پرسش و پاسخ

صحبت از اتحاد نظامی ترکیه با عربستان سعودی و پاکستان، بازتابی از استراتژی فرصت‌طلبانه آنکارا است.

صحبت از اتحاد نظامی ترکیه با عربستان سعودی و پاکستان، بازتابی از استراتژی فرصت‌طلبانه آنکارا است.
گزارش‌ها درباره احتمال پیوستن ترکیه به پیمان دفاعی میان عربستان سعودی و پاکستان، بیش از آنکه نشانه فاصله گرفتن آنکارا از ناتو باشد، بازتابی از سیاست فرصت‌طلبانه و چندمسیره این کشور در حوزه امنیتی است.
کد خبر : 21272

تبیین:

چتم هاوس لندن  : 30 ژانویه 10 بهمن 1404

www.chathamhouse.org

 نویسنده: تیم چتل

 نشر محتوای مقالات در اندیشکده های خارجی صرفا به منظور درک مناسبات تحلیلی خارجی و هم افزایی تحلیلی مخاطبان بوده و موسسه تبیین محتواهای مزبور را رد یا تأیید نمی کند.

چنین اتحادی لزوماً باعث نمی‌شود ترکیه دفاع بهتری از عضویت خود در ناتو داشته باشد، اما می‌تواند مزایای دیگری برای این کشور به همراه آورد.

در ۹ ژانویه، بلومبرگ گزارش داد که ترکیه احتمالاً به پیمان دفاعی میان عربستان سعودی و پاکستان خواهد پیوست و مذاکرات برای این منظور در مرحله «پیشرفته» قرار دارد. اواخر همان ماه نیز وزیر تولیدات دفاعی پاکستان به رویترز گفت پیش‌نویس توافق‌نامه‌ای میان سه کشور آماده شده است.

عربستان سعودی و پاکستان در سپتامبر ۲۰۲۵، پس از آنچه «انفعال آمریکا» در دو مقطع تلقی شد، بر سر یک پیمان دفاعی به توافق رسیدند: نخست در سال ۲۰۱۹، زمانی که حملات پهپادی ایران به عربستان تنها با محکومیتی خفیف از سوی واشنگتن روبه‌رو شد؛ و بار دیگر در سال ۲۰۲۵، زمانی که حملات اسرائیل به قطر صرفاً با سرزنشی لفظی مواجه شد.

احتمال پیوستن ترکیه به این ائتلاف، واکنش‌های متفاوتی در میان تحلیل‌گران ترک برانگیخته است. برخی این خبررسانی غیررسمی را بیشتر یک راهبرد پیام‌رسانی می‌دانند تا اعلام جدی قصد سیاسی. باید دید این اتحاد در نهایت محقق خواهد شد یا خیر.

 

فرصت‌ها

بی‌تردید نوعی «هم‌افزایی» می‌تواند در اتحاد میان پاکستان، عربستان سعودی و ترکیه شکل بگیرد. ترکیه و پاکستان هر دو دارای صنایع دفاعی مدرن و پیشرفته‌اند که در حوزه‌های متفاوتی تخصص دارند و در سال‌های اخیر پیوندهای فزاینده‌ای میان آن‌ها ایجاد شده است. این کشورها سابقه‌ای طولانی در همکاری‌های آموزشی، کشتی‌سازی و آموزش خلبانان جنگنده دارند.

ترکیه می‌تواند دسترسی به استانداردهای آموزشی ناتو را فراهم کند. ارتش این کشور در مقایسه با معیارهای خاورمیانه، بسیار کارآمد و توانمند محسوب می‌شود و همچنین از ظرفیت‌های گسترده کشتی‌سازی برخوردار است. منابع مالی عربستان سعودی نیز می‌تواند به تقویت اقتصاد تورم‌زده ترکیه کمک کند؛ موضوعی که برای پاکستان نیز اهمیت دارد.

با این حال، توصیف این اتحاد به عنوان «ناتوی اسلامی» گمراه‌کننده است؛ زیرا بسیاری از کشورهای مسلمان خارج از این چارچوب قرار دارند و مذهب نقش تعیین‌کننده‌ای در سیاست خارجی منطقه‌ای ایفا نمی‌کند. با این وجود، پایگاه سیاسی رجب طیب اردوغان احتمالاً از چنین اتحادی استقبال خواهد کرد، زیرا او مایل است به عنوان یکی از رهبران جهان اسلام شناخته شود.

افزون بر این، تنش‌های تاریخی میان آنکارا و ریاض از سال ۲۰۲۲ به شکل مؤثرتری مدیریت شده و در حال حاضر موضوع بین‌المللی مهمی وجود ندارد که این سه کشور را در برابر یکدیگر قرار دهد.

ترکیه در رویارویی کوتاه‌مدت سال گذشته میان پاکستان و هند، در کنار اسلام‌آباد قرار گرفت و حتی مانع عبور برخی تجهیزات هندی از حریم هوایی خود شد. در همین حال، عربستان سعودی نیز با رضایت از روندهای جدید در سوریه، از جمله ادغام نیروهای دموکراتیک سوریه در ساختارهای متمرکز این کشور، موضعی همسو با ترکیه اتخاذ کرده است. این سه کشور طی سال گذشته در مواضع خود درباره اسرائیل و جنگ غزه نیز به همگرایی رسیده‌اند.

چرا اتحاد رسمی؟

همانند عربستان سعودی، ائتلاف احتمالی ترکیه با پاکستان را می‌توان بخشی از یک راهبرد «حفاظتی» دانست؛ راهبردی که با هدف ایجاد لایه‌های اضافی امنیتی در کنار ساختارها و مشارکت‌های موجود دنبال می‌شود. با این حال، منافع ترکیه از چنین ترتیبی کمتر از عربستان خواهد بود.

ریاض سال‌هاست در پی دستیابی به یک توافق رسمی دفاعی با واشنگتن است، در حالی که ترکیه از طریق ناتو دهه‌هاست از یک چارچوب امنیتی رسمی با ایالات متحده برخوردار است. اتحاد با عربستان و پاکستان نیز چیزی فراتر از وضعیت موجود به آنکارا ارائه نمی‌دهد؛ یا دست‌کم منافعی را عرضه نمی‌کند که از مسیرهای کم‌هزینه‌تر و غیرالزام‌آور قابل دستیابی نباشد.

برای نمونه، هرگونه پیشنهاد پاکستان برای گسترش بازدارندگی هسته‌ای به ترکیه واقع‌بینانه نیست. برد موشک‌های پاکستانی تمامی دشمنان بالقوه ترکیه را پوشش نمی‌دهد. این برد ایران و حتی بخش‌هایی از جنوب روسیه مانند روستوف-نا-دونو را در بر می‌گیرد، اما فراتر از آن نمی‌رود.

همچنین بعید است پاکستان چنین تسلیحاتی را در خارج از خاک خود مستقر کند و حتی کمتر محتمل است که در رویارویی مستقیم با کشوری عضو ناتو مانند یونان درگیر شود. ترکیه می‌تواند بدون ورود به یک اتحاد الزام‌آور، انتقال فناوری از پاکستان را دنبال کند؛ هرچند این مسیر مستلزم خروج از پیمان منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای (NPT) و پذیرش خطر انزوای بین‌المللی خواهد بود.

در عین حال، ترکیه در چارچوب ناتو از پیش تحت چتر هسته‌ای آمریکا و بریتانیا قرار دارد؛ چتری با کیفیت و قابلیت اطمینان بسیار بالاتر از توان هسته‌ای پاکستان. بیش از پنجاه بمب هسته‌ای آمریکا نیز در پایگاه هوایی اینجرلیک مستقر هستند.

 

آنکارا ممکن است این اتحاد را راهی برای تقویت قدرت منطقه‌ای خود، گسترش بازارهای صادراتی، جذب ارز خارجی یا توسعه فناوری‌های بالستیک بداند. اما دستیابی به این اهداف بدون تعهد به یک پیمان دفاعی متقابل و الزام‌آور نیز ممکن است. نیروهای مسلح ترکیه به‌تنهایی نسبتاً قدرتمندند و روند صلح داخلی با پ‌ک‌ک و نیز تحولات جدید در سوریه، محیط امنیتی این کشور را

باثبات‌تر کرده است. در نتیجه، اتحاد با عربستان و پاکستان مزیتی اساسی فراتر از آنچه ناتو یا سایر توافقات موجود فراهم می‌کنند، ارائه نمی‌دهد. پس چرا باید چنین ریسکی پذیرفته شود؟

 

فرصت‌طلبی

برخی تحلیل‌گران معتقدند این اقدام نشانه‌ای از کاهش اعتماد به ناتو در پی سیاست‌های «اول آمریکا» است، اما این توضیح به‌تنهایی کافی نیست. حتی در صورت کاهش تعهد آمریکا به ناتو، کشورهای اروپایی احتمالاً تلاش خواهند کرد ترکیه را در این ائتلاف حفظ کنند، به‌ویژه در شرایطی که رقابت با روسیه همچنان ادامه دارد.

اگر ترکیه به یک ائتلاف رسمی با پاکستان و عربستان سعودی بپیوندد، این اقدام را می‌توان بخشی از روند گسترده‌تر منطقه‌ای «حفاظ‌سازی» دانست؛ یعنی ایجاد گزینه‌های جایگزین در صورت کاهش قابلیت اتکای ناتو با این حال، چنین اتحادی در عین حال ادامه سیاست دیرینه فرصت‌طلبانه ترکیه نیز خواهد بود. همان‌گونه که آنکارا طی سال‌های اخیر به بریکس و سازمان همکاری شانگهای نزدیک شده یا دست‌کم تمایل خود را به این نهادها اعلام کرده، این «تنوع‌بخشی نهادی» نه‌تنها جایگزین‌هایی برای اتحادهایی مانند ناتو فراهم می‌کند، بلکه اهرم فشاری مهم در داخل همین اتحادها نیز ایجاد می‌کند.

اتحاد با عربستان و پاکستان، حتی با وجود بازدارندگی هسته‌ای کمتر معتبر، گزینه‌هایی را در سناریوهای احتمالی مرتبط با ماده پنج ناتو در اختیار ترکیه قرار می‌دهد. انعطاف‌پذیری ناشی از یک ساختار دفاعی جایگزین، به آنکارا امکان می‌دهد با تهدید به کاهش مشارکت نظامی یا تعلیق تعهدات خود، بر سیاست‌های ناتو اثر بگذارد. این اهرم زمانی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند که تعهد ایالات متحده به ناتو تضعیف شود. حتی صرف اعلام چنین ابتکاری نیز پیام روشنی از استقلال‌طلبی ترکیه به شرکای فعلی‌اش مخابره می‌کند و دست آنکارا را تقویت می‌سازد.

این رویکرد می‌تواند در سایر اهداف بلندمدت سیاست خارجی ترکیه نیز کاربرد داشته باشد: از روند عضویت در اتحادیه اروپا گرفته تا همکاری‌های مرتبط با برجام، حرکت به سمت عضویت کامل در سازمان همکاری شانگهای، گسترش نفوذ در جهان ترک آسیای مرکزی و ایفای نقش میانجی در مناقشات بین‌المللی.

در مجموع، ترکیه فرصت‌های ناشی از «پل زدن میان شرق و غرب» را نه‌تنها ابزاری برای تأمین امنیت ملی، بلکه وسیله‌ای برای نمایش استقلال راهبردی خود و کسب اهرم فشار در میان بلوک‌های قدرت جهانی می‌داند.

برچسب ها: ترکیه

ارسال نظرات