پرسش و پاسخ

۱۹ شهريور ۱۴۰۵

بنیاد سوروس

کد خبر : 374

به گزارش رهنما، بنیاد سوروس (Soros Foundation)، با نام اصلی بنیاد جامعه باز (Open Society Institute - OSI) متعلق به جرج سوروس، سیاست‌مدار و سرمایه‌دار مجاری‌تبار آمریکایی است که در سال ۱۹۹۳ تأسیس شده است. سوروس سال‌های متمادی با تشکیل یک شرکت سرمایه‌گذاری و یک سازمان مطالعاتی حقوق بشر، به انجام امور چندمنظوره مبادرت کرده است. بنیاد سوروس در کنار بنیاد رسانه‌ای رابرت مرداک (امپراتور یهودی رسانه‌های خبری)، دومین سازمان رسانه‌ای جهان است که بیشترین شبکه‌های تلویزیونی، خبرگزاری‌ها، پایگاه‌های اینترنتی، خبرنامه‌ها و روزنامه‌ها را در سطح جهان مدیریت و هدایت می‌کند، با این تفاوت که فعالیت رسانه‌ای مرداک (مردوخ) آشکار است و جسورانه در اداره و خرید شبکه‌های بزرگی، چون فاکس‌نیوز تا الجزیره و حتی رسانه‌های آسیای دور ظاهر می‌شود؛ اما سوروس بیشتر اصرار دارد مشی نهان را در خرید و هدایت رسانه‌ها ایفا کند.

هدف این مؤسسه، آن‌طور که خود عنوان می‌کند ایجاد و حفظ ساختارها و نهادهای جامعه باز است. خود مؤسسه و رسانه‌های غربی فعالیت بنیاد مذکور را از کمک انسان‌دوستانه گرفته تا بهداشت عمومی و رعایت حقوق بشر و اصلاحات اقتصادی عنوان می‌کنند. البته این رویکرد منحصراً مختص نهادهای تأثیرگذار در سیاست خارجی آمریکا و طرفداران سوروس است و بسیاری از ناظران سیاسی و سیاستمداران کشورهای گوناگون و به ویژه کشورهایی که به نوعی با پدیده «انقلاب‌های مخملی» مواجه شده‌اند، نظری برخلاف این دارند. در این زمینه، بسیاری از صاحب‌نظران سیاسی به واسطه وجود اسناد مرتبط با فعالیت بنیاد سوروس در بسیاری کشورها، معتقدند هدف این بنیاد در کشورهای گوناگون چیزی جز «براندازی نرم و خاموش» نیست و دیگر فعالیت‌های این بنیاد، جنبه پوششی و منحرف کردن اذهان دارد.

از دید طرفداران این رویکرد، سوروس به منظور ظاهرسازی این مسئله سعی کرده در هر کشور فعالیت‌های مالی و مطالعاتی را به همراه یکدیگر دنبال کند. به عبارت دیگر، این بنیاد در کشورهای مربوط افزون بر اینکه شرکتی را برای کسب ثروت و سرمایه‌گذاری تأسیس می‌کند و جالب آنکه این دو سازمان حق برقراری رابطه مستقیم یا حتی گفت‌وگو و تبادل‌نظر با یکدیگر را ندارند تا از این طریق، راه بر هرگونه اتهام دولت‌ها مبنی بر حمایت سوروس از مخالفان این کشورها بسته شود.

سوروس در بیش از 30 کشور جهان، از جمله جمهوری‌های آذربایجان، ارمنستان، ازبکستان، اوکراین، تاجیکستان، روسیه، گرجستان، قرقیزستان، قزاقستان و مولداوی نمایندگی‌های فعال دارد.

سوروس و فعالیت‌های براندازی در کشورها

این بنیاد با ارائه اعتبار به محققان و طرح‌هایی در رابطه با کتابخانه و شبکه‌های اینترنتی، برنامه‌های اطلاع‌رسانی و نظرسنجی‌های گسترده، در مراکز مطالعاتی در کشورها شروع به فعالیت کرده و سپس با ارزیابی مخالفان دولت مرکزی و حمایت از روزنامه‌های مخالف دولت، حمایت از سازمان‌های فعال حقوق بشر و حمایت از جنبش‌های دانشجویی به منزله پشتوانه حرکت‌های مردمی، زمینه را برای انقلابی آرام فراهم می‌کند. آرام بودن و جلوگیری از خونریزی در تحرکات نیز از چارچوب‌های بنیاد به شمار می‌آید. این بنیاد در همه کشورها ارتباط خوبی با سازمان‌های فعال حمایت از حقوق بشر دارد و حتی برخی از آنها را غیرمستقیم هدایت می‌کند. طبق مطالعات به عمل آمده، این بنیاد معمولاً در همه کشورها با حکومت‌های آنان مشکل داشته و باب طبع سران کشورها نیست.

عمده‌ترین فعالیت این بنیاد در حوزه کشورهای آسیای میانه و قفقاز بوده است، به گونه‌ای که در این کشورها موفق به شکل‌دهی، سازماندهی و ایجاد چندین انقلاب رنگین شده است. برای نمونه، یک سال پیش از «انقلاب مخملین» گرجستان که بدون کوچک‌ترین درگیری و خشونت انجام شد، آمریکایی‌ها گروهی از دانشجویان گرجی را شناسایی و به صربستان(یوگسلاوی سابق) منتقل کردند تا شیوه تظاهرات و آشوب را زیرنظر مأموران کارآزموده سیا و پنتاگون آموزش ببینند. آنها دو ماه پیش از آشوب به گرجستان بازگشتند و شروع به آموزش یک هزار نفر دیگر برای شورش کردند. در اوکراین نیز گروه «پورا» بسیاری از آموزش‌ها برای آغاز چنین حرکت انقلابی را تحت‌نظر رهبران اوتبور گذرانده بودند. همزمان با تحولات در این کشور، تشکیلاتی با نام «زنایو» که از حمایت بیش از 100 سازمان غیردولتی و مردمی برخوردار بود، پیش از انتخابات حدود 7 میلیون بروشور و اطلاعیه در سراسر کشور پخش کرد و از مردم خواست به جنبش خیابانی بپیوندند. در میان حامیان مالی «زنایو» نقش «بنیاد سوروس» از همه چشمگیرتر بود. سناریوی مشترک بنیاد سوروس در همه‌ کشورهایی که در آنها دخالت کرده، حمایت از گروه‌های دانشجویی همسو با افکار دولت آمریکا، توجه به نقاط ضعف اقتصادی کشورها، ایجاد امیدواری به آینده‌ای روشن با رفع مشکلات اقتصادی با تغییر هیئت حاکمه، ایجاد بحران هویت ملی و... بوده است.

سوروس در ایران

بنیاد سوروس از مؤسسات و مراکزی که به دنبال ایجاد «نافرمانی مدنی» در جمهوری اسلامی ایران هستند نیز حمایت می‌کند. مهم‌ترین مورد آن، حمایت و پشتیبانی بنیاد سوروس از مرکز آمریکایی «ویلسون» است که «هاله اسفندیاری» از مدیران بخش خاورمیانه‌ای آن است. طبق اعتراف اسفندیاری، بنیاد سوروس با حمایت از برنامه خاورمیانه‌ای مرکز ویلسون، به دنبال ایجاد یک شبکه ارتباط غیررسمی در ایران به منظور عملی کردن اهداف براندازی نرم بوده است.

وزارت اطلاعات مدتی پس از دستگیری هاله اسفندیاری در 18 اردیبهشت سال 87 و تحقیقات از وی اعلام کرد که اسفندیاری، یکی از مدیران مؤسسات مرتبط با سوروس، از تلاش این بنیاد برای اجرای براندازی نرم در ایران پرده برداشته است. در گزارش وزارت اطلاعات آمده بود، اسفندیاری به مثابه مرکز حلقه اتصال ارتباط ایرانیان با سازمان‌ها و نهادهای آمریکایی عمل کرده است. جالب آنکه اسفندیاری خود اعتراف کرده بود فعالیت‌ها و برنامه‌های مربوط به ایران در برنامه خاورمیانه مرکز ویلسون، از طریق بنیاد آمریکایی سوروس، حمایت و پشتیبانی مالی شده است.

به طور مشخص‌تر، در ارتباط با فعالیت‌های این بنیاد در ایران باید گفت، جرج سوروس در اولین دوره پیروزی آقای احمدی‌نژاد در انتخابات، در مصاحبه‌ای با پایگاه خبری «راو استوری» ضمن اشاره به تمایل برای فعالیت در ایران تحت پوشش مؤسسه‌های مردم‌نهاد، ایران را از کشورهای «مورد علاقه» خود نامید. در واقع، از مدت‌ها پیش از برگزاری انتخابات ریاست‌جمهوری دهم در سال 1388، اظهارات و سخنرانی‌های نظریه‌پردازان مؤسسات غربی بر لزوم تغییر در ساختار حکومتی نظام جمهوری اسلامی ایران با تکیه بر تجربیات کودتاهای مخملی در اوکراین و گرجستان تأکید داشت. در این راستا، ساماندهی پروژه کودتای مخملین در ایران، مانند نمونه‌های قبلی به «بنیاد جامعه باز» به مدیریت «جرج سوروس» واگذار شد؛ زیرا این بنیاد به واسطه ارتباط‌گیری‌هایی که در اوایل دهه 80 با برخی شخصیت‌های درون نظام انجام داده بود، برای اجرای این پروژه، از منظر آمریکایی‌ها گزینه مناسبی محسوب می‌شد. با استناد به اعترافات دستگیرشدگان فتنه 88، نقش بنیاد سوروس در تغذیه مالی جریان برانداز محرز می‌شود؛ جریانی که فروپاشی از درون را در دستور کار خود قرار داده بود و در این راستا آموزش‌ تکنیک‌های نافرمانی مدنی و مبارزات بدون خشونت را از طریق دفاتر رسانه‌ای و تبلیغاتی بنیاد مزبور کسب کرده بود.

در همین زمینه، باید از نقش «کیان تاج‌بخش» مدیر بنیاد سوروس در ایران یاد کرد. در زمان دستگیری اسفندیاری، همکاری وی با وزارت اطلاعات موجب شد که کیان تاج‌بخش، مدیر و نماینده بنیاد آمریکایی سوروس در ایران نیز شناسایی و دستگیر شود. وی در تحقیقات اولیه اظهار داشت، بنیاد سوروس در ایران با ایجاد یک شبکه ارتباط غیررسمی و تلاش برای توسعه و گسترش آن، اهداف براندازانه خود را دنبال می‌کند.

تاج‌بخش، اجرایی کردن اهداف بنیاد سوروس را از طریق راه‌اندازی کارگاه‌های مطالعاتی با حضور دانشجویان و جوانان و تدریس اصول و مبانی شبکه‌سازی اجتماعی به مثابه اصلی‌ترین مبنای براندازی نرم حکومت‌ها دنبال کرده است. وی اگر چه مدرس رسمی دانشگاه‌های ایران نبوده، اما از سال 1383 با حضور در کلاس‌های «جامعه‌شناسی شهری» به شکل‌های گوناگونی، چون استاد «دانشگاه نوین تحقیقات اجتماعی نیویورک» درباره کیفیت «شبکه‌سازی اجتماعی» در مقام یک «سرمایه اجتماعی» سخنرانی کرده بود.

همگام با طرح «شبکه‌سازی» و «نهادسازی» اجتماعی بنیاد سوروس، کیان تاج‌بخش حضوری پررمز و راز در حلقه‌های فرهنگی و هنری نیز داشت. بنیاد سوروس در هر کشور، مجموعه‌ای متناسب با همان کشور مشتمل بر فعالیت‌های فرهنگی، هنری، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی را با حمایت‌های پولی و مالی ارائه می‌دهد.

ارسال نظرات

captcha