دوشنبه ؛ 11 فروردين 1404
بررسی ابعاد و زوایای پنهان قائله ضد امنیت ملی در شمال غرب ایران

جنگ نسل پنجم

حوادث ارومیه را می‌توان در چارچوب نظریه «جنگ‌های نسل پنجم» تحلیل کرد؛ جنگ‌هایی که تمرکز اصلی آن بر ایجاد بی‌ثباتی و فروپاشی از درون، از طریق تحریک گسل‌های اجتماعی، قومی، مذهبی و... است، همزمانی معنادار این رخداد با تشدید فشارها و نامه‌نگاری‌ تهدیدآمیز ترامپ دارد، ابعاد پیچیده‌تری به ماجرا بخشیده است
کد خبر : 18698
جنگ نسل پنجم

تبیین:

حوادث ناگوار دوم فروردین ماه ۱۴۰۴ در ارومیه، نه صرفاً یک اتفاق محلی و زودگذر، بلکه به مثابه زنگ هشدار و پژواکی از یک تهدید ژئوپلیتیکی در فضای امنیت ملی کشورمان است. این رخدادهای تلخ که پس از برگزاری مراسم نوروزی به شکلی جهت‌دار، قوم‌محور و با نیات تحریک‌آمیز در این شهر مرزی به وقوع پیوست، نقابی فریبنده را از چهره‌ استراتژی دیرینه‌ دشمنان این مرز و بوم در راستای مهندسی آشوب و بی‌ثباتی از طریق فعال‌سازی گسل‌های قومی و مذهبی برداشت و به وضوح نشان داد که بدخواهان ملت ایران، همچنان بر طبل تفرقه و تجزیه می‌کوبند و از هر فرصت و روزنه‌ای، حتی سوءاستفاده از مناسبت‌های ملی و مذهبی و تحریفِ حقوق فرهنگی اقوام، برای شعله‌ور کردن آتش اختلافات قومی و مذهبی و در نهایت، بالکانیزه کردن ایران بزرگ بهره می‌جویند. 
برگزاری مراسم نوروزی به صورتی جهت‌دار و با تأکید بر هویت قومی خاص و در پی آن، سوءاستفاده عده‌ای معلوم‌الحال از آیین مقدس عزاداری شهادت مولای متقیان، حضرت علی (ع)، و سر دادن شعارهای تفرقه‌افکنانه و قومیت‌گرایانه، آن هم در بحبوحه التهابات اقتصادی و فشارهای خارجیِ همه‌جانبه و در شرایطی که جنگ ترکیبی دشمنان علیه کشورمان به اوج خود رسیده است، به وضوح پرده از یک راهبرد ترکیبی نامتقارن برمی‌دارد که هدف غایی و نهایی آن، چیزی نیست جز متلاشی کردن بنیان‌های وحدت ملی، ایجاد هرج و مرج کنترل‌شده، جنگ داخلی نیابتی و در نهایت، تجزیه و تضعیف ایران مقتدر و مستقل! 
این حوادث را می‌توان در چارچوب نظریه «جنگ‌های نسل پنجم» تحلیل کرد؛ جنگ‌هایی که در آن، تمرکز اصلی بر ایجاد بی‌ثباتی و فروپاشی از درون، از طریق تحریک گسل‌های اجتماعی، قومی، مذهبی و اقتصادی قرار دارد. همانگونه که مشخص است این رخدادهای تأسف‌بار، همزمانی معناداری با تشدید فشارهای اقتصادیِ ظالمانه و همچنین نامه‌نگاری‌های تهدیدآمیز و مداخله‌جویانه‌ رئیس‌جمهور ایالات متحده آمریکا، دونالد ترامپ، در خصوص پرونده هسته‌ای ایران داشت و این همزمانی، ابعاد پیچیده‌تر و نگران‌کننده‌تری به ماجرا می‌بخشد و لزوم هوشیاری استراتژیک را در کشورمان دوچندان می‌کند. گویی دشمنان قسم‌خورده‌ ایران، با درک این واقعیت که توان رویارویی مستقیم نظامی با ایران را ندارند و از طرفی، با مشاهده مقاومت و ایستادگی ملت ایران در برابر تحریم‌های ظالمانه، به این نتیجه رسیده‌اند که باید از طریق ایجاد بی‌ثباتی و ناامنی در داخل کشور، و با اتکا به ستون پنجم خود در میان برخی گروه‌های قومی و مذهبی، زمینه‌ساز فروپاشی از درون و در نهایت، تسلیم شدن ایران در برابر خواسته‌های نامشروع و زیاده‌خواهانه خود شوند. 
در این میان، نباید از نظر دور داشت که پرونده جنجالی و تنش‌آفرین «کریدور زنگزور» همچنان باز است و دولت‌های ترکیه و جمهوری آذربایجان، با چشم‌داشتی آشکار به این کریدور استراتژیک و با حمایت بازیگران فرامنطقه‌ای، مترصد فرصتی هستند تا با ایجاد یک دالان ارتباطیِ مستقیم بین خود، عملاً یک خفگی ژئوپلیتیکی را در شمال غرب کشورمان رقم بزنند و ایران را از دسترسی مستقیم به مرزهای ارمنستان و به تبع آن اروپا محروم سازند. این اقدام، نه تنها امنیت ملی کشورمان را به طور جدی به خطر می‌اندازد، بلکه می‌تواند به تغییرات ژئوپلیتیکی گسترده‌ای در منطقه قفقاز جنوبی منجر شود و موازنه قوا را به ضرر کشورمان تغییر دهد. همچنین اظهارات گستاخانه و مداخله‌جویانه مدیر رادیو و تلویزیون‌های دولتی ترکیه (تی‌آر‌تی) مبنی بر راه‌اندازی شبکه فارسی‌زبان با هدف مشخص «اذیت کردن ایران»، خود به تنهایی گواه روشنی بر این مدعاست که دشمنان، عزم خود را برای ضربه زدن به تمامیت ارضی، استقلال و حاکمیت ملی ایران جزم کرده‌اند و در این مسیر شوم، از هیچ تلاشی، از جمله تحریک گسل‌های قومی و مذهبی و جنگ شناختی علیه ملت ایران، فروگذار نخواهند کرد. علاوه بر این، گزاره‌های مطرح شده توسط این مدیر به ظاهر فرهنگی اما امنیتی کشور ترکیه به وضوح نشان می‌دهد که دشمنان، به دنبال ایجاد یک جنگ روانی تمام‌عیار علیه افکار عمومی کشورمان هستند و قصد دارند تا با ایجاد تفرقه و دودستگی در میان اقوام و مذاهب مختلف، زمینه بی‌ثباتی و ناامنی را در کشور فراهم کنند و در نهایت، به اهداف شوم خود، یعنی تجزیه و تضعیف کشورمان، دست یابند.
در اینجا باید به این نکته توجه داشته باشیم که ایران، کشوری کهن و باستانی و با تاریخی پرفراز و نشیب و تمدنی غنی و پربار است که همواره به عنوان سرزمین اقوام و فرهنگ‌های گوناگون و به تعبیر هارت شورن، جغرافی‌دان برجسته، به مثابه یک فضای چند فرهنگی شناخته شده است. این تنوع قومی-فرهنگی، نه تنها نقطه ضعف ایران نبوده و نیست، بلکه به تعبیر حکیمانه مقام معظم رهبری (حفظه الله) و بر اساس نظریه‌ قدرت نرم جوزف نای، به مثابه یک منبع قدرت نرم و فرصت طلایی و بی‌بدیل برای هم‌افزایی، شکوفایی، تولید سرمایه اجتماعی و تقویت هرچه بیشتر بنیان‌های وحدت ملی و انسجام اجتماعی به شمار می‌رود. 
اقوام ایرانی، از کرد و لر و بلوچ و ترک و فارس و عرب و ترکمن و...، در طول تاریخ پرفراز و نشیب این سرزمین، همواره دوشادوش یکدیگر، در غم‌ها و شادی‌ها، در سختی‌ها و آسانی‌ها، در برابر تهدیدات خارجی و تجاوز بیگانگان، همچون ید واحده‌ای ایستاده‌اند و از کیان، استقلال، تمامیت ارضی و ارزش‌های والای این مرز و بوم، بر اساس اصل «وحدت در عین کثرت»، دفاع کرده‌اند. دوران هشت ساله دفاع مقدس، به عنوان یکی از درخشان‌ترین و پرافتخارترین برگ‌های زرین تاریخ معاصر کشورمان، خود نمونه‌ای بارز و انکارناپذیر از این اتحاد، همدلی و ایثارگری است. در آن دوران سرنوشت‌ساز، رزمندگان دلاور و سلحشور اسلام، از تمامی اقوام و مذاهب، از جای‌جای ایران عزیز، با ایمانی راسخ و عزمی پولادین، در کنار یکدیگر، در برابر ارتش تا بن دندان مسلح و مورد حمایت قدرت‌های استکباریِ شرق و غرب، ایستادند و با نثار خون پاک خود، اجازه ندادند که حتی ذره‌ای از خاک مقدس این سرزمین، به دست دشمنان متجاوز و زیاده‌خواه بیفتد. شکل‌گیری لشکرها و تیپ‌های رزمی بر اساس مناطق جغرافیایی و حضور رزمندگان از اقوام مختلف در این یگان‌ها، خود نمادی گویا و الهام‌بخش از این وحدت، یکپارچگی و برادری بود که در دوران دفاع مقدس، به اوج خود رسید و به عنوان الگویی بی‌نظیر برای تمامی نسل‌ها و دوران‌ها، در تاریخ کشورمان به ثبت رسید. این وحدت ارگانیک، بر خلاف وحدت مکانیکی مورد نظر دورکیم، نه تنها مانع از بروز تنوع و تفاوت‌های فرهنگی نمی‌شود، بلکه آن را به عنوان یک منبع قدرت و غنای فرهنگی به رسمیت می‌شناسد.
اما دشمنان قسم‌خورده ایران، که همواره چشم طمع به این سرزمین غنی و پرگهر داشته‌اند و از هیچ توطئه و دسیسه‌ای برای ضربه زدن به این ملت بزرگ فروگذار نکرده‌اند، از همان ابتدای پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی، با درک این واقعیت که نمی‌توانند از طریق جنگ سخت و رویارویی نظامی مستقیم، به اهداف شوم خود دست یابند، راهبرد ترکیبی نامتقارن و پلید و شیطانیِ ایجاد شکاف و بی‌ثباتی در داخل کشور از طریق تحریک گسل‌های قومی و مذهبی و دامن زدن به اختلافات و تعصبات قومی و مذهبی را با جدیت و شدت بیشتری دنبال می‌کنند!
آن‌ها با سوءاستفاده از تنوع قومی و فرهنگی ایران، که به خودی خود یک نقطه قوت و فرصت بی‌نظیر برای کشور محسوب می‌شود، تلاش کرده‌اند تا با دامن زدن به اختلافات قومی و مذهبی، ایجاد تفرقه و دودستگی در میان ملت ایران، زمینه‌ساز بی‌ثباتی، ناامنی و در نهایت، تجزیه و تضعیف کشورمان شوند. تحریک قومیت‌ها و «مهندسی شکاف‌های اجتماعی»، یکی از حربه‌های قدیمی و نخ‌نمای استعمار است که در طول تاریخ، بارها و بارها، علیه ملت‌های مختلف، به ویژه ملت‌های مسلمان، به کار گرفته شده است و متأسفانه، در برخی موارد نیز، به دلیل غفلت و ناآگاهی برخی از عناصر داخلی، به نتایج شومی منجر شده است. 
این استراتژی، در چارچوب نظریه‌های جنگ نرم و قدرت هوشمند قابل تحلیل است؛ جایی که دشمن، به جای استفاده از ابزارهای سخت‌افزاری نظامی، بر ابزارهای نرم‌افزاری فرهنگی، اجتماعی و روانی متمرکز می‌شود. در ایران نیز، دشمنان، از همان ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی، با تمام توان و با استفاده از تمامی ابزارهای خود، از جمله رسانه‌های وابسته، شبکه‌های اجتماعی، فضای مجازی، سازمان‌های به ظاهر غیردولتی و عوامل نفوذی خود در داخل، تلاش کردند تا با تحریک احساسات قومی و مذهبی، ایجاد تفرقه و نفرت‌پراکنی در میان اقوام و مذاهب مختلف، کشور را دچار آشوب و ناامنی کنند و زمینه فروپاشی نظام جمهوری اسلامی را فراهم سازند. اما به فضل الهی و به برکت هوشیاری و بصیرت ملت بزرگ ایران و رهبری‌های حکیمانه و داهیانه حضرت امام خمینی (ره) و پس از ایشان، مقام معظم رهبری، این توطئه شوم نیز، همچون دیگر توطئه‌ها، با شکست مواجه شد و دشمنان، نتوانستند به اهداف پلید خود دست یابند.
امروز، دشمنان ایران، با درک این واقعیت که نمی‌توانند از طریق جنگ سخت و رویارویی نظامی مستقیم و یا حتی «فشار حداکثری» اقتصادی، به اهداف خود دست یابند، «راهبرد ترکیبی نامتقارن» و پلید و شیطانیِ ایجاد شکاف و بی‌ثباتی در داخل کشور از طریق تحریک گسل‌های قومی و مذهبی و دامن زدن به اختلافات و تعصبات قومی و مذهبی را با جدیت و شدت بیشتری دنبال می‌کنند و از جنگ شناختی به عنوان ابزار اصلی خود در این راستا بهره می‌برند.

رهبر معظم انقلاب، به عنوان دیده‌بان تیزبین و ناخدای کشتی انقلاب و بر اساس اصل اشراف اطلاعاتی، همواره و در طول سال‌های متمادی، بر اهمیت وحدت ملی و انسجام اسلامی و پرهیز از هرگونه تفرقه‌افکنی و قومیت‌گرایی تأکید کرده‌اند و آن را به عنوان یکی از مهم‌ترین عوامل اقتدار ملی و امنیت پایدار ملت ایران معرفی نموده‌اند. ایشان، قومیت‌گرایی افراطی و تعصبات کورکورانه قومی و مذهبی را یکی از بزرگترین عوامل تفرقه و دودستگی در دنیای اسلام می‌دانند و معتقدند که سیاست‌های استعماری و استکباری، همواره در پی بهره‌برداری از این عامل برای تضعیف امت اسلامی و ایجاد شکاف و درگیری در میان مسلمانان بوده‌اند و از جنگ‌های داخلی نیابتی به عنوان ابزاری برای تحقق این هدف شوم استفاده می‌کنند. ایشان، با تأکید بر اینکه «ما مشکل اساسی برای پیشرفت نداریم» و مشکلات موجود در کشور، از جنس مشکلات غیرقابل‌حل نیستند، راه برون‌رفت از این مشکلات را در اتکا به توان داخلی، «وحدت کلمه»، «همدلی» و «هم‌افزایی» تمامی اقوام و مذاهب و پرهیز از هرگونه تفرقه‌افکنی و قومیت‌گرایی می‌دانند. ایشان، با اشاره به تجربه تلخ دوران ابتدای انقلاب و تلاش دشمنان برای تحریک قومیت‌ها و ایجاد درگیری‌های داخلی، تأکید می‌کنند که ملت ایران، با هوشیاری و بصیرت خود، توانست بر این توطئه شوم نیز فائق آید و دشمنان را در رسیدن به اهدافشان ناکام بگذارد.
امروز، دشمنان ایران، با درک این واقعیت که نمی‌توانند از طریق جنگ سخت و رویارویی نظامی مستقیم و یا حتی «فشار حداکثری» اقتصادی، به اهداف خود دست یابند، «راهبرد ترکیبی نامتقارن» و پلید و شیطانیِ ایجاد شکاف و بی‌ثباتی در داخل کشور از طریق تحریک گسل‌های قومی و مذهبی و دامن زدن به اختلافات و تعصبات قومی و مذهبی را با جدیت و شدت بیشتری دنبال می‌کنند و از جنگ شناختی به عنوان ابزار اصلی خود در این راستا بهره می‌برند. آن‌ها با استفاده از رسانه‌های وابسته، شبکه‌های اجتماعی، فضای مجازی، سازمان‌های به ظاهر غیردولتی و عوامل نفوذی خود در داخل، در تلاش‌اند تا با تحریف واقعیت‌ها، وارونه‌نمایی حقایق، ایجاد شبهه و تردید در باورها و اعتقادات مردم، ترویج ناامیدی و یأس، القای ناکارآمدی نظام، بی‌اعتمادسازی نسبت به مسئولان و نهادهای حکومتی، و برجسته‌سازی نقاط ضعف و کاستی‌ها، زمینه بی‌ثباتی، ناامنی و در نهایت، فروپاشی از درون را فراهم سازند. 
اندیشکده آمریکایی امریکن اینترپرایز، به عنوان یکی از اندیشکده‌های تأثیرگذار و جنگ‌طلب در ایالات متحده آمریکا و بر اساس تئوری «شکاف‌های اجتماعی» سیمور مارتین لیپست، در سال ۲۰۰۵ میلادی، کنفرانسی را با عنوان «ایران ناشناخته: مورد دیگری برای فدرالیسم» برگزار کرد که در آن، سخنرانان، با تأکید بر تنوع قومی و فرهنگی در ایران و با ارائه تحلیل‌های مغرضانه و جهت‌دار، مدعی شدند که ایران، نسبت به کشورهایی همچون عراق یا افغانستان، از زمینه مناسب‌تری برای تجزیه و فدرالیسم برخوردار است و آمریکا باید با حمایت از اقلیت‌های قومی و مذهبی در ایران، زمینه ایجاد تحولات سیاسی و در نهایت، تجزیه این کشور را فراهم سازد. 
این رویکردهای گستاخانه و مداخله‌جویانه، به وضوح نشان می‌دهد که دشمنان، چه نقشه شومی برای ایران و ایرانیان در سر دارند و چگونه در تلاش‌اند تا با سوءاستفاده از تنوع قومی و فرهنگی کشورمان، به عنوان یک نقطه قوت و فرصت بی‌نظیر، آن را به یک نقطه ضعف و تهدید تبدیل کنند و از این طریق، به اهداف پلید خود دست یابند. این کنفرانس و مباحث مطرح شده در آن را می‌توان در چارچوب نظریه «پایان تاریخ» فرانسیس فوکویاما و «برخورد تمدن‌ها» ساموئل هانتینگتون تحلیل کرد؛ نظریه‌هایی که به دنبال القای برتری لیبرال دموکراسی غربی و ایجاد تقابل و درگیری میان تمدن‌ها و فرهنگ‌های مختلف هستند!
حال هرچند پاسخ ملت بزرگ و سرافراز ایران به این تهدیدات و توطئه‌ها، همواره، وحدت، همدلی، انسجام ملی و ایستادگی در برابر دشمنان بوده و هست اما مسئولان و حکمرانان کشور برای مقابله با فصل جدید تهدیدات دشمنان و خنثی‌سازی توطئه‌های آن‌ها، باید راهکارهای جامع و چندوجهی‌ای را در پیش گیرند که دربرگیرنده تمامی ابعاد و جنبه‌های این تهدید پیچیده باشد. این راهکارها، باید در حوزه‌های مختلف سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و امنیتی، به صورت هماهنگ و منسجم، به اجرا درآیند تا بتوانند به طور مؤثر، زمینه‌های بی‌ثباتی و ناامنی را از بین ببرند و وحدت، همدلی و انسجام ملی را تقویت کنند. در درجه اول، باید با تأکید بر مشترکات فرهنگی، تاریخی، دینی و ملی و بر اساس اصل ملت‌سازی، وحدت ملی را تقویت کرد و از هرگونه اقدامی که به تفرقه‌افکنی، قومیت‌گرایی افراطی و دامن زدن به اختلافات قومی و مذهبی منجر می‌شود، به شدت پرهیز کرد. در این رابطه یکی از مشکلات کشور گاهاً بکارگیری کارگزاران ضعیف و غیر هوشمند در مناصب حساس خصوصاً در مناطق چند فرهنگی است که این مسئله در بزنگاه‌های تاریخی موجب تولید بحران در کشور می‌شود طبیعتاً در مواجهه با این مسئله ضروری است که در انتخاب کارگزاران حتی خردترین مسئولیت‌ها تدبیر و تامل بیشتری صورت گیرد.
علاوه بر این باید با توسعه متوازن و عادلانه مناطق مختلف کشور، به ویژه مناطق مرزی و محروم، زمینه‌های نارضایتی، تبعیض و محرومیت را از بین برد و از ایجاد شکاف‌های اقتصادی و اجتماعی که می‌تواند مورد سوءاستفاده دشمنان قرار گیرد و به ناامنی‌های محیطی دامن بزند، جلوگیری کرد. همچنین باید با مشارکت دادن تمامی اقوام و مذاهب در امور کشور، در سطوح مختلف تصمیم‌گیری و اجرایی، احساس تعلق، مسئولیت‌پذیری و مشارکت آن‌ها در سرنوشت کشور را تقویت کرد و از ایجاد هرگونه حس تبعیض، بی‌عدالتی و به حاشیه رانده شدن در میان آن‌ها جلوگیری کرد و عدالت اجتماعی را به عنوان یکی از ارکان اصلی امنیت پایدار در نظر گرفت. 
علاوه بر این باید با استفاده از تمامی ابزارهای رسانه‌ای و فرهنگی، به ویژه رسانه ملی، شبکه‌های اجتماعی و فضای مجازی، به روشنگری و آگاهی‌بخشی عمومی پرداخت و مردم را نسبت به اهداف شوم و توطئه‌های دشمنان، به ویژه در زمینه تحریک گسل‌های قومی و مذهبی، آگاه کرد و از تأثیرگذاری تبلیغات مسموم و تفرقه‌افکنانه آن‌ها جلوگیری کرد و سواد رسانه‌ای را به عنوان یک سلاح دفاعی در برابر جنگ شناختی دشمن، تقویت کرد. ضمناً باید با تقویت هویت ملی و ایرانی-اسلامی، احساس تعلق، افتخار و غرور ملی را در میان تمامی اقوام و مذاهب، به ویژه نسل جوان، تقویت کرد و از گرایش آن‌ها به هویت‌های قومی و محلی افراطی و تجزیه‌طلبانه و «ناسیونالیسم قومی» جلوگیری کرد و «میهن‌دوستی» را به عنوان یک ارزش والا و عامل وحدت‌بخش، ترویج نمود. فرای آنچه تا بدین جا بیان شد باید با تأکید بر ارزش‌های والای اسلامی، به ویژه آموزه‌های وحدت‌آفرین و برادری‌جویانه دین مبین اسلام، زمینه‌های همگرایی، همدلی و وحدت را در میان تمامی اقوام و مذاهب فراهم کرد و از ایجاد هرگونه اختلاف، تفرقه و درگیری مذهبی که می‌تواند مورد سوءاستفاده دشمنان قرار گیرد، به شدت پرهیز کرد. 
دستگاه‌های اطلاعاتی نیز باید با هوشیاری، بصیرت و تیزبینی، تمامی تحرکات و توطئه‌های دشمنان را رصد کرد و با اتخاذ تدابیر و اقدامات پیشگیرانه و بازدارنده، از هرگونه اقدامی که به وحدت ملی، امنیت و تمامیت ارضی کشور آسیب می‌زند، جلوگیری کرد و امنیت پیش‌دستانه را به عنوان یک اصل اساسی در مقابله با تهدیدات دشمنان، مورد توجه قرار داد. نویسنده:  نوید کمالی
منبع: بصیرت

ارسال نظرات