- فرجام اغتشاشات در ایران
- ترامپ کمی تاریخ بخواند!
- سیگنال فوری همتی به بازار؛ دلار رسمی بالا آمد، دلار آزاد عقب نشست
- پیام تسلیت رهبر انقلاب در پی درگذشت حجتالاسلام صالحیمنش
- حنظله گوشی «نفتالی بِنِت» را هک کرد
- عکس / تصاویر دیده نشده از شهید رائد سعد
- بانک اهداف در جنگ شناختی
- کشتار دانشجویان در ۱۶ آذر و یک سند تاریخی از شکنجه مخالفان با «خرس» در دوره پهلوی!
- آیا نبرد حضرموت نقشه یمن را تغییر خواهد داد؟
- یادداشت ها / آیا پایان ماه عسل صهیونیستها در سوریه نزدیک است؟!
- قیام جوانان سوری | پیام عملیات «بیت جن» برای جولانی و صهیونیستها
- بسیج تمدنساز، نفس آخر استکبار
- دومین شب مراسم عزاداری شهادت حضرت فاطمه(س) با حضور رهبر انقلاب
- انصارالله: جنگافروزی عربستان علیه یمن عواقب سنگینی دارد
سهشنبه ؛ 28 بهمن 1404 ایالات متحده فاسدترین کشور جهان است
عربستان به آمریکا رشوه میدهد تا قتل فجیع یک روزنامه نگار سرشناس را که فرزندانش شهروند آمریکا هستند نادیده بگیرد. از آنجا میتوانید بفهمید تمام این رفتارها فساد است که کافی است تصور کنید اگر معلوم میشد که ایران یکی از مخالفانش را در یکی از کنسولگریهای خود با یک اره جراحی تکه تکه کرده، واشنگتن چه واکنشی نشان میداد.
ایالات متحده در رده بندی فهرست شفافیت بین المللی از نظر فساد با ۶ پله سقوط تنها توانسته است رتبه ۲۲ را کسب کند. اگر منصفانه نگاه کنیم آمریکای تحت حاکمیت ترامپ نباید در زمره ۲۰ کشور برتر این فهرست قرار بگیرد.
اما همانطور که پیشتر گفته ام آمریکا فاسدترین کشور جهان است و باید در رتبه ۱۹۴ قرار داشته باشد نه ۲۲. در ادامه نسخه به بازنگری شدهتر مطلب قبلی ام را که مورد توجه مردم نیز قرار گرفته بود ملاحظه میکنید.
روشن است که وزارتخانههای دادگستری و خزانه داری آمریکا به شرکتها مصونیت نداده اند که با پرداخت رشوه قراردادهای مورد نظرشان را به دست آورند و این آن نوع موشکافی و دقتی است که فهرست شفافیت بین المللی باید به خرج دهد. آمریکاییان مجبورنیستند همانطور که دربسیاری کشورها عمومیت دارد به مقامات دولتی رشوه بدهند (هر چند اگر بخواهیم انصاف را در مورد مقامات دولتی رعایت کنیم آنها نیز به این دلیل که حقوقهای دولتی شان تکاپوی معاش آنها را نمیکند، نوعا تقاضای رشوه میکنند.).
اما از هرنظر که حساب کنیم فساد حاکم در آمریکا در قالب جدولها نمیگنجد و از آنجا که آمریکا براساس تولید ناخالص داخلی اسمی همچنان دارای اقتصاد شماره یک جهان است، حجم فساد در این کشور تاثیر جهانی دارد.
در ادامه به برخی از مهمترین مظاهری اشاره میکنم که نشان میدهند آمریکا فاسدترین کشور جهان است:
۱. آمریکا بسیار فاسد است چرا که حزب حاکم ما یعنی حزب جمهوریخواه حتی تغییرات آب و هوایی ساخته و پرداخته دست انسانها را انکار میکند و از در پیش گرفتن سیاستهای کاهش کربن که لطمات جبران ناپذیری به سیاره زمین وارد میکند سرباز میزند، آن هم به منظور اطمینان از اینکه شرکتهای زغال سنگ کثیف و غولهای نفتی، چون اکسون موبیل چند سال بیشتر سود ببرند.
هم اکنون آمریکاییان سرانجام درحال چشم گشودن از خواب مصنوعی و عالم ناواقعی ۳۰ ساله خود و فهمیدن این هستند که شرکتهای بزرگ منتشر کننده کربن و دار و دسته هواخواه آنها در دولت آمریکا چه بر سرشان آورده اند. اما دولت فدرال هیچ قدم مهمی در ارتباط با وضعیت اضطراری آب و هوایی انجام نداده چرا که رهبران واقعی ایالت هایی، چون کالیفرنیا هستند. آمریکاییان متوجه نمیشوند که کابوس آب و هوایی آنها چقدر خاص است. هیچ دولتی در اروپا علنا تغییرات آب و هوایی ساخته و پرداخته دست انسانها را که با سوزاندن سوختهای فسیلی و انتشار گازهای گلخانهای در جو زمین به وجود آمده انکار نمیکند، هر چند که برخی از آنها با بی میلی در صدد پرداختن به این مشکل هستند.
حزب کمونیست چین واقع گراتر از دولت آمریکاست و برای حرکت به سمت انرژی سبز از مجاری قانونی در حال فشار آوردن است. آلمان چهارمین اقتصاد بزرگ جهان اعلام کرده است که به مصرف زغال سنگ خاتمه میدهد. بریتانیا یک سوم برق خود را با کمک باد تامین میکند و زغال سنگ تنها ۲ درصد از برق این کشور را تامین میکند، دستاوردی که کمتر از یک دهه به آن دست یافته است.
تنها پرندگان دودو که نام مستعار حزب لیبرال استرالیاست همچنان طرفدار پر شور و حرارت زغال سنگ هستند و علم غیرقابل انکار گازهای گلخانهای را با صدای بلند منکر میشوند.
۲. دولت ما بسیارفاسد است چرا که سازمان حفاظت از محیط زیست نه تنها حفاظت واقعی از محیط زیست را متوقف کرده، بلکه به یکی از مشوقان صنایع آلاینده تبدیل شده و راه اجرای هر قانونی را که میتواند سد راه کمی بیشتر پول درآوردن به بهای – درنهایت - کشتن مردم شود، سد کرده است. رئیس فاسد این سازمان یک لابی گر پیشین صنعت زغال سنگ است! سازمان حفاظت محیط زیست تصمیم گرفته است که کارخانجات زغال سنگ را بازگرداند و مقررات دولتی مزاحمی که در کار انتشار جیوه در هوا دخالت میکند کنار بزند. جیوه یک سم اعصاب است و در راس زنجیره غذایی (یعنی در ما) تجمع پیدا میکند. قرار گرفتن مستمر در معرض جیوه به سیستم عصبی ما آسیب وارد میکند.
۳. دولت آمریکا چنان فاسد است که به روی مرگ بی رحمانه جمال خاشقچی ستون نویس واشنگتن پست توسط مقامات سعودی چشم میبندد، اتفاقی که تقریبا با قطعیت روشن شده که به دستور شاهزاده محمد بن سلمان انجام شده است. دلیل بی قیدی رئیس جمهور آمریکا در قبال استفاده از یک اره مخصوص جراحی برای تکه تکه کردن این نویسنده بخت برگشته، این بود که نمیخواست خریدهای تسلیحاتی سعودیها و سرمایه گذاریهای سعودیها را در آمریکا به مخاطره بیندازد. این واکنش دقیقا یکی از تعاریف فساد است. عربستان سعودی به دولت آمریکا رشوه میدهد تا قتل فجیع یک روزنامه نگار سرشناس را که فرزندانش شهروند آمریکا هستند و خودش مدتها در واشنگتن پست قلم زده نادیده بگیرد. از آنجا میتوانید بفهمید تمام این رفتارها فساد است که کافی است تصور کنید اگر معلوم میشد که ایران یکی از مخالفانش را در یکی از کنسولگریهای خود با یک اره جراحی تکه تکه کرده، واشنگتن چه واکنشی نشان میداد.
۴. آمریکار بسیار فاسد است (صدای مخاطبان: یعنی چقدرفاسد است؟) این کشور آنقدر فاسد است که سنای آمریکا اجازه مطرح و تصویب شدن لایحهای را در صحن داده که سناتور ماریو روبیو پیشنهاد کرده و بر اساس آن آمریکا فروشندگان و پیمانکاران هر کشوری را که اسرائیل را بایکوت کند، از کشور اخراج کند. هر چند روبیو، گری پیترسون، ران وایدن و دیگر حامیان این لایحه میگویند که این لایحه تاثیری بر آزادی بیان ندارد، اما عملا آزادی بیان را از درون تهی میکند. ما اساتید دانشگاهی که با دیگر دانشگاهها ارتباط داریم پیمانکار قلمداد میشویم و مردم از سخنرانی کردن در دانشگاه تگزاس مثلا بر اساس چنین قانونی منع خواهند شد. این قانون مغایر قانون اساسی است و اگر سیستم قضایی آمریکا هنوز ذرهای سلامت داشته باشد مانع اجرای آن خواهد شد. اما این قانون به این منظور تصویب شده تا استعمار اسرائیل بر کرانه غربی فلسطینی را تداوم دهد و فلسطینیان را محکوم به این میکند که بی کشور، بی یاور و بی حق و حقوقی باشند؛ و این اقدام در سایه هماهنگی با وزیر امور راهبردی اسرائیل (یعنی وزیر تبلیغات) و حمایت فناتیکهای طرفدار اسرائیلی، چون سلطان فاسد کازینوداری شلدون آدلسون انجام گردیده که متهم شده بخشی از ثروت خود را از طریق رشوه دادن به اعضای حزب کمونیست چین به منظور صدور اجازه به او برای دایر کردن یک کازینوی وسوسه انگیز در ماکائو گردآورده است. سناتورها این طرح را به صحن کنگره آورده اند، با وجود آنکه این طرح برای قانون اساسی آمریکا به مثابه سم است، چرا که این طرح از جیب لابیهای اسرائیل بیرون آمده که به تامین بودجه کارزارهای سیاسی آنها کمک میکنند. (باید اضافه کنم که این زد و بندها مورد تایید اکثر یهودیان آمریکایی نیست.)
به عبارت دیگر دلیل این نحوه عملکرد سناتورها این است که از جیب کسب و کارهای فاسد آمریکایی که به نوبه خود از طرفداران سرسخت یک دولت خارجی هستند یا از سوی اوانجلیستهای آمریکایی که این امید غیرمنطقی را در دل میپرورند که راه حل نهایی مشکل فلسطین زمینه ساز رجعت مسیح خواهد شد، به آنها رشوه پرداخت میشود. نکته مهم این است که سیاستهای انتخاباتی آمریکا یک سیستم انتخاباتی با رشوه دهی است که در آن حتی خود قانون اساسی قداستی ندارد.
۵. یک نشانه قطعی فساد، وجود نتیجه انتخاباتی نظیر آنچه که در سال ۲۰۱۶ رخ داد است. بی سر و پای آشفته ذهنی مثل دونالد ترامپ ثروت کثیف خود را از طریق روزنههای مالیاتی و رفتار غارتگرانه اش در کسب و کار کازینو داری و سایر کسب و کارهای خود به دست آورده و بعد اجازه پیدا کرده ریاست جمهوری آمریکا را با پول خودش خریداری کند. هر شب سی ان ان، ام اس ان بی سی، فاکس و دیگر کانالهای تلویزیونی میلیونها دلار به شکل زمان پخش رایگان به او بخشیده اند چرا که آنها در پی کسب دلارهای آگهیهای تجاری بودند و ترامپ عامل جذب خوبی برای این آگهیها به حساب میآمد. بعد هم به آن شکلی که دیوان عالی، اصلاحات در نحوه تامین بودجه کارزهای انتخاباتی را رد کرد و اجازه خریداری آزادانه و نامحدود و مخفیانه انتخابات را در اوج فساد فراهم آورد. مجاز دانستن ورود پولهای سیاه هنگفت به چرخه انتخاباتهای ما، منفعتی داشت که فدراسیون روسیه از آن خود کرد و با توجه به فساد لاعلاجی که انتخاباتهای ریاست جمهوری خود این کشور با آن دست به گریبان است، کاری کرد تا انتخاباتهای آمریکا نیز بیشتر به فساد کشانده شوند. زمانی که ترامپ و شرکا به قدرت دست یافتند، از مزیت قدرت کاخ سفید برای سود جستن از طیف گستردهای از اقدامات فساد آمیز سود بردند، از جمله تلاش برای فروش ویزا به چینیهای ثروتمند و ترویج برند ترامپ به عنوان بخشی از دیپلماسی.
۶. ثروتمندان در کار رشوه دادن به سیاستمداران ما با هدف کاهش یافتن مالیاتها به نفع خودشان سابقه دیرینهای دارند. برادران کاچ و دیگر عقب ماندههای ابرثروتمند، علنا به میچ مک کانل و پل رایان در سال ۲۰۱۷ گفته اند که اگر حزب جمهوریخواه که تمام سه قوه حکومت را در اختیار دارد نتواند از میزان مالیات حامیان اصلی خود بکاهد، دیگر هیچ میلیاردری در انتخابات میان دورهای سال ۲۰۱۸ از این حزب حمایت نخواهد کرد. این تهدید یکی از جوخههای آتش انتخاباتی، کاری کرد تا صدها تن از رشوه بگیران حاضر در کنگره حواسشان را جمع کنند و به موقع یک تریلیون و ۵۰۰ میلیارد دلار از خدمات دولتی را به میلیاردرها بدهند (که همان مالیاتهای فدرال باشند، خدماتی نظیر راه ها، مدارس، بازرسیهای بهداشتی، اجرای قوانین ضد آلودگی) چیزهایی که همه مردم از آنها منتفع میشوند و دیگر وجود خارجی نخواهند داشت. هر چقدر که دولت تلاش کند این خدمات را همچنان بدون هیچ مالیاتی در اختیار افرادی قرار دهد که به آنها پول پرداخت میکنند، این کار بیشتر موجب به وجود آمدن یک کسری بودجه کلان و تضعیف دلار خواهد شد که شکلی از تورم در بخش واردات کالاها محسوب میشود. تورم بیشتر از همه به فقرا آسیب میرساند. همانطور که واقعیتها نشان میدهند، ۳ میلیاردر آمریکایی ثروتی برابر با ۱۵۰ میلیون نفر از فقیرترین آمریکاییان دارند. این نوع نابرابری ثروتها از دوران بارونهای سارق در قرن نوزدهم در ایالات متحده وجود نداشته است. فساد مفرط مشخصه این دو دوره محسوب میشد.
۷. یک نشانه دیگر فساد آمریکا سرعتی است که در تبدیل شدن جامعه آمریکا به جامعهای نابرابرتر وجود دارد؛ جامعهای که از زمان نابودی مالیات بردرآمدهای مترقی به دست ریگان در دهه ۱۹۸۰ هر چه گذشته نابرابرتر شده است. یک درصد ثروتمندترینهای راس جامعه هر چه بیشتر ثروتمند شوند، بیشتر میتوانند سیاستمداران را خریداری کنند و باز هم ثروت کشور را بیشتر در دستان خود انباشته کنند. در طول عمر خود من یک درصد راس جامعه از زمان پرزیدنت آیزنهاور که ۲۵ درصد ثروتهای واقع در دست بخش خصوصی را در اختیار داشتند، به امروز که بیش از ۳۸ درصد آن را در اختیار دارند رسیده اند. الکساندریا اوکاسیو – کورتز نماینده درست میگوید که لازم است ما نرخ مالیات حاشیهای ثروتمندترینها را بسیار بیشتر از امروز افزایش دهیم و یک مالیات بر درآمد کسب نشده نیز از آنها دریافت کنیم.
۸. بودجه نظامی آمریکا هنگفت و بیشتر از مجموع بودجه نظامی ۱۲ کشور بزرگ بعدی فهرست است. آنچه که معمولا کسی درک نمیکند این است که شاید نیمی از این بودجه صرف خدماتی شود که به خارج از کشور منتقل شده نه ارتش. این به معنای رفاه شرکتی در مقیاسی نجومی است. من با چشمهای خود دیده ام که چگونه افسران از ارتش خارج میشوند و بعد شرکتهایی را تاسیس میکنند تا تجهیزاتی را به همکاران سابقشان که هنوز در داخل ارتش حضور دارند بفروشند. دقیقا به این خاطر که ارتش لانه فسادی برای فسادهای بسیار بزرگ است، به بودجه نظامی ترامپ بیشتر از ۱۰۰ میلیارد دلار اضافه شده که قرار است از پول مالیات دهندگان آمریکایی تامین شود.
۹. ایالات متحده دارای گولاگی پهناور و دربردارنده بیش از دو میلیون و ۲۰۰ هزار زندانی در زندانها و ندامتگاههای خود است. گرایش فزایندهای نیز به خصوصی سازی زندانها وجود دارد و این گرایش سیستم را به فساد میکشاند. این اصلا درست نیست که عدهای از انداختن و نگه داشتن انسانها در پشت میلهها کسب سود کنند. این گرایش دردسرساز موجب رنج و درد بیشتری شده و به صدور محکومیتهای بسیار طولانی برای جرایم کوچک، سلب حق آزادی مشروط و تا زندانی کردن مردم برای حبس ابد برای مثلا سه سرقت کوچک انجامیده است.
۱۰. ضبط اموال در «جنگ با مواد مخدر» در حال به فساد کشاندن ادارات پلیس و سیستم قضایی است. هر چند که قانونگذاران ایالتی در تلاش برای لغو این اقدام فسادآور هستند، اما این کار به طور گستردهای صورت میگیرد و خطری است که متوجه قانون اساسی است؛ بنابراین به خاطر رد و بدل شدن چند رشوه انگشت شمار به جهان جنوب نگویید که چقدر فاسد است. آمریکاییان تاکنون فساد را به چشم خود ندیده اند، چون ما فقط با اسامی بزرگ سرو کار داریم. اگر دو تریلیون دلار به سرقت ببرید نه تنها فاسد نیستید، بلکه افرادی محترم و آبرومند هستید!
نویسده: خوآن کول (Juan Cole) استاد تاریخ در دانشگاه میشیگان
اما همانطور که پیشتر گفته ام آمریکا فاسدترین کشور جهان است و باید در رتبه ۱۹۴ قرار داشته باشد نه ۲۲. در ادامه نسخه به بازنگری شدهتر مطلب قبلی ام را که مورد توجه مردم نیز قرار گرفته بود ملاحظه میکنید.
روشن است که وزارتخانههای دادگستری و خزانه داری آمریکا به شرکتها مصونیت نداده اند که با پرداخت رشوه قراردادهای مورد نظرشان را به دست آورند و این آن نوع موشکافی و دقتی است که فهرست شفافیت بین المللی باید به خرج دهد. آمریکاییان مجبورنیستند همانطور که دربسیاری کشورها عمومیت دارد به مقامات دولتی رشوه بدهند (هر چند اگر بخواهیم انصاف را در مورد مقامات دولتی رعایت کنیم آنها نیز به این دلیل که حقوقهای دولتی شان تکاپوی معاش آنها را نمیکند، نوعا تقاضای رشوه میکنند.).
اما از هرنظر که حساب کنیم فساد حاکم در آمریکا در قالب جدولها نمیگنجد و از آنجا که آمریکا براساس تولید ناخالص داخلی اسمی همچنان دارای اقتصاد شماره یک جهان است، حجم فساد در این کشور تاثیر جهانی دارد.
در ادامه به برخی از مهمترین مظاهری اشاره میکنم که نشان میدهند آمریکا فاسدترین کشور جهان است:
۱. آمریکا بسیار فاسد است چرا که حزب حاکم ما یعنی حزب جمهوریخواه حتی تغییرات آب و هوایی ساخته و پرداخته دست انسانها را انکار میکند و از در پیش گرفتن سیاستهای کاهش کربن که لطمات جبران ناپذیری به سیاره زمین وارد میکند سرباز میزند، آن هم به منظور اطمینان از اینکه شرکتهای زغال سنگ کثیف و غولهای نفتی، چون اکسون موبیل چند سال بیشتر سود ببرند.
هم اکنون آمریکاییان سرانجام درحال چشم گشودن از خواب مصنوعی و عالم ناواقعی ۳۰ ساله خود و فهمیدن این هستند که شرکتهای بزرگ منتشر کننده کربن و دار و دسته هواخواه آنها در دولت آمریکا چه بر سرشان آورده اند. اما دولت فدرال هیچ قدم مهمی در ارتباط با وضعیت اضطراری آب و هوایی انجام نداده چرا که رهبران واقعی ایالت هایی، چون کالیفرنیا هستند. آمریکاییان متوجه نمیشوند که کابوس آب و هوایی آنها چقدر خاص است. هیچ دولتی در اروپا علنا تغییرات آب و هوایی ساخته و پرداخته دست انسانها را که با سوزاندن سوختهای فسیلی و انتشار گازهای گلخانهای در جو زمین به وجود آمده انکار نمیکند، هر چند که برخی از آنها با بی میلی در صدد پرداختن به این مشکل هستند.
حزب کمونیست چین واقع گراتر از دولت آمریکاست و برای حرکت به سمت انرژی سبز از مجاری قانونی در حال فشار آوردن است. آلمان چهارمین اقتصاد بزرگ جهان اعلام کرده است که به مصرف زغال سنگ خاتمه میدهد. بریتانیا یک سوم برق خود را با کمک باد تامین میکند و زغال سنگ تنها ۲ درصد از برق این کشور را تامین میکند، دستاوردی که کمتر از یک دهه به آن دست یافته است.
تنها پرندگان دودو که نام مستعار حزب لیبرال استرالیاست همچنان طرفدار پر شور و حرارت زغال سنگ هستند و علم غیرقابل انکار گازهای گلخانهای را با صدای بلند منکر میشوند.
۲. دولت ما بسیارفاسد است چرا که سازمان حفاظت از محیط زیست نه تنها حفاظت واقعی از محیط زیست را متوقف کرده، بلکه به یکی از مشوقان صنایع آلاینده تبدیل شده و راه اجرای هر قانونی را که میتواند سد راه کمی بیشتر پول درآوردن به بهای – درنهایت - کشتن مردم شود، سد کرده است. رئیس فاسد این سازمان یک لابی گر پیشین صنعت زغال سنگ است! سازمان حفاظت محیط زیست تصمیم گرفته است که کارخانجات زغال سنگ را بازگرداند و مقررات دولتی مزاحمی که در کار انتشار جیوه در هوا دخالت میکند کنار بزند. جیوه یک سم اعصاب است و در راس زنجیره غذایی (یعنی در ما) تجمع پیدا میکند. قرار گرفتن مستمر در معرض جیوه به سیستم عصبی ما آسیب وارد میکند.
۳. دولت آمریکا چنان فاسد است که به روی مرگ بی رحمانه جمال خاشقچی ستون نویس واشنگتن پست توسط مقامات سعودی چشم میبندد، اتفاقی که تقریبا با قطعیت روشن شده که به دستور شاهزاده محمد بن سلمان انجام شده است. دلیل بی قیدی رئیس جمهور آمریکا در قبال استفاده از یک اره مخصوص جراحی برای تکه تکه کردن این نویسنده بخت برگشته، این بود که نمیخواست خریدهای تسلیحاتی سعودیها و سرمایه گذاریهای سعودیها را در آمریکا به مخاطره بیندازد. این واکنش دقیقا یکی از تعاریف فساد است. عربستان سعودی به دولت آمریکا رشوه میدهد تا قتل فجیع یک روزنامه نگار سرشناس را که فرزندانش شهروند آمریکا هستند و خودش مدتها در واشنگتن پست قلم زده نادیده بگیرد. از آنجا میتوانید بفهمید تمام این رفتارها فساد است که کافی است تصور کنید اگر معلوم میشد که ایران یکی از مخالفانش را در یکی از کنسولگریهای خود با یک اره جراحی تکه تکه کرده، واشنگتن چه واکنشی نشان میداد.
۴. آمریکار بسیار فاسد است (صدای مخاطبان: یعنی چقدرفاسد است؟) این کشور آنقدر فاسد است که سنای آمریکا اجازه مطرح و تصویب شدن لایحهای را در صحن داده که سناتور ماریو روبیو پیشنهاد کرده و بر اساس آن آمریکا فروشندگان و پیمانکاران هر کشوری را که اسرائیل را بایکوت کند، از کشور اخراج کند. هر چند روبیو، گری پیترسون، ران وایدن و دیگر حامیان این لایحه میگویند که این لایحه تاثیری بر آزادی بیان ندارد، اما عملا آزادی بیان را از درون تهی میکند. ما اساتید دانشگاهی که با دیگر دانشگاهها ارتباط داریم پیمانکار قلمداد میشویم و مردم از سخنرانی کردن در دانشگاه تگزاس مثلا بر اساس چنین قانونی منع خواهند شد. این قانون مغایر قانون اساسی است و اگر سیستم قضایی آمریکا هنوز ذرهای سلامت داشته باشد مانع اجرای آن خواهد شد. اما این قانون به این منظور تصویب شده تا استعمار اسرائیل بر کرانه غربی فلسطینی را تداوم دهد و فلسطینیان را محکوم به این میکند که بی کشور، بی یاور و بی حق و حقوقی باشند؛ و این اقدام در سایه هماهنگی با وزیر امور راهبردی اسرائیل (یعنی وزیر تبلیغات) و حمایت فناتیکهای طرفدار اسرائیلی، چون سلطان فاسد کازینوداری شلدون آدلسون انجام گردیده که متهم شده بخشی از ثروت خود را از طریق رشوه دادن به اعضای حزب کمونیست چین به منظور صدور اجازه به او برای دایر کردن یک کازینوی وسوسه انگیز در ماکائو گردآورده است. سناتورها این طرح را به صحن کنگره آورده اند، با وجود آنکه این طرح برای قانون اساسی آمریکا به مثابه سم است، چرا که این طرح از جیب لابیهای اسرائیل بیرون آمده که به تامین بودجه کارزارهای سیاسی آنها کمک میکنند. (باید اضافه کنم که این زد و بندها مورد تایید اکثر یهودیان آمریکایی نیست.)
به عبارت دیگر دلیل این نحوه عملکرد سناتورها این است که از جیب کسب و کارهای فاسد آمریکایی که به نوبه خود از طرفداران سرسخت یک دولت خارجی هستند یا از سوی اوانجلیستهای آمریکایی که این امید غیرمنطقی را در دل میپرورند که راه حل نهایی مشکل فلسطین زمینه ساز رجعت مسیح خواهد شد، به آنها رشوه پرداخت میشود. نکته مهم این است که سیاستهای انتخاباتی آمریکا یک سیستم انتخاباتی با رشوه دهی است که در آن حتی خود قانون اساسی قداستی ندارد.
۵. یک نشانه قطعی فساد، وجود نتیجه انتخاباتی نظیر آنچه که در سال ۲۰۱۶ رخ داد است. بی سر و پای آشفته ذهنی مثل دونالد ترامپ ثروت کثیف خود را از طریق روزنههای مالیاتی و رفتار غارتگرانه اش در کسب و کار کازینو داری و سایر کسب و کارهای خود به دست آورده و بعد اجازه پیدا کرده ریاست جمهوری آمریکا را با پول خودش خریداری کند. هر شب سی ان ان، ام اس ان بی سی، فاکس و دیگر کانالهای تلویزیونی میلیونها دلار به شکل زمان پخش رایگان به او بخشیده اند چرا که آنها در پی کسب دلارهای آگهیهای تجاری بودند و ترامپ عامل جذب خوبی برای این آگهیها به حساب میآمد. بعد هم به آن شکلی که دیوان عالی، اصلاحات در نحوه تامین بودجه کارزهای انتخاباتی را رد کرد و اجازه خریداری آزادانه و نامحدود و مخفیانه انتخابات را در اوج فساد فراهم آورد. مجاز دانستن ورود پولهای سیاه هنگفت به چرخه انتخاباتهای ما، منفعتی داشت که فدراسیون روسیه از آن خود کرد و با توجه به فساد لاعلاجی که انتخاباتهای ریاست جمهوری خود این کشور با آن دست به گریبان است، کاری کرد تا انتخاباتهای آمریکا نیز بیشتر به فساد کشانده شوند. زمانی که ترامپ و شرکا به قدرت دست یافتند، از مزیت قدرت کاخ سفید برای سود جستن از طیف گستردهای از اقدامات فساد آمیز سود بردند، از جمله تلاش برای فروش ویزا به چینیهای ثروتمند و ترویج برند ترامپ به عنوان بخشی از دیپلماسی.
۶. ثروتمندان در کار رشوه دادن به سیاستمداران ما با هدف کاهش یافتن مالیاتها به نفع خودشان سابقه دیرینهای دارند. برادران کاچ و دیگر عقب ماندههای ابرثروتمند، علنا به میچ مک کانل و پل رایان در سال ۲۰۱۷ گفته اند که اگر حزب جمهوریخواه که تمام سه قوه حکومت را در اختیار دارد نتواند از میزان مالیات حامیان اصلی خود بکاهد، دیگر هیچ میلیاردری در انتخابات میان دورهای سال ۲۰۱۸ از این حزب حمایت نخواهد کرد. این تهدید یکی از جوخههای آتش انتخاباتی، کاری کرد تا صدها تن از رشوه بگیران حاضر در کنگره حواسشان را جمع کنند و به موقع یک تریلیون و ۵۰۰ میلیارد دلار از خدمات دولتی را به میلیاردرها بدهند (که همان مالیاتهای فدرال باشند، خدماتی نظیر راه ها، مدارس، بازرسیهای بهداشتی، اجرای قوانین ضد آلودگی) چیزهایی که همه مردم از آنها منتفع میشوند و دیگر وجود خارجی نخواهند داشت. هر چقدر که دولت تلاش کند این خدمات را همچنان بدون هیچ مالیاتی در اختیار افرادی قرار دهد که به آنها پول پرداخت میکنند، این کار بیشتر موجب به وجود آمدن یک کسری بودجه کلان و تضعیف دلار خواهد شد که شکلی از تورم در بخش واردات کالاها محسوب میشود. تورم بیشتر از همه به فقرا آسیب میرساند. همانطور که واقعیتها نشان میدهند، ۳ میلیاردر آمریکایی ثروتی برابر با ۱۵۰ میلیون نفر از فقیرترین آمریکاییان دارند. این نوع نابرابری ثروتها از دوران بارونهای سارق در قرن نوزدهم در ایالات متحده وجود نداشته است. فساد مفرط مشخصه این دو دوره محسوب میشد.
۷. یک نشانه دیگر فساد آمریکا سرعتی است که در تبدیل شدن جامعه آمریکا به جامعهای نابرابرتر وجود دارد؛ جامعهای که از زمان نابودی مالیات بردرآمدهای مترقی به دست ریگان در دهه ۱۹۸۰ هر چه گذشته نابرابرتر شده است. یک درصد ثروتمندترینهای راس جامعه هر چه بیشتر ثروتمند شوند، بیشتر میتوانند سیاستمداران را خریداری کنند و باز هم ثروت کشور را بیشتر در دستان خود انباشته کنند. در طول عمر خود من یک درصد راس جامعه از زمان پرزیدنت آیزنهاور که ۲۵ درصد ثروتهای واقع در دست بخش خصوصی را در اختیار داشتند، به امروز که بیش از ۳۸ درصد آن را در اختیار دارند رسیده اند. الکساندریا اوکاسیو – کورتز نماینده درست میگوید که لازم است ما نرخ مالیات حاشیهای ثروتمندترینها را بسیار بیشتر از امروز افزایش دهیم و یک مالیات بر درآمد کسب نشده نیز از آنها دریافت کنیم.
۸. بودجه نظامی آمریکا هنگفت و بیشتر از مجموع بودجه نظامی ۱۲ کشور بزرگ بعدی فهرست است. آنچه که معمولا کسی درک نمیکند این است که شاید نیمی از این بودجه صرف خدماتی شود که به خارج از کشور منتقل شده نه ارتش. این به معنای رفاه شرکتی در مقیاسی نجومی است. من با چشمهای خود دیده ام که چگونه افسران از ارتش خارج میشوند و بعد شرکتهایی را تاسیس میکنند تا تجهیزاتی را به همکاران سابقشان که هنوز در داخل ارتش حضور دارند بفروشند. دقیقا به این خاطر که ارتش لانه فسادی برای فسادهای بسیار بزرگ است، به بودجه نظامی ترامپ بیشتر از ۱۰۰ میلیارد دلار اضافه شده که قرار است از پول مالیات دهندگان آمریکایی تامین شود.
۹. ایالات متحده دارای گولاگی پهناور و دربردارنده بیش از دو میلیون و ۲۰۰ هزار زندانی در زندانها و ندامتگاههای خود است. گرایش فزایندهای نیز به خصوصی سازی زندانها وجود دارد و این گرایش سیستم را به فساد میکشاند. این اصلا درست نیست که عدهای از انداختن و نگه داشتن انسانها در پشت میلهها کسب سود کنند. این گرایش دردسرساز موجب رنج و درد بیشتری شده و به صدور محکومیتهای بسیار طولانی برای جرایم کوچک، سلب حق آزادی مشروط و تا زندانی کردن مردم برای حبس ابد برای مثلا سه سرقت کوچک انجامیده است.
۱۰. ضبط اموال در «جنگ با مواد مخدر» در حال به فساد کشاندن ادارات پلیس و سیستم قضایی است. هر چند که قانونگذاران ایالتی در تلاش برای لغو این اقدام فسادآور هستند، اما این کار به طور گستردهای صورت میگیرد و خطری است که متوجه قانون اساسی است؛ بنابراین به خاطر رد و بدل شدن چند رشوه انگشت شمار به جهان جنوب نگویید که چقدر فاسد است. آمریکاییان تاکنون فساد را به چشم خود ندیده اند، چون ما فقط با اسامی بزرگ سرو کار داریم. اگر دو تریلیون دلار به سرقت ببرید نه تنها فاسد نیستید، بلکه افرادی محترم و آبرومند هستید!
نویسده: خوآن کول (Juan Cole) استاد تاریخ در دانشگاه میشیگان
منبع: فارس
اشتراک گذاری:
گزارش خطا
ارسال نظرات