پرسش و پاسخ

۲۲ مهر ۱۴۰۵

چرا ایران به عقب بازنخواهد گشت؟

ایران قوی
ایران امروز صرفا یک واحد سیاسی یا مرز جغرافیایی برآمده از معاهدات مدرن نیست؛ ایران یک «پدیده تمدنی پیوسته» با چند هزار سال پیشینه در هضم، مهار و دگرگون‌سازی امواج مهاجمان است. پیوند این هویت دیرپای تاریخی با جهان‌بینی جهان‌شمول اسلام ناب، به پدیداری یک «هویت ترکیبی قدرتمند» انجامیده که در برابر مهندسی معکوس بیگانگان نفوذناپذیر است.
کد خبر : 22218

تبیین:

پیام اخیر رهبر معظم انقلاب اسلامی در تقارن زمانی  معنادار «هفته دفاع مقدس» و «سالگرد شهادت سید مقاومت، شهید سیدحسن نصرالله»، منبعث از یک  راهبرد  ادراکی روشن در برابر راهبرد فرسایشی جبهه استکبار است. تعبیر عمیق و نمادین «قیام ققنوس‌وار» نظام اسلامی از دل بحران‌ها و تأکید قاطع بر این اصل که «ایران به دورانی که دشمن آرزویش را دارد بازنخواهد گشت»، فراتر از یک گزاره حماسی، صورت‌بندی دقیق یک واقعیت عینی در هندسه قدرت نوین منطقه‌ای و بین‌المللی محسوب می شود. در زمانه‌ای که اتاق‌های عملیات روانی غرب تمام توان خود را بر «برنامه‌ریزی برای بازتولید احساس حقارت تاریخی» و «القاء بن‌بست و عقب‌گرد» متمرکز کرده‌اند، پرسش کلیدی این است: چرا فرآیند پیش‌روندگی ایران اسلامی بازگشت‌ناپذیر است و ریشه‌های این بالندگیِ نامتقارن در کدام لایه‌های معرفتی جای دارد؟در این خصوص نکاتی وجود دارد که لازم است مورد توجه قرار گیرد:

نخست اینکه در دستگاه محاسباتی ماتریالیستیِ غرب، فشار حداکثری، ترور، تحریم و تهدید نظامی متغیرهایی هستند که لاجرم به فروپاشی اراده ملی و تسلیم سیستماتیک یک کشور  می‌انجامند. اما نقطه کور تحلیلگران غربی، ناتوانی در درک مؤلفه‌های اعتقادی-دینی جامعه ایرانی است. گفتمان  عاشورا و فرهنگ  انتظار، رنج و بحران را به عنوان «نقطه پایان» تعریف نمی‌کنند، بلکه آن را «بستر تعالی و ابتلای جمعی» می‌دانند.خون شهیدان، از شهدای هشت سال دفاع مقدس تا فرماندهان بزرگی چون شهید امام خامنه ای ( ره)، شهید حاج قاسم سلیمانی و شهید سیدحسن نصرالله، در این منظومه به مثابه شوک احیاگر و عامل  تجمیع کننده انرژی متراکم معنوی عمل می‌کند. همین ساختار معنایی است که از دل خاکستر تهدیدها، فرصت‌های جهشی می‌آفریند؛ سازوکاری که در کلام رهبری، خصلت ققنوس‌وار نامیده شده است: هر بار که دشمن تصور می‌کند کاروان انقلاب با ضربه‌ای سهمگین متوقف شده، هویت ایمانی جامعه با انسجام و وسعتی عمیق‌تر سر برمی‌آورد و افق‌های جغرافیایی و گفتمانی جدیدی را فتح می‌کند.

نکته دوم اینکه ایران امروز صرفا یک واحد سیاسی یا مرز جغرافیایی برآمده از معاهدات مدرن نیست؛ ایران یک «پدیده تمدنی پیوسته» با چند هزار سال پیشینه در هضم، مهار و دگرگون‌سازی امواج مهاجمان است. پیوند این هویت دیرپای تاریخی با جهان‌بینی جهان‌شمول اسلام ناب، به پدیداری یک «هویت ترکیبی قدرتمند» انجامیده که در برابر مهندسی معکوس بیگانگان نفوذناپذیر است.دوران قاجار و پهلوی که دوران اوج تحقیر، وابستگی ساختاری و تاراج حاکمیت ملی بود، در حافظه جمعی ایرانیان به عنوان یک «انحراف نامطلوب  تمدنی- تاریخی» ثبت شده است. اراده جامعه ایرانی بر عدم بازگشت به آن دوره فرودستی، ریشه در این بلوغ تمدنی دارد. امروز ملت ایران طعم  استقلال، بازدارندگی بومی و تأثیرگذاری فرامنطقه‌ای را چشیده است؛ ملتی که خود به تولید دانش، فناوری‌های پیشرفته و دکترین دفاعی دست یافته، هرگز  به عقب‌نشینی به جایگاه یک پیرامونِ مصرف‌کننده و وابسته تن نخواهد داد.

نکته سوم اینکه امروزه صحنه نبرد واقعی از میدان‌های سخت به ذهن و ادراک شهروندان منتقل شده است. غایت تمام فشارهای اقتصادی و ترکیبی،  شکستن ستون فقرات «اعتمادبه‌نفس ملی» و القای این گزاره دروغین است که تنها راه رهایی، پذیرش مجدد هژمونی غرب است. با این حال، جامعه ایرانی در بطن این چالش‌ها دچار یک «جهش شناختی» شده است.شناخت تجربی مردم از فرجام سازش‌کاری در منطقه و جهان، در کنار مشاهده عینی دستاوردهای خوداتکایی، نوعی مصونیت ادراکی پایدار خلق کرده است. مردم دریافته‌اند که ایستادگی هزینه دارد، اما هزینه تسلیم و بازگشت به مدار سلطه، به مراتب ویران‌کننده‌تر و متضمن نابودی شرافت و تمامیت ارضی است. سایه پرواز این هویت خودباور چنان وسعتی یافته که نه تنها در درون مرزها تثبیت شده، بلکه به الگوی الهام‌بخش هسته‌های مقاومت در سراسر منطقه تبدیل شده است.

نکته پایانی، معطوف به جایگاه خاص "جهاد تبیین"در این خیزش ققنوس وار باز می گردد. اگر پیوند میان مؤلفه‌های سه‌گانه (اعتقادی، تمدنی و شناختی) در ذهن نسل‌های جدید تثبیت شود، امواج سنگین بمباران رسانه‌ای دشمن نمی‌تواند گسل‌های نسلی و معرفتی ایجاد کند. اینجا است که اهمیت راهبردی «جهاد تبیین» آشکار می‌شود.

جهاد تبیین، فرآیند اتصال نظام مند  و زنده‌سازی این ظرفیت‌های اعتقادی-تمدنی  به زبان امروز است. کارویژه اصلی تبیین، افشای پشت‌پرده طراحی‌های شناختی دشمن برای بازتولید «نوستالژی کاذب از دوران اسارت و ذلت» و بازنمایی شفاف «مسیر طی‌شده و قله‌های پیش‌رو» است. تا زمانی که روایت پیروزی، حقیقت فداکاری شهدا و منطق مقاومت به عنوان نرم‌افزار اصلی ذهنیت عمومی تثبیت شود، دشمن در تحقق آرزوی خام خود برای بازگرداندن ایران به مدار انفعال، ناکام مطلق خواهد بود.

در نهایت اینکه پیام راهبردی رهبر انقلاب، ترسیم خط پایان برای رویای بازگشت‌پذیری است. ایران اسلامی با اتکا به جوشش اعتقادی عاشورا، میراث تمدنی چندهزارساله، خودآگاهی شناختی و هدایت راهبردی، به نقطه‌ای از بلوغ و پویایی درونی رسیده که بازگشت به مدار وابستگی برای آن از نظر ساختاری و هویتی ناممکن است. این ققنوس بال‌گشوده، امروز نه تنها از خاکستر تهدیدها عبور کرده، بلکه با تثبیت موازنه قدرت جدید، آینده را بر مدار اراده و عزت خود رقم خواهد زد.

ارسال نظرات

captcha