پرسش و پاسخ

دست آمریکا از داشتن یک اپوزوسیون قوی در ایران خالی است/ گزینه حمله خارجی منتفی است

دست آمریکا از داشتن یک اپوزوسیون قوی در ایران خالی است/ گزینه حمله خارجی منتفی است
اغلب کشورهای جهان ماهیت اقدامات فریبکارانه آمریکا را می‌شناسند و می‌دانند که آمریکایی‌ها استاندارد دوگانه‌ای نسبت به مسئله حقوق بشر دارند و به همین دلیل آمریکایی‌ها در پروژه ایجاد فشار سیاسی علیه ایران و منزوی کردن ایران از طریق برگزاری این نشست شکست خوردند.
کد خبر : 21118

 بامداد جمعه 26 دی ماه نشست فوق‌العاده شورای امنیت سازمان ملل به درخواست آمریکا درباره بررسی تحولات ناآرامی‌های اخیر در ایران برگزار شد. با توجه به اهمیت تلاش‌های کشورهای غربی برای مداخلات بیشتر در تحولات ایران و بررسی اهداف و سناریوهای آینده اقدامات این کشورها، «الوقت» به گفتگو با احمد زارعان، کارشناس مسائل بین‌المللی و رئیس مرکز مطلالعات اندیشه‌سازان نور پرداخته است.

الوقت: اهداف آمریکا و کشورهای غربی از برگزاری این نشست را چه می‌دانید؟

زارعان: ایران سالهاست که در معرض جنگ ترکیبی ایلات متحده آمریکا قرار دارد و این جنگ ترکیبی  ابعاد مختلف سخت، نیمه سخت و نرم را در بر می‌گیرد. بخشی از این جنگ ترکیبی ایجاد فشار سیاسی در سطح منطقه‌ای و بین المللی علیه جمهوری اسلامی ایران هست و آمریکایی‌ها تلاش می‌کنند که از طریق ابزارهای مختلف از جمله درخواست برگزاری نشست فوق‌العاده شورای امنیت، ایران را به لحاظ سیاسی در سطح بین‌المللی تحت فشار قرار دهند تا بتوانند آن اقداماتی که در سطح میدانی عوامل مزدور از طریق ایجاد آشوب در داخل انجام می‌دهند را به یک دستاورد سیاسی در سطح بین‌المللی تبدیل بکنند و یک اجماع جهانی علیه ایران بوجود بیاورند که خوشبختانه اجماع بین‌المللی شکل نگرفت و شکل نحواهد گرفت با توجه به اینکه اغلب کشورهای جهان ماهیت اقدامات فریبکارانه آمریکا را می‌شناسند و می‌دانند که آمریکایی‌ها استاندارد دوگانه‌ای نسبت به مسئله حقوق بشر دارند و به همین دلیل هست که ما شاهد حمایت چین و روسیه برخی کشورهای دیگر مانند پاکستان از موضع ایران در این نشست بودیم و آمریکایی‌ها در پروژه ایجاد فشار سیاسی علیه ایران و منزوی کردن ایران از طریق برگزاری این نشست شکست خوردند.

الوقت: دعوت از دو چهره معلوم الحال اپوزوسیون به نشست شورای امنیت که سابقه آنها در دعوت به خشونت و درخواست از آمریکا برای اعمال فشارهای تحریمی علیه مردم ایران کاملا روشن است با چه هدفی صورت گرفت؟

زارعان: یک چالش جدی که آمریکایی‌ها برای ایجاد التهاب در داخل ایران با آن مواجه هستند این است که دستشان از داشتن یک اپوزوسین قابل اتکا و نیروی سیاسی و اجتماعی که تحت یک رهبری مشخص بتوانند خیابان را در تهران و سایر شهرها شلوغ بکند خالی است و به همین دلیل بر روی عناصر ورشکسته‌ای سرمایه گذاری کرده‌اند که در داخل ایران نه پایگاه اجتماعی دارند نه و هیچ محبوبیت و مقبولیت و نفوذی میان ایرانیان دارند.  احمد باطبی و مسیح علینژاد کسانی هستند که سالها قبل در جریان فتنه 88 از کشور خارج شدند و نه نسبت به شرایط ایران آگاهی دارند و نه اینکه در ایران محبوب و حتی شناخته شده به حساب می‌آیند. در داخل کشور اکثریت مردم اصلا شخصی چون احمد باطبی را نمی‌شناسند. نکته حائزاهمیت این است که آنقدر وضعیت پهلوی وخیم است که غربی‌ها حاضر نشدند که پهلوی را به عنوان نمیانده معارضین در جلسه شورای امنیت دعوت کنند زیرا می دانند که پهلوی چهره منفور و مترودی است. حافظه ملت ایران اساساً هیچ اقبال و پذیرشی به خاندان پهلوی، با توجه به سوابق سیاه رضاخان و محمدرضا در تاریخ ایران، ندارند لذا می بینید که در جلسه شورای امنیت اینها حاضر نشدند که پهلوی را که داعیه‌دار اغتشاشات این روزهاست دعوت کنند و روی عناصر ورشکسته سرمایه‌گذاری کردند که نشان می‌دهد دست امریکایی‌ها از داشتن بک اپوزوسیون قوی خالی است و در نتیجه مجبور است چنین افرادی را  بیاورد تا به عنوان نماینده مردم ایران به خورد جامعه بین المللی بدهد که البته کشورهای دنیا و رصدهای اطلاعاتی و مطلالعاتی می‌دانند که آنها هیچ جایگاهی در میان ملت ایران ندارند و از هیچ وزن و اعتبار سیاسی برخوردار نیستند و اساسا حضور آنها در جلسه شورای امنیت نشان دهنده شکست سیاست‌های آمریکا در این اغتشاشات است.

الوقت: در مورد برخورد گزیشنی درباره حقوق بشر اشاره کردید. در این مورد هم ما شاهد هستیم که آمریکا در طول دو سال گذشته در همین شورای امنیت قطعنامه های این شورا برای توقف جنگ و کشتار فلسطینیان را وتو کرد. این رویکرد دوگانه را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

 

زارعان: مسئله استاندارد دوگانه امریکا و کشورهای مدعی غربی، مانند انگلستان و فرانسه و آلمان و امثال اینها موضوع جدیدی نیست . دیدید که در آمریکا چگونه اعتراضات مردم را در شهر فرگوسون به شکل خشونت امیزی سرکوب کردند و این موارد در انگیس و فرانسه هم مسبوق به سابقه است و اینها خودشان ید طولایی در سرکوب و کشتار اعتراضات مسالما آمیز مردم دارند چه برسد به اینکه عده‌ای دست به اغتشاش و تخزیب اموال عمومی و اقدامات مسلحانه بزنند.

لذا قرائت‌های چندگانه از استاندارهای حقوق بشری به دلیل اقتضا منافع آنها است که جمهوری اسلامی ایران در منطقه تضعیف بشود تا منافع رژیم صهیونیستی تأمین شود و در این راستا می‌بینید که اغتشاشات را دستمایه اعمال فشار بر ایران  قرار می‌دهند . حتی ما شاهد چنین حوادثی در کشورهای متحد آمریکا هم بوده‌ایم اما آمریکایی‌ها چشمشان را بر آنها بسته‌اند؛ مثلا در سفر اخیر محمد بن سلمان به واشنگتن وقتی خبرنگاران درباره ماجرای قتل جمال خاشقچی از ولیعهد عربستان سوال کردند دیدیم که چگونه ترامپ چشمش را بر این ماجرا بست و حتی از خبرنگاران خواست که بجای پرسش از نقض حقوق بشر در عربستان به موضوع سرمایه‌گذاری‌های سعودی در آمریکا بپردازند. بنابراین مشخص است که آمریکا به دنبال آن است تا از موضوع حقوق بشر به عنوان دستاویزی برای تحت فقشار قرار دادن و تضعیف ایران و تحقق منافع رژیم صهیونیستی در منطقه استفاده کنند که تاکنون به این اهداف دست پیدا نکرده و نخواهند کرد و مثال بارز آب در هاون کوفتن است.

الوقت: در حالی که بسیاری از تحلیلگران اغتشاشات در ایران را امتداد جنگ 12 روزه رژیم صهیونیستی و آمریکا با ملت ایران می دانند و مستندات این قضیه هم با وجود اعتراف موساد و مقامات صهیونیستی در دست داشتن در این ماجرا غیرقابل انکار است، غربی‌ها بویژه ایالات متحده از گزینه های روی میز علیه ملت ایران سخن می‌گویند. به نظر شما اعمال این تهدیدات تا چه اندازه محتمل است و پاسخ ایران در برابر چنین سناریویی چگونه خواهد بود؟

زارعان: ببینید اینها در جنگ 12 روزه یک جنگ مرحله ای را علیه ایران اغاز کردند که مرحله اول آن بمباران هوایی و ترور فرماندهان نظامی و تضعیف نهادهای نظامی و دفاعی و امنیتی بود و در مراحل بعدی به دنبال آن بودند که آشوب‌های خیابانی را با استفاده از شبکه مزدوران خودشان راه بیاندازند تا ایران از دو جهت، یعنی هم از سمت تهاجم خارجی و هم از سمت شبکه مزدوران آمریکا و رژیم صهیونیستی در داخل تحت فشار قرار بگیرد و در نهایت جمهوری اسلامی ایران سرنگون و ایران تجزیه شود. این هدفی بود که در جنگ 12 روزه دنبال می‌کردند که البته شکست خوردند. لذا آنها در اتفافات اخیر مراحل جنگ را تغییر دادند و اینگونه طراحی کردند که ابتدا شبکه مزدوران داخلی را به خیابان بیاورند و اغتشاش و آشوب و ناامنی و رعب و وحشت ایجاد کنند تا تمرکز فرماندهی نظامی و امنیتی ما بر مسائل داخلی متمرکز شود و توان قوای امنیتی و نظامی ما را مستهلک کنند و وقتی که ما دچار فرساش در داخل شدیم و گسست و شکاف اجتماعی تشدید شد آنوقت کار را با یک حمله نظامی به پایان برسانند. اگر این اغتشاشات ادامه پیدا می‌کرد و مردم از خود هوشیاری به خرج نمی‌دادند و صف خود را از صف اغتشاشگران و مزدوران جدا نمی‌کردند مطمئناً اینها حمله نظامی را از سر می‌گرفتند. بنابراین سناریوی آمریکا و رژیم صهیونیستی برای آینده این است که دوباره این اغتسشاشات را از سر بگیرند و باقی مانده هسته‌های شبکه مزدوران را فعال کنند تا بتوانند حمله نظامی را به عنوان مکمل اقدامات داخلی کلید بزنند. اما بسیار بعید است که بتوانند مانند روزهای 18 و 19 دی ماه اغتشاشات گسترده‌ای در ایرن راه بیاندازند، کما اینکه علی‌رغم فراخوان شب گذشته (پنجشنبه) ضدانقلاب دیدید که ایران کاملا آرام بود و هیچ اتفاقی نیافتاد. بنابراین پروژه به آشوب کشاندن کشور به شکست منتهی شده که به همین دلیل تحلیل ما این است که دیگر آن سناریوی جنگ خارجی هم دیگر موضوعیت پیدا نمی‌کند.

اما چرا همچنان گفتمان تهدید را پررنگ می‌کنند؟ برای اینکه به اغتشاشگران و شبکه داخلی این پیام را بدهند که هنوز آن طرح روی میز هست و اگر شما بیایید و خیابان را شلوع کنید و توان نیروهای دفاعی و امنیتی را بگیرد ما کماکان بر این سناریو متمرکز هستیم. اما باز هم باید گفت از آنجا که مردم صف خود را از اغتشاشگران جدا کردند و نیروهای اطلاعاتی و امنیتی با کمک مردم ضربه‌های سهمگینی را به شبکه‌های مخفی مزدوران رژیم صهیونیستی و آمریکا وارد کردند و چون دیگر آشوبی رخ نخواهد داد، طبیعتاً ماجرای حمله خارجی هم منتفی است.

منبع: الوقت

ارسال نظرات