- فرجام اغتشاشات در ایران
- ترامپ کمی تاریخ بخواند!
- سیگنال فوری همتی به بازار؛ دلار رسمی بالا آمد، دلار آزاد عقب نشست
- پیام تسلیت رهبر انقلاب در پی درگذشت حجتالاسلام صالحیمنش
- حنظله گوشی «نفتالی بِنِت» را هک کرد
- عکس / تصاویر دیده نشده از شهید رائد سعد
- بانک اهداف در جنگ شناختی
- کشتار دانشجویان در ۱۶ آذر و یک سند تاریخی از شکنجه مخالفان با «خرس» در دوره پهلوی!
- آیا نبرد حضرموت نقشه یمن را تغییر خواهد داد؟
- یادداشت ها / آیا پایان ماه عسل صهیونیستها در سوریه نزدیک است؟!
- قیام جوانان سوری | پیام عملیات «بیت جن» برای جولانی و صهیونیستها
- بسیج تمدنساز، نفس آخر استکبار
- دومین شب مراسم عزاداری شهادت حضرت فاطمه(س) با حضور رهبر انقلاب
- انصارالله: جنگافروزی عربستان علیه یمن عواقب سنگینی دارد
سهشنبه ؛ 28 بهمن 1404 اصلاحطلبان در وقایع اخیر چه رویکردی داشتند؟
چراغ سبز مدعیان اصلاحات به اغتشاشگران
وقایع رخ داده در کشور پس از اجرای طرح سهمیهبندی و افزایش قیمت بنزین از دریچههای مختلف قابل ارزیابی است. یکی از این زوایای مهم و قابلتأمل، نحوه مواجهه طیف موسوم به اصلاحات نسبت به این وقایع است. این موضوع از آن منظر اهمیت دارد که این طیف خود را حامی دولت روحانی معرفی کرده و مدعی بودند اگر این حمایت و همراهی نبود، روحانی هرگز رئیسجمهور نمیشد.
وقایع رخ داده در کشور پس از اجرای طرح سهمیهبندی و افزایش قیمت بنزین از دریچههای مختلف قابل ارزیابی است. یکی از این زوایای مهم و قابلتأمل، نحوه مواجهه طیف موسوم به اصلاحات نسبت به این وقایع است. این موضوع از آن منظر اهمیت دارد که این طیف خود را حامی دولت روحانی معرفی کرده و مدعی بودند اگر این حمایت و همراهی نبود، روحانی هرگز رئیسجمهور نمیشد.
درحالیکه انتظار میرفت طیف اصلاحات خود را در این واقعه تلخ مسئول بداند و به همراه دولت و بقیه سیاسیون در صدد جبرانش بربیاید، امّا تصمیم گرفت خودخواهانه و فرصتطلبانه مسیر دیگری را پیش بگیرد؛ به این نحو که اولاً نسبت به هرگونه مسئولیت خود در قبال دولتی که تکرارش کرده رفع تکلیف کند و ثانیاً آنان را در حوزه دیگری فریب بدهد.
یکی از این نمونههای فریب، به مسئله «حق اعتراض» مربوط است؛ در شرایطی که دولت همپیمان با اصلاحطلبان اساساً راجع به تصمیم بنزینی هیچ اطلاعرسانی پیشینی انجام نداد، اما اصلاحطلبان و برخی مقامات دولتی این روزها معتقدند که آنها طرفدار حق اعتراض مردم هستند و در این میان، گروههای سیاسی دیگر را منکوب میکنند که «شما میخواهید آزادی مردم برای اعتراض را محدود کنید!» این مدعیان حمایت از اعتراض درواقع نعل وارونه زده و ماجرا را از پله دوم آغاز میکنند. نمیگویند که مردم چرا اعتراض دارند و آیا آنان بهعنوان مسئولان اجرایی کشور و طیف سیاسی همسو با آنان، مسئول رفع مشکلات مردم و از بین بردن زمینه اعتراض آنها نیستند؟!
در این میان ۷۷ نفر از شخصیتهای رادیکال جناح اصلاحات نیز در بیانیهای که حتی با واکنش منفی گروهی از اصلاحطلبان روبهرو شد، از برخورد با اغتشاشگران انتقاد کردند و خواستار بهرسمیت شناخته شدن حق اعتراض شدند! محسن آرمین، زهره آقاجری، مصطفی تاجزاده، علی تاجرنیا، احمد منتظری، عبدالله ناصری، عبدالله رمضانزاده، ابراهیم اصغرزاده، محسن امینزاده، فیضالله عربسرخی، شهیندخت مولاوردی و سعید حجاریان از جمله امضاکنندگان این بیانیه هستند. این افراد با ترامپ، پمپئو، وزارت خارجه آمریکا، بیبیسی، شبکه من و تو و اینترنشنال همصدا شده و برخورد با آشوبگران را نفی کردند. این ۷۷ نفر اغتشاشگرانی که در دو روز چندین هزار میلیارد تومان خسارت برجای گذاشتند، معترض نام نهادند!
این اولین باری نیست که تجدیدنظرطلبان، از اغتشاشگران و اخلالگران امنیت ملی حمایت میکنند. در ایام فتنه ۸۸، پسازآنکه نیروهای کف خیابانی اصلاحات در روز عاشورا حرمتشکنی کرده و باورهای مردم را زیر پا له کردند، یکی از سران فتنه در بیانیهای، حرمتشکنان را «امت خداجو» نامید!
بیانیه اخیر فعالان سیاسی اصلاحطلب دقیقاً مشابه بیانیههای پیشین آنها در رخدادهای مختلف است. در واقع بیانیههای پیشین هم با زمینه تسلیم و محکومسازی نظام همراه بود. در واقع اصلاحطلبان میخواهند با بحرانسازی، غیرعادی نشان دادن شرایط، سیاهنمایی و محکوم ساختن نظام؛ جمهوری اسلامی را تحتفشار قرار دهند تا به خواستههای دشمن تَن دهد.
کسانی در این بیانیه مدعی «بهبود وضع مردم» هستند که خروجی اندیشه و عمل آنان، روی کار آمدن چهرههایی، چون «عباس آخوندی» شد که نهتنها طرحهایی عامالمنفعه، چون «مسکن مهر» را مزخرف خواند و جلوی تکمیل و توسعه آن را گرفت که حتی در دوران وزارت خود، آجری روی آجر نگذاشت و تازه رأساً و شخصاً جلوی تصمیمات مجلس برای دریافت مالیات از خانههای خالی ایستاد.
بیانیه اخیر فعالان سیاسی اصلاحطلب دقیقاً مشابه بیانیههای پیشین آنها در رخدادهای مختلف است. در واقع بیانیههای پیشین هم با زمینه تسلیم و محکومسازی نظام همراه بود. در واقع اصلاحطلبان میخواهند با بحرانسازی، غیرعادی نشان دادن شرایط، سیاهنمایی و محکوم ساختن نظام؛ جمهوری اسلامی را تحتفشار قرار دهند تا به خواستههای دشمن تَن دهد. یکی دیگر از کلیدواژههای مشترک در بیانیههای صادرشده از سوی سران اصلاحطلب بهویژه بیانیه اخیر آنها، تشویق نظام به عادیسازی روابط خارجی است. از نظر اصلاحطلبان عادیسازی روابط خارجی؛ یعنی مذاکره با آمریکا. در واقع این کلیدواژه «عادیسازی روابط خارجی» حربهای است تا علت تمام مشکلات اقتصادی و خارجی را به نوع سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران مرتبط سازند.
در بیانیه اخیر اصلاحطلبان چنان درباره روابط خارجی و سیاست خارجی کشور سیاهنمایی شده که گویا این نظام جمهوری اسلامی است که نظم جهانی را برهم ریخته و به هیچ تعهدی پایبند نیست؛ درصورتیکه کارشناسان سیاست خارجی اذعان کردهاند نظم جهانی توسط آمریکا دوران ترامپ مختل شده و این کشور از تعهدات بینالمللی زیادی خارج شده است و اروپاییها هم به این فضا دامن زدهاند.
بسیاری از مردم و کارشناسان سیاسی این پرسش را مطرح میکنند که مگر ایران روابط خارجی را غیرعادی کرده که حالا بخواهد آن را عادی کند؟ برخی دیگر از کارشناسان هم اعلام کردند که آیا اصلاحطلبان حاضرند تضمین دهند در صورت توافقی دیگر، آمریکا و اروپا به توافق جدید پایبند بمانند؟! مگر جمهوری اسلامی ایران یکبار با آمریکا توافق امضا نکرد؟ نتیجه آن توافق چه شد؟! از منظر این مدعیان اصلاحات بهترین دفاع، حمله است! پس بهجای آنکه به مطالبات و سؤالها پاسخ دهند و مسئولیت اشتباهات خود را بپذیرند، بهتر است ژست طلبکار و پرسشگر به خود گرفته و جاخالی دهند. مروری بر رسانههای طیف اصلاحطلب و تحلیلهای آنها درباره وقایع اخیر نشان میدهد از نظر آنها همه متهم هستند جز آنها و دولتی که از آن حمایت میکردند. هاشم زاده هریسی نماینده تهران در مجلس چند روز پیش در روزنامه سازندگی نوشت آشوبهای اخیر به دلیل اصرار به حجاب است! برخی رسانهها و چهرههای اصلاحطلب هم انگشت اتهام را بهسوی صداوسیما دراز کرده و مدعی شدند اگر مردم توجیه نشدند و اعتراض دارند، مقصر صداوسیماست که کار خود را بهدرستی انجام نداد!
تجربه ثابت کرده است، نامهها و بیانیههای اینچنینی بیشتر از آنکه برای مردم عادی و گروههای اجتماعی نوشته شود به دست نهادهای بینالمللی رسیده و بهانهای برای نهادهای مدعی حقوق بشر برای اعمال فشار بیشتر بر مردم ایران است. در موارد قبلی هم شاهد بودیم که گرای اصلاحطلبان و نامههای بیپایه و اساس آنها منجر به برگزاری محکمههای یکطرفه علیه ایران برای نقض حقوق بشر شده و هر بار این نهادها با وضع تحریمهای جدید بیشتر از قبل معیشت مردم را در تنگنا قرار میدهند.
در همین راستا کارکرد این بیانیه در خارج از کشور تنها سندسازی مجامع بینالملل علیه ایران بوده و در داخل نیز به آشوبگران روحیه میدهد که در طیفهای سیاسی هم دارای حامی هستند. به نظر میرسد باید نهادهای نظارتی و قوهقضائیه یکبار برای همیشه مسیری را درخصوص این بیانیهها در نظر گرفته و با نویسندگان آن که هدفی جز ریختن بنزین بر آشوب و همچنین تنگتر کردن معیشت مردم ندارند، برخورد کنند.
درحالیکه انتظار میرفت طیف اصلاحات خود را در این واقعه تلخ مسئول بداند و به همراه دولت و بقیه سیاسیون در صدد جبرانش بربیاید، امّا تصمیم گرفت خودخواهانه و فرصتطلبانه مسیر دیگری را پیش بگیرد؛ به این نحو که اولاً نسبت به هرگونه مسئولیت خود در قبال دولتی که تکرارش کرده رفع تکلیف کند و ثانیاً آنان را در حوزه دیگری فریب بدهد.
یکی از این نمونههای فریب، به مسئله «حق اعتراض» مربوط است؛ در شرایطی که دولت همپیمان با اصلاحطلبان اساساً راجع به تصمیم بنزینی هیچ اطلاعرسانی پیشینی انجام نداد، اما اصلاحطلبان و برخی مقامات دولتی این روزها معتقدند که آنها طرفدار حق اعتراض مردم هستند و در این میان، گروههای سیاسی دیگر را منکوب میکنند که «شما میخواهید آزادی مردم برای اعتراض را محدود کنید!» این مدعیان حمایت از اعتراض درواقع نعل وارونه زده و ماجرا را از پله دوم آغاز میکنند. نمیگویند که مردم چرا اعتراض دارند و آیا آنان بهعنوان مسئولان اجرایی کشور و طیف سیاسی همسو با آنان، مسئول رفع مشکلات مردم و از بین بردن زمینه اعتراض آنها نیستند؟!
در این میان ۷۷ نفر از شخصیتهای رادیکال جناح اصلاحات نیز در بیانیهای که حتی با واکنش منفی گروهی از اصلاحطلبان روبهرو شد، از برخورد با اغتشاشگران انتقاد کردند و خواستار بهرسمیت شناخته شدن حق اعتراض شدند! محسن آرمین، زهره آقاجری، مصطفی تاجزاده، علی تاجرنیا، احمد منتظری، عبدالله ناصری، عبدالله رمضانزاده، ابراهیم اصغرزاده، محسن امینزاده، فیضالله عربسرخی، شهیندخت مولاوردی و سعید حجاریان از جمله امضاکنندگان این بیانیه هستند. این افراد با ترامپ، پمپئو، وزارت خارجه آمریکا، بیبیسی، شبکه من و تو و اینترنشنال همصدا شده و برخورد با آشوبگران را نفی کردند. این ۷۷ نفر اغتشاشگرانی که در دو روز چندین هزار میلیارد تومان خسارت برجای گذاشتند، معترض نام نهادند!
این اولین باری نیست که تجدیدنظرطلبان، از اغتشاشگران و اخلالگران امنیت ملی حمایت میکنند. در ایام فتنه ۸۸، پسازآنکه نیروهای کف خیابانی اصلاحات در روز عاشورا حرمتشکنی کرده و باورهای مردم را زیر پا له کردند، یکی از سران فتنه در بیانیهای، حرمتشکنان را «امت خداجو» نامید!
بیانیه اخیر فعالان سیاسی اصلاحطلب دقیقاً مشابه بیانیههای پیشین آنها در رخدادهای مختلف است. در واقع بیانیههای پیشین هم با زمینه تسلیم و محکومسازی نظام همراه بود. در واقع اصلاحطلبان میخواهند با بحرانسازی، غیرعادی نشان دادن شرایط، سیاهنمایی و محکوم ساختن نظام؛ جمهوری اسلامی را تحتفشار قرار دهند تا به خواستههای دشمن تَن دهد.
کسانی در این بیانیه مدعی «بهبود وضع مردم» هستند که خروجی اندیشه و عمل آنان، روی کار آمدن چهرههایی، چون «عباس آخوندی» شد که نهتنها طرحهایی عامالمنفعه، چون «مسکن مهر» را مزخرف خواند و جلوی تکمیل و توسعه آن را گرفت که حتی در دوران وزارت خود، آجری روی آجر نگذاشت و تازه رأساً و شخصاً جلوی تصمیمات مجلس برای دریافت مالیات از خانههای خالی ایستاد.
بیانیه اخیر فعالان سیاسی اصلاحطلب دقیقاً مشابه بیانیههای پیشین آنها در رخدادهای مختلف است. در واقع بیانیههای پیشین هم با زمینه تسلیم و محکومسازی نظام همراه بود. در واقع اصلاحطلبان میخواهند با بحرانسازی، غیرعادی نشان دادن شرایط، سیاهنمایی و محکوم ساختن نظام؛ جمهوری اسلامی را تحتفشار قرار دهند تا به خواستههای دشمن تَن دهد. یکی دیگر از کلیدواژههای مشترک در بیانیههای صادرشده از سوی سران اصلاحطلب بهویژه بیانیه اخیر آنها، تشویق نظام به عادیسازی روابط خارجی است. از نظر اصلاحطلبان عادیسازی روابط خارجی؛ یعنی مذاکره با آمریکا. در واقع این کلیدواژه «عادیسازی روابط خارجی» حربهای است تا علت تمام مشکلات اقتصادی و خارجی را به نوع سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران مرتبط سازند.
در بیانیه اخیر اصلاحطلبان چنان درباره روابط خارجی و سیاست خارجی کشور سیاهنمایی شده که گویا این نظام جمهوری اسلامی است که نظم جهانی را برهم ریخته و به هیچ تعهدی پایبند نیست؛ درصورتیکه کارشناسان سیاست خارجی اذعان کردهاند نظم جهانی توسط آمریکا دوران ترامپ مختل شده و این کشور از تعهدات بینالمللی زیادی خارج شده است و اروپاییها هم به این فضا دامن زدهاند.
بسیاری از مردم و کارشناسان سیاسی این پرسش را مطرح میکنند که مگر ایران روابط خارجی را غیرعادی کرده که حالا بخواهد آن را عادی کند؟ برخی دیگر از کارشناسان هم اعلام کردند که آیا اصلاحطلبان حاضرند تضمین دهند در صورت توافقی دیگر، آمریکا و اروپا به توافق جدید پایبند بمانند؟! مگر جمهوری اسلامی ایران یکبار با آمریکا توافق امضا نکرد؟ نتیجه آن توافق چه شد؟! از منظر این مدعیان اصلاحات بهترین دفاع، حمله است! پس بهجای آنکه به مطالبات و سؤالها پاسخ دهند و مسئولیت اشتباهات خود را بپذیرند، بهتر است ژست طلبکار و پرسشگر به خود گرفته و جاخالی دهند. مروری بر رسانههای طیف اصلاحطلب و تحلیلهای آنها درباره وقایع اخیر نشان میدهد از نظر آنها همه متهم هستند جز آنها و دولتی که از آن حمایت میکردند. هاشم زاده هریسی نماینده تهران در مجلس چند روز پیش در روزنامه سازندگی نوشت آشوبهای اخیر به دلیل اصرار به حجاب است! برخی رسانهها و چهرههای اصلاحطلب هم انگشت اتهام را بهسوی صداوسیما دراز کرده و مدعی شدند اگر مردم توجیه نشدند و اعتراض دارند، مقصر صداوسیماست که کار خود را بهدرستی انجام نداد!
تجربه ثابت کرده است، نامهها و بیانیههای اینچنینی بیشتر از آنکه برای مردم عادی و گروههای اجتماعی نوشته شود به دست نهادهای بینالمللی رسیده و بهانهای برای نهادهای مدعی حقوق بشر برای اعمال فشار بیشتر بر مردم ایران است. در موارد قبلی هم شاهد بودیم که گرای اصلاحطلبان و نامههای بیپایه و اساس آنها منجر به برگزاری محکمههای یکطرفه علیه ایران برای نقض حقوق بشر شده و هر بار این نهادها با وضع تحریمهای جدید بیشتر از قبل معیشت مردم را در تنگنا قرار میدهند.
در همین راستا کارکرد این بیانیه در خارج از کشور تنها سندسازی مجامع بینالملل علیه ایران بوده و در داخل نیز به آشوبگران روحیه میدهد که در طیفهای سیاسی هم دارای حامی هستند. به نظر میرسد باید نهادهای نظارتی و قوهقضائیه یکبار برای همیشه مسیری را درخصوص این بیانیهها در نظر گرفته و با نویسندگان آن که هدفی جز ریختن بنزین بر آشوب و همچنین تنگتر کردن معیشت مردم ندارند، برخورد کنند.
منبع: سایت رهنما
اشتراک گذاری:
گزارش خطا
ارسال نظرات