- پرچمسوزی سفارش کیست؟
- از مراسم جادوگری در دفتر رئیسجمهور تا فروش کودکان به شبکهی اپستین / روایت تکاندهنده از فساد در قلب قدرت اوکراین +عکس
- ماجرای شهیدی که با پیکر سالم برگشت
- نگاهی به ضرورت بازنگری در معیارهای دهکبندی خانوار
- انتقاد تند واشینگتن از زوال دموکراسی در اروپا/ ترامپ خاورمیانه را از فهرست اولویتهای سند امنیت ملی آمریکا خارج کرد
- جهان پس از بسته شدن تنگه هرمز چگونه خواهد شد؟
- نبرد آخر
- همه اهرمهای تولید قدرت در اختیار ماست
- ماهی پر از بها و بهانه
- چشمان نگران اروپا و اوکراین به مذاکرات صلح
- سعدحریری به میدان سیاسی لبنان باز می گردد؟
- فرجام اغتشاشات در ایران
- ترامپ کمی تاریخ بخواند!
- سیگنال فوری همتی به بازار؛ دلار رسمی بالا آمد، دلار آزاد عقب نشست
شنبه ؛ 23 اسفند 1404 مذاکره با طالبان کمک به ثبات در کشور همسایه
مذاکره با طالبان افغانستان از جمله موضوعاتی است که در هفتههای اخیر در فضای سیاسی کشور و منطقه بازتابهای زیادی داشته و چرایی آن محل سوال بوده است. مذاکره با این گروه که در دوره حاکمیت در افغانستان دست به خشونتهایی علیه دیپلماتهای ایرانی و حتی برخی قومیتهای افغان نموده و حافظه تاریخی تلخی از خود رقم زده اند و پیش از این خبر مذاکرات آنان با آمریکاییها نیز در رسانهها انتشار یافته بود، به طور طبیعی در افکار عمومی با چند و، چون مواجه میشود که باید مورد بررسی و تحلیل قرار گیرد.
مذاکره با طالبان افغانستان از جمله موضوعاتی است که در هفتههای اخیر در فضای سیاسی کشور و منطقه بازتابهای زیادی داشته و چرایی آن محل سوال بوده است. مذاکره با این گروه که در دوره حاکمیت در افغانستان دست به خشونتهایی علیه دیپلماتهای ایرانی و حتی برخی قومیتهای افغان نموده و حافظه تاریخی تلخی از خود رقم زده اند و پیش از این خبر مذاکرات آنان با آمریکاییها نیز در رسانهها انتشار یافته بود، به طور طبیعی در افکار عمومی با چند و، چون مواجه میشود که باید مورد بررسی و تحلیل قرار گیرد. در پاسخگویی به برخی از سوالات احتمالی دلایل مذاکره با طالبان توسط مقامات ایرانی را درموارد زیر میتوان بیان کرد:
۱- تغییر در نگاههای سیاسی و رویکردهای اجتماعی و فرهنگی طالبان در میدان عمل و تجارب سیاسی دوران حاکمیت و پس از سقوط حاکمیت طالبان در افغانستان و مصائب جهان اسلام در برخورد با نگاه تکفیری که زمینه ساز جنگ نظامی نیابتی به نفع دشمنان جهان اسلام میباشد.
۲- پذیرش واقعیتهای داخلی در منطقه غرب آسیا توسط افغانستان و پدید آمدن استعداد پذیرش سایر بازیگران سیاسی و روی آوردن به شیوههای سیاسی برای رقابت و مشارکت در قدرت در همان حال که حدود ۵۰ درصد خاک افغانستان را در اختیار داشته و زمینههای اجتماعی و محلی استقرار در قدرت نیز دارد.
۳- برخوداری از روحیه استقلال و مخالفت با اشغال کشور افغانستان که آنان را در مقابل هر نوع اشغالگری و حضور نیروهای بیگانه اعم از اعضای ناتو به رهبری آمریکا و داعش و حامیان آن قرار میدهد که میتواند عرصه را برای حضور این عناصر در خاک افغانستان تنگ کند.
۴- وجود تفاوت نگاه و اختلافات منفعتی با داعش که امریکا با انتقال آن به افغانستان سعی دارد از آن به عنوان یک ظرفیت برای تداوم جنگ نیابتی استفاده کند و طالبان با استقرار داعش در سرزمین خود مخالف بوده و با اطلاع از نقشه اشغالگران تاکنون چندین بار با آنان درگیر شده و مانع تسلط آنان برمناطق دلخواه آمریکا ییها شده است.
۵- خستگی مردم افغانستان از تداوم اشغال خاک کشورشان توسط بیگانگان و ادامه ناامنیها وتحقیرها و پذیرش طالبان به عنوان یک نیروی محلی که در مقایسه با عناصر تکفیری داعشی از خشونتهای رفتاری گذشته فاصله گرفته و به یک بازیگر سیاسی و گرایش مردمی نزدیکتر شده است.
از این رو جمهموری اسلامی ایران با اطلاع دولت افغانستان و تعیین چارچوب سیاسی و بر اساس ملاحظاتی همچون:
۱- حفظ تمامیت ارضی خاک افغانستان، عدم حمله به حکومت افغانستان و ورود به عرصه قدرت از طریق مذاکره و رقابت دموکراتیک؛
۲- عدم حمله وخشونت علیه سایر قومیتها و مذاهب؛
۳- احترام به امنیت مرزها و حاکمیت همسایگان.
با این گروه وارد مذاکره شده تا با کمک به حل مشکلات آنان با حکومت افغانستان به نفع استقرار و امنیت و آرامش در این کشور مانع حضور داعش و ادامه اشغال کشور همسایه توسط بیگانگان شود.
۱- تغییر در نگاههای سیاسی و رویکردهای اجتماعی و فرهنگی طالبان در میدان عمل و تجارب سیاسی دوران حاکمیت و پس از سقوط حاکمیت طالبان در افغانستان و مصائب جهان اسلام در برخورد با نگاه تکفیری که زمینه ساز جنگ نظامی نیابتی به نفع دشمنان جهان اسلام میباشد.
۲- پذیرش واقعیتهای داخلی در منطقه غرب آسیا توسط افغانستان و پدید آمدن استعداد پذیرش سایر بازیگران سیاسی و روی آوردن به شیوههای سیاسی برای رقابت و مشارکت در قدرت در همان حال که حدود ۵۰ درصد خاک افغانستان را در اختیار داشته و زمینههای اجتماعی و محلی استقرار در قدرت نیز دارد.
۳- برخوداری از روحیه استقلال و مخالفت با اشغال کشور افغانستان که آنان را در مقابل هر نوع اشغالگری و حضور نیروهای بیگانه اعم از اعضای ناتو به رهبری آمریکا و داعش و حامیان آن قرار میدهد که میتواند عرصه را برای حضور این عناصر در خاک افغانستان تنگ کند.
۴- وجود تفاوت نگاه و اختلافات منفعتی با داعش که امریکا با انتقال آن به افغانستان سعی دارد از آن به عنوان یک ظرفیت برای تداوم جنگ نیابتی استفاده کند و طالبان با استقرار داعش در سرزمین خود مخالف بوده و با اطلاع از نقشه اشغالگران تاکنون چندین بار با آنان درگیر شده و مانع تسلط آنان برمناطق دلخواه آمریکا ییها شده است.
۵- خستگی مردم افغانستان از تداوم اشغال خاک کشورشان توسط بیگانگان و ادامه ناامنیها وتحقیرها و پذیرش طالبان به عنوان یک نیروی محلی که در مقایسه با عناصر تکفیری داعشی از خشونتهای رفتاری گذشته فاصله گرفته و به یک بازیگر سیاسی و گرایش مردمی نزدیکتر شده است.
از این رو جمهموری اسلامی ایران با اطلاع دولت افغانستان و تعیین چارچوب سیاسی و بر اساس ملاحظاتی همچون:
۱- حفظ تمامیت ارضی خاک افغانستان، عدم حمله به حکومت افغانستان و ورود به عرصه قدرت از طریق مذاکره و رقابت دموکراتیک؛
۲- عدم حمله وخشونت علیه سایر قومیتها و مذاهب؛
۳- احترام به امنیت مرزها و حاکمیت همسایگان.
با این گروه وارد مذاکره شده تا با کمک به حل مشکلات آنان با حکومت افغانستان به نفع استقرار و امنیت و آرامش در این کشور مانع حضور داعش و ادامه اشغال کشور همسایه توسط بیگانگان شود.
منبع: سایت رهنما
اشتراک گذاری:
گزارش خطا
ارسال نظرات