- فرجام اغتشاشات در ایران
- ترامپ کمی تاریخ بخواند!
- سیگنال فوری همتی به بازار؛ دلار رسمی بالا آمد، دلار آزاد عقب نشست
- پیام تسلیت رهبر انقلاب در پی درگذشت حجتالاسلام صالحیمنش
- حنظله گوشی «نفتالی بِنِت» را هک کرد
- عکس / تصاویر دیده نشده از شهید رائد سعد
- بانک اهداف در جنگ شناختی
- کشتار دانشجویان در ۱۶ آذر و یک سند تاریخی از شکنجه مخالفان با «خرس» در دوره پهلوی!
- آیا نبرد حضرموت نقشه یمن را تغییر خواهد داد؟
- یادداشت ها / آیا پایان ماه عسل صهیونیستها در سوریه نزدیک است؟!
- قیام جوانان سوری | پیام عملیات «بیت جن» برای جولانی و صهیونیستها
- بسیج تمدنساز، نفس آخر استکبار
- دومین شب مراسم عزاداری شهادت حضرت فاطمه(س) با حضور رهبر انقلاب
- انصارالله: جنگافروزی عربستان علیه یمن عواقب سنگینی دارد
سهشنبه ؛ 28 بهمن 1404 جشنواره فیلم فجر در ۳۷ سالگی چه حال و روزی دارد؟
جشنوارهای در معرض آفتهای نوظهور
«ما با سینما مخالف نیستیم، ما با فحشاء مخالفیم»؛ این سخن ماندگار بنیانگذار انقلاب اسلامی حضرت امام خمینی (ره) در دوران اوج شکوفایی انقلاب و در شرایطی بیان شد که انواع و اقسام شبهات درباره ضدیت انقلاب اسلامی با سینما و دیگر جلوههای هنری مطرح میشد و این سخن، مانیفستی شد برای همیشه سینمای ایران اسلامی. این رهنمود وقتی روشنتر و مشخصتر شد که رهبرمعظم انقلاب «هنر» را اینطور توصیف کردند؛ «هنر عبارتست از دمیدن روح تعهد در انسانها». حالا با گذشت چهار دهه از پیروزی انقلاب اسلامی و با این باور که این انقلاب، در اساس یک انقلاب فرهنگی بوده است، باید به این سوال پاسخ داد که سینما به عنوان خاصترین و مهیجترین جلوهگاه هنر، در این سالها چقدر در مسیر انقلاب و آرمانهای آن حرکت کرده و امروز در کدام جاده حرکت میکند؟
«ما با سینما مخالف نیستیم، ما با فحشاء مخالفیم»؛ این سخن ماندگار بنیانگذار انقلاب اسلامی حضرت امام خمینی (ره) در دوران اوج شکوفایی انقلاب و در شرایطی بیان شد که انواع و اقسام شبهات درباره ضدیت انقلاب اسلامی با سینما و دیگر جلوههای هنری مطرح میشد و این سخن، مانیفستی شد برای همیشه سینمای ایران اسلامی. این رهنمود وقتی روشنتر و مشخصتر شد که رهبرمعظم انقلاب «هنر» را اینطور توصیف کردند؛ «هنر عبارتست از دمیدن روح تعهد در انسانها». حالا با گذشت چهار دهه از پیروزی انقلاب اسلامی و با این باور که این انقلاب، در اساس یک انقلاب فرهنگی بوده است، باید به این سوال پاسخ داد که سینما به عنوان خاصترین و مهیجترین جلوهگاه هنر، در این سالها چقدر در مسیر انقلاب و آرمانهای آن حرکت کرده و امروز در کدام جاده حرکت میکند؟ و «جشنواره فیلم فجر» به عنوان میعادگاه آثار سینمایی ایران، چه نمرهای در این مسیر گرفته است؟
«جشنواره فیلم فجر» ۴۰ سال پس از پیروزی انقلاب اسلامی و در دهه فجر سال ۱۳۶۱ متولد شد تا میعادی باشد برای رقابت بهترین آثار سینمایی انقلاب اسلامی. از آن سال تا به امروز، این جشنواره ۳۶ دهه فجر را به خود دیده و امسال سیو هفتمین دوره آن با رقابت آثاری از ایران و جهان در بخشهای سینمایی، مستند و انیمیشن در تهران برگزار میشود. جشنواره فیلم فجر در مقابله با «جشنواره بینالمللی فیلم تهران» پا به عرصه گذاشت که در سالهای پیش از انقلاب اسلامی و با صحنهگردانی دربار پهلوی و با سبک و سیاق فکری خاص آن دستگاه اجرا میشد؛ در واقع، «فجر» به عنوان یک جبهه فرهنگی و سینمایی جدید در دل انقلاب اسلامی متولد شد تا فرصتی برای به نمایش کشیدن آرمانهای مردم انقلابی ایران و ارزشها و خواستههای آنها باشد و میدانی هم شود برای پرورش استعدادهای جوان و انقلابی در حوزه سینما، اما از آن سالها تا امسال که این میعاد سینمایی ۳۷ ساله میشود، جشنواره فیلم فجر فراز و فرودهای بسیاری را گذرانده است که برخی از آنها، جای تأمل و آسیبشناسی دارد.
توقعی که میرفت؛ آنچه به دست آمد
قرار نیست درباره این جشنواره به عنوان مولود انقلاب اسلامی سیاهنمایی شود یا نا امیدانه به آن نگاه شود، اما سوال اینجاست که آیا توقعاتی که از جشنواره میرفت، محقق شده است؟! نگاهی گذرا به آنچه در برخی سالها به ویژه در مقاطع استقرار دولتهایی با تفکرات خاص، بر جشنواره رفته نشان میدهد، بیش از آنکه فضا برای بروز و ظهور سینمای طراز انقلاب اسلامی فراهم شود، فرصت جشنواره در اختیار آثاری قرار گرفته که با ماهیت و روح «جشنواره فیلم فجر» فرسنگها فاصله داشته و به تعبیر واضحتر، آثاری در بستر جسنواره اکران و برگزیده شده که بیشتر باب میل جشنوارههایی مانند «برلین» و «کن» بوده است، تا جشنوارهای برای اهداف انقلاب اسلامی؛ نمایش فیلمهایی با درونمایههای ناامیدکننده یا سیاهنمایی یا در مواردی میدان دادن به آثار ساختارشکن که به بهانه پرداختن به معضلی جزئی، کلیت انقلاب اسلامی و آرمانهای آن را به میدان تاختن و تمسخر خود تبدیل کرده، از جمله انتقادات وارده و نکات قابل تأملی است که بر این سالها، چهره جشنواره را خراشیده و باعث دلسردی و یا تردید جریانهای هنری و فرهنگی انقلابی و دلسوز شده است. به این دایره آسیبشناسی باید حواشی داوریها را هم اضافه کرد که عمدتا از یک ترکیب خاص چینش میشوند و در این میان، بعضا عناصر مسئلهدار هم دیده میشوند؛ این مسئله به طور خاص، امسال انتقاد چهرههایی مانند حجتالاسلام نصرالله پژمانفر عضو برجسته کمیسیون فرهنگی مجلس را به دنبال داشت که از حضور برخی عناصر مسئلهدار از جمله تهیهکننده فیلم ساختارشکن «یک خانواده محترم» در ترکیب داوران این دوره انتقاد کرد و خواستار جبران این موضوع توسط برگزارکنندگان جشنواره شد. از سوی دیگر، برخی رفتارهای ضد فرهنگی که شاهکار آن، اجرای ترانه «نقش اول» با مضمون تمجید از هنرمندان هالیوود در سالن جشنواره بوده، باعث شده است تا فضای عمومی جشنواره فجر با آنچه انتظار میرفت، فرسنگها فاصله بگیرد؛ به ویژه اینکه گاهی سطح فرهنگی عمومی حاکم بر جشنواره آنقدر تنزل میکند که نشستهای خبری جانبی و اختتامیه آن، به نمایشگاه مد و لباس ضد ایرانی تبدیل میشود.
رویشهایی که باید تقویت شود
البته اینها را نباید به معنای از دست رفتن جشنواره فیلم فجر که بدون شک انقلاب اسلامی و نظام جمهوری اسلامی صاحب آن است، قلمداد کرد یا از برخی رویشهای این جشنواره مانند «ماجرای نیمروز»، «لاتاری»، «تنگه ابوقریب» و «به وقت شام» غفلت کرد، اما این را هم نباید از یاد برد که شکلگیری جشنواره مردمی فیلم عمار در یک دهه اخیر با میدانداری جوانان هنرمند و خوشفکر انقلابی، واکنشی طبیعی و البته تلخ به برخی انحرافها در جشنوارهای است که قرار بود فجر سینمای انقلاب اسلامی باشد، اما به نظر میرسد پای آن در برخی صحنهها بدجور میلنگد.
همه اینها گفته شد تا یادمان نرود که جشنواره فیلم فجر، امانت هنری انقلابی است که به پای آن خون بیش از ۲۳۰ هزار شهید رفته است و اگر برای بازگشت آن به ریل اصلی آسیبشناسی نشود، شاید نتوان ژاسخ نسل آینده انقلاب اسلامی را به خوبی داد.
«جشنواره فیلم فجر» ۴۰ سال پس از پیروزی انقلاب اسلامی و در دهه فجر سال ۱۳۶۱ متولد شد تا میعادی باشد برای رقابت بهترین آثار سینمایی انقلاب اسلامی. از آن سال تا به امروز، این جشنواره ۳۶ دهه فجر را به خود دیده و امسال سیو هفتمین دوره آن با رقابت آثاری از ایران و جهان در بخشهای سینمایی، مستند و انیمیشن در تهران برگزار میشود. جشنواره فیلم فجر در مقابله با «جشنواره بینالمللی فیلم تهران» پا به عرصه گذاشت که در سالهای پیش از انقلاب اسلامی و با صحنهگردانی دربار پهلوی و با سبک و سیاق فکری خاص آن دستگاه اجرا میشد؛ در واقع، «فجر» به عنوان یک جبهه فرهنگی و سینمایی جدید در دل انقلاب اسلامی متولد شد تا فرصتی برای به نمایش کشیدن آرمانهای مردم انقلابی ایران و ارزشها و خواستههای آنها باشد و میدانی هم شود برای پرورش استعدادهای جوان و انقلابی در حوزه سینما، اما از آن سالها تا امسال که این میعاد سینمایی ۳۷ ساله میشود، جشنواره فیلم فجر فراز و فرودهای بسیاری را گذرانده است که برخی از آنها، جای تأمل و آسیبشناسی دارد.
توقعی که میرفت؛ آنچه به دست آمد
قرار نیست درباره این جشنواره به عنوان مولود انقلاب اسلامی سیاهنمایی شود یا نا امیدانه به آن نگاه شود، اما سوال اینجاست که آیا توقعاتی که از جشنواره میرفت، محقق شده است؟! نگاهی گذرا به آنچه در برخی سالها به ویژه در مقاطع استقرار دولتهایی با تفکرات خاص، بر جشنواره رفته نشان میدهد، بیش از آنکه فضا برای بروز و ظهور سینمای طراز انقلاب اسلامی فراهم شود، فرصت جشنواره در اختیار آثاری قرار گرفته که با ماهیت و روح «جشنواره فیلم فجر» فرسنگها فاصله داشته و به تعبیر واضحتر، آثاری در بستر جسنواره اکران و برگزیده شده که بیشتر باب میل جشنوارههایی مانند «برلین» و «کن» بوده است، تا جشنوارهای برای اهداف انقلاب اسلامی؛ نمایش فیلمهایی با درونمایههای ناامیدکننده یا سیاهنمایی یا در مواردی میدان دادن به آثار ساختارشکن که به بهانه پرداختن به معضلی جزئی، کلیت انقلاب اسلامی و آرمانهای آن را به میدان تاختن و تمسخر خود تبدیل کرده، از جمله انتقادات وارده و نکات قابل تأملی است که بر این سالها، چهره جشنواره را خراشیده و باعث دلسردی و یا تردید جریانهای هنری و فرهنگی انقلابی و دلسوز شده است. به این دایره آسیبشناسی باید حواشی داوریها را هم اضافه کرد که عمدتا از یک ترکیب خاص چینش میشوند و در این میان، بعضا عناصر مسئلهدار هم دیده میشوند؛ این مسئله به طور خاص، امسال انتقاد چهرههایی مانند حجتالاسلام نصرالله پژمانفر عضو برجسته کمیسیون فرهنگی مجلس را به دنبال داشت که از حضور برخی عناصر مسئلهدار از جمله تهیهکننده فیلم ساختارشکن «یک خانواده محترم» در ترکیب داوران این دوره انتقاد کرد و خواستار جبران این موضوع توسط برگزارکنندگان جشنواره شد. از سوی دیگر، برخی رفتارهای ضد فرهنگی که شاهکار آن، اجرای ترانه «نقش اول» با مضمون تمجید از هنرمندان هالیوود در سالن جشنواره بوده، باعث شده است تا فضای عمومی جشنواره فجر با آنچه انتظار میرفت، فرسنگها فاصله بگیرد؛ به ویژه اینکه گاهی سطح فرهنگی عمومی حاکم بر جشنواره آنقدر تنزل میکند که نشستهای خبری جانبی و اختتامیه آن، به نمایشگاه مد و لباس ضد ایرانی تبدیل میشود.
رویشهایی که باید تقویت شود
البته اینها را نباید به معنای از دست رفتن جشنواره فیلم فجر که بدون شک انقلاب اسلامی و نظام جمهوری اسلامی صاحب آن است، قلمداد کرد یا از برخی رویشهای این جشنواره مانند «ماجرای نیمروز»، «لاتاری»، «تنگه ابوقریب» و «به وقت شام» غفلت کرد، اما این را هم نباید از یاد برد که شکلگیری جشنواره مردمی فیلم عمار در یک دهه اخیر با میدانداری جوانان هنرمند و خوشفکر انقلابی، واکنشی طبیعی و البته تلخ به برخی انحرافها در جشنوارهای است که قرار بود فجر سینمای انقلاب اسلامی باشد، اما به نظر میرسد پای آن در برخی صحنهها بدجور میلنگد.
همه اینها گفته شد تا یادمان نرود که جشنواره فیلم فجر، امانت هنری انقلابی است که به پای آن خون بیش از ۲۳۰ هزار شهید رفته است و اگر برای بازگشت آن به ریل اصلی آسیبشناسی نشود، شاید نتوان ژاسخ نسل آینده انقلاب اسلامی را به خوبی داد.
منبع: سایت رهنما
اشتراک گذاری:
گزارش خطا
ارسال نظرات