پرسش و پاسخ

۲۲ مهر ۱۴۰۵

نبرد روایت در مصاف اراده‌ها

ایران
این روزها رژیم متجاوز آمریکا ، پس از بن‌بست در میدان و دیپلماسی، به «محاصره هوایی و دریایی» روی آورده‌ تا با بستن شریان‌های حیاتی، اراده ملت ایران را دچار تزلزل کرده و یاس را بر جامعه حاکم کنند.
کد خبر : 22235

تبیین:

سید علی ساداتی نژاد

ایران مقتدر امروز درگیر یک «جنگ ترکیبی» تمام‌‌عیار است؛ نبردی پیچیده و چندلایه که دشمن آمریکایی پس از آزمودن چند دهه تحریم اقتصادی، ترورهای بزدلانه، تجاوز به خاک مقدس میهن در جنگ ۱۲ روزه، فتنه‌انگیزی در کودتای دی‌ماه ۱۴۰۴ و نبرد سنگین ۴۰ روزه‌ای که در آن قائد امت و جمعی از برجسته‌ترین فرماندهان و فرزندان رشید ملت به فیض شهادت نائل آمدند، به راه انداخته است.

اگرچه نیروهای مسلح ما بویژه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و ارتش فداکار با هماهنگی و هم‌افزایی مثال‌زدنی، سیلی سختی بر گوش متجاوزان آمریکایی-صهیونیستی نواختند و فرماندهی انتظامی نیز هم در خط مقدم مقابله با شبکه جاسوسان موساد و هم در خنثی‌سازی کودتای دی‌ماه با مرزبندی هوشمندانه میان مردم و اغتشاشگران خوش درخشید، اما دشمن ناامید از میدان نظامی، اکنون جبهه جدیدی را گشوده است.

این روزها رژیم متجاوز آمریکا ، پس از بن‌بست در میدان و دیپلماسی، به «محاصره هوایی و دریایی» روی آورده‌ تا با بستن شریان‌های حیاتی، اراده ملت ایران را دچار تزلزل کرده و یاس را بر جامعه حاکم کنند. در این میان، دونالد ترامپ - به عنوان کاسب‌کاری که شیفته برندسازی شخصی و قدرت رسانه است - با استفاده از پیام های اغراق‌آمیز، قلب واقعیت و ارسال پیام‌های مستقیم در شبکه‌های اجتماعی، درصدد دستاوردسازی پوشالی از این کارزار و القای پیروزی به افکار عمومی آمریکا است. اما حقیقت عینی میدان چیز دیگری است: آنچه ترامپ به عنوان فتح‌‌الفتوح عرضه می‌کند، شوهای پوچ رسانه‌ای برای پوشاندن یک ناکامی فاحش استراتژیک است.

با این حال، نباید دچار ساده‌انگاری شد. در عصر حاضر، جنگ اصلی صرفاً در میدان جنگ تعیین تکلیف نمی‌شود؛ بلکه این «مهندسی روایت» است که پیروز واقعی را مشخص می‌کند. در جنگ نامتقارن اراده‌ها، هر طرفی که اراده‌اش سست شود و قافیه را در «میدان روایت» ببازد، شکست خواهد خورد. گاه شاهد آن هستیم که برخی جریان ها و رسانه‌ها با اتخاذ رویکردهای فاقد ظرافت و ناآگاهی از ریزه‌کاری‌های جنگ شناختی، ناخواسته فرصت تثبیت روایت حق را از دست داده و میدان را برای تکثیر روایت دروغین دشمن هموار می‌سازند؛ رفتاری که نتیجه آن، دزدیده شدن پیروزی میدانی ما توسط سرویس‌های رسانه‌ای غرب است.

امروز ما با مدل بسیار خطرناکی از عملیات‌های اطلاعاتی روبرو هستیم؛ نقطه‌ای که در آن، سرویس جاسوسی موساد و سیا ابتدا «در مغزها ماشه می‌چکاند» و سپس دست به سلاح می‌برد. گذار دشمن از ترور فیزیکی به «ترور ترکیبی»، ناشی از آسیب‌پذیری آنان در برابر پدیده «اسطوره‌سازی از شهدا» است. دکترین جدید اتاق‌های فکر تل‌آویو و واشنگتن بر این پایه استوار شده که پیش از شلیک گلوله واقعی، سوژه را در اتمسفر شناختی از صندلی اقتدار اجتماعی‌‌اش به سقوط بکشانند. سیاه نمایی، ترور شخصیت و تخریب جایگاه اخلاقی مسئولان و چهره‌های ملی از طریق انتشار اسناد دست‌کاری‌شده یا ادعاهای جنجالی، یک «جراحی روانی» برای قتل اجتماعی مردم است تا اگر روزی حذف فیزیکی رخ داد، بازتاب قهرمانانه‌ای در جامعه نداشته باشد.

در این الگو، شبکه نفوذ دشمن حتی به رسانه‌های رسمی خود نیز تکیه نمی‌کند؛ بلکه با بهره‌گیری از تکنیک‌های روان‌شناختی ، افشاگری‌های هدایت‌شده را به شاخ‌های مجازی و دنباله های داخلی می‌سپارد تا تخریب، صبغه بومی به خود بگیرد و مخاطب تصور کند حقیقت را از زبان «یکی از خودمان» می‌‌شنود. حتی افشاگری‌های خودخواسته‌ای که گاه در رسانه‌هایی نظیر اسرائیل‌‌هیوم درباره دسترسی‌های اطلاعاتی موساد منتشر می‌شود، تکه‌ای از همین پازل عملیات روانی برای تزریق حس ناامنی، تغییر محاسبات و بزرگ‌نمایی کاذب از قدرت دشمن است.

تقارن هفته انتظامی با این تحولات حساس، فرصتی مغتنم برای تبیین اولویت‌های جدید امنیتی کشور است. ضمن گرامی‌داشت هفته انتظامی و مجاهدت‌های فرماندهان، کارکنان خدوم فراجا و خانواده معظم شهدا، باید تاکید کرد که امروزه حیات کشور در گرو «آرایش تمام‌عیار در جنگ روایت‌ها»ست. سازمان عقیدتی سیاسی انتظامی و سایر دستگاه‌های فرهنگی و رسانه‌ای کشور باید هوشیار باشند که در برابر این مدل از جنگ ترکیبی، ابزارهای سنتی هرگز پاسخگو نیستند.

اگر می‌خواهیم در این نبرد پیچیده غلبه کنیم، باید با الگوی مجاهدانی چون شهید مرتضی آوینی و با ایمان راسخ وارد عرصه جهاد تبیین شویم. پیش‌دستی در ارائه روایت ، جهاد تبیین برای از بین بردن فضای رازآلودگی  که خوراک اصلی سیا و موساد است  و ارتقای جدی بینش سیاسی و سواد رسانه‌ای کارکنان برای تبدیل افکار عمومی به یک «گارد دفاعی هوشمند»، تنها پادزهر نجات‌بخش است. اگر پیروزی‌های شگفت‌انگیز نظامی با روایتگری صادقانه، متوازن و هنرمندانه گره بخورد، هیچ خدعه و ترور رسانه‌ای نمی‌تواند اراده این ملت بزرگ را دچار تزلزل کند؛ چرا که در نبرد اراده‌ها، حق ماندگار است و باطل نابودشدنی.

ارسال نظرات

captcha