- فرجام اغتشاشات در ایران
- ترامپ کمی تاریخ بخواند!
- سیگنال فوری همتی به بازار؛ دلار رسمی بالا آمد، دلار آزاد عقب نشست
- پیام تسلیت رهبر انقلاب در پی درگذشت حجتالاسلام صالحیمنش
- حنظله گوشی «نفتالی بِنِت» را هک کرد
- عکس / تصاویر دیده نشده از شهید رائد سعد
- بانک اهداف در جنگ شناختی
- کشتار دانشجویان در ۱۶ آذر و یک سند تاریخی از شکنجه مخالفان با «خرس» در دوره پهلوی!
- آیا نبرد حضرموت نقشه یمن را تغییر خواهد داد؟
- یادداشت ها / آیا پایان ماه عسل صهیونیستها در سوریه نزدیک است؟!
- قیام جوانان سوری | پیام عملیات «بیت جن» برای جولانی و صهیونیستها
- بسیج تمدنساز، نفس آخر استکبار
- دومین شب مراسم عزاداری شهادت حضرت فاطمه(س) با حضور رهبر انقلاب
- انصارالله: جنگافروزی عربستان علیه یمن عواقب سنگینی دارد
سهشنبه ؛ 28 بهمن 1404 ماجرای نذر جانباز مدافع حرم برای امام خامنه ای که در دانشگاه امام حسین(ع) ادا شد
پایگاه رهنما به نقل از تسنیم، مراسم دانشآموختگی دانشجویان دانشگاه افسری و تربیت پاسداری دانشگاه امام حسین (علیهالسلام) صبح روز (شنبه) با حضور و سخنرانی حضرت آیتالله خامنهای فرمانده کل قوا برگزار شد. در این دیدار به رسم هر ساله امام خامنهای (مد ظله العالی) با گروهی از جانبازان دیدار میکنند، اما در دیدار امسال یک اتفاق جالب رخ داد. ماجرای این اتفاق جالب را امیرحسین حاجی نصیری یکی از جانبازان مدافع حرم حاضر در این مراسم روایت می نماید.
او که در سال ۹۴ در منطقه خانطومان سوریه به درجه جانبازی نائل و دچار عارضه نخاعی شده است، در این خصوص میگوید: من به خاطر اینکه مداح و روضه خوان اهل بیت هستم قبل از جانبازیام در یکی از مراسمهای روضه، انگشتری ارزشمند را به عنوان صله دریافت کردم. بر روی این انگشتر کلمه "یا حسین (ع) " و در درون رکابش یا "اباعبدالله (ع) " درج شد بود و این انگشتر برای من خیلی با ارزش بود.
او ادامه میدهد: زمانی که قرار شد به سوریه بروم، همسرم به من گفت که " نذر میکنیم که اگر در سوریه شهید شدی این انگشتر را تقدیم حضرت آقا کنیم" که شهادت نصیب ما نشد و در آن سفر من جانباز شدم.
حاجی نصیری میگوید که تا اینکه خداوند قسمت ما کرد در مراسم میثاق پاسداری دانشگاه امام حسین (ع) حضور پیدا کنم و از نزدیک حضرت آقا را زیارت کنم. زمانی که آقا برای دیدار به سمت ما آمدند من به عنوان اولین نفری بودم که با حضرت آقا دیدار میکردم.
او میافزاید: پس از آنکه با حضرت آقا دیدار کردم انگشتری را که نذر کرده بودم را از دستم در آوردم تا تقدیم ایشان کنم. حضرت آقا دستشان را بر روی سر من گذاشتند و زمانی که متوجه شدند که سر من داغ شده است، خطاب به مسئولان گفتند که "جانبازان در زیر آفتاب اذیت شده اند! ". پس از آن، همان ۵ بوسه معروف را بر صورت من زدند و من هم انگشتر را تقدیم ایشان کردم و ماجرای نذر کردن این انگشتر را برایشان تعریف کردم.
این جانباز مدافع حرم میگوید: حضرت آقا این انگشتر را از من گرفتند و انگشتری که در دست خودشان بود را به من هدیه دادند.
ارسال نظرات