پرسش و پاسخ

ضعف زنجیرۀ پدافندی آمریکا در برابر موج حملات ایران | دلیل چیست؟

ضعف زنجیرۀ پدافندی آمریکا در برابر موج حملات ایران | دلیل چیست؟
استقرار گسترده سامانه‌های پدافندی آمریکا در غرب آسیا نشان‌ دهنده نگرانی واشینگتن از واکنش قاطع ایران به هرگونه تجاوز احتمالی است
کد خبر : 21273

تبیین:

با تشدید تنش‌ها میان ایران و آمریکا و افزایش خطر وقوع درگیری مستقیم، نگاه ناظران بین‌المللی بیش از پیش به غرب آسیا معطوف شده است. با وجود لشگرکشی گسترده نظامی به منطقه، سؤال اصلی این است که آیا واشینگتن از توان کافی به‌ویژه در حوزه پدافند موشکی برخوردار است تا بتواند در برابر قدرت موشکی ایران مقاومت کند.

مقامات آمریکایی اعلام کرده‌اند که در صورت صدور دستور حمله توسط رئیس‌جمهور دونالد ترامپ، ارتش قادر به انجام حملات هوایی محدود علیه ایران خواهد بود اما هرگونه حمله گسترده که ترامپ خواستار آماده‌سازی آن است، به احتمال زیاد با واکنش متناسب ایران مواجه می‌شود و لذا نیازمند پدافند هوایی مستحکم برای حفاظت از نیروهای آمریکایی و متحدان منطقه‌ای خواهد بود.

به همین دلیل  پنتاگون در حال انتقال پدافند هوایی اضافی برای محافظت بهتر از رژیم صهیونیستی، متحدان عرب و نیروهای آمریکایی در صورت حملات تلافی‌جویانه ایران و یک درگیری طولانی مدت احتمالی است.

با اینکه ارتش آمریکا از قبل تعدادی پدافند هوایی در منطقه دارد اما به گفته مقامات دفاعی، داده‌های ردیابی پرواز و تصاویر ماهواره‌ای، پنتاگون در حال استقرار سامانه‌های دفاع موشکی «تاد» و سامانه‌های دفاع هوایی «پاتریوت» اضافی در پایگاه‌هایی است که نیروهای آمریکایی در سراسر منطقه از جمله اردن، کویت، بحرین، عربستان سعودی و قطر در آنها مستقر هستند.

سامانه پدافندی «تاد» برای مقابله با موشکهای بالستیک بالای جو زمین طراحی شده است، درحالی که «پاتریوت‌» در برابر تهدیدات در ارتفاع پایین‌تر و بُرد کوتاه‌تر عمل می‌کند.

اخیرا ناو هواپیمابر «آبراهام لینکن» در شمال اقیانوس هند مستقر شده است. گروه ضربت آبراهام لینکلن، سه ناوشکن مجهز به موشکهای هدایت‌شونده از جمله «یواس‌اس فرانک ای. پیترسن جونیور»، «یواس‌اس اسپرونس» و «یواس‌اس مایکل مورفی» دارد که هر سه در نزدیکی ناو آبراهام لینکلن مستقر هستند.

همچنین نیروی دریای آمریکا در خلیج فارس دو ناوشکن به نامهای «یواس‌اس مک فال» و «یواس‌اس میتسچر» را نیز مستقر کرده است.

از سوی دیگر در دریای سرخ نیز ارتش آمریکا ناوشکن موشک‌انداز «یواس‌اس دلبرت دی بلک» را مستقر کرده است. رویترز گزارش داد که با ورود ناوشکن دلبرت دی. بلک به دریای سرخ، شمار ناو‌های آمریکا در غرب آسیا به ۶ فروند رسید. 

همچنین ارتش آمریکا ناوشکن یو اس اس بالکلی و ناوشکن یواس‌اس روزولت را در شرق دریای مدیترانه و در نزدیکی سرزمینهای اشغالی مستقر کرده است.

بانک اهداف گسترده ایران

استقرار گسترده سامانه‌های پدافندی آمریکا در غرب آسیا نشان‌ دهنده نگرانی واشینگتن از واکنش قاطع ایران به هرگونه تجاوز احتمالی است. مقامات آمریکایی تلاش می‌کنند با بهره‌گیری از همه ظرفیت‌های دفاعی و پدافندی خود، از حملات احتمالی به نیروها و منافع خود در منطقه جلوگیری کنند ولی با این حال، کارشناسان نظامی هشدار می‌دهند که حتی گسیل سامانه‌های پدافندی بیشتر هم از توان کافی برای حفاظت کامل از ناوهای آمریکایی و پایگاه‌های آمریکایی برخوردار نیست.

ایران و نیروهای مقاومت بانک گسترده‌ای از اهداف را در اختیار دارند که شامل ناوگان دریایی نظامی آمریکا، پایگاه‌های نظامی در منطقه، مراکز اطلاعاتی، سیاسی و جاسوسی در سطح منطقه، سرزمین‌های اشغالی و مجموعه‌ای دیگر اهداف احتمالی همانند ناوگان انتقال نفت در تنگه هرمز و دریای عمان و حتی سکوهای نفتی در صورت توسعه جنگ است. پایگاه‌های آمریکا در بحرین، امارات، عربستان سعودی، قطر، اردن و کویت به‌ طور کامل در تیررس موشک‌های بالستیک و میان‌برد ایران قرار دارند و این امر معادله دفاعی واشینگتن را پیچیده‌تر می‌کند.

مقامات جمهوری اسلامی بارها هشدار داده‌اند که در صورت هرگونه حمله‌ای از سوی آمریکا، ابعاد پاسخ، گسترده و منطقه‌ای خواهد بود. این تنوع و پراکندگی اهداف، چالشی جدی برای آمریکا و متحدانش ایجاد می‌کند و نیازمند تمرکز و برنامه‌ریزی دقیق برای مقابله با حجم بالای حملات احتمالی ایران است.

این وضعیت نشان می‌دهد که تنها استقرار سامانه‌های پدافندی پیشرفته، بدون توجه به گستردگی تهدیدات نمی‌تواند تضمین ‌کننده امنیت کامل نیروهای آمریکایی و متحدانش باشد.    

کمبود سامانه‌های تاد

با وجود اینکه آمریکا برای مقابله با پاسخ موشکی ایران به سامانه‌های «تاد» اتکا ویژه دارد، شواهد و قرائن نشان می‌دهد که ذخایر این سامانه‌ها در وضعیت بحرانی قرار دارند و توان عملیاتی آنها ممکن است در بدترین شرایط پاسخگویی باشد.

نشریه «نشنال اینترست» چند ماه پیش در گزارشی نوشت:«در ۱۲ روز جنگ بین اسرائیل و ایران بیش از ۱۵۰ موشک رهگیر تاد برای مقابله با موشکهای بالستیک پیشرفته‌تر ایران شلیک شد. این رقم بیش از سه برابر میانگین سالانه خرید حدود ۴۰ رهگیر از سال ۲۰۱۰ تاکنون است. با قیمت ۱۵.۵ میلیون دلار برای هر رهگیر، این مسیر برای نیروهای مسلح چندان مناسب نیست. حتی اگر پنتاگون سفارشهای فعلی را فراتر از ۱۲ رهگیر اندکی در بودجه ۲۰۲۵ افزایش دهد، باز هم سه سال از تاریخ عقد قرارداد تا زمانی که رهگیرها تحویل داده شوند طول خواهد کشید».

یورونیوز نیز در این باره گزارش داد:«تحلیل‌ها حاکی است که حدود یک‌چهارم ذخیره موشکهای رهگیر تاد آمریکا در نبرد ۱۲ روزه استفاده شده و بخش قابل توجهی از این موجودی مصرف شده است و با توجه به نرخ فعلی تولید، بازسازی کامل آن ممکن است بین ۳ تا ۸ سال طول بکشد».

بنابراین، می‌توان گفت که واشینگتن در طول هفت ماه گذشته اقدام مؤثری برای جایگزینی ذخایر سامانه‌های تاد انجام نداده است و این درحالی است که ایران در جنگ 12 روزه تنها بخش بسیار کوچکی از موشک‌های خود را شلیک کرد و طبیعتاً در صورت جنگی آخرالزمانی هزاران موشک همانند باران بر سر اهداف دشمن سرازیر خواهند شد. این امر نشان می‌دهد که در هرگونه رویارویی مستقیم با تهران، با چالش جدی و محدودیت‌های عملیاتی قابل توجهی مواجه خواهد شد.

همچنین، گزارش‌های غیررسمی حاکی است که ذخیره موشکهای رهگیر پاتریوت آمریکا به حدود ۲۵ درصد از سطح مورد نیاز برنامه‌های دفاعی پنتاگون کاهش یافته است.

این ضعف در ذخایر رهگیر به این معناست که در صورت جنگ احتمالی، توان پدافندی آمریکا برای مقابله با موج‌های گسترده موشکی با محدودیت مواجه خواهد بود.

تنوع توانایی‌های ایران

نکته قابل توجهی که جنگ احتمالی بین ایران و آمریکا را از جنگ ۱۲ روزه متمایز می‌کند، نزدیکی قابل توجه پایگاه‌های آمریکا در خلیج فارس به مرزهای ایران است.

در جنگ ۱۲ روزه، موشکهای ایرانی مجبور بودند مسافت حدود ۱۱۰۰ کیلومتری را طی کنند و با دقت بالایی به اهداف خود اصابت می‌کردند اما این بار پایگاه‌های آمریکایی در کشورهای عربی و همچنین ناوهای این کشور و سایر اهداف راهبردی خلیج فارس، در فاصله بسیار نزدیکتر قرار دارند. این کاهش فاصله، دقت و اثرگذاری حملات موشکی ایران را به شدت افزایش می‌دهد و زمان واکنش سامانه‌های دفاعی آمریکا را محدود می‌کند.

از طرفی، حجم انبوه شلیک موشکهای کوتاه برد، میانبرد و کروز، کار سامانه‌های پدافندی واشینگتن را نیز دشوار می‌سازد و توانایی مقابله کامل با حجم حملات را کاهش می‌دهد. 

در کنار توان موشکی، ایران از هزاران پهپاد رزمی و انتحاری برخوردار است که می‌تواند با به‌کارگیری گسترده آن‌ها، ضربات سنگینی به تأسیسات حیاتی آمریکا در منطقه وارد کند. استفاده انبوه از پهپادها نه‌ تنها سامانه‌های پدافندی تاد و پاتریوت را با اختلال مواجه می‌کند بلکه به دلیل هزینه پایین ساخت و اثرگذاری بالای تخریبی، یک ابزار کارآمد و مقرون‌به‌صرفه برای تهران محسوب می‌شود. این قابلیت، ایران را قادر می‌سازد در چارچوب جنگ‌های مدرن، از پهپادها به‌ صورت بهینه و فرسایشی علیه دشمن بهره بگیرد.

جدای از این، ایران برخلاف جنگ ۱۲ روزه که به آبهای آزاد خلیج فارس دسترسی نداشت اکنون می‌تواند از ناوگان دریایی خود نیز برای شلیک موشک‌های دریا به ساحل بهره ببرد. این تنوع ابزارهای هجومی، توانایی واکنش دشمن را محدود کرده و مقابله با تهدیدات ایران را بسیار دشوارتر می‌کند.

در این میان چالش دیگر ارتش آمریکا برای ایجاد سپر دفاع هوایی بر روی طیف متنوعی از اهداف احتمالی ایران در سراسر منطقه، اقدامات پیشبینی نشده گروه‌های مقاومت در لبنان، عراق و یمن است که این صحنه را دشوارتر نیز می‌کند. 

این گروه‌ها در روزهای اخیر هشدار داده‌اند که در صورت آغاز جنگ علیه ایران، به مواضع و منافع آمریکا در منطقه حمله خواهند کرد و بیطرف نخواهند ماند. از اینرو، در صورت آغاز عملیات انصارالله یمن علیه کشتی‌های آمریکایی و صهیونیستی در دریای سرخ و حملات سایر گروه‌ها به پایگاه‌های واشینگتن می‌تواند خسارات گسترده و جبران‌ناپذیری برای نیروها و تجهیزات آمریکا و متحدانش ایجاد کند و معادلات امنیتی منطقه را به شدت متزلزل سازد.

نتیجه این شرایط، افزایش چشمگیر خسارت‌های نظامی آمریکا در صورت هرگونه درگیری احتمالی است. به همین دلیل در روزهای اخیر برخی مقامات آمریکایی نیز نسبت به میزان موفقیت در درگیری با ایران ابراز تردید کرده‌اند. سوزان مالونی، مقام سابق وزارت خارجه آمریکا در امور ایران در دولتهای جرج بوش و باراک اوباما گفت:«مسئله پدافند هوایی کلیدی است و اینکه ما تا چه حد تجهیزات کافی برای اطمینان از محافظت از نیروها و دارایی‌های خود در منطقه در برابر نوعی تلافی‌جویی ایران داریم».

مالونی و برخی از مقامات آمریکایی معتقدند که اگر واشینگتن یک حمله هوایی گسترده انجام دهد، تهران با تمام قدرت آتشی که می‌تواند به کار گیرد، پاسخ خواهد داد و زرادخانه موشکهای بالستیک کوتاه‌برد و میان‌برد خود را علیه مواضع آمریکا و اسرائیل بکار خواهد گرفت و اگر سامانه پدافندی کافی نداشته باشند تلفات سنگینی را متحمل خواهند شد.

 

نبود سامانه یکپارچه پدافندی

ناکامی تلاش‌های آمریکا برای ایجاد یک سپر دفاعی گسترده و شبکه‌ای در برابر دست بلند توانایی موشکی ایرانی را نباید صرفاً مربوط به زمان حال و دشواری‌های فنی و لجستیکی تهیه و گسیل ادوات لازم دانست بلکه تجربه گذشته نیز نشان می‌دهد که این سناریو از اساس شکست خورده است.

در دوره ریاست جمهوری جو بایدن قرار بود با مشارکت کشورهای عربی و رژیم صهیونیستی یک سامانه پدافندی جامع برای مقابله با موشک‌ها و پهپادهای ایرانی تشکیل شود اما هزینه‌های سرسام‌آور و مشکلات فنی عدیده برای ایجاد چنین شبکه یکپارچه‌ای و همچنین آگاهی ضمنی از بی‌ثمر بودن چنین ایده‌ای برای مقابله با توان موشکی فزاینده ایران موجب شد تا این طرح به نتیجه‌ای نرسد. بنابراین، دولت ترامپ نیز نمی‌تواند در رویارویی احتمالی با ایران و آنهم در کوتاهترین زمان ممکن به این سازوکارهای شکست‌خورده تکیه کند.

نمونه‌ای از محدودیت‌های پدافند آمریکا را می‌توان در حمله موشکی ایران به پایگاه العدید در قطر در ماه ژوئن مشاهده کرد. در پاسخ به حملات آمریکا به تاسیسات هسته‌ای ایران، تهران ۱۴ موشک به این پایگاه شلیک کرد و سامانه‌های پاتریوت نتوانستند تمامی این موشکها را رهگیری کنند. در حالی که پنتاگون تنها برخورد یک موشک را تأیید کرد اما مقامات ایران با صراحت اعلام کردند که ۶ موشک به هدف اصابت کرده بود و گزارش‌های بعدی رسانه‌های آمریکایی از میزان تخریب و انهدام رادار راهبردی موجود در این پایگاه روایت ایران را تأیید می‌کرد.

منبع: الوقت

ارسال نظرات