نمره ما ایرانی ها کار جمعی
به اعتقاد خیلیها مردمان کشورهای غربی و کشورهای آسیای شرقی، با وجود همه اختلافهایی که در فرهنگ خانوادگی و اجتماعی و دین و آیین دارند، اما در یک مسئله شبیه هم هستند و اتفاقا همین یک نکته مشابه، راز موفقیت و سرعت پیشرفت آنها – با وجود نقدهای جدی که مثلا به فرهنگ عمومی و سیاسی غربیها وارد است – شده و آن تشابه هم «عادت و اهتمام به کار جمعی و گروهی» است.
نویسنده :
حامد کرمانیزاده
کد خبر : 860
به اعتقاد خیلیها مردمان کشورهای غربی و کشورهای آسیای شرقی، با وجود همه اختلافهایی که در فرهنگ خانوادگی و اجتماعی و دین و آیین دارند، اما در یک مسئله شبیه هم هستند و اتفاقا همین یک نکته مشابه، راز موفقیت و سرعت پیشرفت آنها – با وجود نقدهای جدی که مثلا به فرهنگ عمومی و سیاسی غربیها وارد است – شده و آن تشابه هم «عادت و اهتمام به کار جمعی و گروهی» است. عادتی که اگر تبدیل به فرهنگ عمومی یک جامعه شود، تقریبا همه موانع را از سر راه برمیدارد. اما آیا ما ایرانیها هم این عادت را داریم و اگر داریم، چقدر؟! معروف است که از قدیم گفتهاند «ایرانیها در کار جمعی ضعیف هستند»؛ اینکه این ذهنیت از کجا شکل گرفته، شاید به خودی خود خیلی مهم نباشد، اما اینکه چرا این عادت بد – کم و بیش – در بین ما ایرانیها آنهم با پیشینه فرهنگی غنی و کهن شکل گرفته، جای تأمل و چارهاندیشی دارد. نمونه این پیشینه فرهنگی، تاکید اسلام بر کار جمعی و همدلانه است که در آیاتی مانند «تعاونوا علی البر و التقوی» و روایاتی همچون «یدالله مع الجماعه» به چشم میخورد، اما چرا ما ایرانیها - یا حتی ما مسلمانها - کمتر از روحیه تعاون و کار جمعی بهره گرفتهایم و بیشتر به تکروی و خرد فردی علاقه داریم؟! اهمیت این مسئله در دیدگاههای بسیاری از بزرگان گذشته و حال کم مطرح نشده، از جمله سخنان تاریخی رهبر انقلاب در جمع دانشگاهیان خراسان شمالی در مهرماه ۱۳۹۱ که این موضوع را در ردیف یکی از ۲۰ چالش امروز جامعه ما در زمینه «سبک زندگی» برشمردند و با طرح این سوال که «چرا فرهنگ کار جمعی در ایران ضعیف است؟»، تلاش کردند تا ذهن جامعه نخبگان کشور را درگیر اهمیت این مسئله کنند. ایشان در همان جمع یادآور شدند؛ «با اینکه کار جمعی را غربیها به اسم خودشان ثبت کردهاند، اما اسلام خیلی قبل از اینها گفته است تعاونوا علی البر و التقوی، یا و اعتصموا بحبل اللّه جمیعا. یعنی حتی اعتصام به حبلاللّه هم باید دستهجمعی باشد».
از مدرسه و دانشگاه شروع کنیم
کارشناسان معتقدند کار جمعی و بهره گرفتن از فکر و توان یک گروه به جای یک فرد، باعث درک بهتر مسئله شده و به پیدا کردن راه حلهای بهتر منجر میشود، از هدر رفتن توان یکایک افراد جلوگیری میکند و در نهایت، نتیجه کار را محکمتر و قابل اعتمادتر میکند، اما باز هم این سوال خودنمایی میکند که چرا ما ایرانیها معمولاً از اینهمه فواید و برکات کار جمعی در مسائل مهم فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی خودمان را محروم میکنیم؟! هرچند پاسخ به این سوال – همانطور که رهبر انقلاب بر آسیبشناسی آن تاکید کردند – نیاز به مدتها تامل نخبگان و متولیان حوزه فرهنگ عمومی دارد، اما شاید در یک نگاه کلی و اجمالی بتوان گیر کار را در مدارس و حتی قبلتر از آن در مهدهای کودک پیدا کرد؛ وقتی سبک آموزش و تربیت در مهد و مدرسه و حتی در دانشگاه، بیشتر از آنکه بر پایه کار گروهی و همفکری و همکاری باشد، بر حافظهمحوری و پُر کردن ذهن دانشآموز و دانشجو از انبوه مطالب ضروری و غیرضروری شکل گرفته، طبیعی است که کودک و نوجوان امروز و مدیر فردای این کشور، کمتر اهل کار جمعی خواهد بود، به این مسئله، باید نقش رسانههای عمومی و دستگاههای فرهنگی را هم اضافه کرد و این سوال را پرسید که چقدر سمت و سوی تولیدات فرهنگی و رسانهای به آموزش روحیه تعامل و همکاری به خانوادههای ایرانی است و چه نکاتی را برای تحقق این هدف حساس رعایت میکنند؟ اگر همین دو ریشه معضل خشکانده شده و برای درمان آن چارهاندیشی شود، شاید دیگر دغدغهای برای امروز و فردای جامعه ما نباشد و «کار جمعی» در نگاه مردم از نان شب هم واجبتر شود. البته این حقیقت امیدوارکننده را هم نمیتوان ندید که ما ایرانیها اگر در کارهای اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی کمتر حواسمان به مشارکت و کار جمعی است، اما در مسائل حساس و مهم سیاسی از قبیل: انتخابات، خوب اهل همبستگی و دست به دست هم دادن هستیم و در ۴۰ سال گذشته این تجربه را خیلی خوب از سر گذراندهایم. از آن گذشته، تجریه حیرتانگیز دستیابی به دانشهایی مانند هستهای، سلولهای بنیادی و فناوری نانو - که قطعا بدون کار جمعی مستمر و هدفمند دستیافتنی نیست – در دو دهه اخیر آنهم با وجود همه محدودیتها و موانع، این واقعیت را به جامعه ایرانی گوشزد کرده که اگر بخواهیم و تمرین کنیم، خوب میتوانیم «با هم» کاری را شروع و به ثمر برسانیم.
ارسال نظرات