- فرجام اغتشاشات در ایران
- ترامپ کمی تاریخ بخواند!
- سیگنال فوری همتی به بازار؛ دلار رسمی بالا آمد، دلار آزاد عقب نشست
- پیام تسلیت رهبر انقلاب در پی درگذشت حجتالاسلام صالحیمنش
- حنظله گوشی «نفتالی بِنِت» را هک کرد
- عکس / تصاویر دیده نشده از شهید رائد سعد
- بانک اهداف در جنگ شناختی
- کشتار دانشجویان در ۱۶ آذر و یک سند تاریخی از شکنجه مخالفان با «خرس» در دوره پهلوی!
- آیا نبرد حضرموت نقشه یمن را تغییر خواهد داد؟
- یادداشت ها / آیا پایان ماه عسل صهیونیستها در سوریه نزدیک است؟!
- قیام جوانان سوری | پیام عملیات «بیت جن» برای جولانی و صهیونیستها
- بسیج تمدنساز، نفس آخر استکبار
- دومین شب مراسم عزاداری شهادت حضرت فاطمه(س) با حضور رهبر انقلاب
- انصارالله: جنگافروزی عربستان علیه یمن عواقب سنگینی دارد
سهشنبه ؛ 28 بهمن 1404 فرهنگ رانندگي از مرگ تا ترافيك!
«سالانه ۱۶ هزار ایرانی در تصادفات جادهای جان خود را از دست میدهند» این عبارت نمایانگر یک تهدید جدی علیه کشورمان به شمار میرود. اگر چه خودروی ناایمن و جادههای ناهموار هم نقش مهمی در بروز تصادفات و آمار تلفات انسانی دارند، اما سهم رانندگان بیدقت و متخلف در این آمار بسیار قابل توجه است.
«سالانه ۱۶ هزار ایرانی در تصادفات جادهای جان خود را از دست میدهند» این عبارت نمایانگر یک تهدید جدی علیه کشورمان به شمار میرود. اگر چه خودروی ناایمن و جادههای ناهموار هم نقش مهمی در بروز تصادفات و آمار تلفات انسانی دارند، اما سهم رانندگان بیدقت و متخلف در این آمار بسیار قابل توجه است.
آمار دقیقی از سهم خطای انسانی در تصادفات رانندگی وجود ندارد، اما آمارهای پلیس نشان میدهد که خستگی، خوابآلودگی، سرعت غیرمجاز، انحراف به چپ و سبقت غیرمجاز، پنج عامل مهم در بروز تصادف هستند که همگی آنها در زمره خطاهای انسانی تلقی شده و در ارتباط کامل با فرهنگ رانندگی افراد هستند. البته در صورتی که خودرو ایمن باشد، شاید بتواند از وقوع تلفات بالا حتی در تصادفات پیشگیری کند، اما به هرحال سهم فرهنگ رانندگیشان در وقوع تصادفات انکارناپذیر است.
فرهنگ رانندگی بخشی از سبک زندگی
این موضوع، مورد توجه رهبر معظم انقلاب هم قرار گرفته است. ایشان در سخنرانی سال ۹۱ در جمع دانشگاهیان خراسان شمالی، به تبیین بخشهای مختلف در رابطه با «سبک زندگی» پرداختند و ۲۰ سؤال در این رابطه مطرح کردند. یکی از سؤالات طرح شده از سوی رهبر انقلاب برای جلب افکار نخبگان، این بود: «چرا در فرهنگ رانندگی انضباط لازم رعایت نمیشود؟.»، اما سؤال اینجاست که آیا مردم ایران فرهنگ رانندگی بدی دارند؟ و آیا این فرهنگ قابل اصلاح نیست؟
مرتضی شمسی پژوهشگر حوزه حملونقل و ترافیک، در این خصوص معتقد است که «در زمینه فرهنگسازی ترافیکی، گفتمان مشترکی در جامعه وجود ندارد و همین مسئله باعث شده تا فرهنگ درستی در جامعه حاکم نباشد». وی با ذکر مثالی در این خصوص ادامه میدهد: «در کتابها دیدهایم که به کودکان آموزش داده میشود هنگام عبور از عرض خیابان از خط عابر پیاده گذر کنند، اما همان کودک در زندگی واقعی و در خیابان مشاهده میکند که پدر و مادرش دستش را میگیرند و از وسط چهارراه عبور میکنند. این کودک دچار تضاد میشود که عمل پدر و مادرش صحیح است یا آنچه در مدرسه آموخته؟»
شمسی در ادامه تأکید میکند که «آموزش باید مستمر، پیوسته و دائمی باشد و از مسیرهای مختلف مثل رسانهها، وزارت آموزشوپرورش، وزارت علوم و وزارت ارشاد انجام شود تا تأثیرگذاری بهتری داشته باشد.»
آموزش نادرست فرهنگ ترافیکی به مردم
نکته مهمی که در طول سالهای اخیر به عنوان یک تجربه در ارتقای فرهنگ ترافیکی مردم ایران میتوان از آن نام برد، موضوع نهادینهشدن استفاده از کمربند ایمنی است؛ این مهم در حالی محقق شد که نشان دادن تصاویر مرتبط با مرگومیر تصادفات و انتشار گسترده انیمیشنهای آموزشی از یک سو، و سختگیری پلیس در جریمه خودروهای متخلف از سوی دیگر، باعث شد تا حدود زیادی این مشکل برطرف شود؛ البته هنوز پلیس هم در نقاط مختلف کشور مجبور است خودروها را بررسی کند و به افرادی که کمربند ایمنی را نبستهاند، یا تذکر بدهد یا جریمه کند.
این پژوهشگر حوزه حملونقل و ترافیک به همین نکته اشاره میکند و آموزشهای ارائه شده در رسانهها را قابل انتقاد میداند و میگوید: «در رسانهها هم بحث فرهنگ ترافیک مورد توجه قرار میگیرد، اما این آموزشها تا چه اندازه کارشناسی شده و مؤثر است؟ میبینیم که این برنامهها فقط در حد ترساندن مردم از مرگ و جریمه است؛ مباحث ترافیکی با ترساندن مردم از تصادف و جریمه نهادینه نمیشود، زیرا انسان به ذات فراموش کار است و ساعتی بعد یا چند روز بعد، اثر این ترس و هراس از بین میرود.»
بسیاری از مردم، علت آمار بالای تصادفات را به خودروهای ناایمن نسبت میدهند و برخی دیگر، اشکالات در جادهها را علت تصادفات زیاد میدانند، اما این شرایط در حالی است که رانندگان منضبط و قانونمند سالها با همین خودروها و در همین جادهها رانندگی کردهاند و دچار مشکل هم نشدهاند. پس اگر راننده مسلط باشد و قانون را رعایت کند، میتواند بر خودرو و جاده سوار شود و از بسیاری از حوادث پیشگیری کند؛ هرچند که برای کاهش آمار تلفات جادهای، حتماً ایمنسازی خودروها و استانداردسازی جادهها امری ضروی است.
فرهنگ رانندگی البته تنها محدود به جادهها و تصادفات منجر به فوت نیست؛ بخش مهمی از ترافیک درون شهری نیز ناشی از فرهنگ غلط و خطرناک مردم در رانندگی است. پارک دوبله، عدم توجه به معابر یک طرفه، عدم توجه به علایم رانندگی و توقف در سطح معابر، بخش مهمی از علل تشدید ترافیک در شهرهای بزرگ است. یک توقف دوبله در یک معبر شهری میتواند ترافیکی به طول ۲ کیلومتر ایجاد کند و این در شرایطی است که توجه به مقررات راهنمایی و رانندگی در این خصوص، میتواند از بسیاری از مشکلات ترافیکی درون شهرها نیز پیشگیری کند.
فرهنگ ترافیکی و رانندگی هم در داخل شهرها و هم در داخل جادهها نیاز به اصلاح دارد؛ موضوعی دو طرفه که هم آموزشهای رسمی و غیررسمی را میطلبد و هم مشارکت شهروندان در فراگیری آموزشها و توجه به نکات لازم در رانندگی را نیاز دارد؛ اگر این مسئله حل شود، میتوان یک صفحه از امتحان «سبک زندگی» را به خوبی گذراند.
آمار دقیقی از سهم خطای انسانی در تصادفات رانندگی وجود ندارد، اما آمارهای پلیس نشان میدهد که خستگی، خوابآلودگی، سرعت غیرمجاز، انحراف به چپ و سبقت غیرمجاز، پنج عامل مهم در بروز تصادف هستند که همگی آنها در زمره خطاهای انسانی تلقی شده و در ارتباط کامل با فرهنگ رانندگی افراد هستند. البته در صورتی که خودرو ایمن باشد، شاید بتواند از وقوع تلفات بالا حتی در تصادفات پیشگیری کند، اما به هرحال سهم فرهنگ رانندگیشان در وقوع تصادفات انکارناپذیر است.
فرهنگ رانندگی بخشی از سبک زندگی
این موضوع، مورد توجه رهبر معظم انقلاب هم قرار گرفته است. ایشان در سخنرانی سال ۹۱ در جمع دانشگاهیان خراسان شمالی، به تبیین بخشهای مختلف در رابطه با «سبک زندگی» پرداختند و ۲۰ سؤال در این رابطه مطرح کردند. یکی از سؤالات طرح شده از سوی رهبر انقلاب برای جلب افکار نخبگان، این بود: «چرا در فرهنگ رانندگی انضباط لازم رعایت نمیشود؟.»، اما سؤال اینجاست که آیا مردم ایران فرهنگ رانندگی بدی دارند؟ و آیا این فرهنگ قابل اصلاح نیست؟
مرتضی شمسی پژوهشگر حوزه حملونقل و ترافیک، در این خصوص معتقد است که «در زمینه فرهنگسازی ترافیکی، گفتمان مشترکی در جامعه وجود ندارد و همین مسئله باعث شده تا فرهنگ درستی در جامعه حاکم نباشد». وی با ذکر مثالی در این خصوص ادامه میدهد: «در کتابها دیدهایم که به کودکان آموزش داده میشود هنگام عبور از عرض خیابان از خط عابر پیاده گذر کنند، اما همان کودک در زندگی واقعی و در خیابان مشاهده میکند که پدر و مادرش دستش را میگیرند و از وسط چهارراه عبور میکنند. این کودک دچار تضاد میشود که عمل پدر و مادرش صحیح است یا آنچه در مدرسه آموخته؟»
شمسی در ادامه تأکید میکند که «آموزش باید مستمر، پیوسته و دائمی باشد و از مسیرهای مختلف مثل رسانهها، وزارت آموزشوپرورش، وزارت علوم و وزارت ارشاد انجام شود تا تأثیرگذاری بهتری داشته باشد.»
آموزش نادرست فرهنگ ترافیکی به مردم
نکته مهمی که در طول سالهای اخیر به عنوان یک تجربه در ارتقای فرهنگ ترافیکی مردم ایران میتوان از آن نام برد، موضوع نهادینهشدن استفاده از کمربند ایمنی است؛ این مهم در حالی محقق شد که نشان دادن تصاویر مرتبط با مرگومیر تصادفات و انتشار گسترده انیمیشنهای آموزشی از یک سو، و سختگیری پلیس در جریمه خودروهای متخلف از سوی دیگر، باعث شد تا حدود زیادی این مشکل برطرف شود؛ البته هنوز پلیس هم در نقاط مختلف کشور مجبور است خودروها را بررسی کند و به افرادی که کمربند ایمنی را نبستهاند، یا تذکر بدهد یا جریمه کند.
این پژوهشگر حوزه حملونقل و ترافیک به همین نکته اشاره میکند و آموزشهای ارائه شده در رسانهها را قابل انتقاد میداند و میگوید: «در رسانهها هم بحث فرهنگ ترافیک مورد توجه قرار میگیرد، اما این آموزشها تا چه اندازه کارشناسی شده و مؤثر است؟ میبینیم که این برنامهها فقط در حد ترساندن مردم از مرگ و جریمه است؛ مباحث ترافیکی با ترساندن مردم از تصادف و جریمه نهادینه نمیشود، زیرا انسان به ذات فراموش کار است و ساعتی بعد یا چند روز بعد، اثر این ترس و هراس از بین میرود.»
بسیاری از مردم، علت آمار بالای تصادفات را به خودروهای ناایمن نسبت میدهند و برخی دیگر، اشکالات در جادهها را علت تصادفات زیاد میدانند، اما این شرایط در حالی است که رانندگان منضبط و قانونمند سالها با همین خودروها و در همین جادهها رانندگی کردهاند و دچار مشکل هم نشدهاند. پس اگر راننده مسلط باشد و قانون را رعایت کند، میتواند بر خودرو و جاده سوار شود و از بسیاری از حوادث پیشگیری کند؛ هرچند که برای کاهش آمار تلفات جادهای، حتماً ایمنسازی خودروها و استانداردسازی جادهها امری ضروی است.
فرهنگ رانندگی البته تنها محدود به جادهها و تصادفات منجر به فوت نیست؛ بخش مهمی از ترافیک درون شهری نیز ناشی از فرهنگ غلط و خطرناک مردم در رانندگی است. پارک دوبله، عدم توجه به معابر یک طرفه، عدم توجه به علایم رانندگی و توقف در سطح معابر، بخش مهمی از علل تشدید ترافیک در شهرهای بزرگ است. یک توقف دوبله در یک معبر شهری میتواند ترافیکی به طول ۲ کیلومتر ایجاد کند و این در شرایطی است که توجه به مقررات راهنمایی و رانندگی در این خصوص، میتواند از بسیاری از مشکلات ترافیکی درون شهرها نیز پیشگیری کند.
فرهنگ ترافیکی و رانندگی هم در داخل شهرها و هم در داخل جادهها نیاز به اصلاح دارد؛ موضوعی دو طرفه که هم آموزشهای رسمی و غیررسمی را میطلبد و هم مشارکت شهروندان در فراگیری آموزشها و توجه به نکات لازم در رانندگی را نیاز دارد؛ اگر این مسئله حل شود، میتوان یک صفحه از امتحان «سبک زندگی» را به خوبی گذراند.
منبع: سایت رهنما
اشتراک گذاری:
گزارش خطا
ارسال نظرات