- فرجام اغتشاشات در ایران
- ترامپ کمی تاریخ بخواند!
- سیگنال فوری همتی به بازار؛ دلار رسمی بالا آمد، دلار آزاد عقب نشست
- پیام تسلیت رهبر انقلاب در پی درگذشت حجتالاسلام صالحیمنش
- حنظله گوشی «نفتالی بِنِت» را هک کرد
- عکس / تصاویر دیده نشده از شهید رائد سعد
- بانک اهداف در جنگ شناختی
- کشتار دانشجویان در ۱۶ آذر و یک سند تاریخی از شکنجه مخالفان با «خرس» در دوره پهلوی!
- آیا نبرد حضرموت نقشه یمن را تغییر خواهد داد؟
- یادداشت ها / آیا پایان ماه عسل صهیونیستها در سوریه نزدیک است؟!
- قیام جوانان سوری | پیام عملیات «بیت جن» برای جولانی و صهیونیستها
- بسیج تمدنساز، نفس آخر استکبار
- دومین شب مراسم عزاداری شهادت حضرت فاطمه(س) با حضور رهبر انقلاب
- انصارالله: جنگافروزی عربستان علیه یمن عواقب سنگینی دارد
سهشنبه ؛ 28 بهمن 1404 ایران در مسیر پیشرفت (۲)
انقلاب علمی کلیدیترین وجه انقلاب اسلامی ایران
نظریات جدید رشد، رشد علمی را موتور محرک رشد اقتصادی کشورها میدانند. رومر در کتاب اقتصاد کلان خود با تشریح نظریهی رشد اقتصادی رابرت سولو، اثبات میکند که در بلندمدت افزایش نیرویکار یا سرمایه در یک کشور، به تنهایی نمیتواند متضمن رشد اقتصادی و بهبود معیشت مردمان یک سرزمین باشد؛ بلکه این رشد علمی است که یا از طریق افزایش بهرهوری نیروی کار و یا از طریق افزایش سطح تکنولوژی در بخش سرمایههای اقتصادی، رشد اقتصادی را به ارمغان میآورد.
نظریات جدید رشد، رشد علمی را موتور محرک رشد اقتصادی کشورها میدانند. رومر در کتاب اقتصاد کلان خود با تشریح نظریهی رشد اقتصادی رابرت سولو، اثبات میکند که در بلندمدت افزایش نیرویکار یا سرمایه در یک کشور، به تنهایی نمیتواند متضمن رشد اقتصادی و بهبود معیشت مردمان یک سرزمین باشد؛ بلکه این رشد علمی است که یا از طریق افزایش بهرهوری نیروی کار و یا از طریق افزایش سطح تکنولوژی در بخش سرمایههای اقتصادی، رشد اقتصادی را به ارمغان میآورد. به همین دلیلی است که کشورهای توسعه یافته، روی پیشرفت علمی خود سرمایهگذاری جدی میکنند و حتی دست به جذب مغزهای سایر کشورها نیز میزنند. همچنین کارخانههای موفق نیز حتماً بخش قابل توجهی از درآمد خود را صرف تحقیق و توسعه (R&D) میکنند. اتفاقاً به همین دلیل هم هست که کشورهای استکباری، موافق رشد علمی کشورهای دیگر نیستند. چون در این صورت، رشد علمی برای سایر کشورها نیز رشد اقتصادی به همراه میآورد و نیاز اقتصادی سایر کشورها به کشورهای استکباری را کاهش میدهد. از دست دادنِ بازارهای سایر کشورها، برای کشورهای قوی اقتصادیِ با خوی استکباری قابل پذیرش نیست؛ لذا به بهانههای مختلف تلاش میکنند جلوی رشد علمی سایر کشورها را بگیرند. هیاهوی برخی از این کشورها بر سرِ فناوری هستهای ایران نیز از این جنس است. آنها میدانند کشوری که فناوری هستهای (که یک سطح بالایی از فناوری است و اصطلاحا high-tech نامیده میشوند) دارد، بسیاری از فناوریهای دیگر را هم به راحتی میتواند به دست آورد؛ چون که صد آمد، نود هم پیش ماست. وقتی به تاریخ پهلوی مینگریم، میبینیم که گرچه کشورهای استکباری این رژیم را به لحاظ نظامی تجهیز کردند تا ژاندارم آنها در منطقه باشد، همچنین گر چه در برخی صنایع محدود خط مونتاژ در ایران به راه انداختند تا ضمن صرف هزینههای کمتر و با استفاده از نیروی کار ارزان ایرانی و با تحمیل آلودگیهای کارخانهها به ایران، به بازار خوبِ ایران نیز از نزدیک دسترسی داشته باشند، ولی به لحاظ تکنولوژیک همواره سعی کردند ایران را عقب افتاده نگه دارند، تا این کشور رشد درونزای اقتصادی را تجربه نکند. به همین خاطر وقتی به آمارهای مربوط به علم و فناوری در دوران رژیم پهلوی نگاه میکنیم، آمارها بسیار تاسفبار است. در این دوره نزدیک به ۷۰ درصد بزرگسالان کشور بیسواد بودند و کمتر از ۴۰ درصد کودکان میتوانستند به مدرسه بروند. در دوران پهلوی تعداد ۱۵۴ هزار دانشجو در تعداد محدودی دانشگاه یا مراکز آموزش عالی و آن هم در چند کلانشهر کشور تحصیل میکردند. سطح علمیِ این مراکز نیز بسیار پایین بوده و عمدتاً در رشتههای مختلف حرفی برای گفتن نداشتند و صرفاً به طور ناقص و گزینشی، مترجم برخی متون دانشگاههای مغربزمین بودند. در این دوره (مطابق آمارهای سال ۵۵) در هیچ عرصهای قطب علمی نبوده و فاصله با مرزهای دانش دنیا بسیار زیاد بود و همچنین در همین سال رتبهی علمی ایران در جهان، ۵۲ بود. به همین دلیل است که با وجود اینکه در این دوره ایران هرگز تحریم را تجربه نکرد و ارتباط اقتصادی خوبی با دنیا داشت، در عین حال رشد صنعتی حاصل نشده و کشور عمدتاً از طریق خامفروشی نفت اداره میشد. با انقلاب اسلامی ورق برگشت؛ انقلاب اسلامی در درجهی نخست با توجه به آموزههای اسلام در مورد وجوب کسب علم، نهضت سوادآموزی به راه انداخت و میتوان گفت: طی فرایندی بیسوادی را تقریباً ریشهکن کرد؛ در حقیقت نرخ سواد از ۴۷ درصد در سال ۵۵ به ۹۳ درصد در سال ۹۰ رسید، پوشش متقاضیان تحصیل در دوره متوسطه از ۲۳ درصد به ۸۵ درصد افزایش یافت و جمعیت دارای تحصیلات عالیه از ۳۱۰۰۰۰ نفر به ۵۴۷۴۰۰۰ نفر در سال ۹۰ افزایش یافت. تعداد دانشگاهها و مراکز علمی به شدت افزایش یافت، به گونهای که تعداد دانشجویان از ۱۷۰۰۰۰ نفر به ۴۰۰۰۰۰۰ نفر رسید و تعداد دانشجویان دکتری تخصصی با رشد ۶۰ برابری از ۹۴۵۸ نفر به ۵۸۰۶۳۸ نفر افزایش یافت. این پیشرفتهای کمّی باعث شد ایرانی که در سال ۵۵ در هیچ حوزهای قطب علمی در دنیا نبود، در سال ۹۰، در ۱۴۲ حوزه قطب علمی در دنیا شد. در دوران طلایی و شکوهمند جمهوری اسلامی ایران، در مجموع کشور از رتبهی ۵۲ی جهان در سال ۵۵، به رتبه ۱۷ جهان در سال ۹۰ رسید. گر چه اشکالاتی در حوزهی مدیریت نیاز در آموزش عالی به چشم میخورد و لازم است تحولاتی در نظام آموزشی جمهوری اسلامی رخ دهد تا کارآمدتر شود، اما عبدالله صوفی استاد اقتصاد ویسکانسین پلاتویل امریکا با حمایت از رشد علمی در جمهوری اسلامی، معتقد است حتی ارتقای کمّی و کیفی در سطحِ موجود نیز در رشد اقتصادی آیندهی ایران بسیار موثر خواهد بود؛ لذا میتوان گفت: گویا در سال ۵۷ در این کشور یک انقلاب علمی رخ داد که این انقلاب در بلندمدت بر اساس نظریات جدید رشد اقتصادی، اثر خود را بر توسعهی اقتصادی میگذارد، کما اینکه تا کنون نیز این اثر تا اندازهی قابل توجهی مشهود بوده است.
منبع: سایت رهنما
اشتراک گذاری:
گزارش خطا
ارسال نظرات