- نگاهی به آنسوی واردات احتمالی غلات از آمریکا
- انتقاد مردم از اختلال دوباره بانکها/ علت حملات مستمر به بانکهای اصلی کشور چیست؟
- برق دزدی عجیب در شهرکهای صنعتی
- سقوط خودروهای بنزینی در بزرگترین بازار جهان
- امتیازات اقتصادی ایران در توافق اولیه؛ کم و کیف ، اما و اگرها
- ۴ روش تأمین مالی برای بازسازی در پساجنگ/ تأکید دانشجعفری بر یک فرمول بازسازی با کمترین هزینه برای اقتصاد ملی
- بورس در قله ۵ میلیونی
- اعطای اعتبار؛ حلقه مفقوده در اقتصاد خانوارهای ایرانی
- جنگ تنها عامل "گرانی" نیست/ حمایت قضات کهنهکار از رویکرد اقتصاددانهای نخبه
- آتشی که جنگ ایران بر بازار دستمزدها و کسب و کار اروپا زد!
- جنگ خاورمیانه صنعت هوایی چین را وارد بحران تازه کرد
- مذاکره، صحنه دیگری از کارزار میدان نبرد است/ لزوم استمرار حضور مقتدرانه وپشتیبانی از افسران عرصه دیپلماسی تا کسب پیروزی نهایی
- اعتراف آمریکاییها به فشار اقتصادی ناشی از جنگ علیه ایران
- راه تامین مالی پروژههای زیرساختی هموار شد
- افت بازارهای بورس اروپا با تهدید تعرفهای جدید ترامپ
۲۲ مهر ۱۴۰۵ چرا اقتصاد ایران تحریم ناپذیر است؟
اقتصاد ایران تحریمپذیر نیست. این شاید گزارهای باشد که اکنون همه، از دوست تا دشمن، به آن اذعان دارند. ساختار و مدل اقتصاد ایران، مرزهای گسترده زمینی و دریایی و سیاستهای اقتصادی کشور مبتنی بر خودکفایی، خوداتکایی و استقلال سیاسی و اقتصادی، از مهمترین دلایلی است که اقتصاد ایران را، بهرغم ایجاد سختیهای فراوان، در برابر هر گونه تهدیدی واکسینه کرده است.
وزیر متوهم خزانهداری آمریکا طی روزهای گذشته در گفتگویی صراحتاً گفته بود با توجه به محدودیتهای اعمالشده علیه اقتصاد ایران، اقتصاد این کشور تا دو هفته آینده دچار فروپاشی خواهد شد! وزیری که البته حرفهای پیشینیان خود را تکرار میکند؛ همان کسانی که دم از تحریمهای فلجکننده و فروپاشی اقتصادی میزدند.
هرچند ایران در طول ۴7 سال گذشته عملاً زیر شدیدترین فشارهای تحریمی آمریکا و اروپا قرار داشته است، اما از سال ۲۰۱۱ و با اعمال تحریمهای نفتی — که سودای صفر کردن صادرات نفت را در سر داشت — این استراتژی دنبال میشد که قطع کامل درآمدهای ارزی حاصل از فروش نفت، آن هم در شرایطی که بخش زیادی از بودجه کشور وابسته به نفت است، میتواند حتی امور روزمره مردم ایران را دچار آسیب جدی کند؛ تا در سایه وقوع آشوبهای داخلی و سرخوردگی از ناتوانی در تأمین دارو و غذا، خواستههای نامشروع غرب از جمهوری اسلامی پای میز مذاکره تحمیلی نقد شود.
اتفاقی که هرگز رخ نداد و امروز نزدیک به ۱۵ سال از روزهای نخستین تحریم فروش نفت و سیستم بانکی ایران در اوایل دهه ۹۰ میگذرد. در هر صورت، با عبور از سالهای سخت تحمل فشارهای بیرونی، نقشه شوم طراحان تحریم آنطور که انتظار داشتند پیش نرفت و ایران توانست با بهرهگیری از توان داخلی و ایجاد فرصتهای جدید، نیازهای فوری خود را برطرف کند.
برای نمونه، طراحان تحریم بنا داشتند صنایع مادر کشور نظیر نفت، پتروشیمی، خودروسازی، فولاد، لوازم خانگی، سیمان و... را از کار بیندازند؛ اما در نقطه مقابل، اتخاذ راهبردهای جدید نهتنها این صنایع را از کار نینداخت، بلکه برآیند یک دهه گذشته نشان میدهد در برخی از حوزهها، تحریم بهجای نغمت به نعمت تبدیل شد و استعدادهایی بروز یافت که در شرایط عادی هیچگاه مجال ظهور پیدا نمیکرد.
گام بعدی دشمن در جنگ اخیر و پس از شکست ایده تحریمهای فلجکننده، محاصره دریایی بود تا از این طریق عملاً ارتباط ایران را با سایر کشورها قطع کرده و باعث کمبود کالا و قحطی در کشور شود؛ اقدامی که از ابتدا نیز صرفاً یک اقدام نظامی نبود، بلکه هدف اصلی آن، فشار بر اقتصاد ایران از مسیر تجارت، نفت، بیمه، حملونقل و دسترسی به بنادر بود. آمریکا میدانست که در جنگ جدید، هزینهسازی فقط با حمله نظامی انجام نمیشود؛ اگر صادرات نفت کند شود، کشتیها در ورود و خروج دچار ریسک شوند، شرکتهای بیمه نرخها را بالا ببرند، بانکها در تسویه مالی احتیاط کنند و واردات مواد اولیه با تأخیر انجام شود، اقتصاد ایران حتی بدون تشدید مداوم حملات نظامی نیز هزینه خواهد داد.
به همین دلیل، محاصره دریایی را باید بخشی از راهبرد «نه جنگ، نه صلح» دانست. در این وضعیت، کشور نه درگیر جنگ تمامعیار است که همه ساختارها آرایش کامل دفاعی بگیرند، و نه در صلح پایدار قرار دارد که تجارت، سرمایهگذاری و تولید به روال عادی بازگردد. اما مرزهای گسترده زمینی ایران، ارتباط خوب با برخی همسایگان و البته پیشبینیهای صورتگرفته از سوی ایران در برابر رفتارهای خصمانه دشمن باعث شد آنها در تمامی اهداف خود با شکست مواجه شوند.
ارسال نظرات