنده نگه داشت و دیگران بهتبع او آنها را تا امروز ادامه دادهاند.
حسنزادهآملی به پیروی از مشی استادان خود میرزای شعرانی و علامه طباطبایی در همه عمر سادهزیستی پیشه کرد. مثل طلبههای قدیم ساده زندگی کرد و تا پایان عمر هیچگاه مشی خود را تغییر نداد. درِ خانه او در قم و آمل و ایرا تا زمانی که میتوانست روی انبوه مراجعان باز بود. اگر حوصله داشت میزبان مراجعان میشد و گاهی که کثرت مراجعان نظم زندگی و مطالعات او را بههم میزد، باز هم تلاش میکرد در حد توان خود پاسخگوی آنها باشد؛ مراجعان گوناگونی که یکی پرسشی علمی مطرح و دیگری توصیهای در سیر و سلوک طلب میکرد، یکی نیاز مالی داشت و دیگری پرسشی ساده در احکام شرعی. از دل مردم آمده بود و در میان مردم زیست و مردمی ماند و محبوب قلوب مردم بود.
ایشان، نسلی از عالمان سنتی بودند که در خواندن درسها به یک یا چند کتاب بسنده نمیکردند و معمولاً کتابهای گوناگون یک رشته را میخواندند که نکتهای و دقیقهای از چشمشان دور نماند و هر آنچه میخواندند درست و دقیق میخواندند و حاشیه مینوشتند و شرح میکردند؛ نسلی از عالمان سنتی بودند که از ادبیات فارسی و ادبیات عربی شروع میکردند و کتاب به کتاب و رساله به رساله پیش میآمدند و به فقه و اصول و منطق و فلسفه و کلام و طب سنتی و ریاضیات قدیم و... میرسیدند و در نهایت جامع معقول و منقول میشدند. نسلی از عالمان سنتی که خطی خوش داشتند و دستی هم در شعر داشتند و گاه به تفنن منظومهای میسرودند و.... علامه حسن حسنزاده آملی که سوم مهر ۱۴۰۰ در ۹۳ سالگی درگذشت، شاید آخرین بازمانده این نسل از عالمان سنتی بود یا جامعترین آنها در عصر حاضر یا بزرگترینشان که بسیار خوانده بود و دانشهای گوناگون را در خود جمع کرده بود و عمر دراز خود را به تدریس و تصحیح و تحقیق گذراند و یکی از آخرین کسانی بود که لقب علامه برازنده او بود.
رهبر معظم انقلاب اسلامی در پیام تسلیت خود به نکات ظریف و مهمی درباره ابعاد شخصیتی این عالم بزرگ و فقید اشاره کردند و اینچنین مرقوم کردند؛ «با تأسف خبر درگذشت عالم ربّانی و سالک توحیدی، آیت الله آقای حسنزاده آملی (رحمت الله علیه) را دریافت کردم. این روحانی دانشمند و ذوفنون از جمله چهرههای نادر و فاخری بود که نمونههای معدودی از آنان در هر دوره، چشم و دل آشنایان را مینوازد و توأماً دانش و معرفت و عقل و دل آنان را بهرهمند میسازد. نوشتهها و منشأت این بزرگوار منبع پرفیضی برای دوستداران معارف و لطائف بوده و خواهد بود انشاءالله. اینجانب به همه دوستان و شاگردان و ارادتمندان ایشان بویژه به مردم مؤمن و انقلابی آمل و جوانان مشتاقی که مجذوب مواضع انقلابی و خلقیات والای انسانی آن مرحوم بودند، تسلیت عرض میکنم و رحمت و مغفرت و علو درجات ایشان را از خداوند متعال مسئلت مینمایم.»
نخستین کسی که بیش از همه در شکل دادن به شخصیت علمی عملی آیتالله حسنزاده آملی تأثیرگذار بوده میرزا ابوالحسن شعرانی است. عالم سالک خلوتگزیدهای که در تهران درس میگفت و ذوفنون بود و دانشهای گوناگون را از فلسفه و کلام تا هیئت و نجوم در خود گرد آورده بود و چند زبان میدانست. حسنزاده آملی پس از طی مقدمات دروس حوزوی در آمل به تهران میآید و به سراغ شیخ محمدتقی آملی، یکی از آخرین حکمای مکتب تهران میرود و آیتالله آملی او را نزد میرزای شعرانی میفرستد و تلمذ طولانی حسنزاده آملی در محضر استاد آغاز میشود و دانشهای گوناگون را نزد او میآموزد. میرزای شعرانی درسهای گوناگون میگفت و کتابها و رسالههای بسیار تدریس میکرد، شماری از درسهای او شاگردان بیشتری داشت که حسنزاده نیز یکی از آنها بود، اما در خیلی از درسها نیز فقط میرزای شعرانی بود و حسنزاده آملی.
با این همه او استادان بسیار دیده بود و از خرمن بسیاری خوشهچینی کرد، از سیداحمد لواسانی و مهدی الهی قمشهای و فاضل تونی و میرزا احمد آشتیانی و شیخ محمدتقی آملی و رفیعی قزوینی و میرزا هاشم آملی تا علامه سیدمحمدحسین طباطبایی که مهمترین استاد او در سالهای تحصیل در قم بود.
علامه سیدمحمدحسین طباطبایی دومین عالمی است که در شخصیت علمی و سلوک معنوی علامه حسنزاده آملی تأثیرگذار است؛ استادبزرگ فلسفه و عرفان اسلامی در قرن چهاردهم که اگرچه بیشتر به فلسفه و دیگر اثر ارجمندش تفسیر المیزان شناخته میشود، اما او نیز جامع دانشها و حکمتها و معارف گوناگون بوده است. حسنزاده آملی پس از هجرت به قم در سال ۱۳۴۲ در شمار شاگردان علامه طباطبایی درمیآید و درسهای گوناگون حکمت و فلسفه و عرفان را در محضر او میآموزد و چنانکه خود علامه ذکر کرده است در میان انگشتشمار شاگردان برجسته او قرار میگیرد.
آیتالله حسنزادهآملی استادان بسیار دید و درسها و دانشهای بسیار را به حد اجتهاد میدانست، اما آنچه او را متمایز میکند نه اجتهاد در درسهای رایج است که شمار مجتهدانشان بسیار است، بلکه اجتهاد و جستوجو در درسها و کتابهایی است که شمار مجتهدان آنها به تعداد انگشتان یک دست هم نمیرسد. نمیتوان درباره علامه حسنزادهآملی نوشت و از نقش او در زنده نگه داشتن علومی که بهطور سنتی در حوزههای علمیه تدریس میشدند، نگفت. احتمالاً اگر او دروس هیئت و دیگر رشتههای ریاضی را تألیف و در میان شاگردان خود تدریس نمیکرد، هیئت قدیم در حوزه علمیه از بین میرفت. او آخرین عالمی است که درسهایی مثل هیئت قدیم و تعیین قبله و استهلال و... را زنده نگه داشت و دیگران بهتبع او آنها را تا امروز ادامه دادهاند.
حسنزادهآملی به پیروی از مشی استادان خود میرزای شعرانی و علامه طباطبایی در همه عمر سادهزیستی پیشه کرد. مثل طلبههای قدیم ساده زندگی کرد و تا پایان عمر هیچگاه مشی خود را تغییر نداد. درِ خانه او در قم و آمل و ایرا تا زمانی که میتوانست روی انبوه مراجعان باز بود. اگر حوصله داشت میزبان مراجعان میشد و گاهی که کثرت مراجعان نظم زندگی و مطالعات او را بههم میزد، باز هم تلاش میکرد در حد توان خود پاسخگوی آنها باشد؛ مراجعان گوناگونی که یکی پرسشی علمی مطرح و دیگری توصیهای در سیر و سلوک طلب میکرد، یکی نیاز مالی داشت و دیگری پرسشی ساده در احکام شرعی. از دل مردم آمده بود و در میان مردم زیست و مردمی ماند و محبوب قلوب مردم بود.
منبع: هفته نامه تبیین
اشتراک گذاری:
گزارش خطا
ارسال نظرات